یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

عبدالباقی


مجید نفیسی


• آبی که به ساحل دست می‌کشد
چونان من است که با عصای سفیدم
به زمین, تقه می‌زنم
تا راهی به آن سوی آبها بجویم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۴ مهر ۱٣۹۶ -  ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷


 
آبی که به ساحل دست می‌کشد
چونان من است که با عصای سفیدم
به زمین, تقه می‌زنم
تا راهی به آن سوی آبها بجویم
به سرزمینِ کودکیم
به عبدالباقی
مقنیِ تقریبا نابینایی که گاهی
رختِ نو به تن می‌کرد
دوقلوهای زالش را به بغل می‌گرفت
و به خانه‌ی ما می‌آمد.

من شگفت‌زده می‌ایستادم
به پلکهایش نگاه می‌کردم
که زیرِ نقابِ کلاه بهم می‌خورد
تا تاریکی بپراکنَد
و از او می‌پرسیدم:
"عبدالباقی!
کی مرا با خود
به ته چاه خواهی برد
تا چون تو در تاریکی
دلِ سنگ را بشکافم
و راهی به سوی آب بیابم؟"

       سی‌و‌یکم اوت دوهزار‌و‌هفده


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست