یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آمریکا گروگان یک قانون اساسی کهنه


اردشیر زارعی قنواتی


• آمریکا عادت دارد، یک عادت زشت، این عادت زشت در ساخت سیاسی – اجتماعی این کشور و اصلی از قانون اساسی که میراث "پدران معنوی" آنان بوده و فردمحوری را با تنازع بقا به تمامی ارکان زیست اجتماعی تعمیم می دهد، ریشه داشته است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲٨ آذر ۱٣۹۱ -  ۱٨ دسامبر ۲۰۱۲


آمریکا عادت دارد، یک عادت زشت، این عادت زشت در ساخت سیاسی – اجتماعی این کشور و اصلی از قانون اساسی که میراث "پدران معنوی" آنان بوده و فردمحوری را با تنازع بقا به تمامی ارکان زیست اجتماعی تعمیم می دهد، ریشه داشته است. در یک جامعه که نسبت نزدیکی با مهاجرت در الگوی تنازع برای تشکیل یک ساخت سیاسی – اجتماعی جدید داشته است، شکل گیری و هویت اجتماعی نیز در این چارچوب قابل تعریف خواهد بود. این ساخت جدید که هیچ هویت مشترک تمدنی ریشه داری در بین گروه های تشکیل دهنده اجتماع ندارد، لاجرم همه تعاریف خود از مولفه های زیست اجتماعی را بر اساس یک فردگرایی مطلق و ترجیح حقوق فرد بر حقوق اجتماع مفهوم می بخشد. تدوین کنندگان قانون اساسی آمریکا نیز به تبع همین خصوصیت منحصر به فرد جامعه تازه شکل گرفته از موج مهاجران اروپایی – آفریقایی که یکی "ارباب" و دیگری "برده" بوده است در بهترین شکل و برداشت خود از دمکراسی و مدرنیته، ساز و کار قانونی مدیریت اجتماعی را مدون کرده اند. حقوق تقریبا مطلقی که برای فرد در مقابل اجتماع در تدوین قانون اساسی آمریکا وجود دارد بدون شک محصول این تفکر و برداشت خواهد بود. همین تاکید بر فردگرایی در قانون اساسی موجب گردید تا اصول آن بر حداکثر حقوق فردی و حداقل حقوق اجتماعی حتی در موضوع تامین امنیت در یک جامعه متکثر بازخورد داشته باشد. بحث حق داشت، حمل و استفاده از سلاح که از اصول ابتدایی قانون اساسی آمریکا است آن چنان ریشه در تفکرات اجتماعی آنان دارد که حتی امروزه با وجود رقم خوردن جنایت های سریالی که به یک امر روتین در جامعه تبدیل شده است، به یک "تابو" در این کشور مبدل گردد. طبق آخرین نظرسنجی های انجام گرفته که بعد از فاجعه کلرادو که توسط "جیمز هولمز" جوان ۲۴ ساله در جریان نمایش نسخه جدید فیلم بتمن به نام "شوالیه سیاه بر می خیزد" در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۲ که منجر به قتل ۱۲ تن و زخمی شدن ۵٨ نفر گردید، هنوز ۶۷ درصد آمریکایی ها موافق حق داشتن و استفاده از سلاح بوده اند. حتی بعد از وقایع یازدهم سپتامبر که استفاده از سلاح تهاجمی (انواع مسلسل و اسلحه اتوماتیک) ممنوع گردید و این قانون تا سال ۲۰۰۴ اعتبار داشت نظام سیاسی – قضایی این کشور حاضر به تمدید این قانون بازدارنده نشد. به غیز از کنشگران اجتماعی و مخالفان حق سلاح هیچ نهاد قدرتمند سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و به خصوص دو حزب جمهوریخواه و دمکرات تاکنون به این خط قرمز نزدیک نشده و حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ هیچ کدام از کاندیدای رقیب به این موضوع نپرداختند. بافت فرهنگی سنتی و جدید این کشور نیز تا به امروز به موازات پاسداری از این سنت فردی عمل کرده و بزرگترین کنسرن های فیلمبرداری "هالیوود" هم همیشه ترجیح داده اند تا فیلم های اکشن به بازار و مخاطبین خود ارائه دهند. در حوزه سیاسی هم فرهنگ آمریکایی جایگاه برتری برای خود در مقابل دیگر ملت ها و دولت ها قایل بوده و همیشه به خود حق تعیین تکلیف برای دیگران را می دهد. به همین دلیل بحث حق حمل و استفاده از سلاح یک موضوع بسیار پیچیده و چندوجهی در هویت فرهنگ کابویی آمریکا می باشد که بروز فجایع بزرگ و تراژیک نیز نمی تواند موجب تجدیدنظر در موقعیت آلترناتیوی آن در بطن ساخت سیاسی – اجتماعی شود.
روز جمعه ۱۴ دسامبر بار دیگر جنون و سرخوردگی آمریکایی از لوله سلاح های اتوماتیک تهاجمی خود را به رخ کشید و بیش از ۲۷ کشته که شامل ۲۰ کودک زیر ۱۰ سال و ۷ بزرگسال بود را بر جای گذاشت. این بار نوبت مدرسه کودکان بین ۵ تا ۱۰ سال "سندی هوک" در شهر نیوتاون در ایالت آرام "کانتیکت" بود تا تلخی فجایع سریالی این چنین را توسط "آدام لانزا" جوان ۲۰ ساله که ابتدا مادر خود که معلم مدرسه بود را در آپارتمانشان کشته و بعد به سراغ دانش آموزان کلاس درس مادرش برود و آنان را نیز قتل عام کرده، تجربه کند. طبق گفته پلیس آدام به سه اسلحه اتوماتیک که جواز آن به اسم مادرش بوده است و یک جلیثقه ضدگلوله مجهز بوده که دو اسلحه در کنار جسدش و یک اسلحه نیز در اتومبیل وی کشف شده است. بر طبق آمارهای موجود تنها در سال میلادی ۲۰۱۲ حداقل شش مورد از این قتل های جنایتکارانه در آمریکا اتفاق افتاده است که در ماه اوت در ایالت "ویسکانسین" یک راستگرای افراطی به نام "وید مایکل پیچ" در حمله به یک معبد "سیک ها" هفت تن را کشت و در ماه ژوئیه نیز جیمز هولمز دانشجوی انصرافی مقطع دکترا در ایالت کلرادو با حمله به سینمای نمایش دهنده نسخه جدید فیلم بتمن موجب مرگ ۱۲ نفر گردید. در جوامع مدرن و پیشرفته بحث امنیت به طورکلی و به صورت اساسی یک موضوع عمومی است و حفظ آن به نهادهای رسمی و قانونی سپرده شده است. به همین دلیل این تناقض در جامعه آمریکایی که بر اساس آمار حداقل ٣٣ سازمان اطلاعاتی – امنیتی با بیش از صدها هزار پرسنل وجود دارند در شرایطی که مبارزه علیه تروریسم کانون محوری امنیت تلقی می شود، پیش می آید که چرا هنوز بر طبق اصلی از قانون اساسی کهنه می بایست تامین امنیت به فردی سپرده شود که هیچ کنترلی بر افعال وی نیز وجود ندارد. واکنش "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا در خصوص فاجعه کانتیکت هر چند که سرشار از اندوه بود و چد بار اشک های وی را سرازیر کرد اما به همان دلیل تابو بودن بحث حمل و استفاده از سلاح و اصل قانون اساسی هیچ امیدواری نسبت به مکانیزم لازم جهت جلوگیری از تکرار فجایع این چنین در آینده نداشت. جامعه آمریکایی تا زمانی که از هویت فردگرایی مطلق کنونی خارج نشود و هم چنان قانون اساسی خود را به صورت جزمی و مقدس بپندارد هرگز قادر به برون رفت از نقض امنیت جمعی و تکرار فجایع سریالی قتل عام های این گونه رهایی نخواهد یافت.  


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست