یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

آیا جنبش کارگری در ایران پراکنده است؟ (۱)


اصغر کریمی


• اوضاع سیاسی ایران، تحرک زنده و گسترده اجتماعی، فرهنگی، فکری و اعتراضی که از دو دهه قبل در ایران شروع شده، بعلاوه دسترسی به مدیای اجتماعی در سالهای متاخرتر، مستقیما بر ذهنیات کارگر و مبارزات این طبقه تاثیر گذاشته است. هزاران اعتصاب کارگری در مراکز کوچک و بزرگ و از جمله مراکز کلیدی، توده های وسیع کارگر را پخته و سیاسی و متعرض کرده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ٣۰ آذر ۱٣۹۵ -  ۲۰ دسامبر ۲۰۱۶


جواب عمومی و تقریبا حاکم به این سوال مثبت است. برای خیلی ها گفتن اینکه جنبش کارگری در ایران پراکنده است بسیار سرراست بنظر میرسد، سیاه و سفید، بدون پیچیدگی. گویی تاریخی ندارد و همیشه هم همینطور بوده است. اما فعالینی هم پیچیدگی ها را دیده اند، سعی کرده اند درکی تاریخی از مساله بدهند، به شرایط ویژه هر کشور و دوره های متفاوت تاریخی اشاره کرده اند و مباحث ارزنده ای ارائه داده اند. اما بنظر من بحث خود را به مولفه های اثباتی برای تشکل های توده ای و سراسری امتداد نداده اند و به اصل مساله چندان نزدیک نشده اند هر چند در عمل بعنوان افراد یا تشکل های کارگری نقش موثری در این زمینه داشته اند. بنظر میرسد مساله تشکل های توده ای همچنان در هاله ای از ابهام و ناروشنی و به یک معنی بی افقی قرار دارد و لذا بیشترین پراکندگی نظری حول این مساله در میان فعالین کارگری حاکم است. تلاش من این است که با استفاده از تجارب جنبش کارگری و پیشروی های آن و تجربه بسیاری از فعالین کارگری، مولفه های مهم درمورد تشکل های توده ای و اتحاد در جنبش کارگری را بررسی کنم. امیدوارم قدمی بحث در این زمینه را جلو ببرد.

جنبش کارگری ایران در ادامه پیشروی های خود و بر متن تحولات سیاسی ایران در آستانه جهشی مهم قرار گرفته است. در چنین شرایطی شناخت مکانیزم های درون جنبش کارگری و تجارب این جنبش در زمینه تشکل یابی اهمیتی تازه پیدا میکند. زمینه برای تشکل های وسیع و توده ای بیش از هر زمان فراهم شده است. به این معنی جنبش کارگری در آستانه جهش بزرگی بطرف متشکل شدن قرار گرفته است. و وارد شدن به این بحث اهمیتی تازه پیدا میکند.

نکته مهم دیگر اینکه جنبش کارگری در ایران هرچند هنوز بر پراکندگی غلبه نکرده اما گام های مهمی به جلو برداشته و پیشروی قابل توجهی داشته است. دیدن این گام ها و به رسمیت شناختن آنها برای هر فعال جنبش کارگری و هر حزب و جریانی که برای متحد کردن و متشکل کردن جنبش کارگری تلاش میکند حیاتی است. متاسفانه در مباحث آن دسته از فعالین کارگری هم که به پیشروی ها اشاره میشود اما تصویر ناقصی از آن داده میشود و برخی مولفه های مهم اساسا به حساب نمیاید.

سرکوب و بیحقوقی، فقدان آزادی تشکل و تجمع و آزادی بیان و اعتراض مانع اصلی بر سر متحد شدن و ایجاد تشکل های توده ای و سراسری جنبش کارگری بوده است. اما بین پراکنده بودن و اتحاد سراسری کارگران یا تشکل سراسری و توده ای که میلیون ها کارگر را در خود متشکل و متحد کرده باشد، ایستگاه ها و مراحلی وجود دارد. یکباره کارگران در ابعاد میلیونی متشکل نمیشوند. کارگران حتی در بدترین شرایط تشکل هایی ابتدایی داشته اند و بویژه از دهه هشتاد به این طرف قدم های مهمی در مسیر متشکل شدن و متحد شدن برداشته اند. بنیادهایی را پی ریزی کرده و پیشروی هایی را تثبیت کرده اند. بدون دیدن این پیشروی ها و به رسمیت شناختن آنها نمیتوان گامی در جهت متشکل تر و متحد کردن کارگران برداشت. نمیتوان بر اساس الگوهایی ذهنی و یا با فاکتورهای ده بیست سال قبل به سراغ این بحث رفت. گاها چنان به جنبش کارگری نگاه میشود که گویی کارگران هیچگاه هیچ نوع تشکلی نداشته و کاملا پراکنده بوده و همچنان کاملا پراکنده اند. اما حتی بیست سال قبل هم کارگران اتمیزه نبودند، در پراکندگی مطلق به سر نمیبردند، محافل و جمع های خود را داشتند، رهبران عملی خود را در مراکز مختلف داشتند و در دل اعتراضات و اعتصابات مکانیزمی مثل مجمع عمومی برای تصمیم گیری داشتند. هر جنبشی در هر جامعه ای و در هر شرایطی تجارب متفاوتی از خود بیرون میدهد. تجارب کارگران در ایران نیز با هیچکدام از الگوهای تاکنونی در کشورهای دیگر منطبق نیست. منظورم اینجا از الگوهای تاکنونی، شورا و سندیکا و اتحادیه یا کمیته های اعتصاب و صندوق های حمایت مالی و سایر اشکال یا الگوهای کلاسیک تشکل نیست منظورم مسیری است که کارگران برای رسیدن به این تشکل ها در پیش میگیرند. کلید مساله این است که اولا مکانیزمهای درون جنبش کارگری را ببینیم و ثانیا تجارب و پیشروی ها را به رسمیت بشناسیم.

اجازه بدهید به مثالهایی از این پیشروی ها اشاره کنم و در بخش بعدی این مطلب بطور مشخص به مساله تشکل یابی وسیع و توده ای کارگران بپردازم:

روز ۶ مهر امسال هزاران معلم بازنشسته در حدود ۲۰ شهر دست به اعتراض همزمان و متحدانه زدند. این یک عمل متحدانه بازنشستگان بود که برای اولین بار اتفاق می افتاد. تجمعات متعدد بازنشستگان در تهران و اصفهان در سالهای اخیر را نیز باید بعنوان گوشه ای از تلاش بازنشستگان برای دست زدن به عمل متحد به حساب آورد. این نشانه درجه ای از تشکل و شبکه های سراسری در میان بازنشستگان است که در دل مبارزات آنها شکل گرفته و هر روز مستحکم تر میشود. نشانه وجود نسلی از بازنشستگان فعال و آگاه است که نقش تعیین کننده ای در سازماندهی این اعتراضات به عهده دارند.

در ده سال گذشته معلمان بارها دست به اعتصابات سراسری و تجمعات سراسری زده اند. مبارزات وسیع و جمعی معلمان از اسفند ۸۵ شروع شد و همچنان ادامه دارد. در دل این مبارزات کانون صنفی معلمان بعنوان یک تشکل سراسری جان گرفت و به ظرفی برای فراخوان های سراسری تبدیل شد. در سالهای اخیر نیز معلمان در شهرهای مختلف و در مدیای اجتماعی انواع شبکه ها و جمع ها را برای پیشبرد مبارزه خود شکل داده اند و به درجاتی بر پراکندگی غلبه کرده اند.

در شش سال گذشته هزاران کارگر پتروشیمی های ماهشهر چندین بار دست به اعتصاب و تجمع متحدانه زده اند. کارگران چندین معدن نیز در نقاط مختلف کشور در دو سال گذشته تجمعات همزمان برپا کردند. کارگران چندین مرکز صنعتی از جمله کارگران فشار برق قوی، کارگران آتش نشانی و مراکزی دیگر از نقاط مختلف کشور در تجمعاتی در تهران شرکت کردند. هیچکدام از این اعتراضات جمعی بدون درجاتی از تشکل در مقیاس سراسری صورت نگرفته است.

مجمع عمومی محور مهم دیگری است که کارگران در اعتراضات خود بکار گرفته اند. در مواردی در پارک وسط شهر و بعد از اینکه تجمعشان به نتیجه نرسیده مجمع عمومی تشکیل داده اند تا برای گام بعد تصمیم بگیرند. در کارخانه نورد و لوله صفا در ساوه و قبل از آن در کیان تایر و قبل تر از آن در نیشکر هفته تپه و نساجی سنندج یا بازنشستگان فولاد اصفهان و ... مجمع عمومی نقشی بسیار مهم در اتحاد کارگران و اعتصابات و اعتراضات قدرتمند آنان داشته و کارآیی خود را به همه کارگران نشان داده است.

خانواده های کارگران در دهها تجمع کارگری در دو سال گذشته شرکت کرده اند. حضور خانواده ها بتدریج به یک سنت جا افتاده تبدیل شده است. نقطه اوج آن مربوط به کارگران معدن بافق یزد در تابستان ۹۳ میباشد. فراخوان کارگران آلومینیوم المهدی در هرمزگان خطاب به خانواده ها و مردم شهر در مه سال قبل نیز اقدامی نوین و بسیار باشکوه در تاریخ جنبش کارگری ایران محسوب میشود. حضور خانواده ها یک مولفه بسیار مهم در اتحاد و متشکل شدن کارگران است. دوستانی که هنوز کارگر را یک موجود صنفی، نه اجتماعی، میبینند و مبارزه و خواست و اعتراضش را صرفا در چهارچوب محدود محیط کار بررسی میکنند بشدت به این مساله بی توجهند.

از دهه هشتاد چندین تشکل کارگری مستقل از دولت ایجاد شده که اساسا از اکتیویست های جنبش کارگری تشکیل شده اند. ایجاد این تشکل ها تحولی تازه در جنبش کارگری ایران محسوب میشود و فعالیت های آنها در متشکل کردن و متحد کردن کارگران بسیار ارزنده و موثر بوده است. یکی از اقدامات این تشکل ها بیانیه های متعدد آنها است که کیفرخواست کارگران و نقد کارگر از جامعه سرمایه داری را مطرح کرده و بر خواست های سراسری و مهم کارگران تاکید کرده اند و این خواست ها روزبروز بیشتر در میان کارگران، معلمان و بازنشستگان جا افتاده است. جنبش کارگری به این معنی حول خواست هایی مهم متحد شده و عملا در راس اعتراضات اجتماعی قرار گرفته است.

چهره های شناخته شده کارگری که این نیز به سنت تثبیت شده ای تبدیل شده یکی از مهمترین پیشروی های جنبش کارگری از جمله در زمینه اتحاد کارگران است. جنبش کارگری در ایران امروز رهبران سرشناسی دارد که کارگران و خواست ها و آمال و آرزوها و کیفرخواست آنان را نمایندگی میکنند و این خواست ها هر روز برد بیشتری در میان توده های وسیع کارگران پیدا کرده است. علاوه بر چهره هایی که در سطح وسیع و سراسری شناخته شده اند باید به هزاران فعال و رهبر کارگری در محیط های کار اشاره کرد که در دل هزاران اعتصاب پختگی زیادی پیدا کرده اند و یکی از مهمترین ارکان جنبش کارگری به حساب میایند.

به این موارد لازم است استفاده از مدیای اجتماعی را نیز اضافه کرد که بدون آن جنبش کارگری در موقعیت کنونی قرار نمیگرفت. کافی است به کلیپ هایی که توسط کارگران اعتصابی ایران ترانسفو از تجمعات و راهپیمایی های باشکوه آنها هر روز تهیه میشد و در مدیای اجتماعی منعکس میشد اشاره کرد. جنبش کارگری به این معنی از دهه هشتاد به اینسو تحولات عمیق، تاریخی و مهمی را طی کرده است.

این مولفه ها وزن سیاسی کارگر را در جامعه کاملا عوض کرده و به جنبش کارگری سوسیالیستی در مقایسه با سایر جنبش های سیاسی موقعیتی متفاوت داده است.

اینها همه تبلورهای اتحاد کارگران هستند. اینها قدم ها و دریچه هایی هستند که راه اتحاد جنبش کارگری و مسییر ایجاد تشکل های سراسری کارگری را نشان میدهند. این دستاوردها حاصل جدالی پیگیر و سنگر به سنگر بوده و صرف هزینه های زیاد و اخراج ها و زندانی شدن های زیادی بوده است. همراه با رشد جنبش کارگری، اتحاد و تشکل نیز در میان کارگران تقویت شده است. جنبش کارگری در سالهای اخیر فقط از نظر کمیت رشد نکرده است. پیشروی هایی که اشاره کردم نشان میدهد که کارگران بسیار پخته تر، رادیکال تر، آگاهانه تر و در عین حال، متعین تر، متشکل تر و سراسری تر عمل میکنند. این یک اتفاق تاریخی در جنبش کارگری ایران است. مسیری که کارگران طی کرده اند یک مسیر واقعی و فکر شده، و نه خودبخودی، بوده است. چه در زمینه اعتراضات سراسری یا مشترک چند مرکز کارگری، چه حضور خانواده ها، به میدان آمدن رهبران کارگری و تشکل های کارگری یا بیانیه ها و بلند کردن پرچم خواست های سراسری جامعه، اینها تماما اقداماتی آگاهانه بوده است و رهبران و فعالین کارگری اهرم مهم آن بوده اند.

قبل از اینکه بطور مشخص به مساله تشکل یابی بپردازم لازم است به دو نکته مهم دیگر نیز خیلی خلاصه اشاره کنم: اوضاع سیاسی و تحولات سیاسی در ایران و افق حاکم بر جنبش کارگری در ایران.

اوضاع سیاسی ایران، تحرک زنده و گسترده اجتماعی، فرهنگی، فکری و اعتراضی که از دو دهه قبل در ایران شروع شده، بعلاوه دسترسی به مدیای اجتماعی در سالهای متاخرتر، مستقیما بر ذهنیات کارگر و مبارزات این طبقه تاثیر گذاشته است. هزاران اعتصاب کارگری در مراکز کوچک و بزرگ و از جمله مراکز کلیدی، اعتصابات بی وقفه و طولانی مدت، تجمعات هر روزه در مقابل مراکز دولتی، بر متن بحران و فساد حکومتی، به اندازه یک انقلاب، که توده های مردم در هر روز آن به اندازه چند سال تجربه کسب میکنند، توده های وسیع کارگر را پخته و سیاسی و متعرض کرده است. پویایی سیاسی جامعه ایران، توقع مردم برای داشتن حقوق کامل خود بعنوان شهروندان این کشور، جامعه ایران را وارد دوران مهمی از تاریخ خود کرده است. جنبش کارگری بخشی از این مساله است و بعنوان متحرک ترین بخش جنبش اعتراضی و با افق چپی که بر آن حاکم است، تاثیرات فوری و مستقیمی بر سایر جنبش های اعتراضی و فعالین جامعه بجا گذاشته است. جنبش کارگری و بحث تشکل های توده ای و سراسری را باید بر متن این اوضاع مورد ارزیابی قرار داد.

در قسمت بعد بطور مشخص به مساله تشکل یابی کارگران خواهم پرداخت.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست