یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نان من کجاست؟


عفت ماهباز


• در اعتراضات نان و آب و آزادی، فریاد مردان و زنانی بود که تا همین چند ماه پیش، امیدوارانه و پرشور رای شان را به صندوق های رای ریخته بودند. آنها سال ها سختی ها را تحمل و به وعده ها دلخوش کرده بودند. اما این مردم خسته و ناراضی روزهای اخیر اغتشاشگر، آشغال، دشمن، تروریست بیگانه نامیده شدند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۷ دی ۱٣۹۶ -  ۱۷ ژانويه ۲۰۱٨


آب و آزادی وکار نیست
نان من کجاست؟
آب و هوا و نفس نیست
جان من کجاست؟

پابرهنگان، گرسنگان، مالباختگان، شغل باختگان، بیشتر از همه جوانانی که امیدی به اینده نداشتند، جان باخته، در گوشه و کنار کشور به طور خود جوش به خیابانها امدند. کسانی که تاکنون صدای شان شنیده نشده،.مردمانی تحقیرشده، کسانی که مدت‌ها از شرایط مادی و معنوی زندگی خود ناراضی بودند، ناامید و خشمگین فریاد نان و کار و ازادی سر دادند.
این اعتراضات سراسری ادامه اعتراضات و اعتصابات کارگری معلمان و مال باختگانی بود که در پی ورشکستگی کارخانه و کارگاه ها، ماه ها حقوق نگرفته و بارها و بارها با تجمع در محل کار، ادارات و یا مقابل مجلس تلاش نمودند به طور مسالمت امیز صدایشان را به گوش مسئولان برسانند. اما از طرف دولت جز وعده و وعید، مردم پاسخی در خور نگرفتند. در یکسال گذشته بیش از ۹۳۳ اعتراض و اعتصاب در سراسر کشور صورت گرفت. درست در شهرهای اعتصابی اعتراصات دامنه وسیع تری داشته است. این بار معترضینی که در این چهل سال صدایی نداشتند تنها و بی رهبری در شرایطی به خیابان امدند که در ایران جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش محیط زیست بشدت سرکوب شده است.
مردم ناراضی از وضعیت بد اقتصادی، گرانی نان و تخم مرغ و...، فریاد نان و آزادی سر دادند:
خط بزرگی فقر گردن ما رو شکست!!                        
سفره ما بی نفته، مرغه هنوز رو تخمه
حصر و شدیم بی خیال؛ تخم مرغ و نگهدار!!
این است شعار ملت، رفراندوم! رفراندوم!
نه شاه می خوایم؛ نه رهبر؛ نه بد می خواهیم نه بدتر!
مردم گدایی می کنند، رهبر خدایی می کند!
آب و خاک این زمین، بازیچه شد مثل دین!
ایران شده فلسطین، تو فکر غزه هستین؟؟
نفت و نیار تو سفرمون، دکلو بیار تو خونمون!!!                     
در اعتراضات نان و آب و آزادی، فریاد مردان و زنانی بود که تا همین چند ماه پیش، امیدوارانه و پرشور رای شان را به صندوق های رای ریخته بودند. آنها سال ها سختی ها را تحمل و به وعده ها دلخوش کرده بودند. اما این مردم خسته و ناراضی روزهای اخیر اغتشاشگر، آشغال، دشمن، تروریست بیگانه نامیده شدند. هزاران نفر را در سراسر کشور دستگیر و در خیابان ها بیش از بیست وپنج نفر کشته شدند. وحید حیدری، سینا قنبری و محسن عادلی سه جوان معترضی هستند که به دنبال تظاهرات سراسری در ایران در بازداشتگاه‌ها کشته شده اند سارو قهرمانی بعد از یازده روز ناپدید بودن، جنازه اش از طرف اداره اطلاعات سنندج به خانواده اش تحویل داده شد. بنا به گفته مقامات در زندان ها، دو نفر در زندان ها، خودکشی نموده اند. و کشته شدگان را معتاد نامیدند. دستگیری به جرم مواد مخدر ویا مشکوک به حمل مواد مخدر سناریوی و کهنه سپاه و یا وزارت اطلاعات در همه این سالها است.
«اول فروردین سال ۱۳۶۳ حوالی ظهر در میدان اماحسین، هوا نم بارانی ریز و ریز دارد بوی بنفشه با عطر عید در هوا پیچیده، من و همسرم علیرضا اسکندری هر دو آراسته به دیدار عزیزان مان می رویم. از آریا شهر تا میدان امام حسین، دو کورس ماشین شخصی گرفته ایم. درست در میدان امام حسین همانجایی که ایستاده ایم تا به مقصد تهران نو ماشین بگیریم ، پیکانی شیری رنگ، جلوی پایمان توقف می کند چند سپاهی در ماشین نشسته اند. یکی از مردان سپاهی بیرون آمد، با تحکم گفت:
سوار شوید!
و مردم با تعجب و نگران نگاهمان می کنند.
و من با صدای بلند می پرسم: به چه جرمی؟
و پاسدار پر تحکم تر: مشکوک به حمل مواد مخدر!
و ما را سوار پیکان می کنند و به اوین می برند.
همسرم در کشتار جمعی زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ اعدام و در گورهای جمعی خاوران به خاک سپرده می شود. و من پس از تحمل سال های طولانی زندان و شکنجه آزاد می شوم. بخشی از خاطرات زندان عفت ماهباز در کتاب "فراموشم مکن"
و امروز پس از سی و سه سال از آن روز، ۳۷۰۰ نفر را، یعنی در واقع همان کسانی که پرسان و نگران به تماشای ما در میدان امام حسین ایستاده بودند را به جرم مشکوک به حمل مواد مخدر دستگیر می کنند واز نظر انها طبیعی است اعلام کنند، کسانی را که بر اثر ضربات شکنجه شان به قتل می رسند معتاد به مواد مخدر بوده اند. و مادران هنوز در سکوت به ماتم عزا نشسته اند، فریادشان شنیده نمی شود ودر مدتی کوتاه «آنقدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری ندارند*». دیروز در ویدئویی در قبرستانی "شاید تهران" مادری که دوفرزند خود را به نام های عبدالله و محمد را در روزهای آخیر از دست داده، فریاد می زد بچه های من یک بار مردند اما دادستان حبیبی، رحیمی، ستوان بهرامی روزی صد بار می میرند... او گاه دست می زد گاه بر سر می کوبید و فریاد می زد من به محمد و عبدالله یم افتخار می کنم تاج سر من هستند....
در کجا در کدام زندان ِ دیگر جوانی را خودکشی کرده اند؟ سرکوب ها به چه شیوه در کجاها برقرار است؟ تعداد دستگیرشده ها و کشته شده گان در گوشه و کنار شهرهای کشور هنوز نامشخص است خانواده ها گریان و پرسان پشت در اوین و زندان های سراسر کشور، دنبال گم شده گانشان می گردند. به شدت نگران برپایی "کهریزک" دیگری هستند.
آیا باید باز هم منتظر شوهای تلویزنی باشیم که افراد به میل خود اعتراف کنند از موساد و انتلجنس سرویس حقوق گرفته اند؟ اما واقعیت این است که اکثر این جوانانی که دستگیر شده اند کسانی هستند در مدارس زیر دست شما اموزش یافتند به شما بارها رای دادند برای تان صلوات فرستاند و با حرف ها و شعارهای شما امیدوار شدند. این افراد را شما خوب می شناسیدشان. همان هایی هستند که برای اندکی شادی، در کوه و دشت، و یا به جرم دوستی با دختر و یا پسر، از آن ها بازجویی کرده و شلاق شان زده اید. امروز به جرم مبارزه برای دست یافتن به نان و کار آزادی، و دست یافتن به حداقل های زیستی که شایسته ان هستند، دستگیرشان کرده اید. افرادی که در کشور تحت سلطه تان پرورش یافته اند هجده و بیست سالگانتان چگونه با بیگانگان در ارتباطند؟
مردم را در گوشه و کنار این مملکت به جرم گرسنگی وشعار "نان من کحاست"، در زندان کرده اید. آنها تنها دردشان را فریاد زدند، شما راهی جز پاسخ درست به دردهای مردم ندارید. اگر چون همیشه صدای مردم را ناشنیده بگیرید و به سرکوب معترضان بپردازید. با ارعاب و هراس افکنی، به مرگ های مشکوک زندانی ها ادامه دهید و یا با منسوب کردند پابرهنگان به قدرت های بیگانه، ناپایداری ادامه خواهد داشت، اوضاع ایران بر وفق مرادتان نخواهد شد. شما تجربه بهار عربی را دارید، تجربه سرنگونی چند دیکتارتور را در منظه از نزدیک شاهد بوده اید، صدام و قذافی و مبارک. و این روزها مردم تونس را می بینید که دوباره فریاد "نان من کجاست" سر داده اند...
مردمی که دستگیرشان کرده اید، تنها دردشان را فریاد ‌زدند. مسئولیت حفط جان تمام زندانیان با شماست، تمام بازداشت شدگان را آزاد کنید!

عفت ماهباز
کلن دی ماه ۱٣۹۶
efatmahbas@hotmail.com


پانویس
تعداد معترضان بازداشت شده:خبرگزاری رویترز به نقل از محمود صادقی، نماینده مجلس شورای اسلامی تعداد دستگیر شدگان ناآرامی‌های اخیر کشور را ۳۷۰۰ نفر اعلام کرده است..
سخنگوی قوه قضاییه در عین حال بار دیگر ادعا کرد که این ناآرامی‌ها توسط "دشمنان" ایران سازماندهی شده و از خارج از مرزهای کشور هدایت شده‌اند.
محسنی‌اژه‌ای در نشست رسانه‌ای خود از کشته شدن ۲۵ نفر در اعتراضات اخیر خبر داده است. او مدعی شده است که ۲ نفر در زندان اوین و اراک دست به خودکشی زده‌اند.
در یکسال گذشته بیش از ۹٣٣ اعتراض و اعتصاب در سراسر کشور صورت گرفت.
سینا قنبری دیپلمه بیست و دو ساله در قرنطینه زندان اوین را در روز تولدش خبر از خودکشی اش دادند. وحید حیدری روستایی دست فروش در بازداشتگاهی در اراک، هر دو بنا به گفته مقام‌های ایران: علت این دو مرگ «خودکشی» بوده است .سارو قهرمانی را بعد از یازده روز ناپدید بودن، جنازه او از طرف اداره اطلاعات سنندج به خانواده اش تحویل داده شد." گفته می‌شود سارو یازده روز پیش در اعتراضات در سنندج شرکت کرد و از آن موقع ناپدید بود. گزارش‌های پراکنده حاکی از آن است که محسن عادلی، که در روزهای گذشته گفته شده بود در بازداشتگاهی در دزفول جان باخته است، بر اثر شلیک گلوله در محل اعتراض‌های خیابانی کشته شده است.

نقل قول از زنده یاد هوشنگ گلشیری
. ۱- همسرم علی رضا اسکندری (شاپور) در شامگاه ۵ مرداد سال ۱٣۶۷، روز بعد از درگیری مجاهدین با حکومت، (فروغ جاودان مجاهدین یا مرصاد...)، جزو اولین سری زندانیان اعدام شد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست