یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سرزمین تضادها و نقطه های خاکستری تخاصم


اردشیر زارعی قنواتی


• هم اکنون این سوال مطرح می باشد که در شرایط عدم مصالحه ملی خطر پیروزی طالبان بیش از گذشته امکان پذیر می باشد و با پذیرش مصالحه نیز به جهت شروط طالبان این کشور می بایست با عقب نشینی از اصول دمکراتیک مندرج در قانون اساسی به سمت ایجاد یک امارت اسلامی حرکت کند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲٣ دی ۱٣۹۱ -  ۱۲ ژانويه ۲۰۱٣


در سرزمینی با ویژگی های افغانستان امروز، هرگونه تحلیل یا گمانه زنی نسبت به تحولات آینده بیش از آنچه مبتنی بر یک منطق سیاسی باشد بر واقعیات حوزه میدانی، داده ها و مستندات آماری، تضادهای قومی – مذهبی، دخالت های خارجی، فقر شدید مادی و فرهنگی، فساد دستگاه بروکراسی حکومت مرکزی و به طورکلی عوامل مختل کننده یی استوار است که در چارچوب "سلبی و رانشی" عمل می کند. وجود بحران در هر نقطه از جهان می تواند عوامل متنوع و گوناگونی داشته باشد که به موازات آن بازیگران درونی و بیرونی قادر می باشند با تمرکز بر این عوامل بحرانزا در مسیر یافتن راه حل برای برون رفت از موضوع اقدام کنند. در صورتی که بحران در شرایط ایزوله و فاقد حرکت به سمت تعمیق بیشتر قرار گیرد ارائه راه حل نیز دور از دسترس نخواهد بود. بحران افغانستان به لحاظ پتانسیل عینی و ذهنی تعمیق یافتگی و موقعیت مزمن آن با توجه به ساختار سیاسی – اجتماعی فروپاشیده ی این جامعه و همچنین نقش اخلاگر نیروهای ملی، منطقه یی و بین المللی در تشدید آن تا به امروز فاقد بستر لازم جهت مدیریت و کنترل بوده است. تاثیر عوامل ایدئولوژیک، ناسیونالیسم قومی، اقتصاد مبتنی بر تولید و تجارت مواد مخدر و در فاز کلی تر برخورد تضاد عامل بومی در تقابل با عامل نقش آفرین بیرونی که هیچ سنخیتی با فرهنگ قبایلی افغانستان ندارد در کنار دیگر عوامل بحران در غیاب وجود یک "الترناتیو" ملی، یک تاثیر بازدارنده و گسست وارگی را به موازات هرگونه تلاش جهت حل بحران ایجاد خواهد کرد. ابعاد زمانی و مکانی محیط بحران در افغانستان که امروز به دوازده سالگی خود رسیده است و پشتون های دو سوی خط "دوراند" را به طور ارگانیکی به یک همبستگی قومی – مذهبی پیوند می زند، به طور مستمر تاکتیک های اعمالی جهت حفظ ثبات در چارچوب استراتژی غیرمتجانس با واقعیات حاکم با محیط بحران را به هرز برده و خنثی می کند. با رجوع به فاکت های مشخص و تاثیر غیرسازنده آن ها در چینش پازل نهایی می توان به این نتیجه رسید که هنوز هیچ استراتژی مدون و حساب شده یی در خصوص بحران افغانستان ارائه نشده است تا به واسطه آن بتوان نسبت به اعمال تاکتیک های موضعی و مقطعی چندان امیدوار بود. برنامه خروج نیروهای خارجی تا پایان سال ۲۰۱۴ میلادی نیز با توجه به عدم انسجام در نیروهای نظامی – امنیتی افغانستان که حتی از نیروی هوای و استخباراتی مستقل محروم می باشند و قدرت فزاینده ی طالبان در صورتی که از پیش یک توافق و مصالحه بزرگ ملی در این کشور به سرانجام نرسیده باشد به دلیل عدم توانایی این نیروها جهت برقراری ثبات، خود می تواند به معضل جدیدی برای بی ثباتی بیشتر تلقی شود. واقعیت این است که خروج نیروهای خارجی از افغانستان به خلاف اظهارات امیدوار کننده فرماندهان "آیساف" و ناتو بیش از آنچه ناشی از تحقق یافتن ماموریت آنان باشد، ناشی از عقب نشینی و رها شدن از مهکه یی است که هیچ چشم انداز مثبتی برای پیروزی در آن متصور نبوده و زیر فشار افکارعمومی و معضلات اقتصادی دولت های غربی حاضر در جنگ افغانستان انجام می شود.
تلاش های کنونی برای سرعت بخشیدن به پروسه طرح صلح، واگذاری بیشتر مسئولیت امنیتی ولایات ناآرام به ارتش افغانستان، مذاکرات پشت پرده با طالبان، تقویت شتابنده نفرات ارتش ملی تا ٣۵۰ هزار سرباز و مهمتر از همه شرکت دادن پاکستان در پروسه صلح و لحاظ منافع آنان در آینده افغانستان هر چند به لحاظ تاکتیکی قابل توجه است اما به همان دلیل عدم وجود یک استراتژی منسجم و منطبق بر محیط بحران چشم انداز روشنی را ترسیم نمی کند. در وضعیت کنونی افغانستان متاسفانه به جای نهادینه شدن ابزارهای لازم برای شکل بخشی به یک دولت ملی و تثبیت ثبات، این عوامل مختل کننده و سلبی خواهند بود که نقش بازدارندگی خود را در طی ۱۲ سال گذشته تا حدود زیادی نهادینه کرده اند. نشست ۲۱ و ۲۲ دسامبر بین نمایندگان طالبان، دولت "حامد کرزای" رئیس جمهوری افغانستان، حزب اسلامی حکمتیار، اپوزیسیون داخلی "جبهه ملی افغانستان" و نمایندگانی از سوی نهادهای مدنی در پاریس هر چند که یک تلاش در جهت درک واقعی تر از پروسه صلح تلقی می شود اما ارائه شروط طالبان توسط فرستادگان "ملا عمر" نشان داد که تا رسیدن به توافق هنوز راه درازی باید پیموده شود. از طرف دیگر آزادی ۹ تن از رهبران درجه دو طالبان در مرحله اول و اکنون نیز ۴ تن از زندانیان سرشناس طالبان توسط پاکستان به درخواست شورای عالی صلح افغانستان گویای یک همکاری پشت پرده بین اسلام آباد به عنوان حامی اصلی طالبان و دولت مرکزی کابل است که این نیز با توجه به تجارب قبلی تنها یک گام کوچک در این مسیر ناهموار خواهد بود. گزارشات تازه یی که از سوی بی بی سی انتشار یافته و نشان می دهد که در طول ۱۰ سال گذشته از هر ۱۰ دیپلمات مامور در خارج از کشور ۴ نفر بعد از پایان ماموریت خود به افغانستان باز نگشته اند در کنار دیگر داده های این گزارش گویای این واقعیت است که حتی نزدیکان به حکومت مرکزی نیز امید چندانی به آینده تحولات کشور ندارند. از آنجا که با خروج سربازان خارجی از افغانستان توان مقابله دولت مرکزی با شورشیان طالبان به میزان زیادی کاهش پیدا می کند، هم اکنون این سوال مطرح می باشد که در شرایط عدم مصالحه ملی خطر پیروزی طالبان بیش از گذشته امکان پذیر می باشد و با پذیرش مصالحه نیز به جهت شروط طالبان این کشور می بایست با عقب نشینی از اصول دمکراتیک مندرج در قانون اساسی به سمت ایجاد یک امارت اسلامی حرکت کند. این معادله که در هر وضعیت آن برای رشد و توسعه افغانستان یک شکست تلقی می شود چشم انداز صلح مطلوب و مبتنی بر اصول دمکراتیک و حفظ ثبات در این کشور را بیش از پیش تیره نشان می دهد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست