یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جنگ شیوخ نفتی بر سر هژمونی و آتش خانگی


اردشیر زارعی قنواتی


• در زیر پوسته تحولات کشورهای عرب خاورمیانه و به خصوص اعضای "شورای همکاری خلیج فارس" تحرکات و تحولاتی در حال رخ دادن است که می تواند بسیاری از معادلات سیاسی کنونی را بر هم زده یا دچار تغییر کند. تشدید اختلافات بین عربستان، امارات متحده عربی، بحرین با "قطر" نوک کوه یخی می باشد که تازه از زیر آب بیرون زده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۰ اسفند ۱٣۹۲ -  ۱۱ مارس ۲۰۱۴



در زیر پوسته تحولات کشورهای عرب خاورمیانه و به خصوص اعضای "شورای همکاری خلیج فارس" تحرکات و تحولاتی در حال رخ دادن است که می تواند بسیاری از معادلات سیاسی کنونی را بر هم زده یا دچار تغییر کند. تشدید اختلافات بین عربستان، امارات متحده عربی، بحرین با دیگر عضو این شورا "قطر" در هفته اخیر که منجر به فراخوانی سفرای این کشورها از "دوحه" گردید، نوک کوه یخی می باشد که تازه از زیر آب بیرون زده است. تهدید این شیخ نشین های خلیج فارس علیه دیگر عضو متمرد، مبنی بر احتمال برقراری برخی تحریم ها از جمله بستن حریم هوایی این کشورها بر روی پرواز هواپیماهای قطری تنها در کمتر از ۲۴ ساعت بعد از فراخوانی سفرا نشان می دهد که اختلافات بیش از آن جدی است که بتوان هم چون گذشته بر آن سرپوش گذاشت. همراهی دولت و نظامیان مصر با عربستان و متحدین آن که قبلا به فراخوانی سفیر این کشور از قطر به بهانه دخالت آنان در ناآرامی های مصر و حمایت از دولت ساقط شده "محمد مرسی" منجر شده بود، به ابعاد ماجرا گستره یی بیشتر از حوزه خلیج فارس می دهد.
هر چند اختلافات درون شورای همکاری خلیج فارس تازه نبوده و قبلا نیز در جریان اختلافات مرزی بروز بین آنان یافته است اما دامنه مناقشات آنان این بار ابعاد به مراتب بیشتر و مهم تری را در بر می گیرد. در وهله اول بحث هژمونی مطرح است که به طور سنتی در این شورا همواره با محوریت عربستان تقریبا غیر قابل نقض تلقی می شده است در صورتی که با تحولات اخیر چند سالی است که دوحه با ایفای نقش ماجراجویانه خود به خصوص در طی تحولات موسوم به "بهار عربی" تا حدودی موقعیت آلترناتیوی ریاض را به چالش گرفته است. قطر در طول این سال ها با توجه به درآمدهای کلان نفتی و گازی و انباشت ثروت در دست خانواده "آل ثانی" و استفاده از این ثروت و نفوذ رسانه یی در قالب شبکه تلویزیونی "الجزیره" در تحولات منطقه یی به یکی از پیشقراولان تغییر و بی ثباتی این حوزه ژئوپلتیک تبدیل شده است. نقش قطر در جریان این تحولات ژلاتینی که در ابتدا در مشارکت با محور عربستان ایفاء می شد بعد از چندی با بروز اختلافات بین بازیگران داخلی و حامیان منطقه یی بر سر کسب منافع از جمله در مورد رخدادهای مصر و سوریه این دو جناح عربی را در تقابل با هم قرار داد. چنانچه در ابتدای تحولات عربی تاثیر دوحه بسیار فراتر از ریاض بود و رهبران قطری توانستند با حمایت از گروه های جهادی و تندروی اسلامی گوی سبقت را از رقیب همسایه خود بریابند. این بلندپروازی قطری برای رهبران عربستان که به طور سنتی همیشه خود را شیخ الشیوخ "امت عربی" حداقل در حوزه خلیج فارس می دانند در ساخت حکومت قبایلی این کشورها به نوعی تجاوز و اهانت به جایگاه تلقی می شد و بالاخره صبر رهبران ریاض را به سر آورد.
از طرف دیگر با گره خوردن بنیادگرایی اسلامی با سیاست در طول چند دهه اخیر همواره ارتجاع عربی از این پدیده شوم در حوزه های بیرونی تا آنجا دفاع و حمایت می کرد که آتش آن دامن خودی ها و کشورهای عضو خانواده عربی در کنار مرزهای آنان را نگیرد. نقش عربستان و دیگر شیخ نشین های عربی در حمایت مالی و لجستیکی بنیادگرایی اسلامی و تروریسم القاعده یی در پاکستان، افغانستان، آسیای میانه و رهبران متمرد شاخ آفریقا از جمله این نوع سیاست بازی بود که انجام می شد و هنوز هم ادامه دارد. اما اینکه آتش همین بازی مرگبار به پشت مرزهای بی ثبات همسایه و به خصوص متحدینی چون مصر و امارات متحده عربی نیز برسد دیگر نوعی دست درازی و عبور از خط قرمزی بود که بسیاری از شیوخ نفتی تحمل آن را نداشتند. ریسک بزرگ و شکست خورده یی که قطر در مورد تحولات مصر انجام داد و هنوز هم ظاهرا حاضر نیست به حرف برادر بزرگتر گوش کند، یکی از همین خطوط قرمز بود. با ادامه بحران و جنگ فرقه یی سوریه که نوعی انترناسیونالیسم جهادی – تروریستی را در منطقه نهادینه کرد و هم اکنون تبدیل به یک جنگ درونی بین محافظه کاران سنی و رادیکال های القاعده یی از سراسر جهان شده است، بیش از پیش ریاض و دوحه را از هم دور کرده است. اینکه به تازگی عربستان رسما گروه های "اخوان المسلمین، جبهه النصره، داعش و حوثی های یمن" را در لیست گروه های تروریستی قرار داده است از آنجا که عموم این گروه ها از طریق قطر پشتیبانی می شوند، نمود بیرونی این رقابت و جنگ خانگی است. هم زمان با این تحولات تمرکز رسانه های عربستان بر اظهارات رسانه یی "سلیمان السباعی" یک جهادگر ۲۵ ساله عربستانی که به تازگی از سوریه برگشته و می گوید که در این کشور جنگ "برادرکشی" بین سنی ها شروع شده و حتی دامنه آن به کشتار درونی اتباع و داوطلبان عربستانی در آنجا نیز کشیده شده است در راستای همین بازی انجام می شود.
نکته جالب دیگری که بر تنور این منازعه خانوادگی بیشتر دمیده است دمدمی مزاجی قطری ها در بازی بزرگ منازعه محور سنی – محور شیعی می باشد که تا حدودی متفاوت از نقش رهبران ریاض، حاکم نشین های دوحه نیم نگاهی هم به آینده تحولات منطقه در همکاری با تهران از خود بروز می دهند. در عربستان به لحاظ تاریخی و نگرش قبایلی به این نکته ظریف واقفند که نقش قطری ها در بازی سیاست چندان قائل به ایدئولوژی و حرمت قبایلی نبوده و بیشتر متمرکز بر سیاست "ماکیاولی" است که همین موضوع می تواند در هر لحظه یی "ساز" قطری را برای دیگر اعراب خلیج فارس "ناکوک" کند. در این بین نباید به تغییر جهت در سیاست های غرب و به خصوص آمریکایی ها در مورد بنیادگرایی و تروریسم جهادی در حال رشد در منطقه و صحنه بین المللی غفلت کرد که همین فشارها موجب تغییراتی در سیاست جهادپروری سعودی گردید اما ظاهرا قطری ها هنوز این پیام را نگرفته و هم چنان در مسیر گذشته گام برمی دارند. اختلافات در شورای همکاری خلیج فارس در آینده شدت بیشتری می گیرد و آن تفاهم نسبی اولیه تا حدود زیادی از بین خواهد رفت. تشدید این اختلافات حتی اگر منجر به فروپاشی این اتحاد شکننده نیز نشود اما از اهمیت سیاسی و ژئوپلتیک آن در منطقه به میزان زیادی خواهد کاست.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست