یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پیروزی سناریوی جناح راست حزب سوسیالیست فرانسه


اردشیر زارعی قنواتی


• عدم استقبال رای دهندگان در دوم دوم برای رفتن پای صندوق رای جهت انتخاب بین "بد" و "بدتر" و هم چنین نزدیکی آرای این دو کاندیدا، یک پیروزی برای منتقدان و مخالفان وضع موجود خواهد بود که در آینده به دلیل در پیش بودن انتخابات پارلمانی فرانسه در ماه ژوئن می تواند بسیاری از سیاست و برنامه های نئولیبرالیستی و راست را مورد تهدید جدی قرار دهد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۴ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۴ می ۲۰۱۷


دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در روز یکشنبه ۲٣ آوریل با رسیدن "آمانوئل مکرون" با ۲٣,۹ درصد و "مارین لوپن" با کسب ۲۱,۴ درصد به دور دوم در حالی پایان یافت که کاندیدای دو حزب اصلی برای اولین بار در تاریخ جمهوری پنجم از صعود به مرحله بعد بازماندند. در این دور از انتخابات کاندیدای ائتلاف چپ "ژاک لوک ملانشون" نیز به عنوان پدیده این دوره از انتخابات با کسب بیش از ۱۹ درصد رقابت تنگاتنگی را برای رسیدن به مرحله دوم داشت که بنا به دلایلی ناکام ماند. به عکس تصور اولیه هر چند احزاب اصلی شکست خورده محسوب شدند اما سیستم موجود تحت رهبری "فرانسوا اولاند" رئیس جمهوری نامحبوب فعلی و جناح راست حزب سوسیالیست فرانسه موفق شدند یک بازی کاملا حساب شده در یک رقابت تا حدودی مهندسی شده را اجرایی کنند. جناح راست حزب سوسیالیست اولاند – والس که از کاهش اعتبار و شکست قطعی خود در انتخابات ریاست جمهوری این دوره مطمئن بودند از یک سال پیش با سرمایه گذاری بر روی آمانوئل مکرون وزیر اقتصاد دولت خود به عنوان یک کاندیدای مستقل، جایگاهی را شکل دادند که بخشی از آرای پوزیسیون و اپوزیسیون را در سبد رای کاندیدایی تضمین کنند که هم از طیف آنان بود و هم بسیاری می پنداشتند که وی نماینده مستقلی است که خواهان تغییرات بزرگ می باشد. پیروزی مکرون در دور اول حاصل همین بازی زیرکانه جناح راست حزب سوسیالیست بود و هم اکنون تقریبا مشخص شده است پیروزی "بنوا آمون" در رقابت های مقدماتی درون حزبی هم تابع همین بازی رقم خورده است. دلیل این موضوع هم در حمایت تقریبا تمام الیگارشی حزب سوسیالیست از جمله اولاند و والس از مکرون در همان دور اول بود که با نقض اصول تشکیلاتی و پرنسیب های حزبی بنوا آمون را ترک کردند و به اردوی مکرون پیوستند.
شاید گفته شود که پیروزی بنوا آمون در رقابت های درون حزبی طبق معیارهای مرسوم رقم خورده است و هیچ طراحی از پیش تعیین شده در این بازی دخیل نبوده است. اما هم اکنون که هیجان ها و تلاطم های اولیه فرونشسته است با رجوع به شواهد موجود مشخص می شود که از همان ابتدا گویا قرار نبود جناح راست و اصلی حزب سوسیالیست با کاندیدای مشخص در دور اول شرکت کند. در رقابت های درون حزبی در مرحله اول روز ۲۲ ژانویه بین هفت نامزد سوسیالیست انجام شد که همگی به غیر از بنوا آمون در جناح راست و میانه حزب بودند که در پایان رای گیری والس و آمون بیشتر از دیگران موفق به کسب رای شدند و مطابق ضوابط حزبی به دور دوم راه یافتند. نکته جالب در این میان رای جمعی جناح راست و میانه حامی وضع موجود بود که نزدیک به دو سوم آرای ریخته شده به صندوق را شامل می شد. اما در دور دوم اتفاقی افتاد که شاید برای بسیاری غافل گیر کننده بود ولی امروز با توجه به کوچ بسیاری از سوسیالیست ها به اردوی ماکرون در همان زمان نشانه های یک "خط موازی" بین الیگارشی حزب سوسیالیست و کمپین مکرون را می توان مشاهده کرد. در حالی که همه تحلیلگران و کارشناسانی که به وضعیت حزب سوسیالیست کاملا آشنا بوده و توازن قوای بین جناح های درونی این حزب را رصد می کردند به اتفاق معتقد بودند والس به راحتی می تواند آمون را در دور دوم شکست دهد اما متنفذین حزبی که کاندیداتوری والس را شکست محتوم حزب می دانستند بازی چند لایه مهندسی انتخابات را در پیش گرفتند. نتیجه شمارش دومین دور رقابت های مقدماتی سوسیالیست ها حاکی از آن بود که بنوا آمون ۵۹ رصد آراء را از آن خود کرده و مانوئل والس هم ۴۱ درصد آراء را به دست آورده است. با پیروزی آمون و حذف والس در واقع آخرین قطعه پازل الیگارشی حزب سوسیالیست به مرحله اجرا در آمد و در همان هفته اول بعد از مشخص شدن کاندیدای نهایی این حزب جناح راست و میانه سوسیالیست همگی به کمپین مکرون پیوستند. بنوا آمون هر چند به عنوان کاندیدای پیروز حزب سوسیالیست از طرف این حزب وارد کارزار رقابت های نهایی ریاست جمهوری شد اما تنها نماینده جناح چپ این حزب بود. هم زمان با این گسست و تشتت در حزب سوسیالیست و به خصوص بعد از دو مناظره تلویزیونی تمام نظرسنجی ها از رشد جهشی آرای کاندیدای چپ رادیکال (ملانشون) خبر می دادند و هم زمان سقوط رای آمون غیرقابل کنترل شده بود. این نظرسنجی ها در سه هفته پایانی و مانده به روز ۲٣ آوریل حتی با پیوستن "یانیک ژادو" از حزب سبزها به کمپین آمون تقریبا متفق القول آرای ملانشون را حدود ۱۹ درصد و آرای بنوا آمون را زیر ٨ درصد نشان می داد. در اینجا دیگر تصویر بازی و سناریوها کاملا آشکار شده بود و چپ واقعی در آستانه پیروزی تنها به ائتلاف ملانشون – آمون بستگی داشت. در چنین وضعیتی رهبر حزب کمونیست فرانسه "پی یر لوران" متحد ملانشون در روز چهارشنبه ۲۹ مارس رسما از بنوا آمون برای مذاکره و ائتلاف با کمپین "فرانسه نافرمان" دعوت به عمل آورد که هر چند آمون بدون تردید شکست سخت خود را پیش بینی می کرد و هم چنین خیانت هم حزبی های خود را هم مشاهده کرده بود، اما به این دعوت پاسخ نداد. بنوا آمون در قالب جناح چپ حزب سوسیالیست را در حالت خوشبینانه می توان دچار "سکتاریسم" سیاسی دانست و در حالت سناریوی اولاند – والس، خواسته یا ناخواسته "اسب تروا" جناح راست حزبی برای به شکست کشاندن جبهه چپ باید قلمداد کرد. آمون با عدم ائتلاف با ملانشون در واقع رای بیش از شش درصد از چپ حامی خود را به رای باطله تبدیل کرد در حالی که کمتر از نیمی از این آراء می توانست ملانشون را به دور دوم ببرد. این در حالی بود که با وجود رسوایی فیون همه رهبران و ساختار تشکیلاتی حزب راست میانه در پشت سر وی وفادار ماند و حتی "آلن ژوپه" رقیب حزبی وی با وجود مخالفت با فیون، ضمن تاکید بر حمایت خود از کاندیدای اصلی حزب در توییتر خود تاکید کرد "هنگام توفان کشتی را ترک نمی کنم".
حقیقت همیشه همان چیزی نیست که در عالم واقع به نظر می آید و این موضوع در حوزه سیاست از اهمیت بیشتری برخوردار است. حالا اگر به صحنه انتخابات دور اول فرانسه نگاه کنیم دو وجه از حقیقت نشان داده می شود که که با تغییر در نحوه بازی حزب سوسیالیست تمام قاعده بازی و نتیجه کنونی را بدون شک دگرگونه می کرد. در حالت اول اگر طبق پیش بینی ها و تصمیم جمعی ارکان حزبی در تجمیع آرای جناح راست درون حزب، آمانوئل والس به عنوان کاندیدای اصلی وارد میدان رقابت می شد هر چند وی به واسطه سقوط اعتبار حزب سوسیالیست توان کسب رای در مرز بیست درصد را نداشت اما می توانست حدود ٨ تا ۱۰ درصد آرای کنونی مکرون را به خود اختصاص دهد و او را نیز از رسیدن به دور دوم بازدارد. هم چنین در حالت دیگر به دلیل اینکه جناح چپ حزب سوسیالیست به شدت از وضع موجود و به خصوص دوران نخست وزیری والس ناراضی بود بسیاری از آنان به وی رای نداده و بدون تردید به سمت اردوی ملانشون می رفتند. نکته با اهمیت موضوع دقیقا در همین است که در این شرایط دوقطبی راست افراطی (لوپن) و چپ رادیکال (ملانشون) در دور دوم اتفاق می افتاد درست همانگونه که اولاند در آخرین پیام خود خطاب به مردم فرانسه به صراحت می گوید "رسیدن ملانشون و لوپن به دور دوم بزرگترین خطری است که سیستم را تهدید می کند". هم اکنون در دور دوم رقابت بین آمانوئل مکرون نماینده حفظ وضع موجود و نئولیبرالیسم از یک طرف و مارین لوپن نماد ملی گرایی افراطی فرانسه از طرف دیگر رقم خورده است. حمایت یکجانبه احزاب سیستمی از مکرون و ترساندن مردم از هیولای لوپن همان قاعده بازی است که از ابتدا در سناریوی جناح راست حزب سوسیالیست تعیین شده است. حتی همین بنوا آمون که سرسختانه از مذاکره حول ائتلاف با ملانشون سر باز زد اولین کسی بود که چند دقیقه بعد از اعلان اولیه شمارش آراء قاطعانه از مکرون حمایت کرد و به دنبال وی سریال حمایت ها از از دو حزب اصلی سوسیالیست و جمهوریخواهان و بسیاری از شخصیت های سیاسی هم به طرف "پسرک طلایی" سیستم و پاسدار حفظ وضع موجود به راه افتاد.
این سیستم ترک خورده جمهوری پنجم دوباره می خواهد سناریوی سه دوره قبل را تکرار کند که در دوقطبی "ژان ماری لوپن" پدر با "ژاک شیراک" حامی نظم موجود همه احزاب و مردم را پشت سر شیراک به صف کرد. اختلاف آرای شیراک با ٨۲ درصد در مقابل آرای ۱٨ درصدی ژان ماری لوپن در آن دوره چراغ سبز و چک سفیدی بود که به نئولیبرالیسم فرانسوی داده شد که امروز نتایج مخرب آن را می توان مشاهده کرد. در وضعیت کنونی که هر دو کاندیدای دور دوم "تجسم فاجعه" در قالب تثبیت وضع موجود حتی در قالب راستگراتر از دولت اولاند و هم چنین راست افراطی می باشند، این نظر ژاک لوک ملانشون مبنی بر عدم حمایت از این دو کاندیدا بهترین واکنش و موضع گیری بوده است. فرانسه به عکس آمریکا دارای یک تاریخ غنی سیاسی و میراث دار "انقلاب کبیر" و جنبش "کمون پاریس" است و هیچ نیرویی از جمله مارین لوپن قادر نخواهد بود نوعی از "ترامپیسم" آمریکایی را در این کشور پیاده کند. به همین دلیل ناراضیان از وضع موجود می توانند ضمن پشت کردن به هر دو کاندیدای نامطلوب فعلی یک مبارزه مدنی منفی را برای هشدار و اصلاح سیستم موجود مدنظر قرار دهند. عدم استقبال رای دهندگان در دوم دوم برای رفتن پای صندوق رای جهت انتخاب بین "بد" و "بدتر" و هم چنین نزدیکی آرای این دو کاندیدا، یک پیروزی برای منتقدان و مخالفان وضع موجود خواهد بود که در آینده به دلیل در پیش بودن انتخابات پارلمانی فرانسه در ماه ژوئن می تواند بسیاری از سیاست و برنامه های نئولیبرالیستی و راست را مورد تهدید جدی قرار دهد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست