یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شبه جزیره کره در منطقه آتش


اردشیر زارعی قنواتی


• روزی که اولین گلوله ها شلیک شوند باید در انتظار بحران بزرگ در اقتصاد بین المللی و سقوط وحشتناک بورس های جهانی بود چرا که جنگ در منطقه شیشه یی اقتصاد جهانی انجام می گیرد نه در شاخ آفریقا و خاورمیانه پرتنش که به جز منابع نفت و گاز دارای مصونیت آهنین حتی در لیبی بدون دولت، برهم خوردگی ثبات و فروپاشی جوامع تاثیر چندانی در وضعیت جهانی نمی گذارد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۶ شهريور ۱٣۹۶ -  ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۷


بحران کره شمالی (جمهوری دمکراتیک خلق کره) وارد مرحله حساس خود شده است که به زودی یا می بایست در طی یک توافق منطقه یی – جهانی به مصالحه بکشد یا جنگ و تشدید تنش ها اجتناب ناپذیر می شود. تنش در روابط پیونگ یانگ با واشینگتن در وهله اول و روابط این کشور با کره جنوبی و ژاپن در وهله دوم یک مجموعه در هم تنیده از بروز تنش در روابط منطقه یی و بین المللی است که به دلیل مطرح بودن استفاده از تسلیحات هسته یی می تواند به یک بحران بزرگ در روابط بین الملل منجر و جهان را با خطرات پیش بینی نشده یی مواجهه کند. بحران در شبه جزیره کره با دیگر بحران های کنونی در عرصه جهانی تفاوت کمی و کیفی خاصی دارد که پیچیدگی های آن از قانون "رولت روسی" پیروی می کند. در صورت تشدید بحران و ورود به فاز درگیری نظامی به صورت مشخص حتی در صورت شکیبایی دیگر قدرت های هژمونیک جهانی، می تواند منجر به بزرگترین فاجعه بعد از جنگ جهانی دوم بشود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند جنگ در شبه جزیره کره به نوعی آغاز جنگ جهانی سوم خواهد بود. متاسفانه نقش آلترناتیوی ایالات متحده آمریکا در این بحران تا حدود زیادی امکان مصالح حول منافع ملی کشورهای "منطقه بحران" را تحت الشعاع اهداف ژئوپلتیک تدوین شده در واشینگتن قرار داده است. اینکه نوع حکومتداری کره شمالی با نرم های معمول جهانی تفاوت دارد و یا رژیم این کشور در چنین کانتکسی به زعم بسیاری تبلور یک دیکتاتوری فردی و حزبی می باشد هرگز نمی تواند بهانه یی برای عدم دیدن واقعیت های عینی و تاریخی در بروز و ظهور این بحران و رقم خوردن شرایط جدیدی باشد که هم اکنون منطقه شرق آسیا و جهان را در معرض فاجعه قرار داده است. از طرف دیگر با توجه به انزوای پیونگ یانگ و عدم ادغام این کشور در اقتصاد جهانی تحریم های جهانی از جمله تحریم های مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد هر چند می تواند حامل فشار بر این کشور تلقی شود اما در اصل معادله نه تنها تغییری نمی دهد که حتی استمرار و گسترش این تحریم ها خود می تواند مقدمه آغاز یک جنگ بزرگ مقیاس باشد.                                          
در شرایطی که هم زمان با آغاز مانور بزرگ واشینگتن – سوئل، در روزهای گذشته نیز پیونگ یانگ دست به ششمین آزمایش هسته یی خود زد که منابع داخلی و خارجی تایید کرده اند آزمایش جدید مربوط به بمب هیدروژنی کره شمالی بوده است که بسیار ویرانگرتر از بمب هسته یی می باشد، به نظر می رسد که چرخه بحران اگر به زودی با یک عزم جهانی متوقف نشود به تدریج می تواند از کنترل خارج شود. عزم آمریکا برای ارائه یک قطعنامه جدید تحریم علیه پیونگ یانگ با توجه به تجارب قبلی و تاثیر این قطعنامه ها در تشدید بحران نه تنها به حل موضوع کمک نمی کند که بدون تردید بر تنش های موجود خواهد افزود. هم زمان در روز یکشنبه ۱۰ سپتامبر در گزارش تازه کارشناسان سازمان ملل متحد عنوان می شود که کره شمالی به راحتی توانسته است این تحریم ها را دور بزند و هر اندازه که به تحریم ها افزوده می گردد راه های نادیده گرفتن آن نیز بیشتر خواهد شد. چند روز قبل از آن نیز "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهوری پر قدرت روسیه به صراحت عنوان کرد "مردم کره شمالی ترجیح می دهند علف بخورند اما تسلیم نشوند". این گفته پوتین هر چند برای سیاستمداران و افکارعمومی جوامع غربی و متمایل به سیستم زندگی لیبرال شاید یک طنز و تمسخرآمیز به حساب آید اما در درون خود واقعیتی را نشان می دهد که بسیاری نمی توانند یا نمی خواهند آن را ببینند. مردم کره شمالی در طول بیش از ۵ دهه گذشته طوری تربیت و تابع یک فرهنگ زیستی خاص شده اند که فراتر از چرایی مثبت یا منفی بودن آن، توانسته است این جامعه را به شیوه مستقل و خارج از عرف های معمول جهانی و با کمترین تاثیرپذیری از مدل زیست کنونی حاکم بر جهان تحت کنترل خواسته یا ناخواسته خود در بیاورد. در چنین شرایطی که نوعی از تنبیه و تحمیل بیرونی مرگ تدریجی توسط دشمنان را بر کره شمالی اعمال می کند، برای تصمیم گیران در پیونگ یانگ و بخش بزرگی از مردم این کشور ورود به فاز عملیات نظامی، انتحاری و رادیکال امر بسیار غامض و سختی نخواهد بود. متاسفانه در واشینگتن به دلایل کاملا معلوم این وضعیت نادیده گرفته می شود و در کره جنوبی و ژاپن که در صورت بروز جنگ بعد از کره شمالی بیش از همه آسیب می بینند نیز در تبعیت کورکورانه از اراده نامشروع واشینگتن، به این وضعیت تمکین صورت می گیرد.
اگر در شبه جزیره کره جنگی در بگیرد بدون هیچ تردید آغازگر آن آمریکا خواهد بود و کره شمالی هم برای دفاع از خود از تمام امکانات خویش نهایت استفاده را خواهد برد. به همین دلیل آغاز این جنگ پایانی فاجعه بار برای کره شمالی و همسایگان رقیب آن از جمله کره جنوبی و ژاپن خواهد داشت. نیروهای نظامی و اراده سیاسی در پیونگ یانگ در چارچوب تدافعی و عدم تسلیم ساماندهی شده است و هر کسی که در این موضوع شک کند یا اراده برای آزمایش آن داشته باشد، در خدمت فاجعه بزرگی که در راه می باشد قرار خواهد گرفت. به همین دلیل جدا از چین و روسیه که به نوعی متحد پیونگ یانگ محسوب می شود هم اکنون بعضی از رهبران جهان غرب نیز که به عمق فاجعه واقف شده اند سعی می کنند که با میانجیگری مانع از بروز این جنگ شوند. در تازه ترین موارد ابتدا "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان تمایل خود را برای میانجیگری در خصوص بحران شبه جزیره کره در گفت و گو با روزنامه فرانکفورتر آلگماینه اعلام و گفته است "چنانچه درخواستی برای شرکت ما در گفت ‌وگوها باشد، من سریعا پاسخ مثبت می‌دهم" و سپس کشور سوئیس نیز در خصوص آمادگی برای میانجیگری صلح داوطلب گردید. هم اکنون به نظر می رسد که رهبران کشورهای مطرح اروپایی به اهداف جنونانه واشینگتن در قبال بحران شبه جزیره کره واقف شده اند در حالی که متاسفانه شامگاه روز یکشنبه دبیرکل ناتو "ینس استولتنبرگ" در یک واکنش تحریک آمیز عنوان کرده است "برنامه اتمی کره شمالی یک تهدید جهانی و نیازمند یک واکنش جهانی است". هر چند وی به عنوان سخنگوی پیمان آتلانتیک شمالی به عنوان بازوی هژمونی جهانی و نظامی آمریکا در کنار این تهدید هم چنان بر تمرکز سازمان ناتو برای یافتن یک راه حل دیپلماتیک تاکید هم می کند. جناب استولتنبرگ و دیگر متحدین آمریکا فکر می کنند که با این تهدیدات می توانند کره شمالی را به عقب نشینی وادار کنند در حالی که رهبران پیونگ یانگ به دلیل رسم الخط منطق سیاسی می دانند که ورود به جنگ با آمریکا ابتدا و انتهای بازی مرگ و زندگی می باشد و بقیه ماجرا حاشیه نویسی دیگران زیر داستان اصلی است. بدون هیچ تردیدی بسیاری از این رجزخوانی هر دو طرف برای امتیازگیری از طرف مقابل می باشد ولی این روند تشدید تنش در مرحله بالاتر می تواند غیرقابل بازگشت شود. اصل داستان در منطق آمریکایی بحث هماوردی با پیونگ یانگ یا بهانه مضحک دفاع از متحدین خود در کره جنوبی و ژاپن نیست و بدون تردید کنترل قدرت نوظهور چین و بیدار شدن روسیه در دستور کار قرار دارد که این دو کشور و بسیاری از دیگر کشورها نیز به خوبی این را می دانند و به همین دلیل جنگ طلبی آمریکایی در این خصوص همسویی چندانی در جهان امروز و به خصوص افکارعمومی بین المللی را برنمی انگیزد. از آنجا که در صورت بروز جنگ در شبه جزیره کره بدون هیچ شکی به یک نبرد هسته یی می انجامد، از هم اکنون اقتصاد جهانی دچار تب و لرز شده است. روزی که اولین گلوله ها شلیک شوند باید در انتظار بحران بزرگ در اقتصاد بین المللی و سقوط وحشتناک بورس های جهانی بود چرا که جنگ در منطقه شیشه یی اقتصاد جهانی انجام می گیرد نه در شاخ آفریقا و خاورمیانه پرتنش که به جز منابع نفت و گاز دارای مصونیت آهنین حتی در لیبی بدون دولت، برهم خوردگی ثبات و فروپاشی جوامع تاثیر چندانی در وضعیت جهانی نمی گذارد. جنگ در کره شمالی برافروختن آتشی است که از قبل نمی توان پیش بینی کرد هیچ آتش نشانی بتواند دامنه حریق آن را مهار کند و به همین دلیل امید برای میانجیگری، ابقای مذاکرات و رسیدن به توافق فعلا هنوز هم چنان زنده است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست