یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

فریب فصل
برای شایان مرتضوی


مرضیه شاه بزاز


• آه . . . .
چه منظری غریب
دفترِ سفید فردا
و برگریزان بید به بهاران
شگفتا
پس اینهمه پرنده بر کدام خانه آشیانه کنند؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۱ خرداد ۱٣۹۶ -  ۱ ژوئن ۲۰۱۷


 صدای ساز و خنده ی سوار نیآمد

و سمضربه ی اسب، خاموش

آه . . . .

چه منظری غریب

دفترِ سفید فردا

و برگریزان بید به بهاران

شگفتا

پس اینهمه پرنده بر کدام خانه آشیانه کنند؟

چه منظری غریب

وزش غروبی نابهنگام، شیار زخمی بر دریا.

از رقص خونینِ آتش بر آب

از گذر سردِ باد

از التهابِ سرکشِ خیزابی که ترا ربود

شگفتا

ساحلی برپاست

تا ملاحان گمگشته

بدان پناهی جویند.

اینک که دست، لرزان، و فانوس شکسته را

شعله خاموش است

بیا دست بگشا

و مهتاب آرزو

بر دریا بیفروز

که امشب دریادلان دلتنگند

آه . . . .

چه بی تاب و پر شتاب!

چه بیدرنگ

سواران

افسار اسبِ تازه پای از درِ این مهمانسرای گشودند

چه بیدرنگ

پای بر رکاب، گریختند

می دانم،

دست و گوش و چشم بیراهه می روند

اما در بهاری اینچنین دوگانه

آن آتشی که افروختی

در مجمرِ دل

سال سال زبانه می کشد.

آتلانتا-آوریل ۲۰۱۷


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست