یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی، پرچمداران مارکسیسم زنده؟!


فرهاد بارانی


• نسخه اقای خراسانی پاسخ این پرسش است: «اگر مارکسیسم بخواهد هنوز هم نقشی در سیاست و جامعه گردانی گیتی داشته باشد، باید خود را از این دام کارگری رها سازد». وقتی مارکسیست ها بر اساس نسخه آقای خراسانی خود را از «این دام کارگری» رها کردند باید به «مارکسیسیم زنده» روی آورند که «نه درپی مبارزه مسلحانه باشد و نه انقلاب» ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۴ دی ۱٣۹۵ -  ٣ ژانويه ۲۰۱۷


مقاله ای به قلم آقای حکیمی در نقد نامه آقای فرهادی و مقاله ای به قلم آقای فرزاد در نقد مقاله آقای حکیمی در اخبار روز منتشر می شود و بعد آقای بهرام خراسانی در مطلبی در اخبار روز، پس از اتهام ها و دشنام های مبسوط به آقای حسن مرتصوی و چند تن دیگر، که با این مقاله ها و نامه و موضوع های بحث هیچ ارتباطی ندارند، با ارائه تعریفی عجیب از مارکسیسم می کوشد تا مارکسیسم را به سود سرمایه داری رانتی جمهوری اسلامی مصادره کند.
آقای خراسانی می نویسد « کتاب مزد، بها، سود مارکس با برگردان احمد قاسمی یا شاید محمد عباسی (یا کسی با چنین نامی) اگر اشتباه نکنم از انتشارات حزب توده ایران را نزدیک به ۵۰ سال پیش خوانده ام.»
نتیجه این مطالعات گسترده و به روز و حاصل این آگاهی عمیق این حکم مشعع و درخشان است که «از نگاه من، گوهر اندیشه‌های مارکس هنوز هم همان مارکسیسم است».
این حکم مشت محکمی است بر دهان آن ها که می گویند «گوهر اندیشه مارکس» »هنوز همان مارکسیسم» نیست بلکه فاشیزم یا راسیسم یا کوبیسم یا رماتیسم، یا هر ایسم دیگری است «از کرامات شیخ ما این است/ شیره را خورد و گفت شیرین است»

کارگران در شبکه مجازی
اقای خراسانی در همان اول کار تکلیف خواننده را روشن می کند «من به آنتاگونیسم کار و سرمایه باور ندارم و سامانه سرمایه داری را یک پلیدی ناب دانم» .(اگر آقای خراسانی به معنای «سامانه» در کتاب لغت عنایت می کرد آن را در این ترکیب به کار نمی برد. اما این مهم نیست همان گونه که «تیمارداران» در ترکیب «تیمارداران کنونی مارکسیسم»)
و ادامه می دهد : «من دودل نیستم .... که بخشهای پیشرو طبقه کارگر ایران هم با حقوق خود آشنا هستند، هم کامپیوتر دارند و هم بسیاری از آنها عضو یک شبکه اجتماعی مجازی هستند.» و «دو دل نیستم که... امروز فقر در ایران وجود دارد، اما ایران کشور فقر زده‌ای نیست و جز در بخشهایی از استانهای دوردست»
این حکم که «بخشهای پیشرو طبقه کارگر ایران ..هم کامپیوتر دارند و هم بسیاری از آنها عضو یک شبکه اجتماعی مجازی هستند» تنها می تواند نتیجه چند پژوهش میدانی معتبر در عرصه های اجتماعی و اقتصادی باشد اما بدون دلیل و سند و استدلال، درست یا نادرست ، نوشته شده شده است . مهم نیست. مهم این که آقای خراسانی «دو دل» نیست.
مضحک بودن حکم بعدی در باره «فقر زده» نبودن ایران را حتی با رجوع به امارهای دولتی در باره درصد بالای کسانی که زیر خط فقر زندگی می کنند، می توان دید.

پرچمداران تازه مارکسیسم
حالا که به یمن برکت جمهوری اسلامی « بخشهای پیشرو طبقه کارگر هم «کامپیوتر دارند» و هم «عضو شبکه های مجازی» هستند و «کار و سرمایه» تضادی ندارند مارکسیست ها چه باید بکنند ؟
نسخه اقای خراسانی پاسخ این پرسش است:
«اگر مارکسیسم بخواهد هنوز هم نقشی در سیاست و جامعه گردانی گیتی داشته باشد، باید خود را از این دام کارگری رها سازد» .
وقتی مارکسیست ها بر اساس نسخه آقای خراسانی خود را از «این دام کارگری» رها کردند باید به «مارکسیسیم زنده» روی آورند که «نه درپی مبارزه مسلحانه باشد و نه انقلاب»
«دو دل نیستم ... که چنین مارکسیسمی (مارکسیسیم زنده) وجود دارد. آقای اصغر فرهادی و سدها هزار نفر هنرمند پایبند به منافع ملی و شهروندی ایرانیان، نمودی امروزین از گوهر چنین مارکسیسمی هستند که نه در تله قشرهای پایین جامعه کارگری، که در سراسر جامعه گسترده است»
آقای خراسانی هشدار می دهد «این بدان معنا نیست که آقای فرهادی یا ترانه علیدوستی مارکسیست هستند. ... اما متدولوژی مارکسیستی باید نیروی خود را در این بخش از مردم و حتی در بخشهایی از کسانی که نزدیک حاکمیت هستند ببیند نه در فلان کارگر یک کارگاه کوچک فلان نقطه دوردست».
و «دو دول نیستم که ... مارکسیسم زنده یعنی اینکه با همین نیروهای مدرن و بخش تکنوکرات کارخانه ها پیوندی آشکار روزمره داشته باشیم نه با واپس مانده ترین گروه های کارگری»
(واژه های «دام» و«تله» در باره «کارگران» و «قشرهای پائین کارگری» تبختر لایه نوکیسه رانتی را به یادتان نمی آورد؟)
نسخه تکمیل و حرف اصلی زده شد. از نظر آقای خراسانی مارکسیست ها باید خود را از «دام کارگری» و از «تله قشرهای پایین جامعه کارگری» رها و به نیروهای زیر تکیه کنند:
ــ «آقای اصغر فرهادی و خانم ترانه علیدوستی و سدها هزار نفر هنرمند» (حالا «صدهاهزار نفر هنرمند» را از کجا گیر بیاوریم ؟ شاید بتوان از کشورهای همجوار وارد کرد)
ــ کسانی که «به منافع ملی» پایبند هستند (منافع ملی از کدام نگاه؟ به مثل از نگاه سردار عارف آقای سلیمانی و مدافعان حرم یا از نگاه اصلاح طلبان یا ..؟)
ــ «بخشهایی از کسانی که نزدیک حاکمیت هستند» (لابد از هر دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا)
ـ «نیروهای مدرن و بخش تکنوکرات کارخانه ها»
اگر لحظه ای این ترکیب را مجسم کنید چه می بینید؟

زنده باد سرمایه داری رانتی
به گفته آقای خراسانی «اکنون دیگر هستی مارکسیسم با هستی انقلاب کارگری و رنج و رنجبری گره نخورده است... باید از همه مردم جهان خواست که برای گسترش آشتی در سراسر جهان، و دستیابی به آزادی و حقوق شهروندی در هر کشور همداستان شوند».
«گسترش آشتی» آقای خراسانی مبهم است اما اگر صلح مراد باشد این و «آزادی و حقوق شهروندی»در ایران می توانند از خواست هایی عمومی باشند اما نه فقط مارکسیست ها ، که همه چپ ها حتی سوسیال دموکرات ها، خواست هائی دیگری هم دارند از جمله عدالت اجتماعی، نفی استثمار و... آقای خراسانی با محدود کردن «مارکسیبسیم زنده» به «گسترش آشتی و دستیابی به آزادی و حقوق شهروندی» می خواهد مارکسیسیم را به سود سرمایه داری، آن هم سرمایه داری رانتی جمهوری اسلامی، مصادره کند البته به شرط «گسترش آشتی» و «آزادی و حقوق شهروندی» که لابد اولی با برجام و دومی با منشور حقوق شهروندی روحانی تحقق می یابد.
مهم این است که مارکسیست های ایران خود را از «این دام کارگری» رها کرده و به «مارکسیسیم زنده» آقای خراسانی روی آورند که «نه درپی مبارزه مسلحانه باشد و نه انقلاب». وضع موجود، استبداد سرمایه داری رانتی جمهوری اسلامی را بپذیرند و فقط خواهان اصلاحاتی در زمینه «آشتی و آزادی و حقوق شهروندی» باشند. سایه سنگین دست معرکه گردان اصلاحات طلبان محکومتی را در پشت پرده نمی بینید؟
نسخه آقای خراسانی را دیگران صریح تر و مستدل تر و بدون توسل به مارکسیسم ارائه کرده اند. من فقط مانده ام که «سدهاهزار نفر هنرمند» را از کدام کشور وارد کنیم.

پرونده اطلاعاتی دستفروش دوره گرد
نوشته آقای خراسانی در اخبار رروز وجه دیگری هم دارد اتهام علیه افراد بدون دلیل و سند.
آقای خراسانی آقای محسن حکیمی را «یک دستفروش دوره گرد» می خواند که «کار مزدوری را پیشخوان دکان زیر پله خود» کرده و رفتاری «آماتورگونه» دارد. هیج استدلال و دلیل درست یا غلطی برای این اتهام ها ذکر نمی شود .
او در افشای فعالیت های سیاسی آقای حکیمی می نویسد «سقز پایگاه طبقاتی و مبارزاتی آقای حکیمی و کسانی چون ایشان در چند گروه سیاسی کارگری است» و این ها «در...اعتصابی کوچک در کارگاهی کوچک، و یا یک مجلس یادبود برای وابستگان این یا آن زندانی سیاسی پیشین یا کشته شده در کشتار سیاه زندانیان سیاسی سال ۱٣۶۷، نمایان میشوند» و «ردپای او و کسانی مانند او را در کنشهای طبقه کارگر در هیچ صنعت بزرگی ندیده ام»
من چون آقای خراسانی به اطلاعات ویژه و پرونده فعالیت های سیاسی افراد دسترسی ندارم، افشاء فعالیت های سیاسی مخالفان را در جمهوری اسلامی کاری نادرست می دانم، از آقای خراسانی نمی پرسم شما که فعالیت های آقای حکیمی را به «دکان زیر پله دستفروش دوره گرد» تشبیه می کنید، خود چه می کنید؟ اما می پرسم افشای این گونه پرونده ها کمک به چه کس و نهادی است؟
اتهام آقای حکیمی از نظر آقای خراسانی این است که او در نقد نامه آقای فرهادی نوشته «علت گورخوابی را باید در این نظم انسان سوز جست، نظمی که در آن اکثریت مطلق جامعه مجبورند نیروی کار خود را به ثمن بخس بفروشند تا در ازای یک زندگیِ بخور و نمیر برای اقلیتی بس ناچیز ثروت بیکران تولید کنند".
به نظر آقای خراسانی «این سخنان تا اینجا، البته همان تکرار آخوند مآبانه جنبش علیه کار مزدی است». این فتوا نیز بدون هیچ دلیل و استدلال درست یا غلطی تقریر شده است.

مترجم مارکسیسزم آزمایشگاهی
در باره آقای حسن مرتضوی، مترجم کاپیتال و گروندریسه مارکس و زندانی سیاسی سابق، می نویسد «مترجم مارکسیسم آزمایشگاهی (یا همان آماتورها در ترجمه ایشان از مارکس)» و «کسانی چون آقای مرتضوی و گروه ایشان در موسسه پویش» «چنان حواشی و ملاحظات بر مارکس نوشته اند که مخاطبان را نسبت به “یک بُعدی” بودن مارکس و اینکه او تقریبا مطلقا به سیاست نپرداخته و همه جوانب زندگی جامعه را فقط با اقتصاد توضیح داده است، بیشتر به تردید می اندازند تا مشوق و انگیزه ای برای درک جوهر انقلابی و انتقادی کاپیتال»؟
این اتهامات نیز، با آن عبارت نامفهوم پایانی، بدون ارائه هیچ دلیل درست یا نادرست و بدون کم ترین سند و استدلال یا شبه استدلال و حتی بدون نقل یک جمله از آن «حواشی » منحرف کننده نوشته شده است.
و... 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست