یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک و حاکمیت ملی!
دستاوردهای برنامه اقتصاد ملی برای مرحله ملی- دمکراتیک در چین!


فرهاد عاصمی


• هنگامی که مارکس درباره ی تتمه توان شیوه ی تولید کهن سخن می راند که تا پایان نیابد، رسالت تاریخی شیوه ی تولیدی کهن پایان نمی یابد، با تجربه ی در جریان در چین مضمون عمیق خود را نشان می دهد. وجود تتمه ی توان شیوه ی کهن به معنای ضرورت بقای شرایط مدنی- تمدنی- روبنایی نظام سرمایه داری نیست! می توان و باید برای گذار از نظام سرمایه داری مبارزه نمود، و آنجا که ضروری است، از تتمه ی توان شیوه ی تولید سرمایه دارانه برای پیشبرد ترقی خواهانه ی جامعه بهره گرفت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲٨ آبان ۱٣۹۶ -  ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷


 وظیفه ی این نوشتار، نشان دادن رابطه ی اقتصاد سیاسیِ ملی- دمکراتیک با رشد و شکوفایی روزافزون اقتصادی- اجتماعی است. به سخنی دیگر، جستجوی پـدیـده ای که موفقیت روند شکوفایی اقتصادی- اجتماعی را در مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب باعث می شود و به طور کیفی متفاوت است با ”رشد“ و ”توسعه“ در کشورهایی که راه رشد سرمایه داری را دنبال می کنند، و در طول زمان وابسته به اقتصاد سیاسی امپریالیستی می گرندد! روندی که همان طور که در ارتباط با وابستگی روزافزون اقتصادی آمریکا و حتی آلمان امپریالیستی به اقتصاد چین نشان داده شد، محدود به کشورهای پیرامونی نیست. رئیس اطاق کارفرمایان صنایع آلمان، دیتر کمپف خواستار قطع نفوذ «حزب» کمونیست چین در تصمیم گیری سرمایه گذارها در این کشور است. او چند روز پیش در روزنامه ی سخنگوی اقتصادی سرمایه داران، ”هاندلزبلات“ نوشت: «حق سرمایه گذاران جهانی باید به رسمیت شناخته شود. آن ها باید کلام آخر را در سیاست کارکردی سرمایه گذاری ها داشته باشند»! (یونگه ولت ١٧ نوامبر ٢٠١٧) او اما نفوذ «حزب» کمونیست چین را در تعیین سیاست این سرمایه گذاری ها به مثابه ی دستاویز برای پایان دادن به این فعالیت های اقتصادی سرمایه داران آلمانی در چین مطرح نمی سازد!
بررسی چنین پرسش ”ظریفی“ درباره ی پـدیـده ی پیش گفته که علت علّی پدیدار شدن وضع جدید را در جهان تشکیل و توانمندی روزافزون آن را نوید می دهد، عبث نیست، روشنگرانه و آموزنده است برای درک وظایف پیش روی ما در ایران.
در عین حال این بررسی ظریف، بدون داشتن موضع جانبدارانه و ترقی خواهانه نسبت به روند تاریخی رشد جامعه بشری، بغرنج و درک آن دشوار است. بدون پاسخ به پرسش در این باره که ”چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟”، نمی توان سرشت ترقی خواهانه ی تاریخیِ بررسی ”ظریفی“ شناخته و دریافته شود که پرداختن به آن وظیفه این سطور است.
بی جهت هم نیست که برای نمونه آقای سعید رهنما، استاد علوم سیاسی در دانشگاه یورک کانادا که اخیراً در کنفرانس بین المللی پکن به مناسب صدمین سالگرد انقلاب اکتبر شرکت و در کنفرانس رساله ای را با عنوان «درس های انقلاب های دوم: بازخوانی انقلاب های روسیه، آلمان، چین و ویتنام» ارایه داشته، برای پاسخ به این پرسش ظریف هنگام «تحلیل جامعه ی کنونی چین»، دریافت علت علّی شرایط ایجاد شده را مشکل و «بسیار پیچیده» ارزیابی کند، آن طور که در مقاله ی ”کنفرانس های بین المللی پکن و مسکو“ در اخبار روز *می نگارد (٢٤ آبان ٩٦، ١٥ نوامبر ٢٠١٧).
سعید رهنما همانجا به رشد روزافزون اقتصادی- اجتماعی در چین با خرسندی اشاره دارد، و آن را «حیرت آور» نیز ارزیابی می کند، اما با این پرسش روبروست که علت چنین توانمندی رشد کمّی و کیفی در این کشور چیست؟
دریافت تضاد حاکم در روند رشد اقتصاد ملی در مرحله ملی- دمکراتیک (در نمونه ی چین)، و از این طریق دریافت علت علّی و کارکردی «حیرت انگیز» توان اقتصاد سیاسی در چین تنها با توجه به نظر مارکس ممکن است. مارکس از ”صورتبندی اقتصادی- اجتماعی“ برای تعریفِ مضمون و ساختار یک نظام تاریخی صحبت می کند. می توان آن را تضاد میان ”شیوه ی تولید“ (برای نمونه سرمایه دارانه) و سطح تاریخی رشد ”اجتماعی“ در یک نظام - که مارکس آن را از این زاویه ”فرماسیون“ می نامد -، نامید که بغرنجی ظریف را تشکیل می دهد و باید همه جانبه شناخته و درک شود. به سخنی دیگر که همین معنا را می رساند، باید این تناقص پیش گفته در شرایط حاکم بر جامعه برای بررسی و تحلیل مرحله ی ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه، ازجمله به منظور «تحلیل جامعه کنونی چین» مورد توجه قرار گیرد تا «حیرت» پایان یابد. تنها با توجه به این تناقص، شرایط حاکم دیگر انتزاعی ”توخالی“ (مارکس) نبوده، بلکه شرایطی درک شده خواهد بود. تنها با چنین شناخت ماتریالیسم تاریخی می توان از شرایط در چین برای ایران آموخت. مطلب را بشکافیم.
در چین ما از دیدگاه تمدنی- مدنی - zivilisatorisch با شرایط اجتماعی ای روبرو هستیم که با وجود آن که به طور عمده شیوه ی تولید سرمایه داری بر اقتصاد کشور حاکم است، دیگر چین یک جامعه سرمایه داری نیست.
در آن ”اقتصاد سیاسی“ مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب حاکم است، که گرچه هنوز سوسیالیستی نیست، اما دیگر سرمایه دارانه نیز نیست. اقتصاد سیاسی در مرحله ی مستقل و خاصی از رشد جامعه بشری بر جامعه ی چین حاکم است با ویژگی های خاص خود که این مرحله را به مرحله ی تام و تمامی بدل می سازد.
نکته تعیین کننده در این اقتصاد سیاسی، پیوند میان آزادی و عدالت اجتماعی است!
بدیهی است که آن ها که می خواهند آزادی را تنها ”آزادی مالکیت سرمایه دارانه“ بر ابزار تولید درک کنند، نتواند رابطه تاریخی- مدنی- تمدنی میان آزادی سوسیالیستی و مالکیت عمومی- دمکراتیک توده ها را در مرحله ی ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه دریابند. در ایران شناخت از این رابطه میان مبارزان و توده ها به دنبال پیروزی ضد انقلاب و نابودی دستاوردهای انقلاب بهمن در سطح وسیعی از بین رفته است. اهمیت شناخت از این رابطه برای رشد ترقی خواهانه و انسانی جامعه ی ایرانی و کوشش گذشته ی انقلابی توده ها برای تحقق چنین رشد ترقی خواهانه، با پیروزی ارتجاع مذهبی بر سرنوشت انقلاب بهمن بر باد رفته است. تداوم نابودی اما دیگر ثبات ندارد.
سخنان اخیر فرشاد مومنی در زمینه رابطه میان آزادی و عدالت اجتماعی که در ایران با پامال شدن اصل های حقوق ملت در قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن نابود شده است، نشانی از تغییر وضع در ایران و رشد بی ثباتیِ سلطه ی نظام سرمایه داری وابسته ی حاکم در ایرانِ جمهوری اسلامی است و امیدوار کننده است.
دفاع از حق مالکیت عمومی- دمکراتیک توده ها که دستاورد بزرگ انقلاب ٥٧ مردم میهن ماست، مبارزه ی که اکنون سرشت مبارزه ی اجتماعی مردم در ایرانِ جمهوری اسلامی را متبلور می سازد و با والاترین شکل مبارزه ی ”قطره قطره مردن“ توسط مبارزان فداکار به پیش برده می شود، مبارزه علیه مالکیت سرکوبگرانه ی سلب مالکیت کنندگان از توده ها است!
در جمهوری خلق چین، شیوه ی تولید هنوز عمدتاً شیوه ی تولید سرمایه دارانه است. این نکته را سعید رهنما با شفافیت بازشناخته و تکرار می کند. مبتنی بر شرایط ایجاد شده به دنبال انقلاب ملی- دمکراتیک در چین در سال ١٩٤٩ - و برخلاف وضع در ایران بعد از انقلاب ملی- دمکراتیک بزرگ بهمن ٥٧ مردم میهن ما -، این شیوه ی تولیدی به طور عمده در جهت رشد مداوم و روزافزون عدالت اجتماعی در چین قرار دارد.
با شناخت این تناقص میان شیوه ی تولید و سرشت انساندوستانه انقلاب ملی- دمکراتیک که مدافع منافع ملی چین نیز است، توجه دادن به سرشت «شگفت انگیز» بودن این پدیده در نوشتار رهنما که با روشنی بر می شمرد، دیگر عجیب نمی نماید: «توسعه ی شگفت انگیز اقتصادی- اجتماعی .. حیرت آور است که کشوری با حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر ظرف سه دهه ی اخیر شاخص امید زندگی را به دو برابر برساند. امید زندگی در چین هم اکنون بیش از ٧٥ سال و نیم است (این رقم برای کشور ثروتمند و کوچکتر ایران ٧١ سال است) ...».
بدین ترتیب می توان ریشه ی علّی تفاوت اصلی را میان رشد اقتصادی- اجتماعی در کره ی جنوبی، ترکیه و دیگران که در بخش نخست به سرشت ضد ملی آن پرداخته شد، نسبت به رشد در چین، ناشی از سرشت ملی- دمکراتیک انقلاب آن در سال ١٩٤٩ ارزیابی نمود که آن را در چین «سوسیالیسم چینی» می نامند.
رهنما همانجا برجسته می سازد که «میزان باسوادی بیش از ٩٦ در صد است. پکن شهری با ١٤ میلیون جمعیت، وضعیتی مشابه یک کشور اروپایی یا آمریکای شمالی را دارد، با این تفاوت که تمیزتر، منظم تر، امن تر و مجهزتر است، و شانگهای با ٢٤ میلیون از آن هم پیش رفته تر است. سرعت رشد اقتصادی به گونه ای است که ده سال پیش سهم تولید ناخالص ملی چین در تولید ناخالص جهانی کمی بیش از چهار در صد بود، و این رقم ظرف ده سال به بیش از ١٤ در صد رسید [قریب به ٢٠٠ در صد رشد!]، و طبق برنامه ی فعلی قرار است که در سال ٢٠٢٠ این رقم دو برابر شود [قریب به ٤٠٠ در صد در کم تر از یک دهه و نیم!]. در برنامه ها به تحولات بنیادی در صدمین سال انقلاب چین (٢٠٤٩) اشاره می شود. از نظر معیار تولید ناخالص ملی بر مبنای برابری قدرت خرید (ppp)، چین هم اکنون کشور اول جهان و از آمریکا هم جلوتر است. تردیدی نیست که نظام چین یک نظام سرمایه داری خشن [؟] است، اما ویژگی های خاصی دارد که تحلیل ظرایف آن را مشکل می کند.»
شناخت مکانیسم پدیدار شدن این «ظرایف» تنها هنگامی ممکن است که، به این نکته توجه شود که در جمهوری خلق چین به این پرسش پاسخ داده شده است که پیش تر به آن اشاره شد: ”چگونه می خواهیم زندگی کنیم؟“
انسان به سازماندهی کیفی نوینی برای حفظ شرایط ادامه ی زندگی بر روی «کره ی آبی رنگ زمین» نیاز دارد! برای ممانعت از تبدیل آن به «کره ی سیاه»ی که مبارزان در تظاهرات در بن به مناسبت ”کنفرانس محیط زیست“ چند روز پیش با شعارهای خود نسبت به خطر آن هشدار دادند! بنا به گفته سازمان ”آتاک“ در آلمان، باید «مصرف انرژی برای تولید و انتقال مواد و تولیدات و ایاب و ذهاب خودرو و هواپیما و تولید گوشت مبتنی بر شیوه ی صنعتی بلافاصله و به طور تعیین کننده محدود گردد. در یک اقتصاد که موتور آن سودورزی است، چنین هدفی غیرقابل دسترسی است. سرمایه داری و جبر برای رشد روزافزون، و کلیت مدل جامعه صنعتی باید مورد پرسش و تردید قرار گیرد»! (اوتست ١٧ نوامبر ٢٠١٧)
شاید برای شناخت مضمون مورد نظر مارکس در تعریف از ”نظام“ که به آن اشاره شد، خبری که در نشریه جهان جوان (یونگه ولت نوامبر ٢٠١٧) انتشار یافته سودمند باشد. سودمندی ای که می تواند برای درک مضمون مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب در ایران، همچنین در چین کمک باشد.
می دانیم که گرامشی مفهوم «نبرد در سنگر» را در جامعه، نبردی برای تحکیم مواضع مدنی- روبنایی- ایدئولوژیک نیروی نو علیه مواضع نیروی کهن ارزیابی می کند. مبارزه برای حفظ و نجات محیط زیست امروزه یکی از این صحنه های نبرد است. در حالی که اقتصاد سیاسی سرمایه داری به قاتل محیط زیست تبدیل و شیوه ی تولید مبتنی بر مالکیت خصوصی بر ابزار تولید با انگیزه ی اشتهای بی کران برای دست یابی به سود و به موتور نابودی و قتل شرایط هستی بر روی زمین بدل شده است، کوشش مبارزه جویانه ی نیروی نو به مثابه ی «تکانه»ی پرتوان برای حفظ محیط زیست، به یکی از اهرم های تعیین کننده برای تغییر تناسب قوا علیه نظام سرمایه داری و بند زدن به دست و پای سوداگرانه آن بدل شده است.
خبری که از آن سخن رفت، انتشار گزارش ”بنیاد اخلاقیات و اقتصاد، ائتکون“ در آلمان است که «با قاطعیت هدف سودورزی اقتصاد را محکوم می کند که به تنها محک برای هستی اجتماعی و برخورد به محیط زیست» در جامعه سرمایه داری تبدیل شده است. اوا مورالس، زیر پا گذاشتن حق «مادر زمین» را با همین استدلال محکوم می کند.
در چانه زدن ها در آلمان برای تشکیل یک کابینه ی دست راستی، خواست پایان دادن به سوخت ذغال سنگ که در کنفرانس محیط زیست در بن به طور شورانگیزی توسط شرکت کنندگان و تظاهر کنندگان مطرح شد و بی جواب ماند، نقشی ایفا نمی کند. احزاب دست راستی تنها نگران موقعیت ممتاز اقتصادی امپریالیسم آلمان هستند. از این رو نیز خانم مرکل در این کنفرانس حاضر نشد به خواست پایان بخشیدن به مصرف ذغال سنگ برای تولید انرژی پاسخ مثبت دهد.
در جمهوری خلق چین با اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک وضع اما چنین نیست. وسیع ترین سرمایه گذاری ها برای تولید انرژی خورشیدی و بادی عملی می گردد. فروش حداقل ٢٠ در صد خودرو الکتریکی از سال ٢٠١٨ به تصویب رسیده است و انواع تصمیمات مشابه؛ به نحوی که چین را به پرچمدار مبارزه برای حفظ محیط زیست بدل کرده است. بدون تردید محک وضع حقوق اجتماعی زحمتکشان در چین در آینده ی نه چندان دور به الگوی مبارزات صنفی طبقه کارگر در کشورهای سرمایه داری بدل خواهد شد. سطح زندگی و «امید زندگی» در جمهوری خلق چین که از ایالات متحده ی آمریکا فزونی گرفته، به محک و الگوی مبارزات کارگران در کشورهای سرمایه داری بدل خواهد گشت. بدین ترتیب شرایط دوران بود اتحاد شوروی و ... دوباره به پا و تعیین کننده خواهد شد!
همان طور که دیده می شود، ”شیوه ی تولید سرمایه داری“ که سعید رهنما آن را در چین «خشن» ارزیابی می کند که با «شدیدترین استثمار طبقه کارگر همراه ..» است، از آنجا که در خدمت رشد روزافزون عدالت اجتماعی قرار دارد و با رشد چشمگیر «امید زندگی»، با برقراری «باسوادی بیش از ٩٦ در صد» و ... با شتابی ٤٠٠ در صدی انجامیده، نمی تواند با این غلظت «خشن» باشد و نیازمند یک «نظام پلیسی سرکوبگر» در کشوری باشد که «تفاوت شهرهای آن با شهر های اروپایی و آمریکای شمالی تمیزتر، منظم تر، امن تر و مجهر تر» بودن آن ها است، آن طور که او همانجا ذکر می کند.
تجربه ی در جریان در چین هنوز به پایان موفقیت آمیز خود دست نیافته است و خطراتی آن را تهدید می کند که پرداختن به آن از حدود این نوشتار خارج است. باوجود این می توان مدعی شد که رشد گام به گام و پیگیر آزادی های سوسیالیستی در چین که رشد روزافزون عدالت اجتماعی مشخصه ی عمده ی آن را تشکیل می دهد، می تواند مضمون انسانی ”حقوق بشر“ را به واقعیت بدل سازد.
وحدت مضمون ”آزادی“ و ”عدالت اجتماعی“ هنگام شکوفایی جامعه سوسیالیستی، مضمون تاریخی انسان دوستانه و رهایی بخش خود را بیش از این عیان خواهد ساخت و حتی برای مخالفان قابل شناخت بوده و باد را از بادبان «وعاظ دوره گرد و طراران» خواهد گرفت.
”شیوه ی تولید سرمایه داری“ در چهارچوب رشد ملی- دمکراتیک و یا سوسیالیستی، گامی تاریخی- کیفی در جهت رشد مدنی جامعه انسانی است، در حالی که همین شیوه ی تولید در چنگال سودورزی در نظام سرمایه داری گامی قهقرایی و ضد تاریخی است. شیوه ای ضد منافع گونه ی انسان را تشکیل می دهد.
هنگامی که مارکس درباره ی تتمه توان شیوه ی تولید کهن سخن می راند که تا پایان نیابد، رسالت تاریخی شیوه ی تولیدی کهن پایان نمی یابد، با تجربه ی در جریان در چین مضمون عمیق خود را نشان می دهد. وجود تتمه ی توان شیوه ی کهن به معنای ضرورت بقای شرایط مدنی- تمدنی- روبنایی نظام سرمایه داری نیست!
می توان و باید برای گذار از نظام سرمایه داری مبارزه نمود، و آن جا که ضروری است، از تتمه ی توان شیوه ی تولید سرمایه دارانه برای پیشبرد ترقی خواهانه ی جامعه بهره گرفت. این برنامه ی ترقی خواهانه که با ”نپ“ لنینی و تز ”سرمایه داری دولتی“ او آغاز شد، در صدمین سالگرد انقلاب بزرگ اکتبر روسیه، به الگوی مبارزه ی انسان دوستانه برای تغییر شرایط هستی گونه انسانی بر روی «زمین آبی»رنگ ما بدل شده است.
این الگو می تواند با انطباق هشیارانه و مدبرانه و واقع بینانه بر شرایط میهن ما، برای ایران نیز آموزنده باشد!
موضع جانبدارانه ی مارکسیستی در دفاع از اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک از چنین ریشه ی انسان دوستانه ای برخوردار است. موضعی که حقانیت آن با به خدمت گرفتن علم ماتریالیسم تاریخی قابل شناخت می گردد و به سردرگمی و «حیرت» انسان علاقمند نیز پایان می بخشد.
داده های روشنگرانه سعید رهنما در نوشتار پیش گفته در اخبار روز درباره ی وضع رشد یابنده و ترقی خواهانه ی اقتصادی- اجتماعی در جمهوری خلق چین برای دستیابی به توضیح وظیفه ای که این نوشتار برای خود تعیین کرده است، کافی به نظر می رسد. برای درک شرایط فرازمندی جامعه و توانایی اقتصاد سیاسی این کشور در مرحله ی ملی- دمکراتیک که به آن در چین «سوسیالیسم چینی» می گویند. از این رو می توان ارایه داده های دیگر اقتصادی درباره ی رشد روزافزون توسعه ی کمّی و کیفی اقتصاد و فرهنگ و ... در چین صرفنظر نمود. تنها اشاره شود که این کشور به یکی از صادر کنندگان تکنولوژی پیشرفته دیجیتالی و نوآورانه در جهان تبدیل شده است.
وظیفه ی نوشتار حاضر ترسیم موفقیت های اقتصادی- اجتماعی در ریزه کاری های مشخص آن در چین نیست، بلکه نشان دادن کیفیت نوین و انسان دوستانه اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک است که می تواند و باید برای فرازمندی جامعه ایرانی نیز به خدمت گرفته شود. از این روست که مبارزه برای پایان بخشیدن به رژیم دیکتاتوری ولایی که ابزاری ضد مردمی و ضد ملی است در خدمت حفظ منافع سرمایه داران، در خدمت حفظ منافع ”یک در صدی“ها در جامعه ایرانی علیه منافع ”نود و نه در صدی“ها، ضرورتی تاریخی را تشکیل می دهد.

*کنفرانس‌های بین‌المللی پکن و مسکو www.akhbar-rooz.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست