یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

آیا منافع کردستان ایران در کردستان عراق حفظ خواهد شد؟


شمال میرزا


• پیوندهای اقتصادی بین حکومت منطقه ای کردستان و کشورهای همجوار که کردها در آن زندگی می کنند به این دلیل که مناسبات اقتصادی تعیین کننده خط مش سیاسی بودهاند، نمی تواند نقش مثبتی در بهبود شرایط سیاسی کردها در کشورهای دیگر و از جمله کردهای ایران به وجود بیارود. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ٣۱ خرداد ۱٣۹۵ -  ۲۰ ژوئن ۲۰۱۶


آیا منافع کردستان ایران در کردستان عراق حفظ خواهد شد؟ ارائه و طرح این پرسش رابطه ی تنگاتنگ با پیش فرضها و گمانه زنی هایی دارد که استنباط خوشبینانه ای از پیوند جاری بین حکومت منطقه ای کردستان با کردها در کردستان ایران ندارد و یا اینکه روند چنین پیوندی در آینده را به سود نمی بیند. از این منظر آنچه که وجود دارد توسعه، رشد و تغییر فرم ناسیونالیسم کردی در دو شکل متفاوت است که در دو بخش از کردستان با درک و بینش متفاوت از منافع در حال رشد است. به عبارتی، تعریفی از ناسیونالیسم که با منافع گروه سازگاری داشته باشد بیشتر تعیین کننده است.
برای درک تفاوتهای موجود در فرم نگرش این دو بخش به مقوله ناسیونالیسم کردی لازم است به بستری که جریانهای سیاسی در آن شکل گرفته اند و فضایی که هم اکنون در آن به حیات خود ادامه می دهند توجه کرد و آن را مورد بررسی و واکاوی قرار داد؛ خوانش صحیح از چنین پروسهای که از گذشته آغار و به امروز منتهی شده است به سهولت اجازه می دهد تا بتوان منافع هر یک را تشریح نمود، منافعی که در واقع هویت سیاسی را شکل داده و این هویت سیاسی بنابر منافع خود، مقوله هایی چون ناسیونالیسم، ملت، و مرزبندیها را تعریف و باز تعریف می کند. در پس تعاریف بر حسب منافع گروه است که کسانی را ممکن است در گروه ''شامل'' و یا از گروه مبرا کرد، و یا کسانی را ''خودی'' و یا ''بیگانه'' قلمداد نمود. بنابراین پرداختن به چگونگی رشد و بستری که احزاب سیاسی کردستان ایران در بعد از انقلاب در آن شکل گرفتند ضروری می نمایاند سپس به مراحل ''بیگانه'' انگاری پرداخته خواهد شد که در آن سود و منفعت نقش اصلی را در این پروسه بازی می کند.
تبعات تاریخی تبعیض سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اتنیکی رژیم شاه در کردستان ایران زمینه ای فراهم کرده بود تا احزاب سیاسی در کردستان بعد از انقلاب بتوانند به سهولت تشکل, احیا و رابطه و پیوند لازم بین حقوق و مولفه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهت توسعه نفوذ و بسط برنامه های سیاسی خود ایجاد کنند. احزاب سیاسی در کردستان ایران، بنابراین نه تنها به سرعت شکل گرفتند بلکه توانستند به همان اندازه از پایگاه اجتماعی نیز برخوردار شوند. جامعه کردستان در آن زمان جامعه ای با بافت سنتی و در حین حال نگاه داشته شده در فقر مفرط بود و ظهور و احیای احزاب سیاسی چون کومله و دمکرت بازتاب عینی از یک جامعه سنتی و کارگری را به خوبی در کردستان ایران به نمایش در آورده بود که طیف سنتی آن گرایش سیاسی به حزب دمکرات و طیف فقیر و بی بضاعت کردستان دنباله رو شعارهای برابریخواهانه و چپ بودند که در آن زمان کومله آن را رهبری می کرد. بنابراین حزب دمکرات و کومله توانسته بودند به آینه تمام نمای سیاست در کردستان ایران تبدیل شوند؛ در همین حال زمینه برای رشد احزاب با دیگر گرایشات فکری و سیاسی در کردستان مهیا شده بود.
در پی حمله‌ سراسری ارتش و سپاه‌ تازه به قدرت رسیده جمهوری اسلامی به‌ کردستان در ١٩ اوت ١٩٧٩، احزاب کرد اپوزسیون ایرانی که‌ جریان انقلاب ١٩٧٧ به‌ طور نسبی کنترل شهرها و مناطق کردستان ایران را در دست داشتند؛ مقر، فرماندهی و پایگاههای خود را از داخل شهرهای کردستان ایران به‌ نواحی مرزی و سپس به داخل عراق منتقل کردند، انتقال این نیروها بدنبال یک جنگ ٣ ماهه که از ۲٨ مرداد تا ۲۶ مهر ادامه داشت، اتفاق افتاد. در این مدت کوتاه کردها توانستند به پیروزیهای نسبی از جمله بازپس گیری شهرهای کردستان دست یابند؛ اما عدم توازون قوا، نبود تجربه جنگ، کمبود امکانات و ادوات جنگی، عدم مکانیسم لازم جهت اتحاد گروههای سیاسی فعال در کردستان حول یک محور استراتژیک و مهمتر از همه اقدام جمهوری اسلامی به کشتارهای دسته جمعی مردم بی دفاع در کردستان تحت نام ''جهاد علیه ضد انقلاب '' و دلایل ناپیدای دیگر که خارج از بحث این مقاله است موجبات عقب نشینی احزاب کرد به بیرون از شهرها را فراهم ساخت. با اینکه فرماندهی بیشتر این احزاب به داخل خاک کردستان عراق منتقل شد اما اکثر این احزاب نیروهای رزمی خود را تا پایان جنگ ایران و عراق در ٢٠ آگوست ١٩٨٨ در نوار مرزی حفظ و به حضور فعال‌ و جنگ چریکی خود در داخل کردستان ایران ادامه دادند بطوریکه نیروی پیشمرگه توانسته بودند نیروهای دولتی در داخل شهرها را با چالش جدی مواجهه کنند.
بعد از پایان جنگ و بدنبال آتش بس، نیروهای ایرانی فرصت بیشتری برای مانور در کردستان پیدا کردند و اینبار نیروهای کرد ایرانی هم مجبور بودند باقی مانده پایگاهها نظامی خود از نوار مرزی بین ایران و عراق را به‌ شهرهای مناطق کردنشین به‌ ویژه‌ به‌ شهر سلیمانیه‌ و کویه‌ منتقل کنند. در همین اثنا ، در سال ١٩٩١ میلادی کردها در عراق در یک قیام سرتاسری توانستند شهرهای کردستان عراق را از دست نیروهای بعث خارج کرده و حکومت منطقهای کردستان را به وجود بیاورند.
پایان جنگ ایران و عراق هر چند موجب شد که جمهوری اسلامی نیروهای بیشتری در کردستان متمرکز کند اما این به معنی پایان کار احزاب سیاسی کرد در ایران نبود. این احزاب اگرچه هیچ پایگاهی در داخل خاک ایران نداشتند، با این وجود باز توانسته بودند قدرت حضور فعال و پررنگ در داخل کردستان ایران، از طریق ادامه مبارزه مسلحانه، را برای خود حفظ کنند و این حضور پررنگ و چشمگیر ناشی از تاثیر پیوند مستقیمی بود که این احزاب در گذشته نه چندان دور با جغرافیای کردستان ایران داشتند و برای آن برنامه سیاسی تدارک دیده بودند.
اما رفته رفته با حضور دراز مدت این نیروها در خارج از محدوده جغرافیای کردستان ایران، شکافهای غیر قابل ترمیمی در رابطه این احزاب با مردم عادی به ویزه با نسل جوان به وجود آمد؛ بطوریکه به مرور زمان نام و برنامههای این احزاب تنها در حافظه تاریخی عده محدودی از نسلی که عملا نقشی در تحولات جامعه نداشتند باقی مانده بود. بنابراین، احزاب سیاسی کرد در ایران با خروج خود از کردستان و به ویژه جایگزین نکردن برنامه و آلترناتیو مناسب جهت برقراری رابطه و پیوند با جغرافیایی کردستان زمینه های انفکاک عامل جغرافیا از بدنه سیاست را مهیا ساختند و به عبارتی آنان اساس ساختار سیاسی خود را، با حذف مبارزه مسلحانه و عدم جایگزین کردن گزینه مناسب برای آن، در همان ابتدای خروج از کردستان ایران با بحران جدی مواجهه کردند..
گسست پیوند جغرافیا و سیاست با گذشت زمان احزاب سیاسی کرد ایرانی مستقر در کردستان عراق را دچار مشکلات درون حزبی نمود و عملیاتهای این احزاب در داخل خاک کردستان ایران به طور چشمگیری تحت شعاع همین گسست سیاست و جغرافیا واقع شد. علیرغم کاهش چشمگیر نفوذ سیاسی، حضور فیزیکی این احزاب به جغرافیای کردستان ایران هنوز برای جمهوری اسلامی خطر بلقوه محسوب میشد بنابراین حضور این نیروها در کردستان عراق برای جمهوری اسلامی به امری ‌غیر قابل تحمل تبدیل شده بود. در تابستان ١٩٩٦ میلادی جمهوری اسلامی، جهت مرتفح کردن نگرانیهای امنیتی خود، حمله گسترده‌ای را به‌ پایگاهای احزاب کرد ایرانی و از همه‌ مهمتر حزب دمکرات کردستان ایران آغاز کرد که‌ با میانجیگری جلال طالبانی از رویاروی ‌ مستقیم جلوگیری بعمل آمد. طبق آنچه‌ سالها بعد از این حمله‌ برملا شد، حزب دمکرات در مقابل توقف حمله‌ سپاه‌ متعهد میشود که‌ به‌ عملیاتهای‌ نظامی خود در داخل ایران خاتمه‌ دهد. حزب دمکرات کردستان در آن زمان اعلام کرد که‌ از این پس بیشتر به‌ مبارزه‌ سیاسی اهمیت میدهد و از مبارزه‌ مسلحانه‌ دوری میکند. جمهوری اسلامی اگرچه‌ از رویاروی مستقیم با حزب دمکرات پرهیز کرد اما این بار جهت تضعیف هرچه بیشتر این احزاب در صدد حذف فیزیکی چهره‌ها برجسته‌ آنان چه در کردستان عراق و چه در اروپا برآمد. جمهوری اسلامی علاوه بر ترور شخصیتهای برجسته احزب کرد در داخل کردستان عراق توانست با ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو و دکتر صادق شرفکندی در اروپا آخرین ضربات مهلک خود را بر سر حزب مکرات فرود بیاورد و در این میان کومله و سایر احزاب تا اندازه‌ ای از این ضربات در امان ماندند. این احزاب از آن زمان تا به امروز به دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی و همچنین سیاستهای نادرست در رابطه با چگونگی تعامل با تحولات سریع در منطقه و همچنین عدم برنامه مناسب جهت تعامل با وضعیت کردستان عراق برای مدت بیست سال در جغرافیای که در خارج از چهارچوب برنامههای سیاسی آنان بود زمینگیر شدند و برای توجیهه اقدام خود در بهترین حالت عدم فعالیت حزبشان را به حفظ امنیت حکومت منطقه ای کردستان مرتبط کردند و در واقع نتیجه چنین سیاستی به انزوای سیاسی کردستان ایران منتهی شد و این در واقع آغاز تعریف مستقل منافع در شرق کردستان با دیگر بخش های کردستان از جمله غرب کردستان بود.
شرایط خاص سیاسی حاکم بر حکومت منطقه ای کردستان هویت سیاسی متفاوتی از کرستان ایران به وجود آورده است. حکومت منطقه ای کردستان سعی دارد با هر قیمتی در چهارچوب نظام جهانی برای خود جای پیدا کند و در حد توان خود را با استانداردهای سیستم جهانی وفق دهد. تلاش برای استقلال کردستان در همین چهار چوب طرح می شود. ناسیونالیسم، دولتمداری، مناسبات اقتصادی این بخش از کردستان با سیستم های جهانی، دنیای سرمایه و بازارهمه و همه حکایت از دوگانگی بین این دو بخش از کردستان دارند که به نظر میرسد با اعلام احتمالی استقلال در بخش عراقی کردستان به طور کلی خواست، برنامه و حتی دیدگاه متفاوتی نسبت به مفاهیمی چون ناسیونالیسم، هویت ملی، ملت و سایر مقوله های که تا به امروز وجهه مشترک بین این دو بخش بوده است، داشته باشند. چنین روندی به طور طبیعی شکافهای که همواره به واسطه مرزهای موجود در بین کردهای ایران و عراق و سوریه و ترکیه وجود داشته است به بدترین شیوه عمیقتر خواهد کرد. عمق این شکافها هنگامی بیشتر قابل احساس است که راوبط دولت آینده کردستان با دیگر کشورها همسایه در نظر گرفته شود. درک متفاوت از منافع در واقع عامل اصلی در تفسیر و تعبییر مقوله های پیوند دهنده خواهد شد. درهم تنیدگی منافع حکومت منطقه ای کردستان با همسایگان خود و از جمله ایران میتواند به نادیده گرفتن کلی منافع بخشهای دیگر کردستان و از جمله کردستان ایران بینجامد. نفت که به عنوان تنها کالا و منبع در آمد حکومت منطقهای کردستان شناخته میشود خط مشی سیاسی حکومت منطقه ای کردستان را تا به حال شکل داده است و از هم اکنون رابطه حکومت منطقه ای کردستان با کردهای ترکیه را به بدترین شیوه تحت تاثیر خود قرار داده است بطوریکه نه تنها منافع کردها در شمال کردستان (کردستان ترکیه) در روبط بین حکومت منطقه ای کردستان با ترکیه در نظر گرفته نشده بلکه روابط اقتصادی با ترکیه به مرحله رسیده است که منافع کردهای ترکیه را با خطر مواجهه کرده است.
با وارد شدن کردستان به کلوپ کشورهای عمده تولید کنند گاز و نفت به مراتب پیوندهای بیشتری به بازار جهان و از جمله همسایه خود ایران خواهد داشت. کردستان از هم اکنون در نظر دارد کوریدور اطمیانی به غیر از ترکیه که کنترل فروش و حتی ذخیره پول نفت حکومت کردستان را در اختیار دارد، برای صادرات گاز و نفت خود پیدا کند و در همین راستا قراردادهای با حکومت ایران منعقد شده است. پیوندهای اقتصادی بین حکومت منطقه ای کردستان و کشورهای همجوار که کردها در آن زندگی میکنند به این دلیل که مناسبات اقتصادی تعیین کننده خط مش سیاسی بوده اند نمیتواند نقش مثبتی در بهبود شرایط سیاسی کردهای در کشورهای دیگر و از جمله کردهای ایران به وجود بیارود. موئلفه ناسیونالیسم کرد به عنوان اهرم پیوند دهنده که انتظار میرفت بتواند نقش مثبتی در به هم گره زدن منافع بخشهای مختلف کردستان ایجاد کند در این صورت نه تنها منسجم نخواهد بود بلکه می تواند به ظهور چندین ناسیونالیسم کرد ختم شود که هر کدام منافع متفاوتی را دنبال خواهند کرد


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست