یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شرم تان باد زین همه بیداد


یداله بلدی


• ملیونها نفر از مردم میهن مان بر صفحه تلویزیون یا شبکه های مجازی، مرد ۷۰ ساله شرافتمندی را مشاهده کردند که چگونه با جود ناتوانی و بیماری و دندان درد، کوله بار ۱۲۰ کیلویی را بر دوش میکشید. این انسان شریف که سالها پیش باید بازنشسته میشد اکنون با تنی رنجور باید بار بیعدالتی و تبعیض را نیز بر دوش بکشد، درآمد یکسال این پیرمرد دردمند با تمام رنج و مشقت از درآمد یک روز آقازاده ها کمتر است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۵ بهمن ۱٣۹۵ -  ٣ فوريه ۲۰۱۷



ساکنین خانه کوچک و محقر کاک عزیز در روستای (بیوران سر) در بین مرز عراق و شهرستان سردشت امروز خود را برای بازگشت کاک عزیز آماده میکنند کاک عزیز که به کولبری اشتغال دارد چند روز یکبار پس از تحویل کوله بار خود به میان خانواده باز میگردد، بازگشت کاک عزیز به خانه شادمانی را برای خانواده به ارمغان میاورد، و پس از یک روز استراحت دوباره با کوله بار سنگین خود راهی کوهستانهای صعب العبور میشود، گلباخ همسرش خانه را جارو کرده و غذا را آماده کرده است، کاک عزیز تنها نان آورِ خانواده هشت نفری است که شامل پدر و مادر، و چهار فرزند است که پسر بزرگش به بیماری صرع مبتلاست و بخش زیادی از درآمد پدرش صرف درمان او میشود، بچه ها شادمانه چشم براه بازگشت پدر هستند که شاید سوغاتی هم برای آنان آورده باشد، اما پدر و مادر همیشه نگران بازگشت فرزندشان هستند، نزدیک ظهر در خانه به صدا در میاید، گلباخ شادمان و پابرهنه در را میگشاید، اما بجای چهره خسته و مهربان کاک عزیز جمعیت ماتم زده و گریانی را میبیند که جنازه عزیز را برروی اسب در بر گرفته اند. گلباخ فریاد زنان موی خود را میکَنَد و صورتش را با ناخن میخراشد، بچه ها وحشت زده به مادربزرگ ماتم زده پناه میبرند و پدربزرگ بدیوار تکیه میدهد و با بغض و گریه میگوید پشتم شکست تنها نان آورم از دستم رفت، بانگ شیون گلباخ محله را دربرگرفته، امادیرگاهیست شیون با زندگی مردم کردستان عجین شده است.
هنوز مردم داغ آتش نشانان فداکار ساختمان پلاسکو را بر دل داشتند، که مرگ دلخراش ۶ کولبر در کوهستانهای یخزده کردستان بر اندوه آنان افزود. این خبر نیز مانند مرگ آتش نشانان بازتاب گسترده ای در شبکه های مجازی داشت و ملیونها نفر از درد و رنج هموطنان کرد خود آگاه شدند. مرگ کولبران خبر تازه ای نیست، در این سالها که کولبری به یکی از راههای تأمین معیشت در کردستان تبدیل شده است، بارها کولبران زحمتکش قربانی بیعدالتی شده اند. چنانکه هر ماه چندین کولبر به علل گوناگون مانند تیراندازی پاسداران، انفجار مین های بجا مانده از جنگ جمهوری اسلامی و حکومت عراق، انجماد بر اثر سرمای فوق العاده و یا سقوط از کوه، کشته شده اند. افزون بر مرگ تاثربار کولبران، این زحمتکشان با مشکلات دیگری مانند یخ زدگی اندامها، شکستگی دست و پا بر اثر سقوط از کوه، دستگیری، زندانی شدن و شلاق خوردن مواجه اند، همچنین گاهی به پرداخت جریمه محکوم میشوند و یا باید رشوه بپردازند و یا با ضرب و شتم و توهین، کالاهای آنانرا مصادره میکنند.
فاجعه کشتار کولبران در گزارش سالانه احمد شهید به سازمان ملل در مورد نقص حقوق بشر در ایران نیز منتشر شده است.
کردستان از دیر باز از توسعه نیافتگی رنج میبرد، عدم وجود کارخانه ها و سرمایه گذاری ها و به علت موانعی که برای استخدام جوانان و فارغ التحصیلان کرد وجود دارد، آمار بیکاری بسیار زیاد است، چنانکه استاندار کردستان در سال ۹۴ اعلام کرد که آمار بیکاری در این استان ۲٨ درصد است که پس از بلوچستان محروم و فقر زده، بالاترین میزان بیکاری در ایران را دارد.
جوانان کردستان که هیچگونه چشم انداز روشن و امیدوارکننده ای برای آینده خود نمی بینند، ناچار برای کاریابی به تهران و دیگر شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند و آمار پناهندگان کرد به کشورهای اروپایی بیش از سایر نقاط ایران است. یکی از رهبران آیین یارسان در کرمانشاه به عنوان اعتراض به مقامات استان اعلام کرده است که پسران ما از بیکاری کشور را ترک کرده اند و دختران در خانه مانده اند اگر برای بیکاری جوانان چاره ای نیاندیشید اکثر جوانان ما کشور را ترک خواهند کرد، در موج بزرگی از پناهندگان که سال گذشته به اروپا رسیدند عده کثیری از آنان از پیروان آیین یارسان بودند.
بدون اغراق میتوان ادعا کرد که بیش از نیمی از کارگران ساختمانی در تهران و شهرهای بزرگ را جوانان و میانسالان کرد تشکیل میدهند که از فرط بیکاری در کردستان باین کار روی آورده اند.
یکی از پیامدهای بیکاری در کردستان، روی آوردن به حرفه سخت و خطرناک کولبری است که بیشتر کولبران ساکنین شهرها و روستاهای مرزی هستند و به مبادله کالا بین ایران و اقلیم کردستان میپردازند. پس از ایجاد دولت اقلیم کردستان و رونق اقتصاد کاذب و شکننده آن، مبادلات مرزی افزایش یافت و گروههای زیادی راه کوههای صعب العبور و خطرناک را در پیش گرفتند.
کولبران با کوله بارهایی بین ۵۰ تا۱۰۰ کیلو باید ساعتها و گاهی روزها راههای توانفرسا را طی کنند تا بتوانند با دستمزدی ناچیز به میان خانواده نگران و چشم براه خود بازگردند. بعضی از کولبران از اسب و قاطر برای حمل بار استفاده میکنند و برای تقویت و بالابردن تحمل این حیوانات ودکا را با آب مخلوط میکنند تا این حیوانات با نوشیدن آن بتوانند سرما و راه طولانی را تحمل کنند، بهمن قبادی کارگردان فیلم "زمانی برای مستی اسبها" این صحنه را به خوبی به تصویر کشیده است.
یکی از کولبران در مصاحبه ای گفت که من این اسبم را مانند فرزندانم دوست میدارم زیرا تنها سرمایه زندگی من و خانواده ام همین اسب است، در حالیکه هزینه خرید روزانه فقط هندوانه برای اسبهای خانواده رفسنجانی صدها هزار تومان است.
یکی از اعمال زشت و غیر انسانی پاسداران، کشتار اسبهای کولبران است که با تمسخر و خنده به اسبها شلیک میکنند و افزون بر کشتن یک حیوان، سرمایه خانواده ای را نیز برباد میدهند.
سن کولبران بین ۱۲تا۷۰ سال است و در بین آنان، زنان نیز بچشم میخورند، و از نظر میزان سواد و تحصیل نیز از بیسواد تا مهندس و فوق لیسانس در میان آنان دیده میشود. با تمامی این مشکلات، کولبران در تلاشند تا با تحمل این همه بیداد حداقل هزینه های زندگی خود و خانواده را تأمین کنند، رنج، نگرانی و اضطراب و انتظار خانواده ها کمتر از رنج و مشقت کولبران نیست. هر بار که کولبران به سفر میروند، خانواده ها تا بازگشت آنان در اضطراب هستند زیرا سالهاست که شاهد کشته شدن و یا زندانی شدن و معلول شدن کولبران بوده اند.
ملیونها نفر از مردم میهن مان بر صفحه تلویزیون یا شبکه های مجازی، مرد۷۰ ساله شرافتمندی را مشاهده کردند که چگونه با جود ناتوانی و بیماری و دندان درد، کوله بار ۱۲۰ کیلویی را بر دوش میکشید. این انسان شریف که سالها پیش باید بازنشسته میشد و از مزایای آن استفاده میکرد اکنون با تنی رنجور باید بار بیعدالتی و تبعیض را نیز بر دوش بکشد، درآمد یکسال این پیرمرد دردمند با تمام رنج و مشقت از درآمد یک روز آقازاده ها کمتر است.
چه کسی پاسخکوی این همه بیداد و شقاوت و تبعیض است، آقای رحیمی استاندار سابق کردستان که در زمان احمدی نژاد معاون رئیس جمهور شد با مباهات اعلام کرده بود که من اسلحه را از جوانان کرد گرفتم و مواد مخدر را بدستشان دادم که خود بجرم دزدی و اختلاس زندانی شد، بدیهی است از مسئولانی که بدون ذره ای شرم در شهر کارتن خوابها و گور خوابها در کاخ های خود با وجدان آسوده آرمیده اند و در بزرگترین و مقدس ترین شهر مذهبی شان مشهد یعنی ام القرای اسلام یک ملیون زاغه نشین وجود دارد که در فقر و فلاکت و اعتیاد غوطه ورند و بحال خویش رها شده اند، چگونه میتوان توقع داشت که از مردم کردستان شرم کنند و برای رفع بیکاری در کردستان و بهبود شرایط کولبران و زحمتکشان کرد تلاش کنند. اما آنچه در حادثه فرو ریزی بهمن در سردشت که منجر به مرگ چند کولبر گردید، وجود داشت همیاری و امدادرسانی سه هزارنفر از اهالی سردشت بود که در سرمای سخت در حالیکه تا کمر در برف فرو رفته بودند و احتمال فروریزی بهمن نیز وجود داشت با تلاش و کوشش چند نفر را از زیر بهمن بیرون آوردند و آنها را از مرگ حتمی نجات دادند، همچنین گروههایی نیز برای جمع آوری کمکهای مالی به قربانیان تشکیل شده است. در زمانی که مسئولان از یاری رسانی در شرایط دشوار به مردم دریغ می ورزند، تنها خود مردم هستند که با تشکیل نهادهای مردمی، به یاری یکدیگر بر می خیزند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست