یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اوکراین، کانون رقابت شرقی – غربی در اروپا


اردشیر زارعی قنواتی


• اوکراین عینی ترین و شفاف ترین تصویر از تلاقی شرق و غرب در قاره اروپا می باشد که به نوعی حلقه واسط یک زنجیر در حوزه ژئوپلتیک منطقه یی نیز بوده و هرگونه سمت گیری به یک طرف می تواند موازنه سیاسی – اجتماعی در ساخت درونی و تغییر در عرصه ژئوپلتیک را به دنبال داشته باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۶ آذر ۱٣۹۲ -  ۱۷ دسامبر ۲۰۱٣



شکست نشست ۲۹ نوامبر اتحادیه اروپا در "ویلنیوس" پایتخت لیتوانی در چارچوب طرح "مشارکت شرقی" که با عدم امضای پیمان تجارت آزاد بین این اتحادیه و اوکراین رقم خورد بار دیگر بحث نگاه به شرق یا به غرب در اروپای شرقی و جمهوری های استقلال یافته از فروپاشی شوروی را در کانون خبرهای بین المللی قرار داد. با تصمیم کابینه اوکراین قبل از این نشست مبنی بر به تعویق انداختن امضای این توافقنامه "ویکتور یانوکوویچ" رئیس جمهوری این کشور با تمام فشاری که از داخل توسط جناح اپوزیسیون و در خارج توسط اتحادیه اروپایی بر وی وارد می شد، هم چنان بر عزم خود برای عدم امضای قرارداد تجارت آزاد با اتحادیه ایستادگی کرد.
در شرایطی که به لحاظ تاریخی اوکراین بعد از استقلال خود در سال ۱۹۹۱ از شوروی سابق همواره کانون کشمکش دو گرایش شرقی و غربی بوده و فضای سیاسی – اجتماعی این کشور در قالب یک دوقطبی هویت ذاتی خود را تعریف می کند برای درک بهتر از وضعیت موجود، تامل در چرایی و موقعیت ساخت سیاسی – اجتماعی آن از اهمیت زیادی برخوردار است. اوکراین عینی ترین و شفاف ترین تصویر از تلاقی شرق و غرب در قاره اروپا می باشد که به نوعی حلقه واسط یک زنجیر در حوزه ژئوپلتیک منطقه یی نیز بوده و هرگونه سمت گیری به یک طرف می تواند موازنه سیاسی – اجتماعی در ساخت درونی و تغییر در عرصه ژئوپلتیک را به دنبال داشته باشد.
تصویر اوکراین در ساخت داخلی به خلاف تصور عمومی برخوردار از یک تناقض ماهوی و دوقطبی ذاتی در بطن مولفه دولت – ملت به شیوه مدرن می باشد که عبور از آن بدون در نظر گرفتن حساسیت های ملی و منطقه یی در کوتاه مدت و میان مدت به آسانی انجام نخواهد گرفت. در شرق اوکراین به لحاظ اینکه اکثریت مطلق از نژاد اسلاو و تقریبا ۴۰ درصد آنان اصولا روس تبار هستند، مذهب مردم این منطقه هم چون روس ها مسیحی ارتدوکس است، زبان بیشتر مردم شرق اوکراین روسی بوده و به جهت همگرایی فرهنگی احساس مشترک با مردم روسیه دارند و مهم تر از همه اینکه شرق این کشور تقریبا تمام منطقه صنعتی کشور را در خود جای داده و از یک طرف طبقه کارگر، نهادهای سندیکایی و بخش مونتاژکاری یا وابستگی صنعتی آن تداوم رابطه نزدیک با روسیه را می طلبد. این وضعیت به خصوص در شبه جزیره "کریمه" که اکثریت مردم آن روس تبار بوده و حزب کمونیست در پارلمان و شورای شهر آن آلترناتیو سیاسی تلقی می شود حتی نسبت به دیگر نقاط شرق پر رنگ تر بوده و یک مطالبه رانشی نسبت به همگرایی با اتحادیه اروپایی حاکم است. به عکس این موضوع در غرب اوکراین بیشتر مردم پیرو مذهب کاتولیک بوده، زبان اوکراینی آلترناتیو زبانی است که بعضا حتی وقتی که دولت زبان روسی را به عنوان زبان دوم به رسمیت شناخت در غرب اوکراین صدای اعتراض بلند شد، در غرب این کشور ساخت اقتصادی بر مبنای کشاورزی است و به همین دلیل نزدیکی به اتحادیه اروپایی برای آنان هم اینکه منبع صادرات می تواند باشد و هم اینکه تقاضای کالای صنعتی و مصرفی هیچ دغدغه یی جهت تشدید بیکاری در صورت ورود صادرات اتحادیه ندارند. این عدم تجانس جغرافیای سیاسی و اقتصادی شرق و غرب اوکراین در کنار بازی های ژئوپلتیک اتحادیه اروپایی و روسیه در طی رقابت های موجود دو اردوگاهی بنیان اصلی دوقطبی موجود در جدل های داخلی و خارجی اوکراین امروز می باشد.
تاکنون این موقعیت ویژه برای اوکراین به عنوان زنجیر واسط و کانون رقابت شرق و غرب در اروپا موجبات تهدید و فرصت های بسیاری بوده است. ترانزیت گاز روسیه از مسیر اوکراین به سمت کشورهای اروپایی و فروش گاز ارزان تر مسکو به کی یف در کنار خرید بخش اعظم تولیدات صنعتی این کشور توسط روسیه در کنار استفاده از امتیازات ویژه تحت عنوان اتحاد گمرکی توسط اوکراین در زمره فرصت هایی تلقی می شود که چرخ اقتصاد این کشور را تا به امروز به حرکت در آورده است. آنچه اتحادیه اروپایی می تواند به اوکراین بدهد با توجه به تجربه تاریخی در مورد دیگر کشورهای حوزه شرقی که به این اتحادیه پیوسته اند بیشتر در قالب یک "پرستیژ" می باشد که بیشتر در حوزه دمکراتیزاسیون سیاسی و تردد آسان شهروندان به سمت اروپا را فراهم می کند در صورتی که این کشور در بازار اروپایی حرف چندانی برای گفتن نخواهد داشت.
هم اکنون اوکراین از بسیاری از امتیازات اتحاد گمرکی با روسیه استفاده می کند و در صورت در نظر نگرفتن منافع مسکو در آینده و شروع تنبیهات روس ها کی یف دچار یک فروپاشی اقتصادی و تنش حاد در دوقطبی موجود خواهد شد. اینکه اتحادیه اروپایی در نشست ویلنیوس از زبان "خوزه مانوئل بارسو" رئیس کمیسیون اروپا بعد از شکست مذاکرات با یانوکوویچ می گوید "ما به کشور ثالث اجازه مداخله در مذاکرات دوجانبه را نمی دهیم" با توجه به تبعات پیمان تجارت آزاد بین اتحادیه و اوکراین در منطقه، چندان با منطق سیاسی و حتی اقتصادی سازگار نمی باشد. در صورت امضای این توافق عوارض گمرکی صادرات اروپا به اوکراین مشمول کاهش ٨۵ درصدی می شود و بعدا همین کالاها به واسطه اتحاد گمرکی با روسیه به سهولت وارد این کشور شده و می تواند اخلال و زیان بزرگ اقتصادی برای مسکو به دنبال داشته باشد. به طور حتم تا زمانی که تکلیف روابط بنیادین اتحادیه اروپایی با روسیه به سرانجام نرسیده است، مسکو اجازه این تداخل منافع را نداده و کیف نیز قبل از آن باید تکلیف خود را نسبت به تعادل بخشی بین غرب و شرق در حال رقابت روشن کند. اینکه ویکتور یانوکوویچ در جواب منتقدان اروپایی خود می گوید "برنامه ما تغییر نمی کند فکر می کنیم زمانی به این توافق خواهیم رسید که به اقداماتی دست بزنیم و راه حل هایی برای مشکلات اقتصادی بیابیم، آن وقت فرصتی برای امضای توافقنامه همکاری راهبردی با روسیه پیدا خواهیم کرد و این همان چیزی است که به آن نیاز داریم. از این رو سعی می کنیم روابط بین اتحادیه اروپا، روسیه و اوکراین را عادی سازیم. این وظیفه ماست" بخشی از یک واقعیت موجود است. اینکه هم اینک بسیاری در اتحادیه اروپا و غربگرایان اوکراینی که این روزها خیابان های کی یف را در اعتراض نسبت به رئیس جمهوری عرصه حضور خود قرار داده اند آن را نمی بینند، بیش از آنچه منطقی باشد رقص در صحنه احساس است.
از آنجا که رهبران مسکو نسبت به نقض منافع ملی خود توسط اتحادیه اروپایی و گسترش آن به سمت شرق و در حوزه نفوذ خود به شدت معترض و خشمگین می باشند، هرگونه اقدام یکجانبه توسط کشورهای اقماری این حوزه به خصوص زمانی که از امتیازات ویژه مسکو استفاده می کنند لاجرم با اقدامات تنبیهی سخت مواجه می شود. دولت اوکراین از یک سو این واقعیت ژئوپلتیک را می داند و از سوی دیگر جایگاه رای دهندگان به "حزب مناطق" به عنوان حزب حاکم و موتلف خود حزب کمونیست در بخش شرقی اوکراین است که همواره روسیه را بر اتحادیه اروپایی ترجیح می دهند. ادامه اعتراضات در میدان استقلال کی یف و حضور سریالی رهبران و شخصیت های اروپایی – آمریکایی در این تجمعات واقعیت و ماهیت این اعتراضات را به خوبی نشان داده و مرزبندی آن را با جنبش های اعتراضی مردمی نشان می دهد. اصولا اوکراین زمانی می تواند بدون دردسر به توافق تجاری با اتحادیه اروپایی برسد که قبل از آن توازن و تعامل لازم برای عدم نقض منافع همسایه بزرگ شرقی خود را فراهم کرده باشد در غیر این صورت مناقشه شرقی – غربی در اوکراین هم چنان ادامه خواهد داشت.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست