یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

معلق ماندن میان یاس و امید
بزرگترین مجازات خانواده های زندانیان سیاسی

فرانک صیدی راد


• بدیهی ست که شخصا تا کنون هیچگونه گشایشی در رابطه با موضوع زندانیان سیاسی را مشاهده نکرده ام... خانواده ی زندانی سیاسی بودن فارغ از تمام افتخاراتش، خود مجازاتی سنگین است که روح و جان ادمی را فرو می کاهد. و بدترین نوع این مجازات معلق ماندن میان یاس و امید است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۰ آبان ۱٣۹۲ -  ۱۱ نوامبر ۲۰۱٣


اینکه مجازات یک فرد ، تنها محدود به خودش نیست و مجازات خانواده اش را نیز در بر می گیرد را بارها شنیده بودم و این سال ها با تمام وجود درکش کردم.
این مجازات از زمان دستگیری یک فرد اغاز می شود، اگر بازداشت فرد در خانه اش و همراه با تفتیش منزل باشد می توان تصور کرد چه شوکی به این خانواده وارد می شود به خصوص اگر چنین تجربه ای نداشته باشند . و اگر دستگیری بیرون از خانه باشد که احتمالا با روزها و یا ماه ها بی خبری از وضعیت عزیزشان همراه است ، باز هم نگرانی و اضطراب زیادی برای خانواده در بر دارد .
دوران نگهداری فرد در سلول انفرادی که با بازجویی های مکرر همراه است ،در این هنگام معمولا خانواده بازهم در بی خبری به سر می برد و ملاقات برای انها ممنوع است و پس از ان بلاتکلیفی تا زمان تشکیل دادگاه و صدور حکم ، سپس انتظار برای تجدید نظر که عملا باعث می شود زندگی خانواده ها در تعلیق و اضطراب سپری شود . این پروسه برای شخص من به حدی هراس انگیز بود که هنوز با یاد اوری ان دوران دلهره ای عجیب به جانم می افتد . انقدر که یاداوری نام دادگاه انقلاب پایان دنیا را برایم تداعی می کند .
پس از تشکیل دادگاه چه فردی که با قرار وثیقه ازاد شود و مدت ها بلاتکلیف در انتظار اجرای حکمش باشد و هنگامی که خانواده اش او را تا در زندان همراهی می کنند تا با پای خویش برای تحمل حبس به زندان برود، و چه فردی که حکمش به صورت متصل اجرا می شود، در هر صورت خانواده ها در این زمان مشقت و رنج فراوانی را تحمل می کنند.
با اغاز اجرای حکم و انتقال فرد به زندان تحمل دلتنگی و دوری از عزیزشان ، نگرانی از وضعیت او ، همراه با مشکلات رفت و امد برای ملاقات و انجام سایر امور مربوط به زندانی ( مانند : مراجعه به دادستانی برای گرفتن ملاقات حضوری یا انجام امور مربوط به درمان زندانیان بیمار و یا تامین وثیقه برای مرخصی و... ) اغاز می شود .
علاوه بر هزینه های رفت و امد، تا انجا که اطلاع دارم می دانم که حداقل در زندان اوین اغلب زندانیان سیاسی به دلیل کیفیت نا مطلوب از غذای زندان استفاده نمی کنند و خانواده ها ناچارند برای سلامت و رفاه عزیزشان در حد توانایی خود هر هفته یا هر ماه مبلغی را برای خرید مواد غذایی و سایر وسایل شخصی به وی اختصاص دهند که ان هم با توجه به کیفیت نه چندان مناسب اجناس فروشگاه زندان و قیمت بیش از قیمت رایج در بازار و با محدودیت ( برای مثال در سال گذشته فروشگاه زندان اوین ، ماه ها از ارائه ی اقلامی چون میوه، سبزیجات و لبنیات خودداری کرد . ) بنابراین خانواده ها حتی اگر هزینه ی زیادی هم بپردازند نمی توانند از وضعیت سلامت و عدم سو تغذیه ی عزیزشان اسوده خاطر باشند .
حال در نظر بگیرید در جایی که سرپرست خانواده زندانی باشد، این خانواده در تامین معاش خود نیز با مشکلات جدی رو به روست چه رسد به تامین هزینه هایی که زندان به انها تحمیل می کند .
به جز اسیب های روانی و عاطفی و هزینه های مالی ، از لحاظ وقت ، حتی خانواده هایی که در تهران ساکن هستند اغلب مسافت زیادی برای ملاقات می پیمایند و با توجه به اینکه در سالن ملاقات باید ساعت ها انتظار بکشند، معمولا نیمی از روزشان را از دست می دهند . این زمان برای کسانی که از شهرهای دیگر می ایند به حدی است که یک روز در هفته و انها که راهشان دورتر است حتی چند روز هم باید برای یک ملاقات ۲۰ تا ٣۰ دقیقه ای صرف کنند . و این رفت و امدهای پی در پی خستگی و اسیب های جسمانی را برای این خانواده ها پدید می اورد و حتی خطرات جانی در بر دارد ، به طوری که گهگاه شاهد این بوده ایم که در راه رفت و امد برای ملاقات برخی خانواده ها دچار سانحه شده اند .
تمام اینها تنها بخش بسیار اندکی از فشار و رنجی ست که به خانواده های زندانیان سیاسی تحمیل شده است . و وضعیت کسانی که در زندان های شهرستان هستند یا به نقاط دور تبعید شده اند به مراتب دشوارتر است .
اما هدف از این شرح کلی و مختصر این بود که بگویم یکی از بدترین شکنجه های روانی برای خانواده ها، بازی بیم و امید است که گویا امسال قوه ی قضائیه بیش از گذشته به ان دست زده .
در پی مراجعه های مکرر خانواده های زندانیان سیاسی به دادستانی و پرسش پیرامون ازادی ایشان ، بارها به خانواده ها وعده ی ازادی دادند و گفتند لیست ازادی داریم اما نام افراد و زمان و نحوه ی ازاد شدنشان مشخص نیست . با شنیدن این وعده ها از چند هفته قبل از عید فطر موجی از امید در بین خانواده ها ایجاد شد و شب عید فطر بسیاری از خانواده ها و دوستان ساعت ها جلوی زندان اوین جمع شدند و چشم به درهای زندان دوختند به امید اینکه عزیز ازاد شده شان را در اغوش گیرند و دیگران نیز در خانه به امید شنیدن خبر ازادی به انتظار نشستند . اما بر خلاف سال های پیش امسال حتی یک نفر هم برای عید فطر ازاد نشد . و تنها پاسخی که ماموران دادند این بود که امشب ازادی نداریم و شاید از شنبه ( یعنی هفته ی بعد ) عده ای ازاد شوند .
اگر چه ان شب برای خانواده ها شب خوبی نبود اما امیدشان را از دست ندادند و همه فکر می کردند که تا چند هفته ی اینده حتما این اتفاق خوش خواهد افتاد . اما دریغ ...
با گذشت نزدیک به یک ماه و نیم از عید فطر رفته رفته امیدها به یاس تبدیل می شد تا اینکه در روز چهارشنبه ۲۷ شهریور ماه به طور غیر منتظره ای نسرین ستوده و عده دیگری از زندانیان سیاسی و عقیدتی ( حدود ۱٣ نفر ) ازاد شدند. و ٣ نفر دیگر از زندانیان بند ٣۵۰ روز قبل ازاد شده بودند .
این ازادی که در استانه ی سفر رئیس جمهور برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل صورت گرفت، بازتاب گسترده ای در رسانه ها و شبکه های اجتماعی داشت و چنان شور و شعفی بین فعالین و خانواده ها ایجاد کرد که همگی در انتظار ازادی قریب الوقوع تعداد گسترده و حتی همه ی زندانیان سیاسی بودند . که البته با توقف این سیر و اعلام مسئولان که دیگر ازادی نخواهیم داشت این امید نیز به یاس تبدیل شد .
بنابر اطلاعات دریافتی از اخبار و طبق مشاهدات شخصی ام پس از این تنها چند تن از زندانیان سیاسی را به عنوان مرخصی بیرون فرستادند و به انها اعلام کرده اند که نیاز به تمدید مرخصی ندارند اما حکم ازادی هم برای ایشان صادر نشده است ! و چند تن دیگر ( حدود ٣ یا ۴ نفر ) هم که تنها چند ماه تا پایان دوران محکومیتشان باقی مانده بود را در ماه های اخیر ازاد کرده اند .
اما باز هم در استانه ی اعیاد قربان و غدیر سخنگوی قوه ی قضائیه محسنی اژه ای در نشست خبری اظهار داشت که ٨۰ نفر از زندانیان امنیتی ( سیاسی ) مشمول عفو خواهند شد . که با گذشتن این اعیاد این امید خانواده ها نیز به یاس گرایید و هنگامی که خانواده ها به دادستانی مراجعه کرده و در این مورد سوال کردند، مسولان یا از پاسخگویی سر باز زدند یا پاسخ های غیر قابل قبولی دادند .
مورد دیگری که قابل تامل است در تابستان ۹۲ فرم های در خواست ازادی مشروط در زندان پخش شد و عده زیادی از زندانیان که شرایط ان را دشتند فرم را امضا کردند .( گفته شده بود این فرم ها از طرف سازمان زندان ها امده ) این خبر نیز امیدی را در دل زندانیان سیاسی و خانواده هایشان بیدار کرد که با گذشت ماه ها به یاس بدل شد .
نکته ای که در این میان حائز اهمیت است اینکه در ماه های اخیر اغلب رسانه ها به شکل هماهنگ و قطعا هدف دار طوری خبرها را تنظیم کرده اند که افکار عمومی بر این باور رسید که واقعا گشایشی در فضای سیاسی شکل گرفته و مسئله ی زندانیان سیاسی تا حد زیادی حل شده و همچنان رو به بهبود است !
حال انکه در برابر این شمار اندک از زندانیان ازاد شده ( که اکثرا کمتر از چند ماه به پایان محکومیتشان باقی مانده بود ) عده ی بیشتری دستگیر و روانه ی زندان شدند !
در این مدت بارها از بسیاری از خویشان و دوستان شنیده ام که اکنون که فضای سیاسی باز شده و بسیاری از زندانیان سیاسی ازاد شده اند چرا فریدون ازاد نشده ؟ و یا حتما به زودی ازاد خواهد شد .
با وجود اینکه این سوال ها برایم حیرت اور بود اما ان را به حساب تاثیر خبرسازی های جهت دار رسانه ها گذاشته و سکوت کردم تا شتابزده پاسخی ندهم .
اکنون با گذشت چندین ماه و سپری شدن تمامی اعیاد مذهبی و با توجه به خبر تازه انتشار یافته مبنی بر اینکه رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرده اند : (( تا عید حرف ازادی زندانیان را نزنید )) بر ان شدم تا در حد وسع خود این موضوع را شفاف سازم :
تعداد ازادی زندانیان سیاسی بر خلاف ادعای برخی رسانه ها و تصور عموم بسیار بسیار محدود بوده و از همین تعداد محدود هم اکثرا سال ها در زندان سپری کرده و تنها یک یا چند ماهی از پایان محکومیتشان باقی مانده بود .
در سال های گذشته ازادی و عفوهای بیشتری اتفاق افتاد برای مثال روال در سال های قبل چنین بود که برای عید فطر بین ۷۰ تا ٨۰ نفر ازاد شدند و امسال به این مناسبت حتی یک نفر هم ازاد نشد .
ازادی های بعد از عید هم محدود به همان تعداد اندک است که پیش از این بدان اشاره شد ( حدود ۱٣ نفر )
براساس اطلاعات موجود و مشاهده وضعیت بسیاری از دوستان و شرایط برادرم که خود از نزدیک شاهد ان هستم به طوری که تا کنون هیچگونه عفو و یا تخفیف در مجازات شامل حال او نشده و حتی با وجود درخواست وی برای ازادی مشروط در صورتی که از تابستان سال ۹۱ شرایط ان را داشته ، از این حق قانونی نیز برخوردار نشده است . و در طول این ٣ سال تنها یکبار به مرخصی امده .و همچنان ماه هاست که ما از داشتن ملاقات حضوری با وی محروم هستیم .
بدیهی ست که شخصا تا کنون هیچگونه گشایشی در رابطه با موضوع زندانیان سیاسی را مشاهده نکرده ام.
در این مدت تنها مادرم و مادرهای دیگر را دیده ام که با شنیدن این وعده ها برای امدن فرزندشان خانه تکانی کرده اند، پدرم و پدرهایی را دیده ام که وسایل پذیرایی از مهمانان را فراهم کرده اند، همسرانی را دیده ام که شوق دیدار در نگاه و کلامشان شعله می کشد ، فرزندانی که هزاران نقشه در سر پرورانده اند برای ازادی پدر یا مادرشان و خواهر و برادرهایی که رویای ازادی در سر داشته اند ...
خانواده ی زندانی سیاسی بودن فارغ از تمام افتخاراتش، خود مجازاتی سنگین است که روح و جان ادمی را فرو می کاهد . وبدترین نوع این مجازات معلق ماندن میان یاس و امید است.

فرانک صیدی راد ۱۸ آبان ۱٣۹۲


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست