یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سوریه متحد در مقابل اتحاد استراتژیک آمریکا – ترکیه


اردشیر زارعی قنواتی


• سفر "رکس تیلرسون" وزیر امور خارجه آمریکا به ترکیه در شرایطی که روابط دو کشور به دلایل متعدد از جمله تحولات سوریه به شدت متشنج شده است و ارتش ترکیه نیز پروژه تجاوز به منطقه کردی "عفرین" را علیه "یگان های مدافع خلق" به عنوان نیروهای متحد آمریکا عملیاتی کرده است، بسیار با اهمیت می باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲ اسفند ۱٣۹۶ -  ۲۱ فوريه ۲۰۱٨


سفر "رکس تیلرسون" وزیر امور خارجه آمریکا به ترکیه در شرایطی که روابط دو کشور به دلایل متعدد از جمله تحولات سوریه به شدت متشنج شده است و ارتش ترکیه نیز پروژه تجاوز به منطقه کردی "عفرین" را علیه "یگان های مدافع خلق" به عنوان نیروهای متحد آمریکا عملیاتی کرده است، بسیار با اهمیت می باشد. این دیدار در جریان یک تور شش روزه از ۱۰ تا ۱۶ فوریه توسط رئیس دیپلماسی آمریکا به منطقه انجام گردید که پنج کشور مصر، اردن، کویت، لبنان و ترکیه را شامل می شود و به نوعی برای هماهنگی حول ایجاد یک نظم منطقه یی در راستای استراتژی سیاسی واشینگتن در خاورمیانه بود. اهمیت این تور سیاسی در مرحله پایانی آن بود که تیلرسون دو روز کامل را به آن اختصاص داد و دیدارهای پشت درهای بسته با "رجب طیب اردوغان" رئیس جمهوری و "مولود چاووش اوغلو" وزیر امور خارجه ترکیه داشت. دیدار سه ساعته وزیر امور خارجه آمریکا با اردوغان و سپس دیدار طولانی مدت تر وی با همتای ترک خود نشان می دهد که دو بال اصلی ناتو برای تنظیم روابط خود وارد معاملات و بده بستان های سیاسی بسیار حساسی شده اند. در پایان این دیدارها و در کنفرانس مطبوعاتی تیلرسون و چاووش اوغلو هر چند که دو طرف سعی کردند وارد جزئیات نشوند اما با تاکید بر درک متقابل و ضرورت هماهنگی بین دو کشور در مواجه با تحولات سوریه تصویری از روابط دوجانبه جدید را ترسیم کردند که بدون تردید در آینده نزدیک بسیاری معادلات کلان را دگرگون خواهد کرد. البته اگر موضوع این دیدار و مذاکرات از زاویه انتزاعی بررسی شود با توجه به غیرعلنی بودن محورها و مفاد مطرح شده در مذاکرات می تواند عادی تلقی شود اما اگر به جایگاه آمریکا و ترکیه در چارچوب روابط تاریخی دو کشور، نقش تعیین کننده آنان در پیمان ناتو، اهمیت بازدارندگی نزدیکی آنکارا به مسکو برای استراتژیست های واشینگتن و منافع مشترک دوجانبه در نظام منطقه یی نگاه شود، موضوع ابعاد دیگری به خود می گیرد.
تنش در روابط بین واشینگتن و آنکارا در طی سال های اخیر دقیقا بعد از شکست پروژه مشترک دو کشور در روند تحولات سوریه با هدف سرنگونی دولت "بشار اسد" کلید خورد که هیولای تروریسم بنیادگرای اسلامی و به خصوص "داعش" از کنترل حامیان اولیه آن خارج شد و سودای قلمرو سرزمینی را عملیاتی کرد. دقیقا به این مفهوم که یک کارت بازی تبدیل به یک ضلع بازی گردید که اهداف مستقل خود را حتی در تضاد با شرکای قبلی دنبال کرد و این موضوع حداقل برای واشینگتن قابل قبول نبود. به همین دلیل نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در منطقه در این مرحله برای اینکه بار دیگر با تجربه ویرانگر "القاعده" و "طالبان" در افغانستان مواجهه نشوند به سمت همکاری با نیروهای کرد در شمال سوریه تغییر موضع دادند. این تغییر موضع در آنکارا که به لحاظ تاریخی و سیاسی به شدت با موضوع "کرد" در تضاد بنیادین قرار داشت قابل تحمل نبود و در اینجا گسست در روابط بین واشینگتن – آنکارا موقعیت جدی و غیرقابل پذیرشی پیدا کرد. آمریکا که تمام سرمایه گذاری خود را در مرحله جدید بر روی نیروهای کردی انجام داده بود برای تحقق اهداف خود در سوریه منطقه شمال این کشور را به میدان بازی خود تبدیل کرد که در تضاد با اهداف آنکارا بود و زمانی که فرماندهان پنتاگون به صراحت از ارتش ٣۰ هزار نفره شامل یگان های مدافع خلق برای تعیین یک ساختار خارج از قلمرو حاکمیتی سوریه و در جوار مرزهای ترکیه اعلان کردند، صبر پاشای عثمانی لبریز گردید و آنان بدون در نظر گرفتن هشدارهای واشینگتن تانک ها و ارتش خود را روانه کانتون عفرین کردند. این تجاوز نظامی به خاک سوریه بار دیگر به رهبران واشینگتن نشان داد که در "منطقه آتش" و خط مقدم جبهه آن نیرویی که پشت جبهه نیرومندتری دارد در تعیین معادلات دست بالاتری پیدا می کند.                              
قبل از سفر تیلرسون به آنکارا در دیداری که بین "ابراهیم کالین" سخنگوی رجب طیب اِردوغان و ژنرال "هربرت ریموند مک مستر" مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ در استانبول صورت گرفت، هر دو طرف بر لزوم "همکاری استراتژیک بلندمدت" دو کشور تأکید کردند. در جریان مذاکرات تیلرسون با اردوغان و چاووش اوغلو نیز ظاهرا اظهارات آنان نشان می دهد که طرف آمریکایی توافق خود را با رهبران ترکیه برای به رسمیت شناختن منافع و اهداف کلان آنان در سوریه پذیرفته است. از طرف دیگر موضوع موجودیت و حفظ انسجام پیمان ناتو هم مطرح می باشد که آمریکا و ترکیه دو بال غربی و شرقی آن می باشند و در صورت تشدید اختلافات و احتمال برخوردهای نظامی به خصوص در منطقه "منبج" که هدف بعدی ترکیه می باشد، می توانست موجب فروپاشی این پیمان که ابزار اعمال هژمونی آمریکا در عرصه جهانی است، شود. برای آمریکا اصلا متحدین کردی در شمال سوریه مهم نبوده و نخواهند بود بلکه آنان در راستای سناریوی تشدید منازعه و جلوگیری از پیروزی دولت دمشق استراتژی خود را سازمان داده اند. به همین دلیل وقتی که تضاد با ترکیه به این مرحله حاد می شود و از سوی دیگر طرف ترک کارت اتحاد استراتژیک دو کشور در امور و بحران سوریه را روی میز می گذارد به نظر می رسد که منطق سیاسی نتیجه معادله را ورای لفاظی های سیاسی از قبل مشخص می کند. در شرایط جدید که کردهای به روشنی می بینند که واشینگتن در حال خیانت و خنجر زدن از پشت به آنان می باشد در طی روزهای اخیر مذاکرات فشرده یی را با ارتش سوریه در پایگاه "حمیم" با وساطت روس ها آغاز کرده اند که احتمال توافق نهایی بین آنان قریب الوقوع می باشد. هم اکنون تنها نیرویی که در حوزه سیاسی و میدانی به صورت فعال از کردها در عفرین حمایت می کند تنها همین ارتش سوریه می باشد که هم مسیر تدارکاتی برای نقل و انتقال یگان های مدافع خلق از کانتون کوبانی و جزیره به عفرین را فراهم می کند و هم اینکه گام به گام نیروهای خود را به سمت مناطق درگیری در عفرین اعزام می کند. اگر توافق و قول احتمالی واشینگتن به ترکیه در خصوص معامله حول شهر منبج اجرایی شود که پیش بینی می شود به زودی انجام گیرد، یگان های مدافع خلق زیر فشار واشینگتن این منطقه استراتژیک را از دست خواهند داد. به گزارش خبرگزاری رویترز در پایان دیدار وزیر خارجه ایالات متحده از ترکیه "تیلرسون به اردوغان گفته است که دولت آمریکا حق برخورداری ترکیه از امنیت در مرزهای خود را به رسمیت می‌شناسد". با توجه به تلقی آنکارا از مفهوم امنیت و اینکه نیروهای کرد را برای خود بزرگترین تهدید امنیتی می داند، این اظهارات منعکس کننده وضعیت جدیدی است که در حال رقم خوردن می باشد. وضعیت جدید و آنچه در مذاکرات آنکارا گذشته است را بدون تردید نیروهای کردی و دولت سوریه باید درک کرده باشند که در چنین صورتی در این سوی ماجرا و منازعه نیز معادلات جدیدی شکل می گیرد که می تواند ارتش سوریه و یگان های مدافع خلق را به عنوان دو نیروی سوری – سوری در مقابل دو نیروی خارجی در چارچوب مصالحه ملی به هم نزدیک کند.  


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست