یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

فریبا مرادی پور
ورزش بانوان ایرانی و موانع پیش رو



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۰ شهريور ۱٣۹۶ -  ۱ سپتامبر ۲۰۱۷



دیربازی است که ورزش به عنوان یک ابزار مفید و کارامد برای رشد فکری وجسمی افراد شناخته شده است. شاید جای آن باشد که یکبار دیگر به این نکته اشاره شود که ورزش موجب کاهش فشار خون, بهبود عملکرد قلب, کاهش درصد چربی بدن و جلوگیری از پوکی استخوان می شود. این واقعیت که زنان بیشتر از مردان در معرض خطر پوکی استخوان و سکته های قلبی و مغزی قرار دارند اهمیت ورزش برای دستیابی به سلامت بیشتر در بانوان را پررنگتر مینماید. از طرف دیگر تاثیر غیرقابل انکار ورزش بر کاهش استرس و افسردگی برای زنان - که به لحاظ فیزیولوژیکی و زمینه های فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران بیشتر در معرض ابتلا قرار دارند- لزوم پرداختن به آنرا دو چندان میکند.
ورزش زنان همه مسابقات خاص زنان در اشکال حرفه ای، آماتور و ورزش همگانی در تمام رشته های ورزشی را در بر میگیرد. تغییرات فرهنگی جوامع در اواخر قرن بیستم که با تاکید بیشتر بر برابری جنسیتی همراه بود منجر به مشارکت فعالانه زنان در عرصه ورزش شد و امروزه شاید هیچ رشته ورزشی را نتوان یافت که همچنان "مردانه" باقیمانده باشد، ولیکن میزان این مشارکت در کشورهای مختلف و رشته های مختلف متفاوت است. اما در ایران و در ابتدای قرن بیست ویکم زنان که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند برای حضور در عرصه های ورزشی با موانع زیادی دست و پنجه نرم میکنند.
در بررسی موانع ورزش بانوان بهتر است که ابتدا ورزش همگانی و نیز ورزشی که به منظور تندرستی انجام میگرد را از ورزش قهرمانی و یا حرفه ایی تفکیک دهیم و یادآور شویم که همه موانع در مسیر ورزش همگانی به عنوان موانع اصلی و اولیه ورزش قهرمانی بانوان نیز شناخته میشوند. این موانع به طور کلی عبارتند از:
موانع مذهبی: همچون ممنوعیت حضور بانوان در اماکن ورزشی برای تماشای مسابقات ورزشی آقایان به دلیل اشکالات شرعی و دینی. پر واضح است که حضور در زمینها و سالنهای ورزشی و تماشای بازی ها ابتدایی ترین شکل آشنایی و ترغیب و تشویق افراد به پرداختن به ورزش است که این مهم به بهانه آسیب رسانی به لایه های مختلف اجتماعی از بانوان دریغ میشود.
موانع فرهنگی: همچون مغایر دانستن ورزش با ارزشهای فرهنگی و یا تصور الویت نداشتن ورزش برای بانوان؛ به طوریکه در بسیاری از خانواده ها ورزش برای بانوان نه یک نیاز که یک تفنن لوکس محسوب شده و لزوم پرداختن به آنرا فقط در صورتی که زن به کلیه وظایف خود در منزل و بیرون خانه رسیدگی کرده و وقت آزاد مازادی داشته باشد و تازه فعالیت فرهنگی و یا هنری دیگری هم در الویت نباشد بررسی مینمایند.
موانع اجتماعی: مانند بی توجهیِ نهادها, سازمانها و ارگانهای فرهنگساز برای ترویج آن؛ به طوریکه تعداد مواردی که به عنوان مثال دریک فیلم یا سریال تلوزیونی اشاره ایی به یک فعالیت ورزشی بانوان یا تاثیرات مثبت آن شده بسیار نادر بوده و معدود مواردی هم که اشاره ایی به ورزش کردن زنان داشته اند معمولا با دید تمسخر و یا معرفی کردن یک شخصیت منفی در فیلم ها بوده است. نمونه دیگر اصرار و الزام به کسب رضایت خانواده برای حضور در اماکن ورزشی توسط گردانندگان این اماکن است به عنوان مثال ثبت نام بانوان در دوره ها و کلاس های ورزشی و شرکت آنها در مسابقات منوط به ارایه رضایت نامه ولی یا همسر میباشد.
کمبود امکانات: همچون دسترسی نداشتنن آسان و سریع به امکانات و نامناسب بودن وقت اماکن که شاید بتوان آنرا پررنگترین عامل برای آندسته از بانوانی دانست که از تمام موانع بالا عبورکرده و به دنبال حضور در فضاهای ورزشی هستند. اکثریت مطلق اماکن ورزشی اوقات مرده خود را به بانوان اختصاص میدهند این اوقات شامل ساعاتی از صبح تا حدود ساعت ۲ بعدازظهر بوده و عموما در روزهای تعطیل یا اصلا زمانی به خانمها اختصاص ندارد و یا ساعاتی نزدیک به ظهر و نیز ابتدای روز که سالنها خالی از آقایان باشند را به بانوان اختصاص میدهند. به همین دلیل طیف وسیعی از بانوان شامل دانش آموزان و دانشجویان و شاغلین و کارمندان عملا از حضور در باشگاها محروم می شوند. اهمیت زمان مناسب باشگاهها و سالنهای ورزشی زمانی روشنتر میشود که توجه کنیم بانوان ایرانی صرفا بایستی در فضاهای سربسته و در داخل سالنها به ورزش بپردازند و به عنوان مثال تمرین کاراته یا تکواندو در یک گوشه پارک آنچنان که برای اقایان عادی است برای بانوان نبوده و اقدام بانوان به تمرین در فضاهای باز- حتی در صورت پوشیدگی کامل بدن - پذیرفته شده نیست.
غالب فضاهای ورزشی مختص به زنان (که اکثرا در دست بخش خصوصی هستند) فضایی سربسته و کوچک با نور و تهویه نامناسب هستند که نه تنها باعث ایجاد انگیزه در افراد نشده بلکه خود عاملی برای دلزدگی ورزش دوستان می شوند. به همین دلیل در بسیاری ازموارد, افراد مدت کوتاهی پس از مراجعه به این مراکز از آمدن به چنین باشگاه هایی صرفنظر میکنند. این مشکل برای بانوان شهرستانی ملموس تر است حال آنکه در شهرستان ها به لحاظ بافت سنتی و فرهنگی حاکم, زنان مدت زمانی زیادی را در خانه به سر برده و این مسأله باعث بروز انواع بیماری ها و آسیب های روحی و جسمی در میان این افراد می شود. از اینرو جا دارد با توجه به این واقعیت که فضای سربسته از ملزومات ورزش زنان است, وزارت ورزش و جوانان و سایر نهادها و ارگانهای مرتبط با مبحث سلامت, تمهیدات ویژه ایی را برای تجهیز سالنهای ورزشی بانوان یا پرداخت تسهیلات به بخش خصوصی برای احداث و تجهیز سالنها - در جهت بهبود شرایط و نیز ساعات حضور زنان و دختران- در نظر گیرند که متاسفانه تاکنون چنین نبوده است.
و اما در ورزش قهرمانی و حرفه ایی علاوه بر آنچه که گفته شد مشکلات جدی تر نیز بر سر راه ورزشکاران زن وجود دارد که عرصه را برای حضور موفق و تمام قد آنان در عرصه های بین المللی تنگ کرده است. از ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی، بانوان به مدت ۱۵ سال در هیچ یک از رشته های ورزشی حتی در سطح منطقه ایی حضور فعالی نداشتند و با شروع بازی های آسیایی ۱۹۹۰ پکن و اولین حضور زنان در رقابت های بین المللی، عرصه برای فعالیت بانوان ورزشکار بازتر شد. اما این حضور نیز محدود بوده و بیشتر در رشته های رزمی و انفرادیی که شرایط سخت پوشیدگی زنان را تاب میاورد نظیر شطرنج, تیراندازی, تکواندو و کاراته بوده است.
حجاب اجباری حتی در خارج از مرزهای ایران دیواری به بلندای سالیان به دور بانوان ورزشکار ایرانی کشیده است آنچنان که در تمامی ورزشهای گروهی و انفرادی بانوانی هستند که علیرم توانایی بالا حتی فرصت حضور در یک تورنمنت منطقه ایی و یا جهانی را نداشته و نخواهند داشت. تلاشهای بانوان در بسیاری رشته ها مانند تکواندو و فوتبال باعث شده است که فدراسیونهای جهانی تسهیلات یا شرایط ویژه ایی برای حضور بانوان ایرانی (و سایر کشورهای مسلمان) در مسابقات با پوشش مورد تایید حکومت و فدراسیون مربوطه ایجاد کنند اما اولا این نوع همکاری ها محدود بوده و شامل بسیاری رشته ها نمیشود و ثانیا همان نگاه مذهبی باز هم سعی در تنگ کردن فضا و جلوگیری از حضور زنان حتی با پوشش مناسب در عرصه های ورزشی جهانی دارد. بعنوان نمونه تازه آن می توان ازحاشیه هایی که اردیبهشت ماه سال جاری برای حضور تیم ملی دختران زیر ۲٣ سال والیبالیست در مسابقات قهرمانی آسیا در کشور تایلند بوجود آمد, یاد کرد که با بزرگنمایی خبرگزاریها و سایتها و رسانه های حکومتی سرانجام احکام سنگین از یک تا سه سال عدم حضور در مسابقات ورزشی را برای سه نفر از بازیکنان این تیم در پی داشت؛ حاشیه هایی که در تیمهای آقایان نیز کم نیست ولی هیچگاه منجر به چنین احکام سنگین ناعادلانه ایی نشده است و در بدترین شرایط به محرومیت از حضور در یک یا چند بازی و یا جریمه نقدی ختم میشود. احکام مزبور و حاشیه های اینچنینی معمولا از طرف هیچ نهاد رسمی مورد اعتراض و انتقاد قرار نگرفته و آنچه از تریبونهای رسمی به گوش میرسد فقط در نکوهش رفتار بانوان ورزشکار و بیم دل نگرانی آیات عظام از رعایت نشدن موازین شرعی در اردوها و میادین ورزشی است - به عنوان نمونه میتوان از تذکر عشرت شایق، نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی هفتم و ۳ نماینده دیگر درباره ضرورت رعایت موازین شرعی در اعزام تیمهای ورزشی بانوان به مسابقات خارج از کشور درسال ٨۶ یاد کرد: "اخیرا در برخی از مسابقات بین المللی، مسایلی اتفاق افتاده که شایسته دختران و زنان مسلمان ایرانی نبوده و موجبات ناراحتی و نگرانی برخی از علما و مراجع تقلید شده است. باید توجه شود که رعایت مسائل شرعی و باورهای دینی پیش شرط حضور ورزشکاران ایرانی در مسابقات خارج از کشور است".
مورد دیگری که در همین رابطه حایز توجه است عدم طراحی لباس اسلامی برای رشته های مختلف است. علیرغم گذشت ٣٨ سال از انقلاب اسلامی و علیرغم وقوف به این مهم که مادام که لباس اسلامی مورد قبول حکومت برای زنان ورزشکار ایرانی طراحی نشود حضور آنان در عرصه های جهانی و بین المللی میسر نخواهد بود ولیکن تاکنون اقدام مفید و موثری در این خصوص صورت نگرفته است و اقدامات دراین زمینه کاملا مقطعی و بدون اصرار برای رسیدن به نتیجه خاصی بوده است. چنین به نظر میرسد که اگر همان عزم راسخی که برای ترویج حجاب یا طراحی انواع چادر وجود دارد برای طراحی لباس ورزشی اسلامی مناسب نیز وجود میداشت حال- بعد از ٣٨ سال - لااقل برای چند رشته ورزشی دیگر نیز امکان حضور بانوان در عرصه های جهانی میسر شده بود.
مانع جدی بعدی مشکل مالی و تامین بودجه است به طوری که مشکلات مالی و بالا بودن هزینه های اکثر رشته های ورزشی موجب کناره گیری بسیاری از تیمهای ورزشی بانوان ازصحنه رقابت شده است. منابع مالی تیمهای ورزشی شامل منابع دولتی, حمایت سازمانهای بین المللی, درآمدهای بازاریابی و کمکهای مردمی و... میباشد. سهم زنان از بودجه ورزشی در چند سال اخیر اعلام نشده است ولی در سال ۹۴ خانم رباب شهریان معاون وقت امور ورزش بانوان وزارت ورزش وجوانان این سهم را ۹ درصد عنوان کرد؛ یعنی ۹۱ درصد از بودجه ورزش ایران سهم مردان است. برخی از مسولان علت این نابرابری را در هم وزن نبودن افتخارات ورزشی بانوان و آقایان میدانند اما آیا در شرایط فعلی ورزش بانوان رسیدن به مقام و مدال و شکوفایی و افتخار آفرینی بیشتر در عرصه های بین المللی برای زنان انتظاری معقول و منصفانه است؟ از طرف دیگر تیمهای بانوان با مشکل جدی نبود اسپانسر مواجهند زیرا مسابقات بانوان پخش تلویزیونی ندارد و کمتر باشگاه و کارخانه ای تمایل دارند در ورزش بانوان سرمایه گذاری کنند. هرچند بر طبق گفته مسولان ورزشی به عنوان نمونه حقوقی که باشگاهها به یک بازیکن مرد فوتبال میدهند، برای یک تیم لیگ برتری بانوان کافی است اما مسئولان باشگاهها و صاحبان صنایع بدلیل عدم بازخورد رسانه ایی مسابقات بانوان هیچ تمایلی به سرمایه گزاری و صرف هزینه در این حوزه ندارند.
صاحبنظران و کارشناسان یکی دیگر از مشکلات مهم را عدم حضور بانوان در سیاستگذاریهای کلان ورزشی میدانند. به عقیده آنان جایگاه زنان در تصمیم گیریهای ورزشی بسیار کمرنگ است و فرصتهای یکسانی در بحث مدیریت وجود ندارد بطوریکه در حال حاضر از مجموع ۵۰ فدراسیون ورزشی وزارت ورزش و جوانان, بانوان تنها ریاست دو فدراسیون چوگان و فدراسیون ورزش بیماران خاص و پیوند اعضا را بر عهده دارند و در دوره های گذشته نیز سرپرستی فدراسیون های کم اهمیت و حاشیه ای تری (در مقایسه با فدراسیونهای والیبال و بسکتبال و تکواندو و...) نظیر فدراسیون اسکیت و یا فدراسیون آمادگی جسمانی را برعهده داشته اند. همین دور نگهداشتن زنان از حوزه تصمیم گیری خود تقویت کننده نابرابری های بعدی چه در زمینه تقسیم بودجه و چه در زمینه ارزشگذاری افتخارات ورزشی و ... شده است.
در مجموع به نظر می رسید که ورزش قهرمانی و حرفه ایی بانوان در شرایط کنونی به راهی بهتر از آنچه که در حال حاضر است نرفته و از این پس نیز باید شاهد تک ستاره هایی در عالم ورزش زنان باشیم که در چند رشته معدود و تنها با تکیه بر همت والای خود و صرف هزینه شخصی وارد عرصه های بین المللی میشوند. ورزش حرفه ایی بانوان نه تنها به مانند مردان سودآوری مالی برای آنان ندارد که بایستی غالب هزینه های مادی و معنوی حضور در میادین جهانی را خود ورزشکار بپردازد.
به امید روزی که بانوان ایرانی چه در ورزش همگانی و چه در عرصه های جهانی حضوری شاداب, پررنگ و موفق داشته باشند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست