یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

دولت ترامپ و اعتراضات اجتماعی در آمریکا


عظیم هاشمی


• با توجه به موقعیتی که توده ها و خصوصا کارگران درآن قرار دارند، احتمال اینکه در آینده شاهد تقابل و اعتراضات اجتماعی گسترده‌ تر با دولت میلیتاریستی - میلیادری ترامپ باشیم وجود دارد. چنین رویارویی علاوه بر اینکه دولت و مجموعه سرمایه داری درون آمریکا را در وضعیتی قرار خواهد داد تا نتوانند فشارها و تضییقات خود در داخل را ادامه بدهند، در اجرای سیاستهای تهاجمی آنها درسطح جهانی نیز می‌تواند موانعی عمده ایجادکند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۹ دی ۱٣۹۵ -  ۱٨ ژانويه ۲۰۱۷


 کابینه میلیتاریستی - میلیادری ترامپ از روز جمعه ۲۰ ژانویه عهده دار قدر ت در ایالات متحده آمریکا مهمترین قطب سرمایه داری جهان شده است. سهم این کشور در گردش سرمایه اگرچه کمتر از گذشته گردیده است اما ایالات متحده آمریکا هنوز هم اولین قدرت در سطح جهان می‌باشد. باتوجه به ایجاد شرکتهای فرعی توسط سرمایه داران آمریکایی در اقصی نقاط جهان، گستره نفوذ،قدرت و میزان گردش سرمایه ی آن‌ها بسیار فراتر از آن چیزی است که در ظاهر امر دیده می شود. علاوه بر این، برتری نظامی آمریکا و حضور نیروهای نظامی آن در تمامی کره زمین و ایجاد و در اختیار داشتن بیش از ۱۷۰ پایگاه نظامی در سطح جهان خود نمودی است از بالگستری چنین نیروی نظامی. تأثیر چنین توان اقتصادی و نظامی بر سرمایه داری درسطح جهان به نحوی است که اغلب برنامه ریزیها وعملکردهای دولتهای مختلف با توجه به چنین قدرت فائقه ای امکان‌پذیر می گردد. توان و ظرفیت چنین قدرتی موجب گردیده است تا راه برون رفت از مشکلات، تخاصمات و نارساییهای درون بورژوایی مانند موضوع فلسطین، تحریمها علیه جوامع مختلف، مشکلات زیست محیطی، نوع رابطه با دولتهای مستبد سرمایه داری و... بدون حضور و در نظر داشت خواست های آمریکا، ناکارآمد گردد. سرمایه داری جهانی اگر چه این بالگستری نظامی را به مثابه تضمینی برای خود تلقی می کند اما مهمتر از آن، تضمین کنندگی و امنیت بخشی این نیروی نظامی برای یکی از مهمترین ارگانهای سرکوب طبقاتی در سطح جهان یعنی خود دولت آمریکاست.

در شرایط فعلی دولت آمریکا با حدود ۲۰ هزار میلیارد دلار بدهی، یکی از بزرگترین دولتهای بدهکار در سطح جهان می‌باشد و آنچه تا به حال مانع شده تا به یک ورشکستی که بر سر آن سایه انداخته است منجر نشود، همین تکیه گاه نظامی می‌باشد.
کمکهای مختلف رقبایی مانند چین برای حل بحرانهای مختلف آمریکا که نمونه ی بارز آن در سال های ۲۰۰٨-۲۰۰۹، در سطح گسترده ای دیده شد هر چند گویای در هم تنیدگی سرمایه داری می‌باشد اما نمی‌توان عامل مهمی مانند کوششی عملی در جهت بازدارندگی اقدام نظامی از جانب آمریکا را نادیده گرفت. هر چند بحران ۲۰۰٨ و اعتراضات و عصیانگری مردم موجب شد تا اوباما بر سر کار آید ولی دولت وی، به هر دلیلی اگر نمی‌توانست گا مهایی در جهت رفع بحران به نفع سرمایه داری بردارد هیچ بعید نبود که از جانب انحصارات سرمایه داری در آمریکا، گزینه جنگ به عنوان راه برون رفت از بحران در دستور کار قرار گیرد. موقعیت داخلی، اوضاع جهانی و سیاستهای دولتهای مختلف هر چند موجب گردید تا جنگی رخ ندهد اما این به معنای برون رفت سرمایه داری آمریکا از بحران نمی باشد. می توان گفت یک جابجایی بحران صورت گرفته است به این صورت که بحران از مجموعه موسسات مالی و کارخانه های تولیدی به دولت انتقال یافته است. در یک چنین انتقالی سرمایه دارانی توانستند با کمکهای دولت و در‌واقع از قٍبَلٍ فشار و تهیدستی بیشتر مردم بر سر پا بایستند و با بلعیدن برخی رقبا و ضعیفترها سرمایه های گذشته خودرا بطور فزاینده ای افزایش دهند. البته پیامد هر ورشکستگی و اغلب ادغامها بیکار شدن و اخراجهای دست جمعی کارگران می‌باشد که در برهه های مختلف شاهد آن بوده‌ایم.

علیرغم آمارهایی که در مورد کاهش بیکاری ورشد اقتصادی مطرح می‌شود وبا توجه به اینکه آمارها در مورد کار کردن افراد بر مبنایی قرار گرفته -چنین مبنایی تنها مختص به آمریکا هم نیست- که اگر افراد چند ساعت در هفته هم کار کنند از لیست بیکاران حذف می‌گردند این پرسش مطرح می شود که آیا مجموع ساعات کاری کل فرایند تولید در آمریکا رو به افزایش نهاده است؟ حتی اگر افزایشی صورت گرفته، این پرسش بازهم مطرح می‌شود که چه تأثیری بر تقاضای کالاهای مختلف داشته است؟ هر چند خود این پرسش بازهم موضوع دیگری را پیش می‌کشاند مبنی بر اینکه اگر درخواستهایی افزون بر گذشته صورت گرفته باشد پایه آن بر چه چیزی استوار گردیده است؛ بر کارت های اعتباری یعنی فروش نیروی کار در آینده و یا، پایه آن بر اساس فروش نیروی کار فعلی استوار است؟ حتی بانادیده گرفتن چنین پرسشهایی و خوشبینی نسبت به همین آمارهایی که کارشناسان اقتصاد بورژوایی مطرح می‌کنند چشم اندازخوبی برای ادامه چنین روندی نه تنها وجود ندارد بلکه نمی‌توان فرارسیدن هر چه سریع بحرانی فزاینده تر از قبل را نادیده گرفت. یکی از فاکتورهای توافقات صورت گرفته با ترامپ و تر کیب کابینه پیشنهادی او چه بسا همین وضعیتی باشدکه سرمایه داری آمریکا به آن دچار شده است. باتوجه به اینکه دولت آمریکا در زمان اوباما بر اساس قرض و چاپ اسکناس - پیامد آن چیزی به جز فشارهای مختلف بر دستمزد بگیران نمی‌توانست باشد- مقدار بدهی ها را به دوبرابر قبل از خود رسانیده است و لی تأثیر کارآمدی از آن به دست نیامد حال با توجه به اینکه ترامپ تصمیم بر این گرفته است حتی برنامه مالیاتهایی که اوباما برای سرمایه داران در نظر گرفته بود را باطل نماید باید منتظر این بود که میزان بدهی های دولت بسیار بالاتر از سطح فعلی صعود کند. البته ممکن است با کم کردن از هزینه های بیمه ها وخدمات اجتماعی و یا بالا بردن مالیات کارگران و دستمزد بگیران آن را جبران کند اما اتخاذ چنین سیاستی توسط دولتی که از کمترین پایگاه در میان مردم بر خوردار می باشد بعید است با عکس العملهای چالش برانگیزی از جانب توده ها روبرو نگردد.

تاکنون دولتهای مختلف سعی می کردند در ظاهر چنین جلوه گر شوند که سیاستمدارانی هستند مستقل که برای هماهنگی بین طبقات و تعادل بخشیدن و جلوگیری از به همریختگی کل جامعه ضروری می‌باشند و بر فراز طبقات به کار مشغولند بدون اینکه ارگان سیادت یک طبقه بر طبقه ی دیگر باشند، با انتخاب ترامپ برای هدایت دولت و ترکیب نظامی – کاپیتالیستی کابینه او می‌توان گفت سرمایه داری در آمریکا برای برون رفت از معضلاتی که با آن روبرو شده است آن ظواهر گذشته را به کناری نهاده است و بطور مستقیم خود راسا عهده دار ارگان سیادت طبقاتی خویش شده است.
هر چند ممکن است تمامی وزراء پیشنهادی ترامپ مورد توافق نمایندگان کنگره آمریکا نباشد اما حتی در صورت عدم توافق بر سر برخی از آن‌ها، گزینه های دیگر وی نیز نمی‌تواند متفاوت باشد از کسانی که اکنون برای کابینه میلیتاریستی - میلیادری خود در نظر گرفته است . این درست است که سیاستهای دولتها بر این پایه استوار گردیده که بنا به موقعیتی که جامعه در آن قرار دارد به بهترین نحو حافظ نظم موجود باشند اما راهکارهای مختلفی که هر کدام پیش روی خود قرار داده‌اند را نمی‌توان نادیده گرفت. بر همین اساس سیاستهایی مورد نظر ترامپ با سیاستهای دولت اوباما متفاوت خواهد بود. اینکه ترامپ در سر چه می پروراند، اینکه او غیر قابل پیش بینی است وامثالهم موضوعاتی است که برخی کارشناسان بورژوایی به آن دامن می‌زنند اما مهمترین عاملی که می‌تواند مانع و یا تسریع کننده برنامه های هر دولتی و از جمله دولت ترامپ باشد کنش و واکنشهایی است که از جانب توده ها صورت می‌گیرد. اخبار وگزارشات مختلف خصوصا پس از انتخابات حاکی از واکنشها وتحرکات بیشتر در میان اقشار مختلف جامعه بوده است و در آستانه ی ورود او به کاخ سفید یک استقبال مبارزاتی تدارک دیده شده است. با توجه به موقعیتی که توده ها و خصوصا کارگران در آن قرار دارند و نیز با در نظر گرفتن آن اقدامهایی که وزرای وی می‌خواهند در پیش گیرند، امکان اینکه در آینده شاهد تقابل و اعتراضات اجتماعی گسترده‌ تر با دولت وی باشیم وجود دارد. چنین رویارویی علاوه بر اینکه دولت و مجموعه سرمایه داری درون آمریکا را در وضعیتی قرار خواهد داد تا نتوانند فشارها و تضییقات خود در داخل را ادامه بدهند در اجرای سیاستهای تهاجمی آن‌ها در سطح جهانی نیز می‌تواند موانعی عمده ایجاد نماید. با توجه به درهم تنیدگی سرمایه داری و ضروریات متقابل سرمایه داری جهانی که این درهم تنیدگی برای آن‌ها ایجاد نموده است، عملکردهایی مانند بالا بردن تعرفه گمرکی بر کالاهای وارداتی، جریمه نمودن شرکتهایی که در خارج از آمریکا سرمایه‌گذاری می کنند، تقابل با رقبا و امتیاز خواهی بیشتر از آنها، عدم پایبندی به قرار دادهای منعقد شده توسط دولتهای پیشین و... حتی اگر در دستور کاردولت گنجانده شود و بر پیشبرد آن‌ها تأکید و اصرار گردد خود معضلی خواهد شد که قبل از هر چیز و بیش از همه گریبان سرمایه داران درون آمریکا را خواهد گرفت و موجب اعتراضات اجتماعی بیشتر بر علیه دولتی خواهد گردید که اکنون حتی مشروعیت آن مورد سوال قرار گرفته است.
اگر چه اتخاذ چنین سیاستهایی بسیار بعیداست و لی در صورت عملی شدن می‌تواند تولید سرمایه داری در دیگر مناطق را دچار مشکلاتی نماید اما با در نظر گرفتن این واقعیت که بخش قابل توجه و اصلی چرخهای اقتصاد سرمایه داری درون آمریکا وابسته به بسیاری از کالاها و از همه مهمتر مواد خام دیگر کشورها است و با توجه به حجم اقتصاد آمریکا، ابعاد چنین معضلی برای سرمایه داری درون آمریکا چنان خواهد بود که می‌تواند موجب مخالفت در میان بخشهایی از سرمایه داران نیز گردد چرا که حاصلی به جز بحران و ورشکستی بیشتر به بار نخواهد آورد؛ بحران و ورشکستگی که موجب بیکاری گسترده خواهد شد. گسترده شدن بیکاری می‌تواند خود محرکی گردد از یک سو برای اعتراضات گسترده‌تر توده ها و از جانب دیگر برای رقبای مختلفی که اکنون فقط از سرضرورت تقابل با اعتراضات توده ها در مراسم ورود او به کاخ سفید شرکت می‌کنند. و از جانب دیگر جبهه رقیبان گسترده ترگردد و افرادی مانند آن ٨۰ نماینده ای که نه تنها روی خوشی به او نشان نداده‌اند بلکه با زیر سوال بردن مشروعیت قانونی ترامپ،خود را در جبهه مخالفان قرار داده اند در موقعیتی محکمتر از اکنون قرار گیرند.
طرح ایده ی نگاه به داخل و چرخیدن بر محور «اول آمریکا»! و یا تبلیغات بر علیه کارگران آمریکای لاتین توسط سرمایه دارانی چون ترامپ را می‌توان انحراف افکار عمومی از وضعیتی که جامعه به آن دچار شده است تلقی نمود. چنین افرادی که همواره راست ترین سیاستهای ممکن را در دستور کاری خویش گنجانده اند مهمترین اولویتشان تهاجم هر چه گسترده‌تر به طبقه کارگر و توده های استثمار شده از هر رنگ ونژاد و دین و مسلکی می‌باشد موضوعی که می‌توان گفت به زودی خود را چنان آشکار خواهد نمود که آن دسته از کارگران سفید پوستی هم که در تعرفه های رأی اسم اورا نوشته‌اند از کار خود پشیمان گردند و حتی مقابل او صف آرایی کنند.
چنین جریانات راستی به موازات تشدید فشارها در داخل جامعه، اگر فرصت پیدا کننده بازهم الهه جنگ را از از ویترین بیرون خواهند آورد و از هر نوع تهاجمی به دیگر مناطق -حتی در ابعاد وسیع وفاجعه بار -نیز خودداری نخواهندکرد. مهمترین خنثاگرچنین تهاجمی و سیاستهای جنگ افروزانه آنها توده های مردم درون آمریکا می‌باشند، تحرکات دوماهه اخیر توده ها ترسیمگر چشم اندازی در افق مبارزات اجتماعی و شروع فاز نوینی در این مبارزات می‌باشد. بدون شک چنین مبارزاتی می‌تواند تأثیر بسیار شگرفی بر مبارزات اجتماعی در سایر جوامع نیز بگذارد و البته باید گفت عدم کنش و تسلیم طلبی در برابر این دولت، موجب تقویت نیروهای مختلف راسیستی در سطح جهان خواهد شد. نیروهایی که با توجه به گستردگی ابعاد آن از اروپا تا ترکیه و ایران و روسیه می‌توانند دنیا را به بربریتی محض بکشانند.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست