یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان...


• بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان... ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۲ آبان ۱٣۹۶ -  ۱٣ نوامبر ۲۰۱۷



اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

اخبارروز - کرد سنندجی: اینجا روستائی است مثل سایر روستاها. شهری است مثل بقیه شهرها. همه جور آدمی دارد و همه جور محله ای. این جا شمال و جنوب و شرق و غرب دارد! پایین تر که می روی کوچه ای را پیدا می کنی که باریک تر از همه کوچه هاست که انتهایش یک زمین بایر بود. وقتی به آن جا می رسی کنار آخرین خانه منتهی به زمین بایر، چرخ و فلکی کهنه و زنگ زده و آن طرفتر زمین خاکی و سالنی شبیه خانه های متروکه ارواح را می دیدی که توجه هر رهگذر تازه واردی را جلب می کرد. مراد در خواب می بیند که آمده اند و آن زمین بایر و آن خانه متروکه و آن چرخ و فلک را برداشته اند و همه را نو و تازه کرده اند! ماشین و اسباب بازی برقی و هلهله کودکان! زمین چمن و سالن ورزشی قشنگ و زیبا! از این که سوار هواپیما شده و به تهران می رود تا وی را جادوگر زمین و زمان صدا کنند در پوست خود نمی گنجد! او فوتبالیست بزرگی شده که می خواهد شهر کوچک اش را از گمنامی درآورد!

شریفه خانم مادر اش مثل هر روز با صدای بلند وی را از خواب بیدار می کند که مدرسه ات دیر نشه! مراد از خواب می پرد دور و بر اش را نگاه می کند که در خانه است یا در هواپیما! با عجله و شتابان دو پا که داشته دو پای دیگر هم قرض می کند تا به مدرسه رود و داستان خواب را برای دوستان اش تعریف کند. زنگ پایان مدرسه زده نشده که ناگهان آن تصویر رویائی به کابوس وحشتناکی تبدیل می شود که در آن, گلبرگ آرزوی جوانان بخاک می ریزد و جغد فراق بر سر ویرانه ها می نشیند, و هرسو دوان دوان افسرده کودکان زپی مادران خویش اند. ناگهان در دشت و کوه و شهر و روستا به جز دو رنگ سیاه و سپید نتوان دید لباس دیگری را! سیاهپوش یکی نیمه بر فراز زمین و سپیدپوش دگر نیمه اندر زیر خاک.


هر چه گفتند زمین نلرز، کودک من در کنج دیوار پهلوی عروسکش خوابیده است. هر چه گفتند زمین نلرز، فردا می خواهم گلی بزنم که از خرابه های شهر بگذرد و من را با خود به عرش ببرد! زمین نلرز، خانه های ما کاه گلیست و محل بازی مان متروکه. زمین نلرز، بیچاره و فقیر ایم زمین نلرز، بدبخت تر و بیچاره تر می شیم! زمین نلرز، اما زمین لرزید و ناگهان همه نشستند بر آن تل خاک و آرزوها را بر باد داد و چشمها را بست و هیاهو و بازی کودکان را در سکوت مرگ فرو برد! و... زمین لرزید تا مراد جادوی بازی را در تسلیت علی کریمی و دیگران ببیند! اگر زنده مانده باشد!

بخش ورزشی اخبار روز به نوبه خود ضمن آرزوی درمان و شفای فوری برای مصدومان حادثه، این مصیبت بزرگ را به ملت ایران به ویژه مردم استان های غرب کشورمان تسلیت می گوید.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست