یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پشت پرده تحولات سیاسی – نظامی پاکستان


اردشیر زارعی قنواتی


• تنش کنونی بین اسلام آباد و واشینگتن که موجب دوری بیش از پیش این دو متحد قدیمی شده است و هم چنین تحرکات واکنشی دولت گیلانی برای بستن مرزهای زمینی با افغانستان و تعطیلی پایگاه هوای "شمسی" که سازمان سیا برای پرواز و هدایت هواپیماهای بدون سرنشین از آن استفاده می کرد، تقلای دولت اسلام آباد برای فرار از فشار داخلی می باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲٨ آذر ۱٣۹۰ -  ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱


کشور پاکستان از ابتدای استقلال خود از هند که تابعی از معادلات ژئوپلتیک و ایدئولوژیک بود همواره دستخوش دگرگونی در این چارچوب پارادوکسیکال بوده است. جغرافیای سیاسی و سرزمینی این کشور به همین دلیل تصویری از چسبنده های ناچسب را به ذهن تداعی می کند که در حوزه داخلی و خارجی سبب بروز و ظهور کنش های غیردمکراتیک و ژلاتینی می باشد. کسب منافع ملی پاکستان در طی تمام این سال ها متاثر از این تصویر کلی انجام گرفته و به همین جهت یک نقش پارازیتی را در سیاست داخلی و خارجی از خود به نمایش گذاشته است. حضور گسست وارگی احزاب سیاسی متعارف، ارتش قدر قدرت، شبه نظامیان بنیادگرا، عدم انسجام ملی و هویت گریز از مرکز در مناطق قبایلی و سرحد، تنش تاریخی دوجانبه با هند و افغانستان، جایگاه تاریخی این کشور در رابطه با مجاهدین افغان تا دهه نود و رابطه با طالبان و القاعده بعد از پایان جنگ سرد و هم چنین تقابل سنتی بین ارتش و سیاسیون پاکستانی در ادوار مختلف، این کشور را تبدیل به یکی از بی ثبات ترین مناطق جهان کرده است. حملات تروریستی یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ که توسط القاعده انجام گرفت و منجر به سرنگونی حکومت طالبان در افغانستان گردید بسیاری از معادلات سنتی سیاسی – نظامی این کشور را از اساس به هم ریخت و حاکمان اسلام آباد را در چنبره ی فشارهای داخلی، منطقه یی و بین المللی گرفتار کرد. مشکل اصلی پاکستان که تا حدودی این کشور را با نمونه های تقریبا مشابه آن متمایز می کند در این است که تناقضات درونی و بیرونی آن موقعیت استراتژیک و بنیادین دارند و به همین دلیل فراتر از فعل و انفعالات تاکتیکی است که بتوان با انعطاف پذیری موردی بحران های ادورای آن را مدیریت سیاسی کرد. به همین دلیل در طی ۶ دهه گذشته، پاکستان در حوزه داخلی همواره شاهد دست به دست شدن قدرت توسط سیاسیون و نظامیان بوده است و در حوزه خارجی نیز تنش بین پاکستان – هند بر سر کشمیر و هم چنین تنش ناشی از دخالت مستقیم و غیرمستقیم این کشور در افغانستان روابط دوجانبه اسلام آباد – کابل را به شدت متشنج کرده است. از طرف دیگر نقش مخرب و اخلالگرایانه یی که پاکستان در حوزه پیرامونی خود اعمال می کند این کشور را در فردای پایان جنگ سرد در سیبل توجه نظام بین المللی قرار داده است. چنین ساخت سیاسی – اجتماعی بر اساس تجارب تاریخی از عدم همگرایی متعارف در ترسیم سیاست های منطقه یی و بین المللی بهره برده و به همین جهت فاقد متحدی استراتژیک و ماندگار در ژئوپلتیک جهانی خواهد بود. نزدیکی آمریکا و غرب در دوران جنگ سرد و مقطع بعد از یازدهم ستامبر تحت عنوان مبارزه با تروریسم با پاکستان و هم چنین نزدیکی این کشور به چین بیش از آنچه از موضع "ایجابی" و پذیرش "هویت اثباتی" این کشور تلقی شود معادلاتی بر مبنای "هویت پارازیتی" در وضعیت های "سلبی" است که در درازمدت هرگز قابل اتکا نخواد بود. به موازات این هویت ذاتی در نظام بین المللی ساخت قدرت در پاکستان همیشه متاثر از یک تنازع تفکیک ناپذیر بین لایه های سیاسی – اجتماعی درونی بوده است که رژیم سیاسی را در اختاپوس قدرت نظامیان به عنوان اصلی ترین نماد قدرت "آلترناتیو" به دام انداخته است. به همین دلیل ژنرال های ارتش در طی حکومت های نظامی تصمیم گیران اصلی کشور بوده و برای هرگونه اقدامی دست باز داشته و در زمان حکومت سیاسیون نیز به نوعی تصمیم گیران اصلی در پشت پرده حوادث داخلی و منطقه یی می باشند.
تحولات پاکستان بعد از کشته شدن "اسامه بن لادن" رهبر القاعده در "ابیت آباد" در نزدیکی آکادمی ملی ارتش این کشور توسط کماندوهای آمریکایی، وارد فاز جدیدی شد که هر چند به جهت تنش بین واشینگتن با اسلام آباد تصویر یک منازعه بیرونی را تداعی می کرد اما در پشت صحنه به نوعی رویارویی ساخت سیاسی با نظامیان قدرتمند این کشور نیز بود. این موضوع هر چند که در عرصه بین المللی موقعیت پاکستان را به شدت تضعیف و حساسیت ها نسبت به نقش (ای اس ای) را بیشتر تحریک کرد اما در حوزه داخلی موجب گردید تا ژنرال های خاموش و متحدین بنیادگرای آنان با ورود علنی به صحنه نمایش، دولت غیرنظامی حاکم را به دلیل مماشات جهت "نقض حاکمیت ملی" زیر ضرب قرار دهند. این منازعه چندجانبه در طول چند ماه گذشته و به خصوص بعد از افشای یادداشت سفیر این کشور در واشینگتن که ظاهرا برای ژنرال "مایک مولن" رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا ارسال شده و در آن درخواست گردیده است تا آنان برای مهار قدرت ارتش و سازمان اطلاعاتی آن همکاری کنند، به اوج خود رسید. هر چند که بلافاصله جناب سفیر که از بستگان نزدیک "آصف علی زرداری" رئیس جمهوری پاکستان بود از سمت خود استعفاء داد و زرداری نیز برای معالجه قلب خود رهسپار دبی گردید اما خشم نظامیان و حامیان سیاسی آنان فروکش نکرد. در تازه ترین تحولات این کشور ژنرال "اشفق کیانی" رئیس ستاد ارتش و ژنرال "شجاع پاشا" رئیس سرویس های اطلاعاتی این کشور مشترکا با تنظیم و اعاده یک شکایت از آقای زرداری به دیوان عالی کشور به اتهام تضعیف ارتش خواستار تحقیق قضایی موضوع شده اند. این در حالی است که از مدت ها قبل در سطح بین المللی و داخلی پاکستان خبرهای جسته گریخته یی مبنی بر کودتا به گوش می رسید. هر چند دولت "یوسف رضا گیلانی" نخست وزیر این اتهام را رد کرده و اپوزیسیون از آن پشتیبانی می کند، بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران داخلی معتقدند که چنانچه این اتهام اثبات شود می تواند مصداق "خیانت بزرگ" بوده و تبعات سنگینی برای زرداری و دولت وی به دنبال داشته باشد. با توجه به جو عمومی و نارضایتی فزاینده که نسبت به دخالت و نقض حاکمیت سرزمینی این کشور توسط آمریکا هم اکنون در جامعه پاکستانی به وجود آمده است به نظر می رسد که عرصه بیش از پیش بر دولت غیرنظامی حاکم تنگ تر می شود. جامعه ی به شدت بنیادگرای این کشور و ارتباط نزدیک و پیچیده ی ارتش با ساخت اجتماعی بنیادگرای پاکستان هم اکنون توازن قدرت را به نفع نظامیان بر هم زده است. بلوکه کردن کمک ٨۰۰ میلیون دلاری آمریکا به پاکستان نیز نه تنها کمکی به دولت گیلانی نمی کند که حتی در جهت معکوس موجب اعتبار نظامیان در این منازعه داخلی خواهد شد. به همان اندازه که فشار ایالات متحده بر پاکستان به اتهام عدم همراهی در مبارزه با تروریسم تشدید شود به جهت شرایط خاص و منحصر به فرد این کشور خدمتی به نظامیان و ضربه یی به دولت غیرنظامی خواهد بود. مبارزه با ارتشی که قدرت اصلی را در کشور داشته و عرصه های اقتصاد، سیاست و فرهنگ این کشور را در ید قدرت خود دارد به آن آسانی که رهبران واشینکتن فکر می کنند نبوده و به تجربه اثبات شده است که پاسخ معکوس می دهد. دولت غیرنظامی پاکستان هم اکنون به عنوان سنگ زیرین آسیاب باید فشار دوگانه و چرخش سنگ رویین داخلی و خارجی را تحمل کند. تحمل بار سنگین فعلی با توجه به ساخت هرم قدرت در پاکستان به هیچ وجه از عهده دولت ضعیف زرداری برنمی آید و در آینده نزدیک حتی در صورت تداوم موجودیت آن زیر بار فشار آن له شده و در بهترین حالت آنان را تبدیل به دنباله رویی از ارتش و بافت بنیادگرای حاکم بر جامعه خواهد کرد. تنش کنونی بین اسلام آباد و واشینگتن که موجب دوری بیش از پیش این دو متحد قدیمی شده است و هم چنین تحرکات واکنشی دولت گیلانی برای بستن مرزهای زمینی با افغانستان و تعطیلی پایگاه هوای "شمسی" که سازمان سیا برای پرواز و هدایت هواپیماهای بدون سرنشین از آن استفاده می کرد، تقلای دولت اسلام آباد برای فرار از فشار داخلی می باشد. به هر حال پاکستان هم اکنون در مسیر ناهمواری حرکت می کند که آینده خوبی برای ثبات سیاسی – نظامی آن و تعمیق دمکراسی در این کشور قابل انتظار نخواهد بود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست