یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آمریکا مجموعه اسناد کودتای ۲۸ مرداد را منتشر کرد


امیرحسین لادن


• این مجموعه ی (۹۷۰ برگی) واقعه ای است، که بزرگترین فاجعه ی قرن بیستم را برای مردمِ درمانده ی ایران ببار آورد. این اسناد از یکسو، نمایانگر توطئه انگلیس و تبانی آمریکا برای سرنگونی دولت مصدق و باژگون نمودن "ملی شدن صنایع نفت" است؛ و از سوی دیگر، گویایِ داستان دردناکِ ملتی است که معنی و مفهومِ میهن دوستی را نمی دانست و با منافع جمعی و ملی ناآشنا بود! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲ مرداد ۱٣۹۶ -  ۲۴ ژوئيه ۲۰۱۷


هیچ پیش آمده کز هستی دلگیر شوی
هیچ پیش آمده کز جان و جهان سیر شوی (1)

اسناد کودتای 28 مرداد 1322 ، چند روز پیش (25 خرداد) از طرف وزارت امور خارجه آمریکا از طبقه بندی محرمانه خارج شد. آنروز با اشتیاق زیاد، ساعتی مشغول جستجو و کنکاش بودم تا لینک اسناد را به دست آوردم.
این مجموعه ی (970 برگی) واقعه ای است، که بزرگترین فاجعه ی قرن بیستم را برای مردمِ درمانده ی ایران ببار آورد. این اسناد از یکسو، نمایانگر توطئه انگلیس و تبانی آمریکا برای سرنگونی دولت مصدق و باژگون نمودن "ملی شدن صنایع نفت" است؛ و از سوی دیگر، گویایِ داستان دردناکِ ملتی است که معنی و مفهومِ میهن دوستی را نمی دانست و با منافع جمعی و ملی ناآشنا بود!
در مورد کودتای 28 مرداد، نوشتارها و اقرار هایِ فراوانی ارائه شده و به چاپ رسیده است؛ از جمله دو مآمورِ انگلیسی و آمریکائی که عملیات سرنگونی دولت مصدق را رهبری می کردند: زیستنامه مانتی وودهاس، رئیس "عملیات چکمه" سازمان اطلاعاتی انگلیس، و کتاب کرمیت روزولت، رئیس "عملیات آژاکس" سازمان اطلاعاتی آمریکا. بعلاوه ی کتاب سرگذشت براداران دالس: جان فاستر، وزیر امور خارجه و آلن، رئیس سازمان سیا آمریکا که برای نجات مشتری ویژه شان، شرکت نفت انگلیس، کمر به نابودیِ نهضت ملی شدن صنعت نفت بسته بودند. این اشخاص در نوشتارهایشان مسائل را در حد امکان فاش کرده اند.
هم میهنانی که اهل مطالعه هستند و مسائل را بدون تعصب و غرض ورزی مینگرند، از چگونگیِ این واقعه ی تخریبی آگاهی داشته اند. ولی انتشارِ این اسناد، از یکسو پرده ی ابهام را از روی توطئه یِ برنامه ریزی شده، دسیسه ها، و نقش بازیگران پس پرده برداشته؛ و از سویِ دیگر، بهانه ها و توهم هایِ هم میهنانی را که توانائی پذیرش واقعیت ها و شنیدن حقایق را ندارند، کاملن خنثی کرده است.   
کریستوفر "مانتی" وودهاس، رئیس پایگاه اِم آی 6 در ایران، می نویسد: "بلافاصله پس از ملی شدن صنایع نفت، من مسئول پایگاه سرویس اطلاعاتی انگلستان در ایران شدم.
هدف مآموریتم: سرنگونی مصدق، و جایگزینی او بوسیله ی نخست وزیری بود که ملی شدن نفت را باژگون کند. مذاکرات و گفتگو های شرکت نفت با ایران، نیز برای جلب افکار عمومی بود و ما دنبال فرصت مناسب برای پیاده کردن برنامه مان بودیم؛ در ضمنی که قرارمان براین بود که مصدق را یک لحظه راحت نگذاریم!" (2)

کرمیت روزولت، رئیس پایگاه سی آی اِ (سیا) در ایران می نویسد:
"چندی پس از ملی شدن صنایع نفت در ایران، برنامه سرنگونی مصدق از طرف سازمان اطلاعاتی انگلیس (ام آی 6)، در لندن به من پیشنهاد شد. انگلیس حلِ مشکل را نه در مذاکره و گفتگو می دانست و نه ، می خواست. بلکه مصمم به سرنگونی و جایگزینی مصدق بود."
"هدف عملیات آژاکس، ایجادِ همکاری و اتحاد شاه، با چرچیل، ایدن، اِم آی 6، برادران دالِس، و سی آی اِ بود برای سرنگونی دولت مصدق، و باژگون کردن حرکتِ "ملی شدن نفت. از این گذشته، انگلیسی ها می گفتند که زمان را نباید با مذاکره تلف کرد."
روزولت می نویسد: "انگلیسی ها می گفتند که تعداد قابل ملاحظه ای از شخصیت های مهم و کلیدی در ایران دارند، ولی میخواهند با عامل اصلی شان، شاه، کار کنند. زیرا با او رابطه ی تنگاتنگی دارند. آنها در رابطه با ارتش و ملاها و همکاری با آنان بسیار خوش بین بودند؛ و بهمان شدت در رابطه با دانشگاه و دانشجویان بد بین! ... شخص شاه، نه با جبهه ملی مصدق موافق بود و نه ملی کردن صنعت نفت را به نفع ایران میدانست." (3)

دیوید تالبوت، بیوگرافرِ برادران دالِس می نویسد: "آلن دالِس خود را برتر از قانون و دیگر سیاستمداران آمریکا میدانست. برای دستیابی به اهدف خودش، با تردستی از نفوذ گسترده اش بهره می گرفت و تصمیم رهبران و حتی رئیس جمهور آمریکا را تحت شعاع قرار میداد؛ و خواست های مشتریان ثروتمندش، مانند راکفلرها، و شرکت نفت انگلیس را پیاده میکرد. با نازی ها زد و بند، و با مافیا ساخت و پاخت داشت. او از همین روش در ترور رهبران کشورها و سرنگونی دولت هایِ ملی گرائی که منافع او و مشتریانش را در نظر نمی گرفتند، استفاده میکرد."
در ادامه می نویسد: "سیا" و اِم آی 6 که عملیات سرنگونی دولت مصدق را رهبری میکردند برای رسیدن به اهدافشان از هیچ روشِ ناپسند، و حربه ی وحشیانه ای روی گردان نبودند. از جمله در ایران، خریدنِ نمایندگان فاسدِ مجلس شورا و افسران پاکسازی شده ی ارتش برای مقابله و مبارزه با نهضت ملی کردن نفت؛ رشوه به روحانیون برای عوامفریبی و اجیر کردنِ اوباش و اراذل جهت اغتشاش و تخریب در خیابان ها. در ضمنی که مهره های مهم سیاسی - نظامیِ طرفدار دولت را همواره آماج تهمت و شایعه و فهاشی و ضرب و شتم قرار می دادند. مآموران و مزدوران بیگانه، حتی از آدم ربائی، شکنجه و کشتار روی گردان نبودند: سرتیپ افشارطوس – رئیس شهربانی، و اجساد عده ای از طرفداران جبهه ملی که خرخره شان را بریده و جسدشان را آتش زده بودند، در بیابان های اطراف تهران پیدا شد." (4)
بخش قابل توجهی از این اسرار، تا یکماه پیش هنوز در پسِ پرده ی اسنادِ محرمانه، پنهان بود. اسنادی که پس از گذشت بیش از شصت سال، با تشریح طرح و برنامه، شناسائی و معرفی بازیگران، فاش کردن بودجه ای عظیم برای رشوه و خریداری اشخاص، +"تسلیحات و تجهیزات" لازم برای پیاده کردنِ توطئه ها و اجرای برنامه ها - "معمای کودتا" را - حل کرده است!
در اینجا منظور از "معما"، "پازِل" یا "پوزل" می باشد که یکنوع بازی است. پازِل، دارای چندین (ده، بیست یا دهها) تکه می باشد. برای حل معما، باید تکه ها را شناسائی و به نحوی در کنار هم قرار داد تا تصویر کامل نمایان شود. این "اسناد" مانند بازیِ "معما" تکه ها را شناسائی و در کنار هم قرار میدهد تا به روشنی ببینیم که با ما چه کردند.
آمریکا با این پیش درآمد وارد میدان مبارزه با نهضت ملی کردن صنعت نفت شد:
اسناد آزاد شده ی آمریکا: سند شماره 5.
"با ترور رزم آرا، نخست وزیر ایران، اوضاع آشفته تر گردید. نا امنی سیاسی و تزلزل اقتصادی همراه با احساسات شدید ملی و مذهبی، حالتی مساعد برای دگرگونی سیستم بوجود آورده بود. ملی کردن صنعت نفت، ترور دیگران و حتی شاه، می توانست ایران را به سوی شوروی سوق دهد."
" در این لحظه نیاز داریم که یک پیکار و مبارزه ی تبلیغاتی گسترده برای پشتیبانی از نخست وزیر، حسین علا و شخص شاه به راه بیاندازیم. این تبلیغات بایستی گسترده و سراسری باشد و شامل: کمک مالی به نشریاتی که در تبلیغات به نفع دولت و شاه شرکت می کنند؛ کمک مالی و غیره به اشخاص و گروه هائی که با ما همکاری کنند؛ کمک های مالی تکنیکی و تجهیزاتی به امرای ارتش، و در صورت امکان به عشایر در پشتیبانی از اهداف ما."   
در برگ بعدی می نویسد:
"بزرگترین خطرِ ادامه ی این نوع حکومت (شاه و علا)، غیر از شکست و ناکامی شان؛ امکان اتحاد نامقدسِ گروه مصدق با کاشانی است. همکاری آنان و گسترش اهداف تندِ میهن پرستانه، برنامه های دولت را مختل خواهد کرد و دولت به آسانی نمی تواند با آنان مقابله نماید."   
"باید با تلاش جدی در بی اعتبار کردن و تضعیف شان باشیم و با تفرقه اندازی از یکدیگر دور نگهداریم. از ُبخل و حسادت اطرافیان بهره گیری کنیم و جاه طلبی شان تحریک نمائیم. با شناختی که از شخصیت خود خواه و خود شیفته ی کاشانی داریم و میدانیم که هم پول دوست است و هم میخواهد مطرح باشد؛ باید او را با رشوه خرید. با او می توانیم از طریق: 1) و 2) (نامشان فاش نشده) تماس بکیریم."   
"از سوی دیگر با انتشار مطالب ضد کاشانی، او را زیر پرسش ببریم؛ ...
" بی اعتبار کردن مصدق و جبهه ملی بسیار دشوار تر است! مصدق با تمام ضعف جسمی و غش کردنش در مجلس، به نحوِ گسترده ای مورد علاقه و احترام مردم می باشد. حمله به مصدق باید از طریق تفرقه اندازی صورت گیرد:
1) از طریق نشریات زیر زمینی و پنهانی رابطه ای بین حسین مکی و شوروی، نشان بدهیم.
2) تلاش کنیم که ما بین پشتیبانانِ استوارو معقولی مانند بقائی و الهیار صالح با مصدق شکاف ایجاد کنیم و جدائی بیاندازیم."
"تبلیغات سیاه**، نوعی تلاش است در تخریب و بدنامیِ حریف. سی آی اِ ، این روش برای مقابله با حزب توده پیشنهاد کرد. با توزیع اعلامیه، انتشار مقالات و کپی تقلبی نشریه ی مردم (ارگان حزب توده) حزب توده را مسئول ترور رزم آرا بشناساند. در ضمن اسنادی جعلی نیز از طرف حزب توده منتشر کند که لیست شخصیت های دیگر کشور در آن درج شده باشد که پس از دستیابی به قدرت، آنان را اعدام خواهد کرد."   
اسناد آزاد شده ی آمریکا: سند 107 شورای امنیت
چهاردهم ماه مارچ 1951

"امنیت منافع آمریکا در اینستکه ایران در محور آمریکا باقی بماند و به طرف کشورهای کمونیستی سوق پیدا نکند. ایران از موقعیت جغرافیائیِ بسیار حساسی برخوردار می باشد، در ضمنی که منابع نفتی اش، برای اقتصاد انگلیس و غرب حیاتی است. از دست دادن کنترل ایران، نه تنها کشورهای منطقه را آسیب پذیر می کند، بلکه عدم کنترل منابع نفتی ایران، لطمه ی جبران ناپذیری به اقتصاد و امنیت غرب خواهد زد. ... و اگر حیثیت آمریکا را نابود نکند، بشدت تضعیف خواهد کرد." (5)
ما نمی توانیم از انگلیس و آمریکا ایراد بگیریم که چرا بدنبال منافع خودشان بودند. یا آنان را سرزنش کنیم که چرا برای حفظ منافعشان، یک دولت مردمسالارِ ایرانی را سرنگون کردند؟!
ولی ایرانیانی که برای منافع شخصی و کسب مقام؛ با دشمن همگام شدند و در سرنگونیِ دولتی که دنبال استقلال اقتصادی – سیاسی میهنش بود، شرکت کردند، را باید با تمام وجود زیر پرسش ببریم.
برای مثال:
"سیاست انگلیس برای حفظ منافع حیاتی خود یکی از مهره های موثر و کار کشته ی خود را که عبدالحسین هژیر بود و در اغلب کابینه ها شرکت داشت و زمانی که وزیر دارائی بود با تقدیم مفاصا حساب و نادیده گرفتن دعاوی بحق و مطالبات مسلم ایران، امتحان نوکری و خدمتگزاری خود را به انگلستان داده بود، وارد عمل کرد و او را به نخست وزیری ایران بر گمارد." (6)
در اینجا انگلیس بدنبال منافع کشورش می باشد و هژیر بدنبال منافع شخصی!
از هژیر، پست تر و فاجعه انگیز تر داستان بعدی است:
"آخرین روز توقف مصدق و همراهان در واشنگتن، جرج مک گی (معاون وزارت امور خارجه آمریکا) سه ساعت و نیم در اطاق مصدق با او گفتگو داشت، و متین دفتری مترجم بود. فردا اول صبح هنگام پرواز به مصر، مصدق با خوشحالی مژده داد که دولت آمریکا مبلغ یکصد و بیست میلیون دلار طی شش ماه به ایران کمک میکند تا از مضیقه ی فعلی رهائی پیدا کند."
همزمان با پرواز مصدق و همراهان:
"صبح اول وقتِ روزِ بعد از دیدار مک گی و مصدق، سفیر انگلیس بدیدن آقای آچسن وزیر امور خارجه آمریکا میرود و باو سخت اعتراض میکند که هنگام درگیری انگلستان با ایران، آمریکا از پشت به انگلستان خنجر میزند. آقای آچسن تکذیب میکند. سفیر انگلیس ماجرای تعهد آقای مک گی را در باره ی پرداخت 120 میلیون دلار به ایران بیان میدارد.
آچسن میگوید "اگر مک گی چنین تعهدی کرده باشد بدون اطلاع و موافقت ما بوده است" و برای توجیه تکذیب خود فورن آقای مکی را مغزول میکند. از ساعت نه و نیم شب که دیدار مصدق و مک گی پایان یافت تا صبح اول وقت چه کسی بسفیر انگلیس خبر داد؟ مصدق؟ مک گی؟ یا متین دفتری؟ (7)
اسناد محرمانه نشان میدهد که آمریکا و انگلیس با پرداخت میلیون ها دلار رشوه به همدستان ایرانیِ شان در دربار، ارتش، جامعه روحانیت و اوباش و اراذل، دولت مصدق را سرنگون کردند. شاه را بر اریکه قدرت نشاندند و مسئله ی نفت را به دلخواه آمریکا و انگلیس به مورد اجرا گذاشتند. بغیر از چمدان های مملو از دلارهای ژنرال شوارتسکُف؛ هواپیمای اسلحه و لیره های انگلیسی؛ پول تا آخرین لحظه نقش بزرگی داشت!   
سند 742. از کرمیت روزولت به وزارت امور خارجه:
"سرنگونی مصدق در شُرُفِ پیروزی است. زاهدی در رادیو تهران است. هندرسون و من بلافاصله 5 میلیون دلار نیاز داریم ... ."

یک هفته پس از کودتای 28 مرداد
اسناد آزاد شده آمریکا سند 307 سی آی اِ
واشنگتن، 28 آگوست 1953
...
"آقای ویزنِر: حالا عشایر، بویژه قشقائی ها، چه می کنند؟
آقای روزولت: تمام عشایر بجز قشقائی، برای نخست وزیر جدید سرلشگر زاهدی تلگراف فرستادند ودر ضمن گفتند، چنانچه قشقائی ها مزاحمتی ایجاد کنند، ارتش را نفرستید، ما ترتیبشان را خواهیم داد. قشقائی ها باعث نگرانی هستند و زمان آن فرا رسیده که از میان برداشته شوند، و فکر می کنم به آسانی امکان پذیر می باشد.
آقای ویزنر: به نظر شما، امکان دارد که با دیگر مخالفان همراه شوند؟ ...
آقای روزولت: مشکل اینجاست که آنها همیشه با شاه مخالف بوده اند. حالا دیگه شاه نوچه ی خودمان است، ما نمی توانیم بپذیریم ... ."
برای رفع هر نوع تردید در اینمورد، عین واژه های اسناد آورده شده است:
Mr. Roosevelt: … the trouble is … they (the Qashqais) have always been against the Shah. The Shah is now our boy and, dammit all, we can’t put up ...
پس از پیروزیِ عملیات آژاکس، سرنگونی دولت مصدق و بازگشت شاه؛ روزولت برای خداحافظی نزد شاه میرود. و جویای برنامه ی شاه برای مصدق و یارانش می شود؟
اسناد آزاد شده آمریکا سند شماره 327 مسئول پایگاه سیا در ایران
"تصمیم شاه برای خلاص شدن از دست مصدق (یک خط فاش نشده)
1 – شاه تصمیم گرفته که مصدق باید دادگاهی و محکوم بمرگ شود، اما هنوز نمیداند که آیا مصدق را عفو کند و از ایران برای همیشه اخراج و تبعید کند، یا بلافاصله اعدام.
2 – شاه بر این باور است که هر نوع تاخیر در رهائی از شرّ مصدق پس از دادگاه، می تواند باعث تظاهرات طرفداران او و نجاتش گردد.
3 – در صورت تظاهرات ... پیش از اعلام محکومیت مصدق از سوی دادگاه، شاه دستور داده که نگهبانان مصدق، فوراً او را به قتل برسانند."

با در نظر گرفتن 970 برگ اسناد، دیدارمان در نوشتار بعدی.

امیرحسین لادن
ahladan@earthlink.net

1 - سعیدس سیرجانی   
2 - Something Ventured
3 - Countercoup
4 - The Devil’s Chessboard
+MAAG Military Advisory and Assistance Group
5 - Foreign Relation of the United States 1951-1954
**Black propaganda is false information and material that purports to be from a source on one side of a conflict, but is actually from the opposing side. It is typically used to vilify, embarrass or misrepresent the enemy.
* داستان ساخته و پرداخته انگلیس برای جلبّ همکاری و واردِ گود کردنِ آمریکا
6 - وقایع سی تیر
7 - اسناد خانه سدان


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست