یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم
گفتگوی فرانک بارات با نائومی کلاین


پروین اشرفی


• فرانک بارات، فعال حقوق بشر در لندن، اخیرا با نائومی کلاین در رابطه با سرکوب معترضین کاپ ۲۱ به گفتگو نشسته است. نائومی می گوید: بدون اقدامات بسیار محکم در مورد آب و هوا، هیچ امکانی برای صلح وجود ندارد و اگر قرار است تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم، توزیع مجدد ثروت، فرصت ها و تکنولوژی، امری الزام آور خواهد بود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱٨ آذر ۱٣۹۴ -  ۹ دسامبر ۲۰۱۵



فرانک بارات ، فعال حقوق بشر در لندن، اخیرا با کلاین در رابطه با سرکوب معترضین کاپ ۲۱ و اینکه چرا "تغییر سیستم، نه تغییر آب و هوا" بیشتر از یک شعار معنا میدهد، به گفتگو نشست.


ما اکنون در پاریس هستیم. من در بروکسل زندگی میکنم. در طول هفته های گذشته بیشترین صحبت ها در مورد این دو شهر شده است. هر دو شهر در تحت آنچه که دولت ها آنرا "وضعیت اضطراری" می نامند، قرار دارد. ظاهرا امنیت ما بر هر چیز دیگری برتر است. دولت های فرانسه و بلژیک اکنون در حال صحبت در تصویب یک قانون شبیه قانون میهن پرستی در ایالات متحده آمریکا، هستند. آزادی های مدنی کمتر و نظارت بیشتر. ما چقدر به نوع جدیدی از دکترین شوک نزدیک هستیم؟

این امر جدیدی نیست. ما در دکترین شوک قرار داریم، نه اینکه به آن نزدیک هستیم. بسیاری از آن چیزهایی که می بینیم بدتر از آنچه است که در ۱۱ سپتامبر رخ داد. بوش راه پیمایی و تظاهرات ها را در سرتاسر کشور ممنوع نکرد. بدیهی است که آنها حضور پلیس را به همراه محدودیت های بیشتر، افزایش دادند، اما ایده ممنوعیت کامل تظاهرات در شهرها را من هرگز به خاطر نمیاورم که در آمریکای شمالی دیده باشم. آنچه که بروکسل تجربه کرده است بسیار افراطی است.
بنابراین فکر میکنم استفاده از یک بحران و استفاده از ترس مردم، برای تحقق سیاست هایی که بهرحال میخواستند به پیش ببرند، مسئله بسیار آشنایی است. سیاست هایی مانند محدود کردن حریم خصوصی، محدودیت بر جنبش برای مردم، و محدودیت ورود پناهندگان، همه این سیاست ها آشناست. این امر یک نمونه کاملا کلاسیک است.
آنچه که در طول نشست تغییرات اقلیمی در پاریس عریان میشود در واقع افشاء این ذهنیت است که چه چیزی بحران تعریف میشود و یا نمیشود. ما اینجا هستیم تا بحران موجود برای بشریت را به بحث بگذاریم، بحرانی که هیچگاه از سوی نخبگان مورد درمان قرار نگرفت. آنها سخنرانی های شگرف می کنند، اما قوانین را تغییر نمیدهند. این نشست، یک استاندارد دوگانه را به شکل بسیار عریانی به نمایش میگذارد.
آنها به نام امنیت تقریبا هر کاری می کنند جز امنیت بشر، و حفاظت از حیات بر روی زمین. صحبت ها بسیار فراوان است، اما هیچ مقررات جدی ای برای آلوده کنندگان، و یا حتی قراردادهایی که خودشان قانونا به آن ملزم باشند، وجود ندارد. بنابراین، ما در واقع داریم به عقب برمیگردیم. پیمان کیوتو قانونا الزام آور بود، ولی اکنون ما داریم به سوی یک پیمان بیشتر داوطلبی، بی معنا و غیرمقرراتی حرکت می کنیم.


چرا رسیدن به یک قرارداد آب و هوایی بهترین امید ما برای صلح است؟

اول بخاطر اینکه تغییرات اقلیمی بهرحال منازعاتی را موجب شده است. همینطور مطالبه سوخت های فسیلی. در رابطه با خاورمیانه، عطش ما برای سوخت های فسیلی یک عامل اصلی برای جنگ های غیرقانونی می باشد. آیا فکر میکنید اگر عراق مارچوبه صادر میکرد، مورد تجاوز قرار میگرفت؟ شاید نه. ما آن چیز گرانبها را در غرب میخواستیم، نفت عراق. ما آن را در بازار جهانی میخواستیم. این دقیقا دستور کار دیک چینی بود.
این امر تمام منطقه را بی ثبات کرد، جایی که از همان اول هم بویژه بر اثر جنگ های بخاطر نفت و کودتاها و حمایت از دیکتاتوری ها، ثبات نداشت. این یکی از مناطقی است که در مقابل تغییرات محیطی نیز آسیب پذیرترین است. بخش های بزرگی از خاورمیانه با تراژدی انتشار گازهای گلخانه ای که ما امروز با آن روبرو هستیم، دیگر قابل زیست نخواهند بود. سوریه بدترین خشک سالی تاریخ خود را در دوره شیوع جنگ های داخلی تجربه کرده است. این امر از جمله یکی از آن عناصری است که کشور را بی ثبات کرد.
بدون اقدامات بسیار محکم در مورد آب و هوا، هیچ امکانی برای صلح وجود ندارد. آنچه که مرا به این مقوله جلب کرد درک این امر بود که اگر قرار است تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم، توزیع مجدد ثروت، فرصت ها و تکنولوژی، امری الزام آور خواهد بود.
من در این کتاب شروع به نقل از آنجلیکا ناوارو میکنم. فردی از بولیوی که مذاکره کننده در تجارت و در مورد آب و هوا می باشد و از این صحبت می کند که چگونه تغییرات آب و هوایی، به یک طرح مارشال برای زمین فرا میخواند. برای کشورهایی که منابع آنها بطور سیستماتیکی غارت گشته است، مانند بولیوی، و برای کشورهایی که در خط مقدم برخورد با اثرات تغییرات اقلیمی هستند، دفع اشتباهات گذشته به نوعی ضروری است – من فکر میکنم انتقال ثروت و جهان را در جای درستش قرار دادن، پیش شرطی است برای یک دنیای صلح آمیز.


چگونه برای مردم توضیح میدهی که برای تغییر مسیر ما بایدسرمایه داری را در هم بشکنیم؟ فکر میکنم تصور تغییر، برای اکثریت مردم بسیار سخت باشد.

ما در کانادا با استفاده از تغییرات اقلیمی و این واقعیت که همین تغییرات برای ما مهلت تعیین می کنند، کوشیدیم این کار را تمرین کنیم. نه تنها ما باید تغییر بدهیم، بلکه باید همین حالا اینکار را بکنیم و اگر بیشترین تغییر را در باقیمانده همین دهه ایجاد نکنیم، در واقع دیگر خیلی دیر خواهد بود. این امر برای مراقبت های بهداشتی، آموزش و پروش، حقوق مردمان بومی و نابرابری چه معنا می دهد؟ جدی گرفتن تغییرات اقلیمی، برای حقوق پناهندگان چگونه خواهد بود؟
تیم ما میزبان جلسه ای متشکل از ۶۰ رهبر جنبش بود، و ما یک سندی را طرح ریختیم به نام "جهش". ما واقعا امیدواریم که به گذار از این مشکل کمک کند. در کانادا دریافتیم که تنها راه گذار، انجام این کار است. گردهم آییم و دست به عمل بزنیم.
همه بر روی این چنین مقولات فوری ای در حال کار هستند. اگر شما یک فعال ضد فقر و یا یک فعال حقوق پناهندگی هستید، هیچ وقت اضافی ای ندارید. فقط زمانیکه تغییرات اقلیمی از مسائل شما منحرف نشود و در واقع یک لایه دیگر اضطراری را بیاورد، و یک ابزار واقعا قدرتمند باشد و بحث و جدل تولید کند و متحدین جدیدی هم برای شما به همراه بیاورد، تنها آن موقع است که شما آن فضا را دارید که بگویید "آری، بسیار خوب، این درواقع امیدوار کننده است. انحراف نیست."
ما در کانادا چندین کار کردیم. یکم اینکه راهپیمایی ای را تحت لوای "کار، عدالت، آب و هوا" سازماندهی کردیم. این یک تمرین تئوریک نبود، بلکه واقعا یک سازماندهی بود. با مردم در اتحادیه های کارگری در مورد آب و هوا چگونه صحبت بکنیم که واقعا انعکاس داشته باشد.
با مردمی که برای کسب خدمات پایه ای در جنگ هستند چگونه صحبت کنیم؟ برای مسکن، و برای حمل و نقل عمومی؟ این امر برای جنبش "زندگی سیاهان مهم است" چه معنا دارد؟ پیام هایی که مختلف اند، کدام اند؟ واقعا به ما کمک کرد. سپس ما طرح "بیانیه جهش" را ریخته و آنرا ارائه دادیم. نه اینکه این کار کامل است، بلکه یک آغاز است.
به نظر میرسد جنبش ضد ریاضت کشی و جنبش زیست محیطی در اروپا با هم صحبت نمی کنند، و این برای من بسیار شوک آور است. شما میتوانید تسیپراس را داشته باشید که ناگهان این هفته در مورد تغییرات اقلیمی صحبت می کند. تا آنجائیکه بخاطر می آورم برای اولین بار از زمانی که قدرت گرفت، این کار را کرد. تغییرات اقلیمی بهترین استدلال علیه ریاضت کشی است اگر چنانچه بخواهید علیه ریاضت کشی صحبت کنید.
اگر دارید با آلمان مذاکره می کنید، دولتی که مدعی است تغییرات اقلیمی را بسیار جدی میگیرد و دارای برخی از جاه طلبانه ترین سیاست انرژی در دنیا می باشد، چرا در هر ملاقاتی در مورد تغییرات اقلیمی صحبت نکنید و بگویید ما که نمیتوانیم ریاضت بکشیم بخاطر اینکه دارای بحران موجود هستیم، باید کاری بکنیم؟
و شما تقریبا هرگز از سیریزا و پودموس نشنیدید که در مورد تغییرات آب و هوایی سخن بگویند. من چند ماه پیش در تجمع Blockupy در فرانکفورت شرکت کردم، تغییرات اقلیمی اصلا ذر آن ذکر نشد. وقتی در مورد ارتباط آنها با هم صحبت کردم، مردم متوجه شدند که بحث تغییرات اقلیمی انتزاعی نیست.
وقتیکه شما به بحران بی پایان بودجه و این احساس کاذب کمیابی عمومی برخورد می کنید، البته که دولت ها حمایت خود را برای چیزهای قابل تجدید کم می کنند، البته که آنها قیمت بلیط های نقل و انتقال عمومی را افزایش میدهند، البته که آنها سیستم راه آهن را خصوصی می کنند همانگونه که در بلژیک در حال انجام آن هستند، البته که آنها خواهند گفت ما مجبوریم دست به حفاری برای نفت و گاز بزنیم تا خودمان را از بدهی بیرون بکشیم.
این مقولات همه مثل هم هستند، پس چرا دور از هم به نظر میرسند، درست است؟ فکر نمیکنم بحث سختی باشد. فکر میکنم که مردم موجودات عادت هستند. وحشت بسیاری پیرامون صحبت کردن در مورد تغییرات اقلیمی وجود دارد. صحبت ها بسیار بوروکراتیزه شده است. یک مقداری شبیه آنچه که بحث تجارت در گذشته بود.
وقتی که برای اولین بار شروع به صحبت در مورد معاملات تجارت آزاد کردیم، همه این صحبت ها راجع به داشتن مدرکی در قوانین بین الملل برای درک آنها، وجود داشت، زیرا بسیار بوروکراتیک بود. طوری طرح شده بود که مشارکت عمومی را دفع کند. اما مردم شروع کردند به نوعی به خود آموزش دادن و راه هایی یافتند تا در مورد آن صحبت کنند و واقعا فهمیدند که چقدر این امر بر زندگی آنها و آنچه که آنها می فهمند، اثر داشته است. آنها دریافتند که دارای حق مشارکت در این گفتگو می باشند.
فکر میکنم به همین دلیل مردم نگران تغییرات اقلیمی، از مرتکب شدن اشتباه در مورد علم وحشت دارند. شما دارای سه لایه از زبان بوروکراتیک هستید. زبان علمی، سیاست و زبان سازمان ملل. فهم آنها بسیار سخت است. زبان سازمان ملل مثل یک کابوس است. به برنامه کاپ ۲۱ نگاهی بیندازید. با هیچ زبانی نمیشود آنرا درک کرد. همه اینها دلیلی هستند بر این که چرا حتی با آنکه ربط آب و هوا به ریاضت کشی واضح است، اما این ارتباط به گونه ای انجام نگرفته است.


من در حال بررسی مسئله فلسطین هستم، جایی که تغییرات آب و هوایی و ریاضت کشی به ندرت ذکر میشود.

قطعا مورد فلسطین این طور است، مردم میدانند که آب یک عامل اصلی است و کمبود آن یکی از روشن ترین اثرات تغییرات اقلیمی در منطقه است. تغییرات اقلیمی، یک عامل شتاب دهنده می باشند. چنانچه شما دارای یک مشکل از قبل موجود باشید، تغییرات آب و هوایی آنرا بدتر خواهد کرد.
به نیواورلئان در زمان طوفان کاترینا نگاه کنید. اگر شما جامعه ای با پلیس و یک سیستم عدالت کیفری خارج از کنترل داشته باشید، اگر دارای زیرساخت های عمومی در حال فروپاشی باشید، و در رأس آن هم تغییرات آب و هوایی را قرار بدهید، وضعیت شدیدا ناخوشایندی دارید. همه اینها سبب شروع دیوانگی میشود، اوباشانی را دارید که در خیابان به مردم سیاهپوست تیراندازی می کنند – همه گمراه میشوند، درست است؟
فکر میکنم این بهترین راه برای درک این است که چگونه تغییرات اقلیمی در خاورمیانه نقش بازی می کنند. هرچیزی که نادرست باشد، نادرست تر میشود. به همین جهت شعار "تغییر سیستم، نه تغییر آب و هوا" بیشتر از فقط یک شعار است، زیرا ما دارای سیستمی هستیم که در بسیاری از سطوح بیمار است و تغییرات آب و هوایی آنرا بیمارتر میکند.
دانشمندان میگویند که تغییرات آب و هوایی اوضاع را بدتر میکند. بهرحال طوفانی در پیش بود، اما بخاطر تغییرات آب و هوایی به یک طوفان فوق العاده تبدیل گشت. اگر شما در حال حاضر دارای نژادپرستی و نابرابری سیستماتیک هستید، آنگاه تغییرات آب و هوایی شما را به زشت ترین جایی که ممکن است به آن برسید، هل میدهد.


قبلا داشتید در مورد تجارت می گفتید. صحبت های مربوط به TTIP – یعنی پیمان تجاری و سرمایه گذاری ترانس آتلانتیک – در خفا صورت می گیرد، اما ظاهرا نه دور از چشم همگان، زیرا اخیرا روزنامه گاردین افشاء کرد که شرکت اکسان موبایل به اسناد محرمانه دسترسی داشته و در واقع فصل سوخت آنرا نوشته است. این مسئله چقدر راجع به دنیا و دموکراسی هایی که ظاهرا ما در آن زندگی می کنیم، به ما میگوید؟

این همان چیزی است که ما در کاپ ۲۱ می بینیم، درست است؟ همیشه این طوری بوده است که شرکت های چند ملیتی بخشی از مذاکرات بوده اند (مثلا در روند IPCC - مجمع بین المللی تغییرات آب و هوایی). در واقع شما در فرانسه دارای روشن ترین نمونه تلاقی ریاضت کشی و نفوذ سرمایه داری بر سر موضوع آب و هوا می باشید.
اگرچه دولت اولاند گفت که باندازه کافی پول ندارد تا خودش کاپ را سازماندهی کند و آنها مجبور شدند همه این شرکت های سرمایه داری را بیاورند تا از آن حمایت کنند – مثل کمپانی سوئر و بقیه که همه آنها کمپانی های بزرگ انرژی هسته ای هستند – اما آنها ایده ها و برنامه های خود را در مورد تغییرات اقلیمی دارند، مانند راه حل های ۲۱، بذرهای جی ام او، آب خصوصی، انرژی هسته ای و بادهای ساحلی – همه اینها راه حل های سرمایه داری برای تغییرات آب و هوایی است.
سپس فضاهای جامعه مدنی، یعنی جائیکه قرار بود راه حل های مردم در آن تقویت شوند - مانند انرژی ها قابل تجدید کنترل شده توسط کامیونیتی، انرژی تعاونی ها، کشاورزی آگرو – همه بطور چشمگیری محدود شده اند.
مسئله فقط از دست دادن فضا نیست. همیشه جنگی بین راه حل های کاذب سرمایه داری و راه حل های واقعی مردم وجود خواهد داشت، اما یک طرف این جنگ در واقع خاموش و محدود شده است در حالیکه طرف دیگر آن در نشئگی است.


اخیرا کریستینا فیگرز دبیر اجرایی کنوانسیون سازمان ملل در تغییر آب و هوا در گاردین نوشت که "اراده سیاسی اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی از راه رسیده است. و ما به پاریس به مثابه نقطه عطف این قرن به سوی آینده روشن تر مینگریم." آیا او بلوف میزند؟ آیا این یک وسیله ای است برای اعمال فشار بر تصمیم گیرندگان؟ آیا شما با او موافق هستید؟

فکر میکنم او آدم معتقدی است و دارد تمام تلاش خود را میکند. ما برخی از مشارکت های جدی را می بینیم، اما من فکر میکنم واقعا درست نیست که بگوییم ما در حال بهبود بخشیدن به سوی آن آینده روشن هستیم زمانی که اهداف به گرمای ٣ درجه سانتیگراد کره زمین ختم میشود، و این فاجعه است.
دولت ها در حال جنگیدن برای آن اهداف ناچیزی هستند که از نظر قانونی هم الزام آور نباشد. این درست برعکس پیشرفت است. ما داریم به عقب میرویم. کیوتو از نظر قانونی الزام آور بود. در حالیکه حالا به سویی میرود که الزامی نباشد. در کنفرانس کپنهاگ، ۲ درجه سانتیگراد هدف بود که آنهم بسیار بالا بود و اینجا حالا ما به سوی ٣ درجه میرویم. این یک قانون پایه ای فیریک هست. این حرکت، رو به جلو نیست.

منبع: www.jacobinmag.com 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست