یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نقد زبان (۶۴ تا ۷۰)
مُبصر در سازمان ملل


سهراب مبشری


• به دنبال اعلام قصد آمریکا برای انتقال سفارتش به اورشلیم، سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت اسم کشورهایی را که در سازمان ملل در این مورد با تصمیم آمریکا مخالفت کنند، یادداشت می کند و به ترامپ اطلاع می دهد. همین کم مانده بود که رئیس جمهوری آمریکا برای سازمان ملل مبصر بگذارد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۴ بهمن ۱٣۹۶ -  ۱٣ فوريه ۲۰۱٨


 هر موردی که از نظر شما به کار نقد زبان می آید را به نشانی اخبار روز برای ما ارسال کنید. ما همچنین از مقالات ارسالی مستقل شما در این عرصه استقبال می کنیم.

                                                                   * * *
نقد زبان (۶۴):‌ مبصر در سازمان ملل

به دنبال اعلام قصد آمریکا برای انتقال سفارتش به اورشلیم، سفیر آمریکا در سازمان ملل گفت اسم کشورهایی را که در سازمان ملل در این مورد با تصمیم آمریکا مخالفت کنند، یادداشت می کند و به ترامپ اطلاع می دهد. همین کم مانده بود که رئیس جمهوری آمریکا برای سازمان ملل مبصر بگذارد. در ضمن همین گفته خانم سفیر نشان داد دونالد ترامپ قادر نیست گزارش یک جلسه را که بلافصله در سایت سازمان ملل منتشر می شود ظرف چند ثانیه ببیند و نام کشورهای رأی دهنده را از آن استخراج کند. او باید منتظر شود کسی که سواد دارد این کار را بکند.
                                                                   * * ‌*
نقد زبان (۶۵):‌ متولد و مولود

آخوندها مدعی اند عربی می دانند. آخوندهای واعظ مدعی اند عربی و فارسی می دانند. علی خامنه ای آخوند واعظ است. یعنی باید هم عربی بداند هم فارسی. اما نه این را بلد است و نه آن را. باور نمی کنید، به این بخش از سخنان او علیه معترضان توجه کنید: «دولت ما متولد ملت است». می گوییم فلانی متولد تهران است. اما نمی گوییم فلانی متولد مادرش است. مادر، مکان نیست. ملت هم مکان نیست. اگر اصرار داریم یک واژه از ریشه عربی «ولد» را به کار بریم،‌ برای آنچه منظور خامنه ای بود باید بگوییم «دولت ما مولود ملت است». خامنه ای! دو صفر! یک صفر برای حرف دروغ و یکی دیگر برای بیسوادی! بنشین و صدبار بنویس «دولت من مولود ملت نیست»!
                                                                   * * ‌*
نقد زبان (۶۶):‌ هزاران هزار

هزاران هزار یعنی میلیونها،‌ ترکیبی از ردیف ده ها هزار و صدها هزار. اما برخی نویسندگان گرامی این معنی را فراموش می کنند و وقتی منظورشان هزاران است، می نویسند هزاران هزار.

                                                                   * * ‌*
نقد زبان (۶۷):‌ تکثیر

با نیت خیر هم ممکن است کسانی را که گرامی می داریم خفیف کنیم. مثلا در مورد پیوستن شماری از زنان و دختران شجاع به کارزار «دختر خیابان انقلاب»، در برخی شبکه های اجتماعی و سایتها از واژه «تکثیر» استفاده شد. برخی واژه ها مخصوص اشیاء، نباتات و حیوانات است و نباید در مورد انسانها به کار رود. قبلا در همین ستون، کاربرد ترکیبهایی مانند «جمع آوری» در مورد انسانها نقد شد. «تکثیر» هم از این قبیل است.

                                                                   * * ‌*
نقد زبان (۶۸):‌ خشونت یا قهر؟

نسل قدیمی فعالان سیاسی چپ آموخته بود که میان «قهر» و «خشونت» تفاوت قائل شود. البته این تفاوت قائل شدن، تا حدی قراردادی بود و شاید تنها در میان فعالان چپ رواج داشت. آنها «قهر» را با معنایی نزدیک به «جبر» به کار می بردند تا آن را از «خشونت» متمایز کنند. اما اکنون به نظر می رسد این قرارداد از نظر من مفید، فراموش شده است. از سوی بسیاری از فعالان سیاسی جوانتر،‌ حتی چپها، «قهر» و «خشونت» به عنوان مترادف هم به کار می رود. از آنجا که نگارنده این سطور، در بسیاری از موارد سلیقه ای قدیمی دارد، پیشنهادش این است که به قرارداد قبلی برگردیم و میان «قهر» و «خشونت» تمایز قائل شویم.

                                                                   * * ‌*
نقد زبان (۶۹):‌ منافع ملی

در متون سیاسی کاربرد ترکیب «منافع ملی» بسیار رایج است. قبلا در این ستون به واژه «ملی»* پرداخته ایم. فرض را بر این می گذاریم که مراد از «منافع ملی»، «منافع کل کشور» است. با این فرض، پذیرفتن نفس اشتراک در یک منفعت میان ستمگر و ستمدیده، استثمارگر و استثمارشده، بسیار دشوار است. حتی یک امر حیاتی مانند صلح را نیز به زحمت می توان در راستای «منافع ملی» شمرد، چرا که در بسیاری از کشورها، منفعت نیروهای معینی در جنگ است نه صلح.
نقص دیگر استفاده تورمی از ترکیب «منافع ملی» این است که به کار برنده این اصطلاح، به طور ضمنی ادعای نمایندگی کل ساکنان یک کشور را دارد. «منافع ملی»‌ را چه کسی تعریف می کند؟ آیا مجمع عمومی شهروندان تشکیل شده و رأی داده است که امری از «منافع ملی» شمرده شود؟ مهمترین مدعی نمایندگی «منافع ملی» در هر کشور، طبقه حاکم و دستگاه سیاسی در خدمت اوست. اما ادعای نمایندگی همه شهروندان از سوی حکومت، همان قدر نپذیرفتنی است که چنین ادعایی از سوی مخالفان حکومت. آیا بهتر نیست به جای پنهان کردن نیات و مقاصد خود پشت مفهوم کاذبی به نام منافع ملی،‌ مثلا بگوییم: «ما طرفدار صلحیم. کار حکومت صلح را به خطر می افکند.»

                                                                  * * ‌*
نقد زبان (۷۰):‌ پوزیسیون

منتقدانی چند، به کاربرد من درآوردی «پوزیسیون» به عنوان متضاد «اپوزیسیون» اشاره کرده اند. اما این غلط، خیلی رایج و سخت جان است. باز لازم است به همه کسانی که دوگانه «پوزیسیون و اپوزیسیون» را به کار می برند و مرادشان «حکومت و مخالفان» است، توصیه کنیم در فرهنگنامه های زبان های اروپایی و فرهنگنامه های فارسی بگردند و اگر «پوزیسیون» را با معنی «حکومت» نیافتند، از عادت خود دست بردارند.

--------------------------

*نقد زبان (۵۱):‌ ملی www.akhbar-rooz.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست