یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تصویر جهان در قاب هفته
از وحشت در دمشق تا آرامش مناظره به شیوه آلمانی


اردشیر زارعی قنواتی


• هم اینک جهان بعد از دوران جنگ سرد به دو راهی یک انتخاب بین جنگ و صلح رسیده است که گزینش هر کدام از این وضعیت زشت و زیبا می تواند به لحاظ گذار دمکراتیک و چینش های ژئوپلتیک برای منطقه خاورمیانه از اهمیت تعیین کننده یی برخوردار باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۴ شهريور ۱٣۹۲ -  ۵ سپتامبر ۲۰۱٣


هم اینک جهان بعد از دوران جنگ سرد به دو راهی یک انتخاب بین جنگ و صلح رسیده است که گزینش هر کدام از این وضعیت زشت و زیبا می تواند به لحاظ گذار دمکراتیک و چینش های ژئوپلتیک برای منطقه خاورمیانه از اهمیت تعیین کننده یی برخوردار باشد. نظم "الاکلنگی" جهان در شرایطی بختک جنگ را بر فراز آسمان سوریه به پرواز در آورده است که به لحاظ در هم ریختگی اوضاع خاورمیانه هیچ کس از تبعات منفی و سنگین این جنگ مصون نخواهد ماند. هم اکنون دیگر تحلیل سرنوشت "بشار اسد" و دست و پا زدن در تعیین مسببین حملات شیمیایی اخیر به حومه دمشق تحت تاثیر نتایج موقعیت پساجنگ باید مدنظر قرار گیرد. هر چند که آغاز این جنگ می تواند مناسبات قدرت در منطقه را تغییر دهد اما واقعیت معادلات و تاثیر تبعات ویرانگر یک جنگ جدید در اوضاع داخلی کشورهای منطقه از اهمیت بیشتری برخوردار است. وضعیت آنارشیک منطقه یی و فاجعه فرقه گرایی کنونی که تقریبا تمام زیست سیاسی – اجتماعی خاورمیانه را در چنبره خود گرفته است، هیچ کنش واحد به خصوص در موقعیت یک جنگ نیابتی که نیروهای آلترناتیو را درگیر خود می کند را در محدوده مرزهای جغرافیایی مشخص قابل کنترل نخواهد کرد. هیاهو و صدای طبل جنگ البته به میزان کمتری در اروپا نیز نوای گوش خراش خود را به رخ می کشد و قاعده بازی دولت – پارلمان در کشورهای این حوزه را در مرز جنگجویی رهبران حاکم و صلح مدنی نمایندگان پارلمانی تا اندازه یی شاقول قضاوت را به نفع نهاد مردم سنگین تر کرده است. در این روزها کشورهای آمریکای لاتین در حالی تقریبا به صورت واحد صدای مخالفت خود با جنگ را به گوش همسایه شمالی می رسانند که هم زمان با افشای اسناد تازه یی از "ادوارد اسنودن" در مورد جاسوسی از مکالمات اینترنتی "دیلما روسف" رئیس جمهوری برزیل و "انریکه پنیانیه تو" رئیس جمهوری مکزیک خشم لاتینوها را بیش از پیش برانگیخته است.
بوی باروت در خاورمیانه : حمله به سوریه تقریبا قریب الوقوع بوده و چنانچه در طول یک هفته اخیر تحول غیرمنتظره هم چون آنچه در پارلمان بریتانیا بروز کرد اتفاق نیافتد، از هم اکنون می بایست گوش ها را برای شنیدن صدای شلیک موشک های کروز و ترانزیت جنگنده های مهاجم به دمشق و سراسر سوریه آماده کرد. آخرین نظرسنجی ها در آمریکا که توسط روزنامه واشینگتن پست و شبکه تلویزیونی ای بی سی انجام شده است نشان می دهد که ۵۹ درصد از مردم آمریکا حتی در صورتی که رژیم دمشق از سلاح شیمیایی استفاده کرده باشد، مخالف حمله به سوریه می باشند. در فرانسه نیز که روز چهارشنبه ۴ سپتامبر پارلمان این کشور باید در مورد تصمیم فرانسوا اولاند جهت اقدام نظامی علیه سوریه وارد شور شود، نظرسنجی ها نشان می دهد که ۶۴ درصد مخالف این جنگ می باشند. از طرف دیگر در همان زمانی که "جان کری، چاک هیگل و مارتین دمپسی" وزرای خارجه، دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در جلسه کمیته روابط خارجی سنای این کشور در حال تشریح برنامه جنگی دولت اوباما بودند "بان کی مون" دبیرکل سازمان ملل متحد در جواب این پرسش که در صورت رای کنگره آمریکا برای شروع جنگ موضع این سازمان چیست به صراحت اظهار کرد که اقدام به جنگ مشروط به مقوله دفاع و صدور قطعنامه شورای امنیت خواهد بود. هم چنین تاکنون بسیاری از کشورهای اروپایی، اعضای ناتو، کشورهای آمریکای لاتین و حتی بعضی کشورهای عربی مخالفت خود را با حمله به سوریه اعلان کرده اند و جنبش ضدجنگ در جهان نیز موضع روشن خود را در این خصوص بیان داشته است. بحث آغاز یک جنگ فراگیر و منطقه یی به جهت تاثیرات چندجانبه آن بسیار گسترده تر از جدال بر سر نظام غیردمکراتیک سوریه و تشدید درگیری در این کشور بوده و در چارچوب مناسبات بین المللی و کنوانسیون های مورد توافق از اهمیت دوچندانی برخوردار است. در آمریکا هنوز برنامه مشخص و روشنی در این خصوص ارائه نشده است و در حالی که اوباما از یک ضربه محدود برای تنبیه اسد سخن می گوید دیگران اهداف فراگیرتر تا حد سرنگونی دولت دمشق را مدنظر دارند. حتی بحث حمله به تاسیسات و انبارهای شیمیایی سوریه که این روزها مرتب تکرار می شود در صورت تحقق آن به واسطه انتشار گازهای حاصل از این انهدام خود می تواند بزرگترین کشتار را به ارمغان بیاورد. تجربه نشان داده است که ورود هژمون های بین المللی به یک جنگ بزرگ هرگز در میانه راه متوقف نمانده و باید تا پایان و دستیابی به نتیجه نهایی دنبال شود که به همین دلیل یک ضربه تنبیهی مورد ادعای اوباما بیشتر به یک شوخی سیاسی یا تشدید تنش بیشتر می ماند. رهبران واشینگتن، پاریس، لندن، آنکارا، ریاض و دوحه از همان ابتدای بحران سوریه مبنای عمل خود را برکناری اسد از قدرت قرار داده اند و هم اینک بعد از حدود ٣۰ ماه به این هدف نرسیده اند که این در واقع در موقعیت قدرت هژمونیک جهانی و منطقه یی به مفهوم افول قدرت و سلب اعتبار خواهد بود. تمام بحث حمله به سوریه به خصوص پس از پیروزی های اخیر نیروهای اسد در حوزه میدانی عملیات، معکوس کردن این روند و حداقل ایجاد توازن قدرت بین دولت و مخالفان آن است که به صراحت در سخنان رهبران غربی نیز بارها عنوان شده است. جنگ گسترده در سوریه نیز به دلیل وجود نیروهای تندرو و مرتبط با القاعده و هم چنین ذات فرقه یی بحران این کشور خطر یک نسل کشی گسترده را به دنبال دارد که حتی تاثیرات مخرب آن می تواند از تجربه افغانستان و عراق نیز دهشتناک تر باشد.
سیر طبیعی وقایع در آمریکای لاتین : در طول این هفته کشورهای این منطقه تقریبا یک صدا مخالفت خود را با شروع یک جنگ بین المللی ابراز کردند و به عکس دیگران و با رجوع به تجربه خود تحت تاثیر پروپاگاندای تبلیغاتی واشینگتن قرار نگرفتند. رهبران برزیل و مکزیک بعد از درز بخش دیگری از اسناد افشاگرانه اسنودن مبنی بر کنترل مکاتبات روسای جمهوری این دو کشور توسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا ناخرسند از این اقدام خواهان توضیح رسمی مقامات واشینگتن شدند. در کلمبیا بعد از دو هفته ناآرامی و اعتراض کشاورزان، دامداران، کامیونداران، دانش آموزان و دانشجویان، کارمندان دولت و دیگر صنوف به سیاست های نئولیبرالیستی "خوان مانوئل سانتوس" که منجر به استقرار ارتش در خیابان های "بوگوتا" گردید، بالاخره رئیس جمهوری را وادار به انحلال دولت کرد. در برزیل نیز اعتراضات طبقات کارگری و لایه های زیرین اجتماعی به برنامه های اقتصادی دولت که تا حدودی حتی مورد تایید دیلما روسف هم قرار گرفت، بار دیگر بحث الزام ایجاد توازن طبقاتی در شرایط توسعه متوازن در اقتصادهای نوظهور را گوشزد می کند.

انتخابات پارلمانی آلمان: در ماه سپتامبر بدون شک مهمترین و تاثیرگذارترین موضوع در اروپا بحث حول نتایج انتخابات پارلمانی ژرمن ها خواهد بود که می تواند تا حدود زیادی نقشه راه آینده اروپا و حوزه یورو را مشخص کند. مناظره تلویزیونی روز یکشنبه اول سپتامبر بین "آنگلا مرکل" صدراعظم فعلی و کاندیدای حزب دمکرات مسیحی و "پیر اشتاین بروک" رهبر حزب سوسیال دمکرات آلمان که بیش از ۱۷ میلیون بیننده داشت، ظاهرا در افکارعمومی تغییر چندانی ایجاد نکرده است. محبوبیت ۴۱ درصدی مرکل در مقابل ۲۶ درصدی رقیب خود، قبل از مناظره و بعد از مناظره هم چنان ثبات نمودارهای نظرسنجی ها را نشان می دهد. خونسردی آلمانی و بحث های مکانیکی در این مناظره که مختص روحیه ژرمن ها می باشد از یک طرف انظباط و انعطاف ناپذیری آنان را به رخ می کشد و از طرف دیگر نشاندهنده عدم وجود قابل توجه طیف خاکستری در بزنگاه های سیاسی است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست