یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اندر ممنوع تصویری تازه!
جنگ بی مرز به مهدی مهدوی کیا و محمدمایلی رسید!



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۴ شهريور ۱٣۹۶ -  ۲۶ اوت ۲۰۱۷



اخبار روز- کرد سنندجی: آزادی بیان در کشوری مثل جمهوری اسلامی برای خودی و غیرخودی وجود ندارد. وضعیت غیرخودی و شهروند درجه دو و سه در چنین نظامی معلوم و روشن است. در محدوده خودی ها یا به تعبیری شهروند درجه یک نیز آن چه که وجود دارد بنام اعمال قدرت و تهدید و ایجاد جو خفقان و فضای سرکوب است. در عقب گرد کوتاه تاریخی روشهای اعمال خشونت برای ساکت و خاموش کردن آزادی بیان و اندیشه بعد از جنگ دوم جهانی و از دهه ۱۹٨۰ به این سوی با تغییرات استراتژیکی مواجه شد. جنگ روانی که طی دو جنگ اول و دوم جهانی بیشتر و خالص تر موضوعیت و کاربرد نظامی داشت بعد از پایان جنگ و گذشتن از سالهای جنگ سرد در بین دو بلوک شرق و غرب در دهه ۱۹۹۰ به این سوی ماهیت و کاربرد علنی تری پیدا کرده که از جمله مهمترین آن ارتباط مستقیم با قلمرو آزادی بیان و اندیشه و نشر آزادانه افکار است. با گسترش ابزار متنوع و متعدد ارتباطاتی, قلمرو نفوذ در افکار عمومی برای ایجاد جنگ روانی جهت کنترل افکار و هدایت سمت و سوی آن به طرف اهداف هیات حاکمه به یک تاکتیک و در درازمدت به استراتژی حذف مخالفین و منتقدین و ساکت کردن هر گونه صدای انتقادی و نارضایتی در تمام عرصه های زندگی اجتماعی تبدیل شده است. از آن جائی که در کشورهای غیردموکرایتک, هنر و ورزش دو پدیده فراگیری هستند که نه برای لذت و شاد بودن بلکه برای اهداف نظام و ایده ئولوژی آن در خدمت قرار می گیرند، بر خلاف نوع سرکوب در یک جمع معترض صنفی که از ابزار مستقیم خفقان و سرکوب استفاده می شود در قلمرو ورزش و هنر کار روانی و منسجم با هدف تاثیرگذاری مستقیم روی ورزشکار و مخاطب و هوادار که مهمتر از برخورد و سرکوب فیزیکی است صورت می گیرد. مهمترین دلیل چنین موضوعی کنترل کردن هزاران و میلیونها نفری است که مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر این دو پدیده جهانی قرار دارند.از طریق این ابزار ووسایل ارتباطی فرامرزی است که هم می توان رفتار و روحیه طرفداران را هدایت و کنترل کرد و هم این که با کاربرد حربه هائی مثل تهدید, شایعه, سانسور, تفرقه افکنی, فریب, تحریف, جعل تاریخ و دادن اطلاعات ناقص, مخالفان و منتقدین را سرکوب و گروههای بیطرف را نیز متزلزل و مرعوب ساخت.
آن چه که در ورزش و در فوتبال کشورمان می گذرد –اتحاد مقدسی-۱. است که بین رسانه ها, مسئولین امنیتی و اطلاعاتی و گسترش شبکه دلالی تجاری سنتی (واسطه گری از طریق مناسبات سالم اخلاقی و اقتصادی و دریافت پورسانت و حق الزحمه در کشورهای دموکراتیک طبق قواعد و اصولی شناخته شده است) برای ایجاد دسته بندی و ساخت و پاخت های پنهانی بر ضد منافع تشکیل شده است. آن چه که برتولت برشت نویسنده و شاعر نامدار آلمانی گفته است - آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند جنایتکار (تبهکار) است. از این نوع –اتحاد مقدس- است.

آپولیتیسم (روش بی اعتنائی) جامعه ورزش و به ویژه مهمترین رشته آن فوتبال را طی یک دهه اخیر بطور مطلق در بر گرفته است. گسترش و نهادینه شدن این لاقیدی هدفمند و با استفاده از روش ها و ابزار جنگ روانی محقق شده است. رسانه ها که در کشورهای دیکتاتوری و استبدادی یکی از چهار عامل ایجاد و حفظ قدرت حاکم – در کنار ایده ئولوژی, ارتش و نیروی نظامی, پول و بانکها –به شمار می روند، بهترین مجری برای پیاده کردن برنامه های جنگ روانی و انحراف افکار عمومی از مسیر پرداختن به مسایل اصلی در جامعه هستند و به سود نظام حاکم عمل می کنند.


آنانی که خود عضوی از شبکه فاسد و باند واسطه گری در فوتبال کشور هستند و در اکثریت رسانه های ایران افراد و تیم خبری دارند برای انحراف افکار عمومی و سرکوب منتقدین یا مخالفین خود از حربه ای استفاده می کنند که مردم در برابر آن در سه چهار سال اخیر حداقل در ظاهر بیشتر حساس شده اند. مرتجع، عقب مانده، سنتی، عقده ای و این قبیل عناوین هر روز برای ساکت و سرکوب کردن هر صدای اعتراضی و هر منتقدی که بر وضعیت موجود می تازد مثل باران سیل آسای جاری می کنند. در واقع از طریق منفعل کردن افکار، و به عکس، گاه با فعال کردن و حساس نمودن آنان مقاصد ریاکارانه خود را بیش می برند. جنگ بی مرزی که قدرت نرم افزاری و سخت افزاری در اختیارشان است و می توانند سمت و سوی افکار عمومی را هدایت کنند البته نه برای همیشه!!
خود در نماز جمعه، مراسم عاشورا و تاسوعا، دعای کمیل، مراسمهای مذهبی و دادن هدیه و تحفه (بخوانید رشوه و باج) آدم فروشی و انباشت مال و ثروت از طریق حقه بازی و شیادی و اعمال فساد مشغول و یکی از شرکای این مراسمها و بساط ها هستند ولی برای رد گم کردن دیگران را که افکاری از گذشته داشته ولی آلوده به فساد نبوده و نشده اند و یا افرادی که از کارها و اقدامات این باندها پیروی نکرده و صف خود را از فساد حاکم جدای کرده مورد غصب و خشم شبکه فساد قرار می دهند.
اسرائیل را –رژیم صهیونیستی و کودک کش و جنایتکار-خطاب می کنند و خواهان نابودی این کشور هستند اما همانهایی که در این شبکه فاسد قرار دارند به پیروی از همان خط مشی گمراهی, سایرین را مرتجع و ضدمیهن می نامند و خود را آزادی خواه و مترقی و وطن پرست معرفی می کنند!
چنین حربه ای تاکنون به خوبی جواب داده. کاری را با داخل نیست اما در خارج در بین این همه مدعی کارشناسی و تلپ و تولپ کردن در مواضع ضد نظام، همانی را بر زبان و قلم می آورند و تکرار می کنند که شبکه فاسد آن را از طریق رسانه های خود به افکار عمومی منتقل کرده اند.
حالا هم نوبت مهدی مهدوی کیا و محمد مایلی کهن رسیده که به اصطلاح ممنوع تصویر شوند آن هم در صدا و سیمائی که فساد در آن نهادینه شده است!

۱. اتحاد مقدس.Sainte allience. یک اصطلاح رایج در مباحث سیاسی و اجتماعی است و مقصود از آن بر خلاف معنی کلمه-مقدس-دسته بندی و ساخت و پاخت گروهی برای اجرای سیاستی در مخالفت با منتقدین و ترقی خواهان و برخورد با افکار مخالف است. 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست