یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

رایش چهارم با حرفهای کهنه در فضایی تازه


بهمن پارسا


• اگر راست باشد که آمار بیکاری در جوامع غربی روبه رشد است پس چگونه است که تولید کارخانجات و روانه کردن محصولاتشان به بازارهای مصرف دنیا نقصان نگرفته؟! کارگر بیکار شده، درست است، ولی علّت این بیکاری حضور غریبه، سیاه افریقایی، عرب مراکشی، ترک ترکیه، و این افراد نیستند، سود جویی و تحوّل روشهای تولیدی و هرچه بیشتر خودکار شدن روشها سبب اصلی ایجاد موج بیکاری و ویرانی نیرو های کار گر و فرودست جوامع است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۶ اسفند ۱٣۹۵ -  ۶ مارس ۲۰۱۷


آنچه در انتخابات اخیر آمریکا گذشت با همه ی خسارات سیاسی-اجتماعی اش برای حال و آینده، سبب یک آشکار سازی در فضای خواب آلوده ی فرهنگ سیاسی آمریکا شده است باین شیوه که اقلیّت سفید پوست ومسیحی -پروتستان- آمریکایی از پس پرده بیرون آمده و علنا از برتری نژادی خود و استحقاق هایش در برابر دیگر مردم این سرزمین سخن گفته وحقوق ویژه یی را برای خویش میطلبد. این قشر با شعار "اوّل آمریکا" ویا که " بازگشت به عظمت آمریکا" آنهم زیر رهبری علنی نژاد پرستان ِ سفید پوستی مثل استیو بَنِن، یا پریبوس، و نیروهای وابسته به راستهای افراطی همچونAlT-RIGHT به میدان آمده. چنین وضعیتی زمانی خطرناک تر به نظر میرسد که منابع مالی کلانی را نیز در پشتیبانی از گسترش باورها یش در اختیار دارد وبا تکیه به چنین منابعِ سرشاری میتواند در پراکندن وتبلیغ ایده ها وافکار راستگرایانه در جهان غرب موَثّر واقع گردد. گاهی گمان بر این قرار دارد که نیروی مادی موجود در صدد اعمال نفوذ وکمک به انتخاب شدن مارین لُپِن، در فرانسه است و یا اینکه از Greet Wilders در هلند حمایت می نماید و در آلمان هم نسبت به Martin Schults ابراز تمایل می کند. این افراد ومردمی از قوم وقبیله ی آنها در فضایی که ظرف دودهه ی گذشته با کوبیدن بر طبلهای ناسیونالیسم ایجاد کرده اند با علم کردن حضور خارجیان ِ جهان سوّمی و غیر سفید پوست و نامسیحی در جوامع غربی پیوسته ومداوم در کار القاء این باور به مردم بومی سرزمینهای خود هستند که سبب عمده و یا بعبارت دیگر تنها سبب تمامی مشکلات آنان حضور این خارجیان است. اگر جوامع آنان دچار در صد بالای بیکاری های حاد ومزمن است علّتش مهاجرین، پناهندگان و خارجیان میباشند. نا امنی های اجتماعی و روند افزایش جرایم وجنایتها محصول حضور آنان است. تحلیل رفتن نیروی کارِ کار آمد ورانده شدن نخبگان ِ بومی به علّت ارائه کار ارزان از ناحیه ی نیرویهای خارجی ارزان قیمت است و این تبلیغات به شیوه ی بمباران فکری با استفاده از نیروی عظیمی که رسانه های موجود دراختیار دارند به آسانی توانسته لشگری از نژاد پرستان جهان غرب را برای ورود علنی در صحنه های اجتماعی وسیاسی آماده سازد ودر اوّلین فرصت که همین انتخابات ماه های آینده در کشورهای مختلف اروپا -که در راس آنها آلمان وفرانسه وهلند را باید مدّ نظر داشت -ضرب شست نشان داده و پستهای کلیدی رهبری نیروهای مجریه ومقنّنه را در دست بگیرد.
آنچه در همین جوامع همواره کتمان میشود این است که نیروهای صاحب سرمایه وچرخاننده ی چرخهای اقتصادی درهمه جا و در مغرب زمین فقط در پی تامین سود روز افزون خود هستند و در این راه همیشه وهمواره از روشهایی سود برده اند که هزینه ی کمتر ، سرعت بیشترو سود بهتری داشته باشد. در دهه ی اخیر هرچه بیشتر اتوماتیزه شدن کارخانجات و سپرده شدن کارها به روبات ها و ماشینهای خودکار بطور عمومی بربازار و نیروی کار اثر گذاشته. روبات ها و ماشینهای خودکار جای انسان ِ کارگر را هرروز بیش از روز پیشین گرفته ومیگیرد و در این رهگذر میان داخلی و خارجی فرقی قائل نیست! حضور کار اتوماتیکی روزافزون وسریع وپرسود خواسته ی مطلق صاحبان سرمایه های نجومی ِ جهانی است. اگر راست باشد که آمار بیکاری در جوامع غربی روبه رشد است پس چگونه است که تولید کارخانجات و روانه کردن محصولاتشان به بازارهای مصرف دنیا نقصان نگرفته ؟! کارگر بیکار شده است ،درست است، ولی علّت این بیکاری حضور غریبه ، سیاه افریقایی، عرب مراکشی، ترک ترکیه، و این افراد نیستند، سود جویی و تحوّل روشهای تولیدی وهرچه بیشتر خودکار شدن روشها، که خواسته صد در صد صاحبان سرمایه است سبب اصلی ایجاد موج بیکاری و ویرانی نیرو های کار گر و فرودست جوامع است. بیکاری و فقر نیز عامل رشد جرایم ودیگر فجایع اجتماعی است.
نه مارین لُپِن قادر به مقابله با چنین شرایطی است ونه ویلدرز، ونه شولتز، آنها خود نیز اینرا میدانند، ولی برای بالا رفتن از پله های قدرت و صعود به قلّه هیچ راهکاری موٍّثر تر از کوبیدن بر طبل ِ توخالی ِ حضور خارجیان، هجوم خارجیان، اشغالگران ِخارجی، واین قبیل ادبیّات کهنه و ورافتاده نیست، که متاسفانه در بسیاری موارد ازجمله در همین آمریکا کارساز شد و کثیف ترین نیروهای راست را بر اریکه ی قدرت نشانید. ودر پس آن پوپولیسم که نامی است تازه بر فاشیسم، دارد در دیگر نقاط مغرب زمین چهره های تازه خود را به معرض نمایش میگذارد. عیان ترین این چهره ها در فرانسه Emmanuel Mcron میباشد بند باز ِ ٣۹ساله یی که در کوله بارش سابقه ی بانکداری دارد و برای رُچلید کار میکرده. انگونه به نظر میرسد که وی میتواند در مبارزه با مارین لُپِن برنده ی انخابات باشد و بگیریم که همینطور است، آیا کسی میداند فرق عمده ی این شخص با لُپِن در چیست؟ رای دهنده ی فرانسوی وقتی به پای صندوق رای میرود به کدام دلیل باید میان رای دادن به یکی از این دو مردد و دو دل باشد؟! برنامه های اساسی و راهکار های عملی واجرایی ایندو باهم کدام تفاوت قابل ذکر را دارد؟ نهایت اینکه به خورد مردم داده میشود که مَکرُن ، فردی است بیرون از موج اصلی سیاست پیشه گان ِ فرانسوی، همان صفتی که در آمریکا برای ناخردمندی به نام ترامپ اختراع کردند و به همین شیوه وجوه احساسی وعاطفی رای دهنده را تحریک نمودند ورای ناشی از هیجان وی را به نفع خود بکار گرفتند. مردمی که با تکیه به احساسات رای میدهند معمولا نظری به برنامه ها و راه های اجرایی وتوانایی های نامزد مورد نظر ندارند وپس از انتخاب کردن هم که کار از کار گذشته برای آنکه بار ملامت کمتری بکشند عامدانه تن به بی تفاوتی میدهند. فعلا با سود جویی از چنین وضعی حزب یا جنبش مَکرُن با نام دهان پرکن ِ "درحرکت" - EN MARCHE - یا به پیش! به راه افتاده ولی اینکه تفاوتهای اساسی او لُپِن در کجاست ، پرسشی است که مردم فرانسه پاسخ آنرا بهتر میدانند، هرچند که ترامپ و پوتین لُپِن را ترجیح میدهند وشاید به همین دلیل است که RT و پاره یی دیگر از خبر نگاریهای روسی سعی در القاء این باور دارند که مَکرُن GAY بودن خود را پنهان میکند. پیشینه ی مارین لُپِن روشن تر از آن است که کسی مدعی باشد اورا نمی شناسد و مواضع شدیدا ضد خارجی و نزدیک به شوینسم وی خبر ندارد و وی خود نیز هرگز در پی پنهان کردن زوایای تاریک اندیشه و ذهن خود نه بوده ، ونه هست.
باری ، اینک ما در دوره یی از انفجار و ظهور روز افزون پوپولیسم هستیم، این نیرو با سرعتی روز افزون در پیشروی است و دارد سنگرها و استحکامات مردمی را در همه جا یکی پس از دیگری فتح میکند، ولی یکباره هم اینطور نیست که نیروهای دیگری در کار حرکت وجنبش نبوده و چوب لای چرخهای گردنده ی ماشین ِ راستگرایان نگذارند، اینهم از مزایای روزگار سیبرنتیکی است، دنیا، در هر حال ،کوچک شده واین قانون جهانشمول است. در تعارض ِ با عقاید جهانخورانه و ظالمانه ی نیرو های راست ، نیروهای رو به رشد و جوانی در حال شکوفایی و شکل گیری هستند که مسلح به ایده ها و روشهای عملی مبتنی بر ایجابات جهان امروز ومبتنی برفرهنگ مبارزات ِ عدالتخواهانه ی بشری است. شکل دادن به نیروهای انسانی برای آگاهی دادن به مردم در شهرها ی بزرگ وکوچک و آشنا ساختن مردم با نحوه ی کارکرد ماشین قدرت و اقتصاد و به نمایش گذاشتن نقایص ساخته و پرداخته ی حکومتها برای تحمیق مردم از جمله فعّالیت هایی است که در همه جا جریان دارد و نخواهد گذارد که این موج بی رحم ومخرّب جامعه بشری را بار دیگر به ورطه ی هولناک یک جنگ بنیان کن دیگر که میتواند پایان بشریت باشد بکشاند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست