یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پایان سال خاکستری و بد فرجام ۲۰۱۳


اردشیر زارعی قنواتی


• سال ۲۰۱۳ میلادی در حالی پایان یافت که بحران، تنش و درگیری از شرق تا غرب جهان بیش از هر زمان دیگری مهر خود را بر تحولات کوبیده است. با فروپاشی شوروی و بلوک شرق به خلاف نظر فوکویاما نه تنها "پایان تاریخ" رقم نخورد که "نظم رقابت" و قاعده ساختاری "موازنه منفی" جای خود را به یک وضعیت "آنارشیک" سپرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۵ دی ۱٣۹۲ -  ۵ ژانويه ۲۰۱۴


سال ۲۰۱٣ میلادی در حالی پایان یافت که بحران، تنش و درگیری از شرق تا غرب جهان بیش از هر زمان دیگری مهر خود را بر تحولات کوبیده است. با فروپاشی شوروی و بلوک شرق به خلاف نظر فوکویاما نظریه پرداز لیبرال آمریکایی نه تنها "پایان تاریخ" رقم نخورد که "نظم رقابت" و قاعده ساختاری اردوگاهی حتی در اوج جنگ سرد که تضمینی برای صلح در دکترین "موازنه منفی" بود نیز جای خود را به یک وضعیت "آنارشیک" سپرد. نکته نگران کننده تر این بود که وضعیت آنارشیک جدید از الگوی کلاسیک آنارشیسم سیاسی نیز پیروی نمی کرد و عوامل مختل کننده و پیشامدرن چون منازعات قومی، مذهبی و سرزمینی حول "دوقطبی" های سیاسی – اجتماعی در کنار مولفه های مدرن رقابت، به یک همزیستی غیرمسالمت آمیز رسیده بودند. از آنجا که در جهان واقعیت هیچ تحول و رخدادی بدون عوامل شکل دهنده موضوع رخ نمی دهد و یا حداقل در قاعده کلی آن غیر قابل تصور است، می توان آنچه در این سال در جهان اتفاق افتاد را ماحصل روندهایی دانست که اولین قربانیان آن نظم، توسعه، امنیت، دمکراسی و عدالت اجتماعی بود. هر چند که به صورت انتزاعی و موردی تمامی این عوامل مختل کننده قبل تر نیز در تحولات بین المللی قابل رصد بود اما تجمیع آن در یک بازه زمانی کوتاه در طی تحولات ملی، منطقه یی و بین المللی زنگ خطری است که از پیش به صدا در آمده است.

۱ – تثبیت دوقطبی های سیاسی - اجتماعی : در سال ۲۰۱٣ میلادی بیش از هر زمان دیگری حوزه های ملی، منطقه یی و بین المللی حول شکاف، گسست و دوقطبی های منازعه جویانه شکل بندی رقابت و همکاری را مفهوم عینی تری بخشیده اند. هم اکنون دوقطبی فقر و غنا از سطح شمال – جنوب جهانی و حوزه ملی در کشورهای توسعه نیافته حتی در سطح وسیع کشورهای پیشرفته اروپایی – آمریکایی هم تسری پیدا کرده است. دوقطبی های سیاسی – اجتماعی از آن جهت گستره بیشتری دارد که هم زمان حوزه های ژئوپلتیک متفاوت و غیر هم سطح از ایالت متحده آمریکا، اتحادیه اروپایی، آفریقا و خاورمیانه را هدف قرار داده و پیوند تنگاتنگی با نقض عدالت اجتماعی در جوامع مدرن و پیشامدرن را نمایندگی می کند. در آمریکا بعد از پیروزی "باراک اوباما" در سال ۲۰۰٨ میلادی در انتخابات ریاست جمهوری این کشور به شدت دوقطبی شده و به خصوص حول طرح بیمه های همگانی یا همان "اوباماکر" جامعه به سمت یک پیکربندی گسست وار رفته است. چنانچه بعد از تعطیلی ۱۶ روزه دولت به جهت مخالفت کنگره با تصویب بودجه پیشنهادی اوباما، در آخرین روزهای قبل از تعطیلات کریسمس نیز با مخالفت کنگره جمهوریخواه با تمدید قانون اضطرای فدرال "بیمه بیکاری" که از سال ۲۰۰٨ میلادی تا ٣۰ دسامبر ۲۰۱٣ وضع شده بود، هم اکنون حدود یک میلیون نفر از مردم آمریکا از دریافت حقوق محروم شده اند. طنز قضیه در دمکراسی از نوع آمریکایی در اینجاست که دولت دمکرات اوباما برای پیشبرد بسیاری از برنامه های اقتصادی، مبارزه با مالکیت و حمل سلاح و هم چنین در حوزه سیاست خارجی به جهت دوقطبی موجود و لابی های اسلحه سازی و حامی اسرائیل حتی نمی تواند حمایت اکثریت نمایندگان هم حزبی خود را به همراه داشته باشد. در اروپا و به خصوص حوزه پولی یورو با بروز بحران مالی و تحمیل برنامه "ریاضت اقتصادی" بیش از پیش شکاف بین شمال و جنوب این اتحادیه افزایش یافته و در بعد داخلی نیز در کشورهای این حوزه به خصوص در جوامع دچار بحران یونان، ایرلند، قبرس، پرتقال، اسپانیا و ایتالیا شکاف اقتصادی و سیاسی – اجتماعی گسترش یافته است. در ساخت لیبرال دمکراسی اروپایی به خلاف ادعاهای همیشگی در سال ۲۰۱٣ در کنار دوقطبی های سیاسی – اجتماعی بار دیگر این قاره با پدیده نژادپرستی و مهاجر ستیزی روبه رو بوده است که فضای قبل از ظهور فاشیسم در دهه سی و چهل میلادی را تداعی می کند. اخلال در نظم اجتماعی آنجا بیشتر خودنمایی می کند که دوقطبی های موجود در ساخت ملی با مداخلات خارجی نیز پیوند می خورد که تحولات جاری اوکراین و صف کشی حامیان نزدیکی به روسیه در جدال با حامیان نزدیکی با اتحادیه اروپایی در هفته های اخیر فضای سیاسی این کشور را به مرز بحران رسانده است. حکایت فقر و غنا در کشورهای توسعه نیافته هر چند که به صورت تاریخی داستانی دنباله دار است اما فاجعه آتش سوزی یک کارگاه دوخت پوشاک که منجر به کشته شدن حدود ۱۱۲٨ کارگر با دستمزد ٣۰ یورو در ماه در بنگلادش شد، نشان تصویر واقعی تر از تعمیق تضاد در حوزه عدالت اجتماعی بوده است.
دوقطبی های سیاسی – اجتماعی در شاخ آفریقا و خاورمیانه نیز آن چنان گسترش یافته و مرزهای ثبات و توسعه متوازن را در نوردیده است که هیچ جامعه یی در این منطقه از آتش آن مصون نبوده است. در مصر بعد از یک سال زمامداری اسلامگرایان "اخوان المسلمین" که این کشور را به قهقرا و سقوط بیشتر برد، بالاخره با گسترش اعتراضات مردمی علیه "محمد مرسی" رئیس جمهوری اسلامگرا و دخالت ارتش، حاکمیت اخوان پایان یافت و مرسی سرنگون و زندانی گردید. این جابجایی قدرت در تاثیرگذارترین کشور عربی با توجه به تحولات بعدی و دوقطبی درونی در کنار دخالت پنهان خارجی حول دو محور ترکیه و عربستان نه تنها دمکراسی و ثبات را برای این کشور به ارمغان نیاورد که به مرور دست باز ارتش و مقاومت اسلامگرایان در این روزها حتی دامن انقلابیون واقعی، سکولارها و جنبش مدنی تمرد را نیز گرفته و همه را در قربانگاه خشونت و سرکوب به مهمانی فرامی خواند. در تونس که با خودسوزی "بوعزیزی" اولین شراره برای شروع خیزش های عربی بود، بعد از یک دوره بی ثباتی و ترور در دو سال حکمرانی اسلامگرایان "حزب النهضه" سرانجام پس از چندین ماه کش و قوس قرار شد یک دولت انتقالی مقدمات انتخابات زودرس را برای خروج از بحران مهیا کند، اما به نظر نمی رسد که جامعه قطبی شده ی این کشور در کوتاه مدت مسیر به سامان شدن را طی کند. حکایت ترکیه این روزها با بروز بحران فساد اقتصادی در بالاترین سطوح دولت "رجب طیب اردوغان" که با دستگیری و اقامه دعوی توسط دادستان های کشور علیه بیش از سی تن از جمله چهار "آقازاده" که سبب استعفاء یا برکناری ۱۰ وزیر از کابینه گردید، بزرگترین بحران دوران ۱۲ ساله زمامداری حزب اسلامگرای "عدالت و توسعه" را موجب شده است. هر چند که بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان بروز بحران اخیر را به رقابت بین اردوغان و جنبش اسلامی – محافظه کار "خدمت" به رهبری "فتح الله گولن" و هم چنین دور زدن تحریم های ایران مربوط می دانند اما واقعیت بسیار فراتر از این بوده و به ساختار دوقطبی شده جامعه ترکیه و عمق فساد در دولت این کشور بر می گردد. بحران سیاسی – اجتماعی ترکیه بسیار فراتر از یک مناقشه جناحی و دخالت بیرونی بوده و ارتباط مستقیم و انکارناپذیری با ساخت معیوب و شکاف نهادینه شده در بطن جامعه این کشور خواهد داشت که به همین دلیل برون رفت از بحران کنونی نیز بیش از آنچه به نظر می رسد مشکل و سخت می باشد. تحولات ترکیه بدون شک تاثیر انکارناپذیری بر رخدادهای منطقه یی خواهد داشت و از یک طرف "الگوی" اسلامگرایی حزب عدالت و توسعه را بی اعتبار ساخت و از طرف دیگر به جهت ماجراجویی و دخالت های دولت آنکارا در حوزه سیاست خارجی نشان داد که در میدان مین رقص پیروزی تنها می تواند سرشت دیوانگان باشد.

۲ - منازعات قومی و نژادی : جنگ قومیت ها برای کسب قدرت و بهره بیشتر از کیک کپک زده ملی از آفریقا تا عراق چنان گسترده شده است که منازعات خونبار کنونی در آفریقای مرکزی، سودان جنوبی، سوریه، لیبی و عراق هم اینک در مرز جنایت علیه بشریت و نسل کشی اظهار موجودیت می کند. در آخرین روزهای سال ۲۰۱٣ با شروع درگیری و جنگ بین حامیان "سالوا کییر" رئیس جمهوری از قوم "دینکا" با معاون رئیس جمهوری "ریک ماکار" از قوم "نوئر" نه تنها صدها کشته و ده ها هزار آواره بر جای گذاشت که بیم یک جنگ داخلی و بر هم خوردن ثبات منطقه یی را هم به دنبال داشته است. دخالت شورای امنیت برای اعزام بیش از ۵۵۰۰ سرباز صلح بان موسوم به "کلاه آبی" به هفت هزار صلح بان قبلی و هشدار "بان کی مون" دبیرکل سازمان ملل متحد در خصوص وقوع جنایت علیه بشریت در منازعه جاری سودان جنوبی در کنار گزارشات مستند سازمان های حقوق بشری مبنی بر کشتارهای قومی و یافتن گورهای دسته جمعی گویای زیست معیوب مولفه دوران بربریت در عصر دیجیتال کنونی است. تاثیر مولفه قومیت در منازعات مدرن به خصوص در منطقه هندوکش هم تداوم منازعه بین پاکستان - افغانستان و دولت های مرکزی – طالبان در دو سوی "خط دیورند" زخم التیام نیافته یی از دوران استعمار است که هم اینک با نزدیک شدن موعد خروج نیروهای نظامی خارجی از افغانستان جنبش پشتون طالبان بر اساس مطالبات استقلال قومی زیر پوشش ایدئولوژی بنیادگرایانه اسلامی و تروریسم بین المللی مهر خود را پر رنگ تر از همیشه بر پیشانی تاریخ می کوبد.

٣ – منازعات مذهبی و فرقه یی : جنگ و خشونت بین پیروان ادیان مختلف هم به تازگی آن چنان نهادینه شده است که دیگر منازعات مسیحی – مسلمان، شیعه – سنی و بودیسم – روهینگایا از اروپا تا آفریقا و از خاورمیانه تا شرق آسیا به یک امر روتین تبدیل شده و حساسیت چندانی را برنمی انگیزد. شاید در بین عوامل متفاوت و مختل کننده زیست مطلوب بشری، منازعات مذهبی و فرقه یی بتواند خطرناک، زشت، سازمان یافته و هول انگیزترین عامل به حساب آید که به لحاظ ملی، منطقه یی و بین المللی با توجه به حضور بازیگران داخلی و خارجی متعدد حول آن ابعاد گسترده تری به خود می گیرد. کانون محوری این فاجعه هم اکنون در سوریه خود را نشان می دهد و به نظر می رسد که تمامی شاه مهره های تحجر، ستیز مذهبی، جهادگرایی هیستریک، سرخوردگان اجتماعی، بازیگران جنگ های نیابتی، مستبدان موروثی و فاکتورسازان حساب های تسویه نشده داخلی و خارجی یک جا جمع شده اند تا تصویر شقاوت تاریخ و سبعیت "گرگ انسان" را به نمایش بگذارند. جنگ فرقه یی سوریه را هرگز نباید به عنوان یک موضوع داخلی این کشور مورد تحلیل قرار داد چرا که در یک توافق نانوشته گویا قرار است در اینجا همه ی تناقضات تاریخی و ابزارهای ممنوعه در کنار هم فاجعه یی را رقم بزنند تا شاید "فرنکشتاین" جدیدی خلق شود که خالق خود را در تصویر یک "ژئوپلتیک سیاه" به جنگال گیرد. در طول سال ۲۰۱٣ تنش ها و درگیرهای فرقه یی در عراق به بالاترین میزان ظرف پنج سال اخیر رسید و بنا به گزارش نهادهای حقوق بشری در این سال ۹۴۷۵ نفر جان خود را در این درگیری ها از دست داده و در روزهای آخر سال نیز با حمله ارتش عراق به استان "الانبار" برای برچیدن تحصن معترضان سنی هم اینک شهرهای رمادی و فلوچه در دست شبه نظامیان شورشی است که گفته می شود تنها در فلوچه نیمی از شهر به کنترل گروه مرتبط با القاعده "داعش" در آمده و نیمی دیگر نیز در دست جنگجویان عشایری سنی می باشد. در آخرین روزهای سال ۲۰۱٣ بار دیگر ترورهای زنجیره یی لبنان با قتل "محمد شطح" وزیر دارایی سابق و از رهبران ائتلاف ۱۴ مارس فضای همیشه ملتهب این کشور را به مرز خشونت و آستانه یک جنگ داخلی سوق داد که قبلا قطعات پازل آن در سلسله انفجارات دیگر و درگیری در شهرهای طرابلس و صیدون بین دو جناح رقیب حول بحران سوریه به دقت چیده شده بود. اصولا در منطقه خاورمیانه چند سالی است که رقابت بین محور محافظه کار سنی و محور شیعه که در کانون آن عربستان و ایران قرار دارند آغاز شده و به نظر نمی رسد که به این زودی ها پایانی بر این طلسم شوم باشد. جنگ های مذهبی تنها خاص خاورمیانه یا حتی در ابعاد بزرگتر مسلمان با مسیحیان و یهودیان نبوده و به تازگی بنیادگرایی بودایی نیز وارد این کارزار شوم شده است. در سال ۲۰۱٣ در برمه اکثریت بودایی، زمان را برای حذف اقلیت مسلمان روهینگایا مناسب دیده و دست به کشتار می زنند تا جایی که خانم "آنگ سان سوچی" بودایی برنده صلح نوبل هم مهر سکوت بر لب زده تا نشانی باشد بر اینکه منازعات مذهبی دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد.

ترانزیت رفت و آمد و رفتگان بی بازگشت ابرسیاسیون: در طول سال ۲۰۱٣ میلادی جهان در یک دوسویه کنش سیاسی و تقدیر سرنوشت، شاهراه گذر سیاسیون از دروازه بدون بازگشت زندگی و قدرت بود. در آمریکای لاتین بالاخره "هوگو چاوز" رئیس جمهوری ونزوئلا در ۵٨ سالگی بعد از چند سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان در روز ۵ مارس درگذشت تا انقلاب بولیواری و "سوسیالیسم قرن بیست و یکم" بزرگترین حامی و رهبر کاریزماتیک خود را از دست داده و با یک خلاء فرماندهی روبه رو شود. در شرایطی که چپ ها یکی از رهبران فعال خود را از دست داده بودند در ٨ آوریل خبر درگذشت "مارگارت تاچر" نخست وزیر نومحافظه کار و ملقب به "بانوی آهنین" بریتانیا که از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ در ساختمان شماره ده "داونینگ استریت" جا خوش کرده بود در سن ٨۷ سالگی اعلام شد تا تعداد اندکی که در غم فقدان وی ناراحت بودند در خیابان ها شاهد شادی طیف دیگری از مردم باشند که در طول دوران زمامداری وی خانه خراب شده بودند. این دو مرگ از منتهی الیه چپ و راست در ۵ دسامبر با وداع "نلسون ماندلا" رهبر مبارزه با نظام "آپارتاید" به یک خط میانه یی رسید تا در مراسم یادبود این شخصیت پرآوازه در صندلی مدعوین خارجی، رهبرانی از سراسر جهان در کنار هم گرد آیند که ظاهرا دشمنان تاریخی مبارزات مادیبای پیر فرصت یافتند این بار خود را میراث داران و مقلدان سنت مبارزات وی جا بزنند. آنان که به مسیر بی بازگشت رفتند تنها منحصر به شخصیت های شناخته شده نبود و در این سال حدود ۱۰٨ روزنامه نگار، عکاس خبری و فعال مطبوعاتی نیز جان خود را از دست دادند که تنها ۷۰ نفر از آنان در حال تهیه گزارش از مناطق بحرانی جهان به این مصیبت بزرگ دچار شدند. این وضعیت فاجعه بار گواه این حقیقت بود تا این نکته اثبات شود که روزنامه نگاران هنوز بزرگترین گروه حقیقت یاب و دریچه یی به سوی روشنایی است که بازیگران تاریکی و جهل حضور و وجود آنان را تحمل نخواهند کرد.
اما همه رفتن ها تنها پایان زندگی نبود چرا که در این سال بسیاری برای دفاع از دمکراسی، بعضی برای تغییرات اصلاحی، بخشی برای توهم بازگشت به دوران تحجر و دیگری برای وداع با قدرت ترانزیت نقل و مکان را تجربه کردند. تلنگری لازم بود تا مرز واقعیت سیاست با ادعای دمکراسی در جهان مدرن هویدا شود و این مهم ظاهرا می بایست توسط "ادوارد اسنودن" پیمانکار امنیتی آژانس امنیت ملی آمریکا (ان اس ای) انجام شود که با پناهندگی خود به روسیه در ۶ ژوئن و افشای مدارک جاسوسی سازمان های اطلاعاتی از حریم خصوصی شهروندان و حتی ٣۵ رهبر جهانی از جمله "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان و "دیلما روسف" رئیس جمهوری برزیل هم اینکه پشت پرده جهان سیاست را نشان داد و هم اینکه واشینگتن را در نزد افکارعمومی و نزدیکترین متحدان سیاسی خود شرمسار کرد. در حالی که در بازی قدرت این بار در مصر بعد از یک سال زمامداری محمد مرسی با اعتراض مردم و دخالت ارتش وی از مسند صدرات به کنج اسارت رسید اما در ایران بازی سیاست بسیاری را غافلگیر کرد. بعد از هشت سال زمامداری "محمود احمدی نژاد" که از منتهی الیه راست افراطی برخاسته و با چشمک زدن چپ توانسته بود پوپولیسم شرقی را در متن حمایت نهادهای قدرت به بزرگترین گرفتاری تاریخ ایران تبدیل کند در بزنگاه یاس مردم این بار مردی آمد که با شعار "دولت تدبیر" و تاکید بر اینکه "من حقوقدانم و سرهنگ نیستم" دریچه یی هر چند تنگ از امید را گشود. در باره "حسن روحانی" رئیس جمهوری جدید ایران و تغییر در ساخت قدرت بدون شک می بایست هنوز صبر کرد تا در کنار نتایج عملی حل و فصل پرونده هسته یی کشور و روابط با جامعه بین المللی، تاثیر رویکرد دولت و به خصوص وعده های انتخاباتی وی را در حوزه سیاست داخلی و به سامان شدن اقتصاد و اجتماع ایران مشاهده کرد. در حوزه کلان تشکیلات مذهبی این بار کاتولیک ها دست به کار بزرگی زدند و پاپ محافظه کار "بندیکت شانزدهم" را به صومعه برای بازنشستگی فرستادند تا با برگزیدن کاردینال آرژانتینی برای اولین بار پاپی را بر دستگاه محافظه کار واتیکان حاکم کنند که ضمن برگزیدن نام "فرانسیس اول" راه را برای تحولات جدید و اجتناب ناپذیر در دستگاه مذهبی کاتولیک هموار کند. شاید سال ۲۰۱٣ برای ایتالیایی ها یک سال تاریخی باشد چرا که بعد از چند دهه بالاخره این کشور و دستگاه سیاست رم توانست از یک تنگنا و پیچ صعب العبور گذر کرده و "سیلویو برلوسکونی" بزرگترین پوپولیست سال های اخیر اروپا را به زیر کشیده و با رای سنای ایتالیا وی را به جرم فساد مالی و شخصی کنار بگذارد. به یقین سال ۲۰۱٣ در تاریخ به عنوان یک سال خاکستری و بدفرجام شناخته خواهد شد هر چند که رصد تحولات نشان می دهد که نباید امید چندانی هم به سال ۲۰۱۴ داشت.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست