یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

ورود جهان به سال دوگانه "انجماد بحران" یا "تنش های بزرگ"


اردشیر زارعی قنواتی


• جهان در حالی با سپری کردن سال کهنه وارد سال ۲۰۱۸ میلادی می شود که تحلیل و ارزیابی وضعیت بین المللی و بحران های منطقه یی هیچ چشم انداز مثبتی را نشان نمی دهد. برای درک تحولات جهانی و فهم رخدادهای جاری نیار به یک متد فکری در تحلیل است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۰ دی ۱٣۹۶ -  ٣۱ دسامبر ۲۰۱۷


جهان در حالی با سپری کردن سال کهنه وارد سال ۲۰۱٨ میلادی می شود که تحلیل و ارزیابی وضعیت بین المللی و بحران های منطقه یی هیچ چشم انداز مثبتی را نشان نمی دهد. برای درک تحولات جهانی و فهم رخدادهای جاری نیار به یک متد فکری در تحلیل است که هر سه سطح بین المللی، منطقه یی و ملی را با توجه به ارتباط ارگانیک آنان، به صورت دیالکتیکی و تاثیرات مقابل سطوح رخدادها بر همدیگر بتواند در چارچوب قانونمندی روندها در کنار برداشت واقع نگرایانه از شرایط عینی را مورد بررسی قرار دهد. به همین دلیل هرگونه تحلیل و برداشت در خصوص رخدادهای جاری به صورت انتزاعی، منقطع، قائم به ذات، محلی و موردی در واقع نوعی نگاه به حلقه های منفصله بدون دیدن "زنجیر" ی است که تابع "کنش" و "واکنش" در حوزه منطق سیاست در جهان کنونی در "حال گذار" است. متاسفانه این دوران گذار به واسطه وضعیت "آنارشیک" حاکم بر جهان کنونی در روند طبیعی خود قرار ندارد و بیشتر تحت تاثیر عوامل بحران زی و بعضا منافع متضاد قدرت های هژمونیک در دو سطح "ژئوپلتیک" و "ژئواکونومیک" قرار دارد که با افول و ظهور هژمونی قدرتهای کهنه و نو، جنگ به جای انقلاب و بحران به جای اصلاح را اجتناب ناپذیر کرده است. در چنین شرایطی باید سطوح سه گانه تحولات را در چارچوب واقعیات عینی، اهداف کلان، منافع راهبردی، ضرورت تغییر وضع موجود، بحران اقتصاد جهانی، تقویت نیروهای گریز از مرکز و به طورکلی آرایش جدید جهانی مدنظر قرار داد.
شرایط بین المللی: با افول هژمونی یکجانبه آمریکا در یک دهه گذشته و بازسازی قدرت روسیه در کنار برآمدن قدرت های نوظهور اقتصادی که بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول و موسسات تحقیقاتی تا سال ۲۰٣۲ چین در رتبه اول و هند در رتبه سوم اقتصاد جهانی قرار می گیرند، از هم اکنون مناسبات جهانی دستخوش تلاطم گردیده و به نظر می رسد که سال ۲۰۱٨ را شدیدا تابع این شرایط قرار می دهد. اصولا ظهور پدیده یی به عنوان "ترامپیسم" در آمریکا تحت تاثیر همین افول هژمونی و تلاش برای بازدارندگی این تحول جبری تاریخ تحولات اجتماعی بوده است. روس ها با بازسازی بخشی از اقتدار خود با بهره گیری از میراث دوران "شوروی" از جمله حضور فعال در کانون های بحران از جمله بحران سوریه توانستند موفقیت های زیادی را کسب کرده و هم اکنون نقش تعیین کننده یی در خاورمیانه کسب کرده اند. جمهوری خلق چین که در چهار دهه گذشته با دوری از تنش های ژئوپلتیک و تمرکز بر حوزه اقتصاد توانسته است درآمد تولید ناخالص ملی خود را حدود ٣۶ برابر کند دقیقا تصویر همان "اژدهای زردی" را به نمایش می گذارد که دیگر هیچ نیرویی قادر به مهار آن نخواهد بود. در گزارش جدید "مرکز مطالعات اقتصادی و بازرگانی لندن" هند در سال ۲۰۱٨ میلادی با پشت سر گذاشتن بریتانیا و فرانسه به پنجمین قدرت اقتصاد جهانی تبدیل می شود. این در حالی است که اتحادیه اروپایی هم چنان در مسیر افول و سقوط جایگاه خود سیر و سلوک می کند و به شدت درگیر مشکلات درونی اتحادیه بعد از "برگزیت" و هم چنین مشکلات داخلی حوزه ملی اعضای خود می باشد.
شرایط منطقه یی: در جهان امروز طبق معمول چند سال گذشته هم چنان دو منطقه خاورمیانه و شرق آسیا کانون توجه بوده و در آینده نیز به دلیل اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک این دو منطقه کانون تصادمات درونی و بیرونی خواهند بود. خاورمیانه را از زمان کشف منابع نفت و گاز در میانه قرن گذشته و نزدیکی به شوروی سابق، همیشه به عنوان یک کانون رقابت و تنازع در رقابت های بین المللی و قدرت های منطقه یی برای تثبیت هژمونی شناخته اند اما هم اکنون با کاهش اهمیت منابع نفتی آن در استراتژی آمریکایی، بیشتر به عنوان منطقه داغ رقابت و آزمایشگاه ایده ها و پدیده های مخرب برای امنیتی کردن جهان در چارچوب تروریسم بنیادگرای اسلامی و جنگ های نیابتی و به تبع دوشیدن گاوهای شیرده عربی جهت تداوم چرخه صنایع اسلحه سازی و چپاول ثروت های انباشت شده در کشورهای این منطقه نگاه می کنند. شرایط عراق با جنگ های دامنه دار و پرهزینه آن به نظر می رسد که سال ۲۰۱٨ از فاز نظامی به سمت امنیتی فروکش می کند. اما بحران سوریه که با پیروزی نسبی دمشق و حامیان بین المللی آن رقم خورده است هنوز باید شرایط جنگی در سال ۲۰۱٨ را تحمل کند و چه بسا که اگر واشینگتن برای تداوم همپیمانی با عربستان و اسرائیل مصمم به تخاصم قطب بندی های منطقه یی باشد سال ۲۰۱٨ می تواند زمان برخوردهای مستقیم محورهای رقیب منطقه یی در خاک سوریه باشد و دامنه جنگ نیز به شمال تحت حمایت آمریکا کشیده شود. اوضاع یمن و عدم موفقیت عربستان در این جنگ با توجه به اعتراض جهانی نسبت به کشتار نظامی و تحریم غذایی – دارویی به نظر می رسد که از نقطه جوش خود گذشته باشد و احتمالا سال ۲۰۱٨ باید در انتظار کاهش تنش و یا یک توافقات نیم بند و شکننده جهت کنترل این جنایت خاموش بود. قدیمی ترین بحران و جنگ داخلی ۴ دهه اخیر در افغانستان متاسفانه هیچ چشم انداز مثبتی را نشان نمی دهد و با توجه به شکست پروژه دولت وحدت ملی و گسترش تخاصمات داخلی و اهداف بازیگران بیرونی حتی می توان ادعا کرد که اوضاع بدتر و بی سامانی فعلی گسترش هم خواهد یافت. در شرق آسیا هم چنان بحران کره شمالی کانون بی ثباتی و تهدید در منطقه و حتی صلح جهانی به دلیل برخورداری دو طرف مخاصمه از تسلیحات هسته یی خواهد بود. اهمیت این بحران به اندازه یی بزرگ است که بحران های دیگر در این منطقه اصولا خیلی در تمرکز خبری نخواهند بود. کانون های بحران در خاورمیانه و شرق آسیا در طی این سال ها مراحل جنینی خود را طی کرده اند و سال ۲۰۱٨ دقیقا همان نقطه صفر زمانی است که یا باید برای کاهش تنش به سمت "انجماد بحران" حرکت کرد یا به پیشواز جنگ های بزرگی رفت که فراتر از منطقه می تواند جهان را هم درگیر خود کند. این گفته "آنتونیو گوترز" دبیرکل سازمان ملل متحد که می گوید "جهان در بدترین وضعیت امنیت و تهدید صلح جهانی قرار دارد" شرح حال وضعیت امروز جهان می باشد که پرونده آن در سال ۲۰۱٨ باید مورد تصمیم گیری قرار گیرد.
شرایط داخلی: وضعیت داخلی در بیشتر کشورهای جهان به دلیل آنارشی حاکم، گسست بین نهاد قدرت با نهاد مردم، بحران های اقتصادی، شکست سیاست ها نئولیبرالی کنونی، استفاده بیش از حد از اهرم تحریم اقتصادی، ورشکستگی صنایع و اقتصاد ملی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران که آبستن حوادث زیادی خواهد بود، عدم اعتماد عمومی به صندوق رای برای تغییرات سیاسی و کارشکنی ساختارهای حاکم در مسیر دمکراتیزاسیون توام با عدالت اجتماعی، هیچ چشم انداز مثبتی را نشان نمی دهد. قدرت گیری نیروهای افراطی و راست پوپولیسم با توجه به عدم مدیریت درست بحران های ملی در سال ۲۰۱٨ نه تنها فروکش نمی کند که باید شاهد گسترش آن هم بود چون جایی که "عدالت" غایب باشد بدون تردید فرصت طلبی و پوپولیسم به جای دمکراسی، خود را تحمیل خواهد کرد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست