یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
شعارهای سال، ابزاری برای گردآوری آرای مردم؟


• اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران باور دارد کارگران ایران باید به کس و کسانی رای دهند که مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را نفی می کنند و برای یک اقتصاد مردمی برنامه مشخص دارند. برنامه ای که بر محور توسعه صنعتی با رعایت استاندارد های جهانی برای تولید کالا برنامه ریزی شده باشد و هدفش پایین آوردن حداقل استثمار کارگران و کلیه نیروی کار ایران باشد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۴ فروردين ۱٣۹۶ -  ٣ آوريل ۲۰۱۷


شعار عمده و اصلی سال ۹۵ که به دفعات روی آن تاکید شده، اقتصاد مقاومتی بود. مفهومی قابل درک برای همه، به گونه ای که حتا برای کم دانش ترین آدم های این زمانه، تجارت خارجی ملی، حمایت از سرمایه های ملی که در هرکشوری نیروی کار صنعتی و دانش آموختگان دانشگاه های آن است همراه با برنامه ریزی حتا برای نسل آینده که می باید سرمایه گذاری ملی- دولتی با امکانات داخلی، برای توسعه صنعتی کشور باشد، امری است روشن و بدون تردید. ولی دولت های پس از جنگ همگی؛ چه به اصطلاح "سازندگی ، اصلاحات ، اصول گرا و دولت فعلی" بر قطاری سوار شده اند که خوش بینی دکتر مصدق را پیش از کودتای امپریالیستی ۲٨ امردادماه سال ٣۲ تداعی می کند. آرزوی پذیرفته شدن در تجارت جهانی. قطاری با سرشت اقتصادی وابستگی به امپریالیسم جهانی که ما را وادار می کند فروشنده مواد خام وخریدار کالاهای بی کیفیت آنها که تولیدش برای سود بیشتر به چین و جنوب شرقی آسیا منتقل شده است، باشیم. اگرچه این کالاها در ظاهر، چینی هستند ولی سرشت آن چینی- امپریالیستی با سود مشترک می باشد.از این رو این نوع مناسبات از دولت مردان ایران را مشتی بله قربان گو در مقابل نهاد های اقتصادی امپریالیسم جهانی و نهادهای آن تبدیل ساخته است.این آقایان در حالی که آب از دهانشان سرازیر است در انتظار تایید صندوق بین المللی پول، لَه، لَه می زند. از این نهاد ضد بشری و حامی اقتصاد مالی یا به زبان ساده تر مناسبات اقتصادی مبتنی بر بورس بازی، شرکت های هرمی و دلالی، بدون توجه به تولید صنعتی. کارشناسان صندوق بین المللی پول با مشاهده ی برنامه های این دولت ها، که ضد منافع ملی و حذف قانون کار و قانون اساسی کشور و حامی گسترش مناطق آزاد تجاری – صنعتی برای ورود بدون برنامه ریزی کالا ها بدون حق گمرکی و استثمار وحشیانه طبقه کارگر ایران است، به ایران سفر می نمایند و با شادی هم دولت اصول گرا را تایید نموده اند و هم دولت فعلی را. از نظر دولت مردان حاکمیت این شیوه عمل کرد اقتصادی یعنی اقتصاد مقاومتی؟!. ولی پدر خوانده مافیای سرمایه داری جهانی آمریکا به این سادگی ها عضویت ایران را نمی پذیرد.این دولتمردان باید باز هم بیشتر عقب نشینی نمایند تا شایسته بار یابی به درگاه کاخ سفید بشوند. عقب نشینی در اندازه ای هم چون حاکمیت عربستان و امارات و دوستی با دولت سرکوبگرصهیونیستی را بپذیرند. و بدین گونه یا هم گامی با فاشیسم آمریکا و اروپا و خاورمیانه برای کشاندن جهان به جنگ جهانی دیگری شرکت نمایند تا در تقسیم "بازارجهانی" سهمی هم به آقا زاده ها داده شود. از سوی دیگر فرامسیونر های امپریالیسم در پوشش اقتصاد دان و استادان دانشگاه ها با پست های کلیدی مشاور ارشد و... در دولت های پس از جنگ و با کمک ارگان رسمی شان "مهرنامه " وچندین رنگین نامه پیرامونش، مرتب با آمارهای "مهندسی شده" و پچ پچ های اندرونی، این دولت ها را در مسیر اقتصاد دلالی هدایت کرده اند تا به صورت خزنده ریشه انقلاب مردمی ۲۲ بهمن را برای همیشه در ایران منهدم کنند و مردم و شرایط اجتماعی را برای رضا خان دومی، آماده نمایند و یا، با یک دیکتاتوری دیگر این بار با چکمه و پاگون و ژ٣، آلمانی یا بریتانیایی ایران را به جزیره ی آرامش شاهی بدل نمایند.
یک هفته پیش از پایان سال ۹۵ در شبکه مستند تلویزون وطنی، گزارشی از اقتصاد مقاومتی پخش گردید که از سویی اقتصاد نوع چینی را تایید می کرد و در گزارش خود کارگرانی را نشان می داد که برده گونه کار می کردند. (البته در بخش خصوصی چین) روزانه بیش از ۱۲ ساعت کار بر اساس بیان گزارشگر، آنهم بدون استفاده از تعطیلی یا مرخصی، (درست مانند کارگران پروژه ای امروز ایران) با کاری سخت و شدید و حداقل حقوقی ناچیز. (حداقل حقوق آن کارگران برخلاف کارگران ایرانی، ماهانه دریافت می شود وهیچ کارگر چینی را مانند کارگران ایرانی برای مطالبه حقوقشان با زدن اتهامات، به شلاق و زندان محکوم نکرده اند) در شرایطی چنین برنامه ای پخش می شود که قراراست درصدی بر اساس آمار "مهندسی شده ای که ۷۰ درصد تورم را، تک رقمی اعلام می کنند و بی بی سی هم آن را تایید می کند" به حداقل حقوق کارگران ایران افزوده شود. گزارش گر دولتی پیشنهاد می دهد که کارگران به چنین افزایشی نیازی ندارند و کارگران ایرانی را نشان می داد که اعلام می نمودند حاضر هستند با زیر حداقل حقوق کار کنند. پرسشی که در این مورد قابل طرح است این است که چرا از چند صد میلیون کارگر چینی که در بخش دولتی کار می کنند گزارشی پخش نگردید یا چرا توضیح داده نشده بود که حقوق دریافتی کارگر چینی با نرخ نیازمندیهای آن کارگران قابل انطباق است یا نه؟ در ضمن، در این گزارش یک کارگاه تولید فرش را نشان می داد با همان کارگران برده شده که تولید انبوه آن بازارش در ایران است. طرح وبافت فرش ایرانی در چین برای صادرات به ایران؟؟؟ً!!! (معنای دیگر این گزارش، بیان گر مرگ تولید صنعتی در ایران است) طبق این گزارش ٣۰ درصد این تولید انبوه در ایران به فروش می رود و ۵۰ درصد آن در خاورمیانه. ٣۰ دقیقه بعد در همان تلویزیون با های و هوی مبارزه با قاچاق را مطرح می کنند. کدام قاچاق؟! طرح ایجاد مناطق آزاد تجاری – صنعتی را که همه دولت ها و کل حاکمیت تایید کرده بودند و هنوز هم در دستور کار دولت هایی است که بر سر کار می آیند و با این طرح، ورود کالای خارجی بدون پرداخت گمرکی آزاد آزاد است. با وجود این همه تضاد در تضاد آیا طرح قاچاق یک نوع بی خبری حاکمان از درون مایه تعدیل ساختاری و خصوصی سازی نیست؟ آیا عدم شناخت درون مایه مناسباتی که در حال کاربردی کردن هستند یک فاجعه نیست؟؟ یا این که، طرح این گونه شعارها تنها "مهندسی" جذب آرای مردم برای انتخابات است؟! در هر صورت این قطاری که حاکمان بر آن سوار شده اند ما را به سوی نیستی می برد. می بینیم که حتا با از میان رفتن برخی تحریم ها، دولت مردان حاکمیت برپای خود توان ایستادن ندارند و نمی دانند چگونه باید اقتصاد کشور را اداره کنند و چشم انتظار سرمایه گذاری سرمایه داری امپریالیستی هستند؛ تا ایران را برای آقایان گلستان کند!!!. روند تعدیل ساختاری و خصوصی سازی دولت های پس از جنگ که پس از نزدیک به سی سال کاربردی کردن جز رکود و تورم، فقر و بیکاری و فساد اقتصادی و اخلاقی - اجتماعی دستآوردی برای ایران نداشته و کارگران ایران یعنی تنها مولدان اجتماعی را قربانی و از هستی ساقط کرده است. این ساختار اقتصادی با حذف تدریجی قانون کار، ایجاد سرمایه داری دلالی با قراردادهای موقت کار، با "مهندسی آمار تورم" بانی نابودی قدرت خرید کارگران وکل جامعه ایران گردیده است، فرآیندی که حرکت این قطار امپریالیسمی (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی )ایجاد نموده و آقایان هم قصد پیاده شدن از آن را ندارند و بدین گونه، روز به روز بیشتر ایران را به پرتگاه ژرف فاصله طبقاتی و رکود و تورم می کشانند. روندی رو به نیستی.
یکی از بزرگترین دستآوردهای این دولت ها در زمینه صنایع دفاعی کشور است، که با وجود امپریالیسم جهانی ضرورتی غیر قابل اجتناب برای همه دولت هاست. ولی این صنایع چون تولید کالایی نیستند، تنها هزینه ای بر دوش جامعه است هزیته ای که با وجود مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی و بی توجهی عملی در زمینه توسعه صنعتی کشور از درون جامعه را منهدم می کند، روندی ویرانگر که غیر قابل اجتناب است. در هر صورت کارگران ایران با نگرانی این واقعیت ها را دنبال می کنند، ولی حاکمیت با اقتداری که نهاد های نظامی به آن داده است، اجازه روشنگری را از کارگران ایران گرفته است. آقایان تصور می کنند به تنهایی و با مشاوره با فرامسیونرهای اقتصادی امپریالیسم قادرند نارسایی ها را حل نمایند و در ظاهرمتوجه نیستند که هر روز بیشتر در این باتلاق خود ساخته فرو می روند.
امروز باز انتخابات موضوع روز شده است وحمله همه جانبه به یکدیگر از سویی رواج یافته و از سوی دیگر همان دور باطل کیسه های سیب زمینی های باد کرده ویک وعده غذای خورش قیمه ویا یک ساندیس و کیک تیتاپ و مشتی وعده سر خرمنی که پس از نزدیک به نیم قرن هرگز کاربردی نشده اند به چرخش در آمده است. خیل مردمی که در این انتخابات شرکت می کنند با این توجیه حقیر عمل کرد خود را توضیح می دهند " یک مو از خرس کندن غنیمت است" و با شادی به دیس برنج حمله می کنند و یا کیسه سیب زمینی را بر کول می اندازند ورای می دهند. مهم نیست که به چه کسی رای می دهند مهم همان یک کیسه سیب زمینی است و بس. باز تاب این عمل کردهای انتخاباتی تاثیری جهانی دارد و بیانگر فروش، فروش ارزان یک انسان است، بیانگر ساختاری است برده داری.
اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران باور دارد کارگران ایران باید به کس و کسانی رای دهند که مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را نفی می کنند و برای یک اقتصاد مردمی برنامه مشخص دارند. برنامه ای که بر محور توسعه صنعتی با رعایت استاندارد های جهانی برای تولید کالا برنامه ریزی شده باشد و هدفش پایین آوردن حداقل استثمار کارگران و کلیه نیروی کار ایران باشد. در غیر این صورت این انتخابات هم مانند انتخابات پیشین، آب در هاون کوبیدن است. اگر چه نوع استصوابی این انتخابات قادر نیست پاسخ گوی نیازهای اجتماعی ما باشد.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
۱۲ فروردین ماه ۹۶
سخنگو ناصر آقاجری

Kmkoomk.wordpress.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست