یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مجاهد: آلترناتیو کدام سناریو؟


رحمان حسین زاده


• فرمول قدیمی استفاده از "شکاف دولتها" با انواع تبصره و اما و اگر و قید و بندی که وقت خودش هم بر آن وارد بود، اگر در دوران جهان دو قطبی و جنگهای کلاسیک ارتش کشورها در مقابل هم مورد استفاده نیروهای اپوزیسیون کشورهای مختلف بوده، امروزه به هیچ وجه مجوز بند و بستها و تبدیل شدن به بخشی از نقشه سیاه صف بندی ارتجاع جهانی و منطقه ای نیست ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۷ تير ۱٣۹۶ -  ٨ ژوئيه ۲۰۱۷


گردهمایی سالانه مجاهدین خلق مخاطبش جامعه و مردم ایران نیست. بی ابهام و سرراست نقطه عزیمت نمایش سالانه اینها خوش رقصی در بارگاه دولت آمریکا و دولتهای غربی و دولتهای مرتجع منطقه امثال عربستان سعودی و هر قدرت ارتجاعی در دنیای امروزاست که آنها را به عنوان "آلترناتیو دمکراتیک" به جای جمهوری اسلامی به رسمیت بشناسد. اتکا و امید ارتجاعی مجاهد به دولت ترامپ و عربستان و دیگر قدرتهای جهانی در سخنان تکراری و کلیشه ای مریم رجوی در گردهمایی امسال مجاهدین موج میزد. "رئیس جمهور برگزیده مجاهد" در پیشگاه عناصرجنایتکار و نه چندان موثر هیئت حاکمه های آمریکا و عربستان امثال، جان بولتون، رودی جولیانی، گرینگیج و شاهزاده عربستانی ترکی الفیصل این پیام را برجسته کرد که "دوران مماشات دولتهای آمریکا و اروپا با رژیم ولی فقیه بسر آمده و "آلترناتیو دمکراتیک" اولا: "آماده به عهده گرفتن کرسیهای سازمان ملل و همه مجامع بین المللی به جای رژیم آخوندی" است و ثانیا: این بار به جای کمپ اشرف و لیبرتی، مجاهدان کمپ تازه تاسیس آلبانی را نشان دادند که آماده مجاهدت عملی برای اجرای نقشه های مورد نظر پنتاگون و ناتو در مقابل جمهوری اسلامی هستند.

مجاهد: زندگی در شکاف قدرتها و دولتهای ارتجاعی

مجاهدین بعد از سرکار آمدن ترامپ در کاخ سفید بر سیاست "رژیم چنج" و سناریوی مشابه دخالت نظامی آمریکا مشابه آنچه در عراق و افغانستان و لیبی و امروز سوریه اتفاق افتاده، سرمایه گذاری کرده است. در چنین سناریوی سیاهی مجاهدین ظرفیت بکار گرفته شدن را دارد. نیروی سازمانی و آمادگی اجرای نقش پیاده نظام تحت حمایت نیروی هوایی پنتاگون و ناتوی عربی و غیرعربی را دارد. راه معامله و بند و بست و به قول خودشان "دیپلماسی" با ارتجاع جهانی و منطقه ای را یاد گرفته است. با این وصف شانس زیادی یارشان نیست، چون تجربه ناکامی آمریکا در اشغال عراق و افغانستان این درس را به هیئت حاکمه آمریکا و حتی جناح دست راستی آن داده است که یکبار دیگر بیگدار به آب نزنند. سناریوی اشغالگری نظامی از جمله در ایران را آزمایش نکنند. به همین دلیل "رژیم چنج" و "اشغالگری نظامی" فعلا روی میز دولت ترامپ نیست و امیدواری مجاهد میتواند به سرخوردگی مجدد آنها منجر شود. با اینحال اینها توجیه شده اند و عادت کرده اند در شکاف قدرتها و دولتهای ارتجاعی و اکنون به امید تشدید نزاع جمهوری اسلامی و عربستان زندگی کنند.
فرمول قدیمی استفاده از "شکاف دولتها" با انواع تبصره و اما و اگر و قید و بندی که وقت خودش هم بر آن وارد بود، اگر در دوران جهان دو قطبی و جنگهای کلاسیک ارتش کشورها در مقابل هم مورد استفاده نیروهای اپوزیسیون کشورهای مختلف بوده، امروزه به هیچ وجه مجوز بند و بستها و تبدیل شدن به بخشی از نقشه سیاه صف بندی ارتجاع جهانی و منطقه ای و در این مورد مشخص حکومتهایی چون عربستان و جمهوری اسلامی در خاورمیانه نیست. معادلات جهانی و منطقه ای عمیقا تغییر کرده است. گستراندن وسیع تقابلهای قومی و مذهبی توسط قدرتهای جهانی و منطقه ای و دولتهای کوچک و بزرگ در مقابل حریفان خود، به تباه کشیدن جوامع و راه اندازی پاکسازیهای قومی و مذهبی به بخش ثابت نقشه ارتجاع جهانی و منطقه ای تبدیل شده است. در همین سه دهه گذشته سناریوهای سیاه در خود اروپا و یوگوسلاوی سابق، در رواندا و سومالی و سودان و لیبی قاره آفریقا و در خاورمیانه سناریوهای تباه کننده جامعه افغانستان و عراق و سوریه امروز از این دست است. در این سناریوهای سیاه تحمیل شده، شاهد بودیم که با چه سرعتی جریانات ارتجاعی قومی و مذهبی محلی را تجهیز و به جان جامعه انداختند. قطعا مناسبات این جریانات ارتجاعی با حامیان جهانی و منطقه ایشان از منظر هیچ جریان سیاسی با پرنسیب و مسئولیت پذیراجتماعی و سیاسی نه تنها با فرمول "استفاده از شکاف دولتها" قابل توجیه نبوده، بلکه مایه انزجار بشریت مترقی هم بوده و هست. برکسی پوشیده نیست، جست و خیز بخش زیادی از نیروهای قومی و مذهبی و فدرالیست و ناسیونالیست عظمت طلب در ایران و امیداری آنها به نقشه ارتجاع جهانی و منطقه ای و از جمله عربستان حریف کنونی جمهوری اسلامی و آمادگیشان برای مناسبات با عربستان از این جنس و ضد منافع مردم ایران است. مجاهدین یکی از نمونه های تیپیک جریانات سناریو سیاهی امید بسته به آمریکا و غرب و همگام شده با دولت تا مغز استخوان سیاه و ضد مردمی عربستان در خاورمیانه است.
مجاهد: آلترناتیو کدام سناریو؟

مجاهدین به طرز غیربالانسی خود را "آلترناتیو دمکراتیک" و جانشین "رژیم آخوندها" معرفی میکند. خانم رجوی با ذوق زدگی متکی به صف بندی ارتجاع جهانی منطقه ای امید بسته به آن، در گردهمایی امسال چند باراین موضوع را به گوش مخاطبان خاص خود رساند.سئوال اینست مجاهد آلترناتیوکدام سناریواست؟ واقعیت اینست مجاهدین جریانی بی ریشه و غیر اجتماعی و یک سکت منزوی صحنه سیاست ایران است. مجاهد هیچ جنبش واقعی ولو ارتجاعی در جامعه ایران را نمایندگی نمیکند. در بطن جدال جنبش ها و نیروهای طبقاتی و اجتماعی ریشه دار، فرقه مجاهد و دیگر فرقه های قومی مذهبی جایگاه جدی ندارند. اما در جهان بی لنگر و به هم ریخته کنونی، در خاورمیانه عمیقا بی ثبات و دستخوش تحولات عمیق، در دنیای راه اندازی سناریوهای سیاه، اتفاقا خطر دارودسته های قومی و مذهبی و جریانات بی ریشه و غیر اجتماعی، خطر سکتهای ضد اجتماعی نامسئول را باید جدی گرفت. در فضای سیاسی ایران در کنار روند رشد و گسترش جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال، در کنار گسترش روند سرنگونی جمهوری اسلامی، واقعیت اینست خطر یک روند دوم، روند آماده کردن ماتریال و مصالح تحمیل یک سناریوی سیاه در جریان است. مجاهدین یکی از ماتریالها و "آلترناتیوهای" این روند دوم و یکی از بازیگران تحمیل سناریوی سیاه در ایران خواهد بود. این پدیده را دو دهه قبل منصور حکمت در نوشته با ارزش "رویاهای ممنوع مجاهد" چنین بیان کرد:
"واقعیت اینست که حضور در سناریوی دوم هنر زیادی نمیخواهد. نه فقط مجاهد، و کلیه احزاب و گروههای سیاسی که امروز وجود دارند و یا بخصوص میتوانند با انفجار رژیم اسلامی از درون آن بوجود بیایند، بلکه هر جک و جانور و هر ماجراجویی که بتواند صد نفر را با تامین رزق شان، با تراشیدن هویت قومی و مذهبی خاص برایشان یا صاف و ساده با ارعاب و تحریکشان، دنبال خود بکشاند، در کابوس سیاسی آینده ایران جایی خواهد یافت. در یک کشور بحران زده، در یک سرمایه داری شکست خورده و به بن بست رسیده، زیر هر سنگی، ته هر لجنی، یک "رئیس جمهور" و "نخست وزیر" و "رهبر" و "امام" یافت میشود.
مجاهد برخی از شرایط شرکت در سناریوی دوم، سناریوی سیاه، را فراهم کرده است. میداند چگونه میشود پول و حمایت این یا آن دولت را بدست آورد، با بازار اسلحه دست دوم آشنایی دارد، هنر فرقه سازی را یاد گرفته، از سکتاریسم و سازمان پرستی درجه یکی برخوردار است و بخصوص نشان داده است که "اهل بقاء" است و انعطاف پذیری و قدرت تطبیق با شرایط را دارد. اما با همه اینها، در چنان شرایطی مجاهد همچنان جزو بازیگران فرعی صحنه خواهد بود. مجاهد میتواند در آن زمان رئیس جمهور هم داشته باشد. در واقع تنها در این حالت است که رویای ریاست جمهوری اینها میتواند جامه عمل بپوشد، بعنوان بخشی از کابوس مردم. اما "رئیس جمهور رجوی" در آن حالت یکی از چندین و چند رئیس جمهور و نخست وزیر و رهبر خود گمارده در کشور خواهد بود که با توپ و خمپاره به سر و کله هم میزنند و شهر و خانه و کارخانه و بیمارستان و مدرسه مردم را روی سرشان خراب میکنند."
از هشدار ما در دو دهه قبل تاکنون مجاهدین خلق در مسیر بالابردن ظرفیتهای مضر و سناریو سیاهی در آینده تحولات ایران و از جمله در یک سال اخیر گامهای نگران کننده تری برداشته است. در مسیر مبارزه انقلابی و رادیکال برای سرنگونی جمهوری اسلامی، همزمان افشا و ایزوله کردن فرقه های قومی و مذهبی و جریاناتی مثل مجاهدین یک وظیفه حیاتی ما کمونیستها و جنبش آزادیخواهانه و سرنگونی خواه واقعی جمهوری اسلامی است. این وظیفه را باید جدی گرفت.
واضح است این نیروی غیر اجتماعی و فرقه ای هیچگاه بر بستر اعتراض رادیکال مردم و پیشبرد جدال شفاف و سیاسی جنبشهای اجتماعی جامعه ایران شانسی ندارد. جنبش آزادیخواهی و حق طلبانه کارگران و مردم ایران و نیروهای اجتماعی مسئول و سناریو سفیدی جامعه ایران با قدرتمند شدن خود مهمترین نیروی جلوگیری از سناریو سیاه در ایران و مانع ابراز وجود سکت و فرقه های غیر اجتماعی نوع مجاهدین خلق خواهند بود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۶)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست