یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

چارشنبه سوری


اسماعیل خویی


• آتش، که بُوَد روی اش چون خوی اش سرخ،
هر جا بدمد، شود همه سوی اش سرخ.
رویِ وطن ات از ستم و غم شده زرد:
بگذار شبی از او شود روی اش سرخ! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۴ اسفند ۱٣۹۵ -  ۱۴ مارس ۲۰۱۷


 ۱

وقت است که آتش به صبوری بزنیم؛

تن زین همه فرمایشِ فوری بزنیم:

در هر چه بفرماید «رهبر» شرری

از آتشِ چارشنبه سوری بزنیم!

۲

اوهامِ تو، روشن اش چو کردی، ببرد.

و بودن اش از میانه سردی ببرد.

تا چند به سیلی رُخِ خود سُرخ کنی؟

بگذار وی از رُخِ تو زردی ببرد!

۳

آتش،که بُوَد روی اش چون خوی اش سرخ،

هر جا بدمد، شود همه سوی اش سرخ.

رویِ وطن ات از ستم و غم شده زرد:

بگذار شبی از او شود روی اش سرخ!

۴

شیخی که به چارشنبه سوری تازد،

هر جانِ جوان را به خطر اندازد:

کاو چون نتواند بخرد فشفشه ای،

ناچار شود که بُمبِ دستی سازد.

۵

شیخی که به چارشنبه سوری تازد،

آن به که به کارِ دیگری پردازد:

ورنه، چه بسا که قصدِ جان اش بکند

آن جانِ جوان که بُمبِ دستی سازد!


اسماعیل خویی
بیست و یکم اسفندماه ۱۳۹۵،
بیدرکجای لندن


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست