یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یک عاشقانه ی بارانی


خسرو باقرپور


• عشق ناخوانده ترین ترانه ی هستی ست
و هیچ پرنده ای دو بار،
یک ترانه نمی خواند.
فصول، خسته می گذرند؛
پرنده می خواند؛ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۶ بهمن ۱٣۹۵ -  ۱۴ فوريه ۲۰۱۷


 
 

عشق ناخوانده ترین ترانه ی هستی ست
و هیچ پرنده ای دو بار،
یک ترانه نمی خواند.
فصول، خسته می گذرند؛
پرنده می خواند؛
کلیدِ سُلِ هر ترانه ای با اوست
درِ دنیا را می گشاید:
به گاهِ پیشبازِ بامداد
و دروازه ی غوغا را می بندد:
هنگامِ بدرقه ی غروب.

شاعران امّا شباهنگ اند!
بی هیچ انتظاری می خوانند:
ترانه ی روشن را
در بُهتِ بامدادان
یا غربتِ غروب.
و کلامِ ناگفته شان
قطره قطره؛
شعر می شود
و شب را در واژگانِ ناتمام
کامل می کند.

پنبه های خیسِ ابر؛
گونه ی ارغوانی ی آسمان را پاک می کند
زمینِ زیرِ پای تو؛
گرچه آرام است،
امّا باد! (این روحِ حاضِرِ هستی،)
با اشگ هایِ ابر؛
میانِ گیسوی تاریکِ وحشی ی تو
بی قرار می چرخد
و گیسویت؛
نمناکِ شعرِ روشنِ من است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست