یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به جلال آل احمد


مجید نفیسی


• ماشین, جانت را افسرد
و حزب, رویایت را آشفت.
پس در جستجوی شرق
نفرینِ زمینی شدی
که بنه‌ی دهقان بود
و وقفِ مرقدِ آقا. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲٨ آذر ۱٣۹۶ -  ۱۹ دسامبر ۲۰۱۷


 
از غرب زده شدی
و بازگشتی از شوروی
به بُنه‌های بلوکِ زهرا
و کیبوتص‌های ولایتِ اسرائیل.

ماشین, جانت را افسرد
و حزب, رویایت را آشفت.
پس در جستجوی شرق
نفرینِ زمینی شدی
که بنه‌ی دهقان بود
و وقفِ مرقدِ آقا.

در جوانی از خانه‌ی پدری بیرون زدی
و شرشرِ ناودانِ کوچکت
در توفانهای سیاسی گم شد.
اما کندوهای عسلت مورچه زد
و بزهای کاغذخورت را
نفتکشها از جزیره‌خارگ تاراند
تو پاپس کشیدی و چون خسی
به شبستانِ پدر بازگشتی.

چون نثرِ زیبایت شتابزده بودی.
افسوس, سه نسل
آن را چون شیشه‌ی عرقی سرکشید
که هنوز از سردردش در شکایت است.

می‌خواستی نیروی سوم باشی
در برابر دو ابرقدرت
افسوس, ملا‌ناجی‌ات
خود دجالی از آب درآمد.

در آرزوی فرزند بودی.
این است سنگنوشته‌اش بر گورت.
اگر امروز زنده بودی
با هم ازین خانه بیرون زده‌بودیم.*

       شانزدهم فوریه هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌شش

*- جلال آل‌احمد برجسته‌ترین روشنفکر مستقل ایران در دهه‌ی چهل بود. او ده سال پیش از انقلاب درگذشت اما اسلامگرایان او را به دروغ به خود نسبت میدهند. در این شعر به عناوین ده تا از کتابهای او اشاره شده, از جمله رساله‌ی "غربزدگی" و ترجمه‌اش از کتاب "بازگشت از شوروی" نوشته‌ی آندره ژید. من او را یکبار در پانزده‌سالگی در تهران دیدار کردم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست