یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

عاشقانه


یوسف صدیق


• عطر قهوه، بوی شب بو.
شعر من پلک نخواهد زد
مگر تو بیایی
و ستاره ها به خوابگاهشان
پشت حواس پنجگانه ام بازگردند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۲ فروردين ۱٣۹۷ -  ۱ آوريل ۲۰۱٨


 
 عطر قهوه، بوی شب بو.

شعر من پلک نخواهد زد

مگر تو بیایی

و ستاره ها به خوابگاهشان

پشت حواس پنجگانه ام بازگردند.

ای آفتابی که تن پوشت را

از بی خوابی های شعرم گرفته ای،

بگذار سایه ای باشم برایت، سایه ای

و از کهکشان الفبا تا سیاره ی سکوت

همراهی ات کنم.

گاهی رفتن

معنایی جز آمدن ندارد.

چمدان ات را ببند

و به پروانه ای که هر پگاه

روی شانه ات می نشیند

بگو : دیگر وقت رفتن است.


هم تو می دانی، هم من

عددها در شعر، سرگیجه می گیرند

مقیاس ها دیوانه می شوند

پس من چگونه بگویم، چکونه بگویم

چند تا، چقدر ، تا آسمان

دوستت دارم...



فروردین ۱۳۹


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست