یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

ورزشکاران و انتخابات


• ورزشکاران و انتخابات ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲٣ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۱٣ می ۲۰۱۷



کرد سنندجی: در تاریخ ورزش کسانی بوده اند که در ورزش و سیاست نقش داشته اند. در دورانی که مدرنیته در ایران آغاز می شد مردانی در سیاست نقش داشتند که همزمان از پیشقراولان و بانیان ورزش مدرن در ایران بودند. آن زمانی که شادروان محمد تدین رئیس مجلس ششم شورای ملی، زمین امجدیه را برای ساختن ورزش گاهی خریداری کرد جزو افراد تاثیرگذار بود. در دوران ریاست او بر مجلس شورای ملی قانون‌های مهمی چون افزایش اختیارات وزیر عدلیه، قانون محاکمه وزرا و هیات منصفه، اجازه تأسیس بانک ملی و لغو کاپیتولاسیون تصویب شد. اما وی هر گز از جدائی ورزش از سیاست سخن نمی گفت زیرا می دانست که زندگی اجتماعی نیز چون سایر قلمرو ها با سیاست آمیخته است. اگر توجه دقیق تری شود آشکارتر است که فوتبال را انگلیسی ها به ایران آوردند و صنعت نفت ایران اولین پایگاه کارگری است که سیاست انگلیسی ها را در پذیرش این رشته با آغوش باز پذیرفت.
در دورانی که احزاب پان ایرانیست ها /ایران نوین نیست ها/سوسیا لیست ها و ناسیونالسیت ها در صحنه سیاسی ایران از طریق تشکیلات و مرام نامه برای کسب و یا مشارکت در قدرت مبارزه می کردند مردان ورزشی در شمار نمایندگان این سازمانها و احزاب در مبارزه های انتخاباتی و سیاسی بودند و نه فقط بخاطر این که ورزشکار و قهرمان و سرشناس بودند بلکه نوع تخصص و تحصیلات عالیه از طرفی و آمیخته گی زندگی ورزشی آنان با سیاست از چنین موقعیتی برخوردار می شدند.
وقتی بعد از رفورم شاه که - انقلاب سفید – نامیده شد احزاب و انجمنهای صنفی و سیاسی مستقل تعطیل یا از فعالیت محروم شدند ورزش ایران با وضعیت جدیدی از سیاست آشنا شد که تفاوت فاحشی با اساس و اهداف قبل از آن داشت. در این وضعیت بود وقتی ”اسدالله علم-نخست وزیر وقت- برای تشکیل انجمن شهر تهران، توسط پیشکارش حسن کلانتری که از مدیران شهرداری بود، برای انجمن شهر تهران مهره‌یابی می‌کرد به وی ماموریت داد تا از طرف علم برای تختی پیغام آورد: «شما که دوست داری برای مردم کار کنی، کجا از این بهتر. اگر بیایی برای سمت شهردار هم تحت حمایتی»
”تختی در جواب تشکر می کند و این سمت را نمی پذیرد. بعدا در مورد دلیل نپذیرفتن این سمت می گوید: «وقتی کسی بتواند مرا بفرستد انجمن شهر، پس خودش هم می‌تواند برکنارم کند. جایی که امر "بکن نکن" در کار است نمی‌روم. »
انقلاب شد و ناگهان همه سیاسی شدند! اگر کسی گذراش به تربیت بدنی وقت می افتاد یا در جمعی ورزشکار حضور داشت آن چه که فرع بود ورزش و آن چه که اصل تلقی می شد سیاست و بحث های مربوط به آن بود! هنوز دو سالی از این فضای سیاسی بوجود آمده نگذشته بود که آن حوادث و سرکوب خرداد ۶۰ بیش آمد و ناگهان سیاست غیب شد و در جامعه ورزشی آن چه که اصل می نمود پرهیز از سیاست و کار نداشتن با آن بود! اگر در اوایل انقلاب گروههائی از ورزشکاران و هواداران یا با علاقه و یا با تقلید و همراهی با موج ایجاد شده سبیل استالینی می گذاشتند و پوشیدن پیراهن دو جیب چینی به عنوان نماد حضور در عالم سیاست، پز می دادند ناگهان ریش و تسبیح و صلوات رونق گرفت و سیاست دود شد و به هوا رفت.
گرین کارت می گرفتند و زیر پرچم آمریکا سوگند یاد می کردند و پیراهن فرانسوی و کفش ایتالیایی و پیراهن انگلیسی می پوشیدند و تنباکوی عربی دود می کردند و و دکا روسی می نوشیدند و از شمشیرهای علی و صحرای کربلا می گفتند و می شنیدند و تکرار می کردند اما در توهم ساختگی، آنان را با سیاست کاری نبود و فقط ورزشکارانی بودند که این اعمال و رفتار غیرسیاسی را که به واقع کاملا سیاسی بودند انجام می دادند.
دهه هفتاد فرا رسید و بن بست های سیاسی نظام اندک اندک آشکار شد و نسلی برخاسته از درون طیف های نظام خواهان تغییرات سیاسی در داخل نظام شدند که سرانجام آن رویش طیف جامعه روحانیون مبارز بود که تضاد آشتی ناپذیری نداشت و فقط خواهان تغییرات در راس قدرت و کسب سهمی از قدرت شد.
انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۷۲-۷٣ بر گرفته از این تصویر اشاره شده در سطور بالا به عرصه ای از رقابت تبدیل شد که صحنه های ورزشی در چنین عرصه ای بخوبی آشکار بود. وقتی فائزه هاشمی توانست علی اکبر ناطق نوری را در آرای تهران پشت سر گذارد و نماینده اول تهران شود هم بر جامعه روحانیت مبارز و حوزه علمیه قم و حتی پدر فائز ه گران آمد و هم این که حمایت لایه های پائینی جامعه که از هواداران ورزش بوده و هستند در پیروزی فائزه نقش و تاثیر بسزائی داشتند. نقش ورزش را در این پیروزی بارز کردند تا جائی که ناطق نوری نیز برای نخستین بار رسانه های ورزشی را به کنفرانس خبری ورزشی اختصاصی فرا خواند! پیروزی فائزه از طریق خواست و پایگاه ورزشی یکی از موارد استثنائی بود که در جهان و به خصوص جهان سوم روی می داد. این پایگاه را نباید به حساب حمایت چهره ها و قهرمانان صاحب نام گذاشت بلکه آن را باید به هوادار انی نسبت داد که جزو پائینی ها هستند.
در جهان سوم ورزش و هنر دو پدیده فرا گیر هستند و در ظاهر تاثیرگذار در رویدادهای جامعه. اما در نهان و باطن این دو پدیده کمترین تاثیر سیاسی را در تحولات سیاسی کشورهائی نظیر ایران دارند. علت این مهم را باید در چند عامل جستجو کرد. جمعیت های هوادار ورزشکاران و هنرمندان جمع های نامتجانسی هستند که در مواقع خاصی گردهم می آیند و برای مدت زمان کوتاهی از فرد یا افرادی حمایت و هواداری می کنند. در حالی که در کشورهای دموکراتیک چون احزاب و سندیکاها و اتحادیه های آزاد و مستقل وجود دارند انرژی و پتانسیل هواداران در این قبیل نهادها و سازمانها متمرکز و در مسیر هدف قرار می گیرند در حالی که در کشورهای جهان سوم هواداران پراکنده و فاقد سازماندهی سیاسی یا اجتماعی با هدف هستند لذا ورزشکاران قهرمان و هنرمندان صاحب نام در چنین جمع های پراکنده و گسترده و فراگیری هیچ گونه تاثیر گذاری بر افکار عمومی و هواداران اسمی خود ندارند.
در سال ۷٣ گروهی از شخصیت های ورزشی و قهرمانان رشته های ورزشی در محفلی که ن .ع از پیشکسوتان فوتبال برپا می کرد در بیانیه های حمایت خود را از چند کاندیدا اعلام کردند که هیچ تاثیری نداشت. در واقع پائینی ها و گروههای متوسط در جای خود و گروههای متمایل به بالا نیز هیچگونه انگیزه ای برای حمایت از این بیانیه نداشتند و فقط تمایلات آنان در طول مسابقه ای یا فیلمی و کنسرتی می توانست جانبدارانه برای آن مدت کوتاه برگزاری هر یک از این مراسمها باشد. هر چند از منظر جامعه شناسی گروههائی مثل ورزشکاران و هنرمندان جزو گروهای شامل وفاق عمومی هستند اما به لحاظ ساختار سیاسی و نظام اجتماعی حاکم بر جامعه ای مثل ایران توانائی تاثیرگذاری در افکار عمومی در مواقعی مثل انتخابات سیاسی را ندارند زیرا فاقد فاکتورهای مثل ارتباطی دائمی و سازماندهی شده هستند.
اگر به آشوب ها ی حوادث باخت تیم ملی فوتبال در اوایل سال ۲۰۰۱ مراجعه شود قهرمانان صاحب نام کشور با این که مستقیم و غیرمستقیم جوانان و گروههای عصیانگر را به آرامش و پرهیز از اعتراض و اعتصاب دعوت می کردند اما همین طرفداران فلان باشگاه و فلان تیم نه فقط به چنین توصیه های گوش نمی دادند بلکه در جاهائی نیز این ناصحان قهرمان را به چالش می کشیدند.
آن چه که از سر و صدا و تبلیغات پوچ ورزشی ها در انتخابات سیاسی تاکنون حاصل شده در سطح یک شهرک و دهکده کوچک می تواند کار آرائی داشته باشد. بدین معنی کاندیدا شدن یا حمایت و مشارکت کردن افراد ورزشی با اخذ کمترین رای ممکن صورت گرفته. سید مصطفی هاشمی طبا که طی سال های ۱٣۷۲ تا ۱٣٨۰ ریاست سازمان تربیت بدنی را برعهده داشت، برای انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری ثبت نام کرد. هاشمی طبا مدتی هم رییس کمیته ملی المپیک و مشاور محمود گودرزی (وزیر سابق ورزش) بود. در سال ٨۰ او یکی از ۱۰ کاندیدای تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان بود که در نهایت توانست فقط ۲٨ هزار رای بدست آورد. حسن غفوری فرد یکی دیگر از افراد جامعه ورزشی کشور است که تجربه حضور در انتخابات را دارد. او که در دولت اول سازندگی ریاست سازمان تربیت بدنی را بر عهده داشت، در سال ٨۰ وارد کارزار انتخابات شد و فقط ۱۲۹ هزار رای،کسب کرد که می توان بخش عمده آن را به حساب کارکنان رسمی و پیمانی سازمان تربیت بدنی منظور کرد. محسن مهرعلیزاده در دولت دوم خاتمی رییس سازمان تربیت بدنی بود و در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با کسب ۷۵۰ هزار رای (که معلوم نبود چگونه شمارش شده) نتوانست موفقیتی کسب کند. دومین ورزشی حاضر در میدان انتخابات ٨۴، کسی نبود جز زنده یاد ناصر حجازی. دروازه بان نامدار استقلال و تیم ملی برای شرکت در انتخابات نام نویسی کرد ولی صلاحیتش توسط شورای نگهبان رد شد.
حجازی هنگام ثبت نام گفت که اگر تایید شود ٣۰ میلیون رای می آورد. حجازی در همان مقطع طی مصاحبه ای در خصوص علت ثبت نامش برای انتخابات گفت:« چه ایرادی دارد ورزشی‌ها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟ من شرایط اولیه را که برای ثبت نام دارم. اگر صلاحیت‌مان را تأیید کردند که شرکت می‌کنیم و فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشد.»
در دوره دوم انتخاب احمدی نژاد که منجر به حصر موسوی و کروبی شد بازار حمایت های ورزشی ها و هنرمندان بطور شاخص تر در حمایت و پشتیبانی از موسوی داغ بود و روزنامه های ورزشی به خصوص ابرار ورزشی که وابسته به صفی زاده از طیف مستقلین از دو طیف دیگر حکومت است و مدتها معاون مالی و اداری وزارت کشاورزی بود انواع آگهی ها و پیام های تبلیغاتی گروههائی از وررزشی ها را منتشر می کردند که وقتی از آنان سئوال شود کمی هم از سیاست بگوئید به ضرص قاطع پاسخ می دهند ما ورزشی هستیم و کاری به سیاست نداریم!!
شاید بتوان بزرگترین و مهمترین حمایت از یک کاندیدا (بجز مورد فائزه هاشمی که بانوان نیز در آرای وی حضور چشمگیری داشتند) مربوط به ستاد تبلیغاتی محسن رضائی است. سردار محسن خان به کمک برادرش امیدوار رضائی که مدتها در استقلال با آقا محمدی حرف نخست را می زدند تیمی را مهیا کرده بود که آرش میراسماعیلی رییس کمیته ورزش ستاد انتخاباتی وی بود. در این تیم افرادی مثل آجر لو ناصر شفق، اکبر غمخوار، عزیزالله محمدی رئیس وقت سازمان لیگ برتر،مهدی دادرس علیپور مسئول فرهنگی و کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال و ساکت مدیر فعلی تیم ملی و یکی از اعضای فدراسیون فوتبال حضور داشتند و این تیم ورزشی با آن همه دب دبه و کبکبه هر چه زدند به درب بسته خورد و سردار محسن کمترین آراء ماخوذه را کسب کرد!
اینک در انتخابات دوره دوازدهم رئیس جمهوری اسلامی (بخوانید انتصابات از طریق حضور مردم) باز همان قصه تکرار شده و باز همان درب بر همان پاشنه چرخیده است و کاندیداهای-مصلحتی-و –نگهبانی- بدنبال سرابی هستند که از ابتدا رهبر نظام بیش روی آنان قرار داده ولی برای دیدن آن چشمان را بسته اند.
شیخ حسن روحانی که چهار سال است در مقام ریاست جمهوری نوشته با این تصور که در مرحله فعلی- رقابت انتصابی- نگاه و توجه به ورزش می تواند در شمارش آرای صندوقهائی که معلوم نیست چگونه بسته و باز می شوند موثر باشد، در فیلم تبلیغاتی اش بانوان نیمی بیشتر از ایران را چنین مورد توجه قرار داده است:
در این مستند تبلیغاتی تصاویری از کیمیا علیزاده (اولین بانوی ایرانی که در بازی‌های المپیک ریو موفق به کسب مدال برنز شد)؛ زهرا نعمتی (بانوی معلولی که هم در المپیک و هم در پارالمپیک سهمیه کسب کرد)، ساره جوانمردی( ملی پوش رشته تیراندازی و دارنده دو طلای پارالمپیک ریو)، تیم ملی فوتسال بانوان (حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران آبان ماه ۹۴ به وزارت ورزش و وزارت امور خارجه ایران دستور داد که شرایط اعزام بانوان فوتسالیست به مسابقات جهانی فراهم شود)، فرناز اسماعیل زاده (بانوی سنگنورد و موفق ایرانی) و نسیم حسن پور (بانوی تیرانداز ایرانی) پخش شد. این نامزد انتخابات ریاست جمهوری درباره آنها اظهار داشت: از کیمیا تا زهرا تا ساره چه نشاطی را در جامعه ما به وجود آوردند؟ مگر می‌شود یک کشوری از لحاظ اقتصادی پیشرفت کند و نیمی از جامعه آن در خانه بماند؟
وی ادامه داد: این چه تفکری است که فکر می‌کنند امنیت زن و اخلاق زن فقط در داخل خانه تامین می‌شود آن هم خانه‌ای که حتما در آن بسته و دو قفله باشد؛ بعد از ۳۷ سال از انقلاب اسلامی چنین تفکری در ماست، اگر چنین تفکری وجود دارد نقص در تفکر ماست، زن، قومیت و مذهب مشکل نیست!
این دوره به اصطلاح از انتخابات نیز آش همان آش و کاسه همان کاسه هست و استفاده ابزاری از هنرمندان و قهرمانان ورزشی همچنان رواج دارد. خواستهای طبقاتی و مطالبات توده ها جدای و فراتر از این نمایشهای کوتاه و خودمانی است!
فریب و حقه بازی مسئولین نظام را نمی توان یک شبه کشف کرد و فهمید! ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور ایران از گفت‌وگویش با آیت‌الله خمینی در زمان ریاست‌جمهوری‌اش می‌گوید که طی آن، رهبر وقت صراحتا به او گفته بود «ما برای این‌که دنیا نگوید این‌ها مستبد هستند، می‌گوییم رای بدهند؛ وگرنه مردم رای ندارند»


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست