یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اندرمعنای کنشی به نام رأی دادن!


تقی روزبه


• حال سئوال شرکت بکنیم یا نه، به این سوال کلیدی تحویل می شود؛ که هرکس از خود به پرسد که آیا توان کنترل و صیانت از آرا‌ء خود را دارد یا نه؟ این که پیش شرط های صیانت از آراء چیست، خارج از حوصله این یادداشت کوتاه است و پاسخ به آن چندان هم گنگ و دشوار نیست. برعهده هر رآی دهنده است که هم چون یک شهروند مسئول از خود به پرسد که آیا قادر به صیانت از رآی خودهست یا نه و آنگاه.. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲٣ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۱٣ می ۲۰۱۷



در خلال مناظره ای* حول انتخابات و بحث حول کنش «تحریم» و شرکت، پیشنهاد من این بود که بهتر است بجای واژه تحریم که واژه سنتی-مذهبی و ایدئولوژیک است از مفهوم مشارکت و عدم مشارکت در بازتولید سیستم صحبت کنیم که اولا ارجاع آن به کنش مقاومت موجود در بخش هائی از جامعه است و ثانیا معطوف به رابطه بین مشارکت جامعه و فرسودگی و یا بازسازی قدرت از سوی دیگر است. در چنین حالتی بار سلبی و اثباتی مشارکت و عدم مشارکت هرکدام شفاف تر مطرح می شوند.
هم چنین نفس منطق تحریم و شرکت یا امتناع به شکل آره یا نه نیز نارسا و مشکل زا و تلویحا شکل آمرانه و تعیین تکلیف را دارد... البته اصل رأی دادن به غیر در ذات خود به معنای خلع ید سوژه از خود و تبدیل شدنش به ابژه ای فعل پذیر است. با این همه در مسیر فرایند مبارزه علیه این نوع بیگانگی و جدائی نهادی شده و مرسوم، و در مسیر تلاش وحدت بین آن دو، رویکرد یک مدافع رهائی یعنی کسی که علیه این نوع بیگانگی مبارزه می کند، در برخورد با رویکردهای انتخاباتی، و بدون آن که بخواهد به شکل امرانه و ایدئولوژیک با این مسأله برخورد کند، چیست؟
مبنای چنین رویکردی به گمان من می تواند بر منطق زیر استوار باشد: اگر در نظر بگیریم که معنای کنشی به نام رأی در بنیاد خود به معنی تفویض واگذاری و حق تصمیم گیری یعنی مهم ترین شأن و گوهر هستی بشر و هم چون یک سوژه، در حکم سپردن سرمایه انسانی و سرنوشت خود به دیگری است؛ آنگاه می توانیم با کنار هم قراردادن دو گزاره زیر رویکرد خود با انتخابات را تنظیم کنیم:
الف- اگر آنگونه که مدافعان شرکت کردن می گویند رأی دادن و انتخاب کردن را دستاورد و حق هر شهروندی بدانیم که باید از آن برای تغییر شرایط و تاثیر روی سرنوشت خود و جامعه سود جست؛ آنگاه باید همزمان به عنوان جفت و همزاد جداناپذیر گزاره فوق بر اصل دیگری هم پای فشرد:
ب- هر شهروند عاقل و بالغ به همان اندازه که با رآی خود در تحولات و سمت و سوی رویدادها مشارکت می کند، درست به همان میزان و نه کمتر مسئول صیانت و حفاظت از رآی و حق تصمیم گیری واگذارکرده خود است. و گرنه این رأی با تبدیل شدن به نیروئی مهیب و بیگانه شده، هم چون بومرنگی به سمت خود رآی دهنده و یا جامعه کمانه کرده و به صورت خود وی اصابت خواهد کرد. آن چه که بارها و بارها اتفاق افتاده است.
حال سئوال شرکت بکنیم یا نه، به این سوال کلیدی تحویل می شود؛ که هرکس از خود به پرسد که آیا توان کنترل و صیانت از آرا‌ء خود را دارد یا نه؟ این که پیش شرط های صیانت از آراء چیست، خارج از حوصله این یادداشت کوتاه است و پاسخ به آن چندان هم گنگ و دشوار نیست. برعهده هر رآی دهنده است که هم چون یک شهروند مسئول از خود به پرسد که آیا قادر به صیانت از رآی خودهست یا نه و آنگاه...


radiohambastegi.se


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست