یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

بحران در روابط عربستان و قطر ادامه می یابد


اردشیر زارعی قنواتی


• این بحران منطقه یی تابع یک سناریوی بزرگتر است که قطعات آن توسط دولت ترامپ و رهبران عربستان چیده شده است. جنگ سرد بین عربستان و ایران حول تثبیت هژمونی خود در منطقه و حضور تقابل آمیز و نیابتی دو کشور در جنگ و منازعات عراق، سوریه و یمن ترسیم تصویر بزرگتری است که بحران قطر در زیل آن تعریف می شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۶ تير ۱٣۹۶ -  ۱۷ ژوئيه ۲۰۱۷


بحران در روابط کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با کشور کوچک اما ثروتمند قطر که از اوایل ماه ژوئن با یک سلسله تحریم و ارائه شروط ۱٣ گانه از سوی عربستان و متحدین آن انجام شد، هم چنان ادامه دارد. این منازعه سیاسی و تا حدود زیادی ژئوپلتیک، بین دو محور عربی که هرکدام به خلاف ادعاهای خود تا به امروز از اصلی ترین حامیان تروریسم بنیادگرای اسلامی، دخالت در امور کشورهای همسایه، سیاست بی ثبات سازی منطقه می باشند و داعیه دار رهبری جهان عرب نیز به واسطه ثروت نفتی – گازی خود بوده اند، تابع جدال حول "هژمونی" و کسب منافع بعضا متناقضی است که هر دو طرف را به مصاف هم می کشاند. در ابتدای بحران شاید هیچ کس فکر نمی کرد مشکلات و اختلافات از چنین عمق و سطوح بالای منازعه برخوردار باشد اما با موضع گیری های چالش برانگیز دو سوی ماجرا اثبات شد که کار به آن راحتی که فکر می شد، فیصله نمی یابد. بدون تردید بستر و زمینه های بحران یک ریشه تاریخی دارد که نباید نادیده گرفته شود اما در این شرایط ویژه منطقه یی با توجه به یارگیری های جدید تابع قواعد و موقعیت نوینی است که به تازگی در منطقه اتفاق افتاده است. نقطه عطف منازعه جدید از وقتی کلید خورد که "دونالد ترامپ" به عربستان سفر کرد و با عقد قراردادهای تسلیحاتی و اقتصادی به میزان ٣٨۰ میلیارد دلار و چندین میلیارد دلار رشوه شخصی بر رهبری بلامنازع عربستان در این حوزه مهر تایید زد. وی به محض آغاز بحران در طی یک سلسله توئیت شبانه حمایت بدون قید و شرط خود را از عربستان در مقابل قطر اعلان کرد در حالی که سیاست سنتی آمریکا همپیمانی با هر دو طرف منازعه بود.
در طی هفته اخیر با سفر "رکس تیلرسون" وزیر امور خارجه آمریکا به ترکیه، قطر، کویت و عربستان برای دیدار با مقامات ارشد این کشورها جهت میانجیگری که هم زمان بود با سفر "مارک سدویل" مشاور امنیت ملی بریتانیا که وی نیز برای میانجیگری به منطقه سفر کرده بود و سپس دولت فرانسه نیز اعلان کرد که به زودی "ژان-ایو لودریان" وزیر امور خارجه خود را برای میانجیگری به منطقه می فرستد، انتظار می رفت که تا حدودی موضوع فیصله بیابد. حتی بعد از دیدار تیلرسون با امیر قطر و وزیر امور خارجه این کشور که منجر به امضای یک پیمان به اصطلاح ضدتروریستی شد و طرف آمریکایی به صراحت در کنفرانس مطبوعاتی خود با "شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی" وزیر امور خارجه قطر اذعان کرد که "مواضع قطر را منطقی می داند" ماجرا هم چنان ادامه پیدا کرد. وزیر امور خارجه آمریکا سپس می افزاید "موافقتنامه ای که به نمایندگی از دولت های خود امضا کردیم محصول چند هفته مباحثات فشرده میان کارشناسان است و روح اجلاس ریاض را زنده می کند". تیلرسون که به گمان خود موفق شده بود گام اول را محکم بردارد هنوز در هواپیما به مقصد جده بود که رهبران عربستان و متحدین آن ضمن استقبال تعارف آمیز از این بیانیه مشترک اعلان کردند که اختلافات هم چنان به جای خود باقی مانده و توافق تیلرسون با قطری ها کافی نخواهد بود. زمانی که تیلرسون به جده رسید و در نشست های پشت پرده با "ملک سلمان" پادشاه و "محمد بن سلمان" ولیعهد عربستان و سپس وزارای امور خارجه چهار کشور همپیمان عربستان، امارات متحده عربی، بحرین و مصر شرکت کرد ظاهرا باید متقاعد شده باشد که عزم جزم رهبران عربی حوزه خلیج فارس برای منکوب کردن قطر با مصالحه مرضی الطرفین حل نخواهد شد و آنان جز به تسلیم قطر به چیز دیگری قانع نمی شوند. برای اولین بار یک وزیر امور خارجه آمریکایی که همیشه در برخورد با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در جایگاه ارباب فقط دستورات را ابلاغ می کردند به مرتبه پائینی تنزل یافت که ریشه در اطمینان دولتمردان ریاض از حمایت کاخ سفید و شخص دونالد ترامپ از خودشان داشت. مسافرت دوره یی تیلرسون به منطقه و رایزنی با رهبران درگیر بحران که تقریبا یک هفته به طول انجامید هرگز از طرف ریاست جمهوری آمریکا مورد حمایت قرار نگرفت و "بیزنس من" ساکن کاخ سفید به خلاف رویه خود در سکوت کامل فقط نظاره گر اقدامات دیپلماتکی بود که چندان با منویات وی سازگاری نداشت. این واقعیت را رهبران عربستان و متحدین وی نیز کاملا رصد کرده و شکاف در سیاست دولت آمریکا حول این منازعه دیپلماتیک را دریافته و بر اساس آن وزیر امور خارجه این کشور را چندان جدی نگرفتند.
از طرف دیگر این بحران منطقه یی تابع یک سناریوی بزرگتر است که قطعات آن توسط دولت ترامپ و رهبران عربستان چیده شده است. جنگ سرد بین عربستان و ایران حول تثبیت هژمونی خود در منطقه و حضور تقابل آمیز و نیابتی دو کشور در جنگ و منازعات عراق، سوریه و یمن ترسیم تصویر بزرگتری است که بحران قطر در زیل آن تعریف می شود. سیاست منطقه یی ترامپ در حوزه خلیج فارس تشدید منازعه بین این دو محور اصلی منطقه است و آنان با حمایت از عربستان دیگر قطعات پازل را چیده اند که شامل تنبیه قطر برای روابط نزدیک با ایران نیز شده است. به همین دلیل بحران عربستان و متحدین آن با کشور امیرنشین قطر در چارچوب مصالحه مرضی الطرفین قابل حل نخواهد بود و ظاهرا دو طرف ماجرا نیز این را به خوبی می دانند. اصولا سیاست های رکس تیلرسون در ماه های اخیر به خلاف سیاست دونالد ترامپ تابع سیاست سنتی وزارت امور خارجه آمریکا می باشد که برای رئیس جمهوری چون ترامپ چندان خوشایند بوده است. به همین دلیل شکست وی در تلاش جهت میانجیگری کاملا قابل انتظار بود و سکوت ترامپ در حمایت از وی نیز پیام روشن خود را به گوش رهبران ریاض رسانده بود. تلاش کشورهای اروپایی چون بریتانیا و فرانسه نیز بدون تردید در وضعیتی که بخاطر بعضی ملاحضات حتی حاضر نمی شوند مستندات تحقیقات حول حامیان تروریست که در راس آنان عربستان را نشانه می رود را منتشر کنند و سود فروش اسلحه و قراردادهای کلان تجاری را بر هر چیزی ترجیح می دهند، راه به جایی نخواهد برد و تنها وقت تلف کردن است. این تنها واقعیت بحران بین محور عربستان و قطر و هم چنین حریم امنی است که رهبران ریاض فعلا خود را در مصونیت کامل آن می بینند. این در حالی است که قطر هم به دلیل پیچیدگی اوضاع خاورمیانه و حمایت دو کشور قدرتمند ترکیه و ایران از مواضع آنان چندان دست بسته نخواهند بود و چنانچه بتوانند ثبات حاکمیتی خود را در طول بحران حفظ کنند، می توانند بسیاری از معادلات سیاسی و ژئوپلتیک عربستان را بر هم بزنند. در صورتی که ترامپ هم چنان به عدم حمایت خود از تلاش های میانجیگرایانه ادامه بدهد، تیلرسون و همتایان اروپایی وی در خواهند یافت که تلاش هایشان راه به جایی نخواهد برد. در چنین وضعیتی دولت قطر نیز با قطع امید از رقم خوردن مصالحه در صدد ترسیم یک نقشه راه برای برون رفت از انزوای کنونی خواهد بود که ترکیه و ایران و احتمالا محور بین المللی به رهبری روسیه در کانون آن قرار خواهند گرفت. بازی بزرگ دقیقا بعد از این شکست تلاش های میانجیگرایانه آغاز می شود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست