یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

چگونه می توان تحریمی ها را پای صندوق رای آورد؟!


علی مختاری


• آقای خاتمی، اگر می خواهید «تحریمی»ها را پای صندوق های رای بیاورید، راهش آن نیست که هر چهار سال یک بار یاد آن ها بیفتید و تازه آن ها را مسئول روی کار آمدن آحمدی نژاد و رئیسی قلمداد کنید. راهش این است که به خواست ها و حقوق آن ها احترام بگذارید و در عمل از این خواست ها و حقوق دفاع کنید. وقتی این کار را نمی کنید، دعوت های دم انتخابات شما خصلت عوافمریبانه ی ناخوشایندی به خود می گیرد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۴ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۱۴ می ۲۰۱۷


محمدرضا خاتمی در گردهمایی حزب اتحاد ملت استان آذربایجان شرقی که در حمایت از نامزدی حسن روحانی برگزار شد، با اشار به این که "در جای‌ جای کشور انسان‌های بسیار محترمی هستند که هنوز تصمیم خود را نگرفته‌اند، گفت: با منطق و استدلال، افرادی را که قصد شرکت در انتخابات ندارند، به پای صندوق‌های رأی بیاوریم و مطمئن باشید اگر این افراد بیایند، فقط به روحانی رأی خواهند داد. وی ا فزود: اگر سال ٨٤ آنها پای صندوق‌های رأی می‌آمدند، آن هشت سال پیش نمی‌آمد.»
گفته های خاتمی یکی از ده ها گفته ای است که این روزها همه جا به گوش می رسد و می کوشند «تحریمی» ها را به زور خواهش و یا تهدید و یا انداختن مسئولیت شکست ها و بدتر شدن اوضاع، به پای صندوق های رای بکشانند.

بخشی از خرده گیری خاتمی به نیروهایی که به دلیل نارضایتی عمومی به انتخابات اعتنا نمی کنند، تکراری است اما آنجا که او می گوید هنوز کسانی هستند که قصد شرکت در انتخابات ندارند و اینها اگر سال ٨۴، می آمدند و رای می دادند آن هشت سال پیش نمی آمد، تازگی دارد.
این سخن خاتمی که تاکید می کند باید تحریمی ها را پای صندوق آورد و اگر بیایند به روحانی رای خواهند داد به معنی آن است که عدم مشارکت ناراضیان در انتخابات می تواند سرنوشت روحانی و جریان اصلاح طلبی را در جنگ قدرت رقم بزند. خاتمی با اعتراف به تاثیر نفوذ سیاست تحریم در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، ضمن پذیرش بخشی از واقعیت، روی بخش دیگر آن خاک می پاشد و با سلب مسئولیت از اصلاح طلبان، تحریم کنندگان انتخابات را مسئول شکست سیاست اصلاح طلبی و روی کار آمدن احمدی نژاد قلمداد می کند.
اما چرا در آستانه گشایش حوزه های رای گیری آقای خاتمی یاد ناراضیان، "انسان های بسیار محترم" که هنوز تصمیم خو درا نگرفته اند، افتاده است؟
-سیاست تحریم تازه نیست. از خرداد ۷۶، که صحنه انتخابات در ایران به رقابت میان اصلاح طلبی و اصول گرایی تبدیل شد، نیروی سومی ظهور کرد که پیوسته با ذکر وضعیت سیاسی و تاکید بر غیر دمکراتیک بودن پروسه انتخابات، هم خود از رفتن پای صندوق رای اجتناب کرد و هم کوشید صدای حذف شدگان از صحنه انتخابات باشد و با بسیج این نیرو، وزن و تاثیر نفوذ آن را در سیاست کشور ارتقا دهد. در واقع صحنه دو قطبی و مطلوب حکومت و اصلاح طلبان را سه قطبی کند. واقعیتی که امروز رخ داده است.

اصلاح طلبان با این تفکر که تحریمی ها نفوذ ندارند و اگر بیایند از سرناچاری انتخاب بین بد و بدتر به کاندیدای آنان معین، روحانی و... رای خواهند داد، ناراضیان و «انسان های محترم» را جدی نگرفتند و اگر به موضوع تحریم پرداختند سخن همه ی آنان در درون و بیرون از دایره ی قدرت در بی توجهی به نیروی تحریم این بود که تحریم سیاست انفعالی است و عمل فعال همان درک اصلاح طلبان و محدود شدن به انتخاب مقدر است.

تلاش برای ایجاد گفتمان انتخابات آزاد و تدوین منشور بیست گانه انتخابات دمکراتیک، عادلانه و مردمی کوششی بود که نیروی تحریم سعی کرد منتقدان خود و از جمله حزب مشارکت را که خاتمی به انحلال آن تن داده است، متقاعد کند سیاست تحریم فقط دعوت به دوری از صندوق غیردمکراتیک نیست بلکه یک سیاست ایجابی با خواسته های مشخص است. اصلاح طلبان و هم نظران خاتمی به جای همصدایی با این مطالبه ی دمکراتیک که در شرایط آزاد از پشتیبانی عمومی برخوردار است، فکر کردند با بدل سازی، راه انداختن کاریکاتوری از دولتمردان و زنان دولتی مدافع حقوق "اقوام"، زنان، "منشور حقوق شهروندی"، بدون اقدام عملی و فقط با مصادره به مطلوب کردن شعارهای نیروهای طرفدار تحریم می توانند پایه اجتماعی این نیرو را که عمیقا از سیاست حاکم ناراضی است به سوی خود سمت دهند.

حالا که همه تلاش ها، بدل سازی ها، تهی کردن مطالبات مردم از مضمون واقعی آن برای نادیده گرفتن نیروی تحریم به سنگ خورده است، آقای خاتمی یاد این "انسان های محترم" افتاده با این تفاوت که واقعیت نفوذ آنان را تائید می کند، نقش آن را در تامین هدف خود که ادامه ریاست جمهوری روحانی است، ضروری می داند و در همان حال نیرو وسیاستی را که وی و همفکرانش تا امروز منفعل می خواندند و جدی نمی گرفتند مقصر و مسئول شکست قلمداد می کند و می گوید:" اگر سال ٨٤ آنها پای صندوق‌های رأی می‌آمدند، آن هشت سال پیش نمی‌آمد."

خاتمی از مخاطبان خود می خواهد با منطق و استدلال، افرادی را که قصد شرکت در انتخابات ندارند، به پای صندوق‌های رأی بیاورند و مطمئن باشند اگر این افراد بیایند، فقط به روحانی رأی خواهند داد. او اما به مخاطبان خود نمی گوید این زبان منطقی و استدلال برای آوردن تحریمی ها متکی بر چه واقعیتی باید باشد. رئیسی هراسی، خطر جنگ، افزایش بگیر و ببند دگراندیشان، و یا کارنامه عمل دولت روحانی و واقعیت سفره خالی کارگران و زحمتکشان و ده ها وعده ی که به آن عمل نشده است؟

نگاهی به پرونده ی همه کاندیداها در مناطره های انتخاباتی نشان می دهد که رقبای روحانی که جز زندان و اعدام کاری بلد نیستند، درست در همان جبهه ای سنگر گرفته اند که احمدی نژاد در سال ٨۴ سنگر گرفته بود. مطالبات کارگران، زنان، اقلیت های ملی، معلمان، پرستاران، دانشجویان و...خواسته هایی که روحانی یا به آنها بی توجهی کرده و یا عملا مانع طرح و پیگیری آنها شده است. مطالبات تحقق نیافته ای که حالا رئیسی و اتاق فکر او می خواهند با سرمایه گذاری پوپولیستی بر آنها و فریب مردم، روحانی را بر زمین بزنند.

در طول چهار سال گذشته جنبش کارگری ایران و زنان بیشترین ضربه را از سیاست هایی متحمل شده اند که دولت روحانی اعمال کرده است. میلیون کارگر بیکار شده اند، هزاران کارخانه، کارگاه تولیدی تعطیل شده و میلیاردها دلار درآمد کشور نه در پروژه های حفظ اشتغال کارگران و جذب جوانان بیکار، آموزش، بهداشت، مسکن، زیرساخت های اقتصاد اشتغال آفرین در کشور، بلکه درخدمت و افزایش نفوذ نئولیبرالیسم قرار گرفته است و صرف جنگ در سوریه و یمن و دخالت های منطقه ای شده است. در این چهار سال ورود زنان به عرصه اقتصادی دشوارتر شده و هزاران زن دانش آموخته با وجود آن که به کمترین دستمزد تن می دهند، نمی توانند کار پیدا کنند، معلمان، پرستاران به خاطر حقوق و اعمال تبعیض پیوسته در حال اعتراض و تحصن بوده اند. در حالی که عده ای ثروت نجومی دارند و از حمایت هر دو جناح حکومت برخوردارند، دامنه ی خط فقر و سقوط وضع معیشتی مردم به سطحی رسیده که کارتون خوابی و گورخوابی دیگر محدود به تهران، اهواز و... نیست.
پاشنه آشیل روحانی و اصلاح طلبان در همین واقعیت انکار ناپذیر و در آن سخنانی نهفته است که آن کارگر داغدیده ی معدنکار یورت چشم در چشم روحانی دوخت و باشهامت از رنجی که در این چهار سال بر او و سایر کارگران گذشته است، گفت. او گفت حضور روحانی نوشداروی بعد از مرگ سهراب است، درست عین رفتار خاتمی و سخنان او که حالا در آستانه انتخابات به یاد آن "انسان های محترم" تحریمی افتاده و می گوید می توان با شیرین بیانی آنان را پای صندوق رای آورد.

آقای خاتمی، این انسان های محترم را برای پشتیبانی از کدام سیاست می خواهید به پای صندوق های رای بیاورید؟ نگاهی به وضع خودتان و سخنانی که دیروز می گفتید و امروز می گویید بکنید. امروز شما حتی از خودتان کاندیدای ریاست جمهوری ندارید و برای حضور در قدرت دست به دامن روحانی و محلل «اعتدال» شده اید، محللی که در طول چهار سال حتی نتوانست حداقل تصویر چهره ی محمد خاتمی را به روزنامه ها برگرداند. وعده های فراموش شده به مردم که جای خود دارد.

از نگاه چپ شرکت و یا تحریم انتخابات در پیوند با سیاست و برنامه معنی دارد. امروز جنبش رو به رشدی وجود دارد که این سیاست در مطالبات آن بازتاب دارد. این جنبش که تشکل های مستقل کارگران، زنان، معلمان بخشی از آن هستند، در انتخابات کاندیدای خود را ندارند و در واقع مجاز نیستند داشته باشند، اما از موقعیتی برخوردارند که می توانند خواست انتخابات آزاد و دمکراتیک را به گفتمان عمومی تبدیل کنند.

اگر می خواهید «تحریمی»ها را پای صندوق های رای بیاورید، راهش آن نیست که هر چهار سال یک بار یاد آن ها بیفتید و تازه آن ها را مسئول روی کار آمدن آحمدی نژاد و رئیسی قلمداد کنید. راهش این است که به خواست ها و حقوق آن ها احترام بگذارید و در عمل از آن ها دفاع کنید. وقتی این کار را نمی کنید، دعوت های دم انتخابات شما خصلت عوافمریبانه ی ناخوشایندی به خود می گیرد. اگر آقای روحانی، امروز بعد از چهار سال کارنامه ی قابل دفاعی داشت، وضعیت کارگر و معلم و زنان را بهتر کرده بود، آن وقت دیگر لازم نبود شما در به در به دنبال رای تحریمی ها بگردید!


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست