یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

بعد از حمله موشکی امریکا به سوریه انتظار چه چیزی را باید کشید؟
سلمان رفیع شیخ*


آرسن نظریان


• درک اینکه چه کسی از تصاعد جنگ سود می برد، مشکل نیست. مگر همان قدرتها و همان عاملینی نیستند که باشنیدن خبر حمله موشکی امریکا از فرط هیجان ازجا پریدند. تصادف صرف هم نیست. دولتهای "عرب سنی" سالهاست که آرزوی درگیرکردن وسیعتر ایالات متحده در سوریه را در سر می پرورانند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ٨ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۲٨ آوريل ۲۰۱۷


٢۶ آوریل ٢٠١٧ - بعداز هیاهوی بسیار درپی حمله موشکی امریکا به سوریه، ایالات متحده به نقطه ای رسیده است که چیزی برای عرضه به مردم سوریه، غیراز حمایت و تقویت نیروهایی که نقش اصلی را در دامن زدن به بحران این کشور بازی کرده اند، ندارد. گرچه واکنش رییس جمهوری امریکا به حمله شیمیایی ادعایی باعث افزایش میزان مقبولیت وی در داخل گردید و احساس تعارض و کشمکش با روسیه را بوجود آورد، بااینحال ترامپ هنوز در ارائه یک راهبرد عملی برای ریشه کن کردن گروههای تروریستی اصلی فعال درسوریه ناکام مانده است.
اکنون دیگر برما روشن است که حمله یکباره ترامپ، هرچند ابتدا با تحسین و تمجید فراوان به عنوان آغازعصر تازه ای از درگیری ایالات متحده در خاور میانه روبرو شد، لکن، این اقدام چیزمثمر ثمری به بار نیآورد و بلکه صرفا تنش را افزایش داد. بعلاوه، برای رهبران حاکم این امکان را بوجود آورد که ظاهری جدی حاکی از "عزم راسخ" برای مبارزه با "شر" و احیای "خیر" به خود بگیرند. معهذا، این تظاهر خود گویای فقدان یک استراتژی روشن و اهداف سنجیده سیاسی است.
   
فقدان استراتژی

به گفته ویلیام کوهن، وزیر دفاع پیشین ایالات متحده، "یک حمله تنها استراتژی محسوب نمی شود... سیاست امریکا در سوریه کماکان در پرده ابهام فرو رفته است". وی در ادامه می گوید: "حمله ایالات متحده این برداشت را بوجود می آورد که سیاست خارجی دولت ترامپ با ارزیابی دقیق اوضاع و احوال و انتخاب مشی مورد عمل پس از بررسی گزینه های مختلف و سبک سنگین کردن سودها و هزینه ها شکل نمی گیرد، بلکه با مجموعه ای از واکنشهای غریزی آنی دربرابر بحران بوجود آمده.

نتیجه ادامه فقدان استراتژی اینست که ایالات متحده، حتی پس از شلیک ۵٩ موشک به سوریه، نتوانسته است فضایی برای مانوورهای ژئو- پولیتیک خود ایجاد کند. نه فقط روسیه هم چنان نیروی محرک اصلی در مصافگاه است، بلکه، ایالات متحده از لحاظ گزینه هایی که دراختیار دارد، بشدت دچار محدودیت است. وجود چنین وضعیتی صرفا ناشی از حضور روسیه در سوریه نیست - گرچه، این حضور قطعا عامل مهمی است – لکن علت اصلی هدفهای متناقضی است که ایالات متحده در سوریه دنبال می کند: یعنی برانداختن داعش و بشار اسد بطور همزمان. آیا گزینه ای بدتراز این برای استقرار صلح در سوریه سراغ دارید؟

مقامات بالای ایالات متحده تاکنون از ترمیم و رفع این تناقض عاجز مانده اند و همین فقدان هماهنگی در اهداف است که هر تاثیری را که حمله موشکی احتمالا می توانست داشته باشد، خنثی کرده است. ازیکطرف، نیکی هیلی، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد، اظهار می دارد که ساقط کردن اسد اکنون در اولویت قراردارد و از سوی دیگر رکس تیلرسون، وزیر خارجه، هم چنان اصرار می ورزد که شکست داعش در صدر دستور کار دولتش قرار دارد.

ایضا فقدان پیاده نظام نیابتی درعرصه نبرد

توسل به حمله موشکی، هم چنین حاکی از واقعیت دیگری است مبنی براینکه دولت ترامپ دیگر از امتیاز استفاده از "پیاده نظام نیابتی" در وجود گروههایی که سالها آنها را آموزش داده و تامین مالی نموده، برخوردار نیست. آنچه که باصطلاح "اپوزیسون سوریه" نامیده می شود امروز به شدت دچارتفرقه است و بعلاوه بخش وسیعی از مناطق تحت کنترلش در پی "حملات عمقی" ارتش سوریه به دست ارتش یادشده افتاده است.   
بنابراین، این تصور نسبتا فراگیر درغرب که دولت ترامپ می تواند روسیه را برسر میز مذاکره فرا بخواند، اشتباه است. ایالات متحده، اکنون هیچ برگ برنده ای دربرابر روسیه در اختیار ندارد. مهمتر از همه اینکه فاقد نیروی زمینی باصطلاح نیابتی است، نقطه ضعف بزرگی که برای مثال، نقشه طویل مدت وی برای آزادسازی رقه را سد می کند.

در حالی که دولت سوریه اعلام کرده است که برای آزادسازی رقه از دست داعش حتی آماده همکاری با غرب است، ایالات متحده از ملحوظ داشتن این امر مهم درعملیات آتی رقه ابا دارد.
حال، به وضعیت موجود توجه کنید: درحالی که مساله همکاری با اسد برای ایالات متحده و متحدان عربش ظاهرا محلی از اعراب ندارد، برنامه ایالات متحده برای بعد از بیرون راندن داعش از رقه، دارای نواقص جدی است که می تواند اجرای آرام آن را برهم بزند. به عنوان مثال، ایالات متحده در نظر دارد پس از عملیات، کنترل رقه را به "نیروهای شورشی" واگزار کند. بخش اعظم این نیروها را کردها تشکیل می دهند که به هیچ روی رابطه خوبی با ترکیه، همسایه شمالی سوریه و متحد امریکا ندارند. ترکیه، به احتمال زیاد از افتادن قدرت به دست گروهی که اکثریتش با کردها در منطقه ای در نزدیکی مرزهایش باشد، خوشحال نخواهد بود. دولت ترکیه میلیشیاهای کردهای سوریه، از جمله گروههایی را که تحت حمایت ایالات متحده هستند، "تروریست" می داند و بارها به همین بهانه آنها را بمباران کرده و به این کار ادامه می دهد.      
پس، طرح ایالات متحده برای " آزادسازی رقه" نهایتا باد هوا خواهد شد؟ پاسخ این سئوال باز به این بستگی خواهد داشت که ایالات متحده تا چه حد بتواند تناقض حاضر در سیاستش را رفع کند. باتوجه به اینکه بسیار غیرمحتمل است که ترکیه اردوغان فشار بر کردها را کاهش دهد و در نظام سیاسی جدید ترکیه با آنها از در دوستی درآید، احتمال رفع تناقض در سیاست امریکا نیز اندک است.

در این میان، روسیه چه خواهد کرد؟

همان طور که پیشتر گفتیم، ایالات متحده برگ برنده ای در مقابل روسیه در سوریه در دست ندارد. ثانیا، روسیه در سوریه تنها نیست. بخشی از بار حمایت از سوریه بردوش ایران نیز هست و بعید به نظر می رسد که این دو راهشان را درسوریه ازهم جدا کنند. هم چنین، احتمال اینکه روسیه موضعش را در سوریه نرمتر کند، به ویژه پس از حمله موشکی، به همان اندازه اندک است. به عکس، احتمال قوی آنست که روسیه بر میزان حمایت نظامی و دیپلماتیک خود از سوریه بیافزاید.

دلیل این هم بسیار ساده است. روسیه ولادیمیر پوتین اعلام داشته است که به اطلاعاتی دسترسی دارد که نشان می دهد گروههای شورشی "حملات شیمیایی کاذب" بیشتری را به عنوان وسیله ای برای تصاعد جنگ و کشاندن ایالات متحده در منازعه سوریه، در حال تدارک هستند.   
درک اینکه چه کسی از تصاعد جنگ سود می برد، مشکل نیست. مگر همان قدرتها و همان عاملینی نیستند که باشنیدن خبر حمله موشکی امریکا از فرط هیجان ازجا پریدند. تصادف صرف هم نیست. دولتهای "عرب سنی" سالهاست که آرزوی درگیرکردن وسیعتر ایالات متحده در سوریه را در سر می پرورانند و فاجعه "حملات شیمیایی" بهانه بسیار خوبی به دست آنها می دهد.
در این اوضاع و احوال، بسیار بعید است، روسیه، که متوجه اوضاع هست، عقب نشینی کند، زیرا فاجعه "حملات شیمیایی" اعتبار و حیثیت آن را به عنوان تضمین کننده توافق ٢٠١۳ راجع به سلاحهای شیمیایی مستقیما زیر سئوال می برد. طبق این توافق تمامی سلاحهای شیمیایی سوریه بانظارت سازمان منع سلاحهای شیمیایی سازمان ملل نابود گردید.
بنابراین، در پشت پرده مبارزه جنون آمیزغرب جهت مسئول قلمداد کردن روسیه برای حمله شمیایی، هدف بدنام کردن این کشور در سطح جهانی و بیرون راندن وی از موقعیت برترش در مصافگاه سوریه قرار دارد، زیرا به یمن این موقعیت بود که طی آن رژیم سوریه با کمک روسیه و ایران به پیروزی های چشمگیر و پس گرفتن تدریجی مناطق زیر کنترل "گروههای اپوزیسون" نایل آمد.
---------------------
* سلمان رفیع شیخ، پژوهشگرو تحلیلگر روابط بین الملل و امور خارجی و داخلی پاکستان است و نوشتار حاضر را منحصرا برای نشریه اینترنتی "نیو ایسترن آوت لوک"
“New Eastern Outlook”   تهیه کرده است.   
منبع:
journal-neo.org


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست