یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

توفانی در راه است و ساحل نجاتی نیست


اردشیر زارعی قنواتی


• نشست گروه ۲۰ در شهر کن فرانسه و حضور رهبران ۲۰ قدرت بزرگ جهانی بیش از آنچه نتیجه ی ملموس و "نقشه راه" برای برون رفت از بحران اقتصادی کنونی تلقی شود به یک مجلس ترحیم سیاسی – اقتصادی شبیه بود که حاضران در جلسه تاسف خود را ابراز داشته و هر یک به فراخور موقعیت خویش وعده یی جهت تسکین درد صاحبان عزا عرضه کردند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۵ آبان ۱٣۹۰ -  ۶ نوامبر ۲۰۱۱


نشست گروه بیست روز جمعه ۴ نوامبر ۲۰۱۱ در حالی پایان یافت که به جهت بحران مالی در حوزه یورو و وضعیت پرتلاطم یونان بر فضای آن سنگینی می کرد. این نشست در شهر کن فرانسه و حضور رهبران ۲۰ قدرت بزرگ جهانی بیش از آنچه نتیجه ی ملموس و "نقشه راه" برای برون رفت از بحران اقتصادی کنونی تلقی شود به یک مجلس ترحیم سیاسی – اقتصادی شبیه بود که حاضران در جلسه تاسف خود را ابراز داشته و هر یک به فراخور موقعیت خویش وعده یی جهت تسکین درد صاحبان عزا عرضه کردند. توافقات انجام گرفته در قطعنامه پایانی این نشست هر چند که شاید بتواند برای مدتی کوتاه امیدواری را به بازارهای مالی و کشورهای در حال بحران تزریق کند اما در واقع هیاهو برای هیچ خواهد بود. ظاهرا در این اجلاس همه راه ها به صندوق بین المللی پول ختم می شود در صورتی که تجربه نشان داده است که این نهاد مالی بین المللی در چند دهه ی گذشته با سیاست های اقتصاد نولیبرالیستی، خود یکی از مسببان وضعیت کنونی بوده است. تمرکز قدرت های اقتصادی، نهادهای مالی و کشورهای بحران زده بر "کنترل شرایط" به جای "تغییر اساسی در ساخت معیوب فعلی" دقیقا به مفهوم مسکن برای یک درد اورژانسی و مزمن می باشد که تنها می تواند خرید زمان به حساب آید. از آنجا که برنامه "ریاضت اقتصادی" هم زمان در چارچوب سیکل معیوب نئولیبرالیسم اقتصادی عرضه می شود و فشار مضاعف بر تهیدستان را شدت می بخشد، نه تنها به منزله خروج از بن بست نیست که حتی با ورود جنبش های اعتراضی در سراسر جهان علیه این برنامه ها، دمکراسی مستقیم را نیز در تقابل با سیاست های حاکم به میدان می آورد. تمامی سرفصل های توافق کن معطوف به توصیه برای انعطاف پذیری نرخ ارزهای بین المللی، حمایت و تزریق کمک به صندوق بین المللی پول، نظارت صندوق بر محیط بحران، سوق دادن اقتصادهای شکوفا به سمت مصرف داخلی، حمایت از طرح حوزه یورو برای حل بحران و ایجاد یک نیروی ضربت برای فراهم سازی اشتغال بوده است. با نگاهی واقعی و مبتنی بر تجارب گذشته و حال به نظر می رسد که واعظانی بر منبر خطابیه یی اخلاقی جهت ترسیم ناکجاآبادی را سروده اند که خود نیز چندان به آن باور ندارند. این فصول در ذات خود جمع نقیضین است چرا که انعطاف پذیری ارزی درست عکس تلاش حوزه یورو برای حفظ ساختار هارمونیک و تک نرخی بودن آن در تمامی ۱۷ کشور عضو با درجه بندی های کاملا متفاوت خواهد بود. بر طبق اصول اقتصاد بازار و سودمندگرایی نظام سرمایه، حبس و ایجاد بستر مصنوعی جهت تغییر در سیر طبیعی اقتصاد به محیط محدود ملی، نقض اصول پایه بوده و بسیاری از اقتصادهای صادرات محور را دچار یک بحران ماهوی می کند. با توجه به نوع ساز و کار صندوق بین المللی پول که به همراه هر بسته کمک مالی یک بسته شروط از پیش تعیین شده را به کشور کمک گیرنده تحمیل می کند و تجربه ناموفق قبلی در حیات این نهاد مالی در این خصوص، بازگذاشتن و گسترش منابع مالی این سازمان هرز دادن سرمایه و دو شاخه ی گسترش خطا و ناخرسندی طبقات اجتماعی در محیط بحران خواهد بود. طرح های حوزه یورو در طول یک سال اخیر برای حل بحران در کشورهای ایرلند، پرتقال، یونان، اسپانیا و هم اینک ایتالیا به صورت مستمر و حتی روزانه بطالت و ناکارآیی خود را نشان داده است به همین دلیل حمایت جهانی از این طرح ها به منزله گستره محاسبات اشتباه از حوزه یورو به حوزه جهانی می باشد. مضحک ترین توصیه این نشست برای ایجاد یک نیروی ضربت جهت اشتغال در شرایطی که همگی حاضران در نشست بر بروز بحران و رکود در عرصه اقتصاد جهانی اذعان می کنند، بیشتر به طرح های بدون پشتوانه و خلاف قاعده اقتصاد بیمار ایران در دوران آقای احمدی نژاد شبیه است که هرگز به سرانجام نمی رسد. این در حالی است که سازمان بین المللی کار(آی ال او) در گزارش تحقیقاتی خود در پایان اکتبر هشدار داده بود "اقتصاد جهانی در آستانه یک رکود تازه و عمیق تر در زمینه اشتغال که ممکن است به ناآرامی های اجتماعی بیشتر دامن بزند، قرار دارد". در این گزارش آمده است که ۵ سال وقت می برد تا اقتصادهای پیشرفته از نظر اشتغال به میزان پیش از بحران بازگردند و در ۴۵ کشور از ۱۱٨ کشور مورد مطالعه در تحقیق فوق خطر بروز ناآرامی اجتماعی در حال افزایش است.
نشست کن در شرایطی انجام شد که به موازات بحران مالی در اروپا و آمریکا، یک جنبش فراگیر اعتراضی "برآشفتگان" با شعار "وال استریت را اشغال کنید" در عرصه خیابان، دولت های سرمایه داری را به چالش کشیده است. این چالش به عکس تصور تحلیلگران و اقتصاددانان نئولیبرال یک اعتراض زودگذر و مقطعی نبوده است و گستره ی مبارزاتی آن از شرق تا غرب در یک بازه ی زمانی نامحدود نشان می دهد که طبقات و طیف های کارگری، کارمندی، دانشجویان، خدمات اجتماعی، بیکاران، بازنشستگان و جوانان برای تقابل با برنامه ریاضت اقتصادی دولت ها، دیگر به این راحتی به خانه بازنمی گردند. وحشت اتحادیه اروپایی و حوزه یورو نسبت به فراخوان "جورج پاپاندرئو" نخست وزیر یونان برای مراجعه به آرای عمومی برای برگزاری همه پرسی جهت رد یا تایید طرح ریاضتی مورد توافق دولت با اتحادیه اروپایی، بیش از پیش نشان می دهد که طرح های صندوق بین المللی پول، اتحادیه اروپایی و حوزه یورو مورد اقبال افکارعمومی نبوده است. حتی اینکه ایتالیای بحران زده در این نشست ضمن درخواست از بازرسان صندوق جهت رصد اقتصاد این کشور در فواصل ٣ ماهه به صراحت از دریافت کمک های صندوق اجتناب کرد، خود بهترین شاهد برای تایید این دیدگاه می باشد که همین صندوق مصداق سنگی برای پای لنگ می باشد. هیچ چشم انداز عینی و منطقی بر اساس داده های آماری و طرح های اعلان شده برای حل بحران در اقتصاد جهانی و حوزه یورو وجود نداشته و مستندات حکایت از عمیق تر شدن بحران دارد. نشست کن و قبل از آن نشست های دوره یی و اضطراری اتحادیه اروپایی، حوزه یورو، شورای اروپا، بانک اروپا و صندوق ذخیره اروپایی هر بار در مقطع پایانی اجلاسیه های خود وعده و وعیدهای را دادند که بعد از چند روز چون حبابی بر آب ترکیده است. جزئیات نشست کن نیز حاکی از عمق اختلافات بین قدرت های بزرگ اقتصادی و عدم خوشبینی نسبت به آینده اقتصاد جهانی و بحران مالی در حوزه یورو است که به هیچ توافق ملموس و الزام آوری منجر نشد. هشدار "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا که خود نیز در چنبره ی بحران مالی دست و پا می زند و در همان روز جنبش تسخیری ها بندر "اوکلند" در ایلت کالیفرنیا را به اشغال خود در آورده بودند، مبنی بر اینکه "آنچه امری کاملا حیاتی است و جهان در این لحظه بدان چشم دوخته است، لحظه عمل است" نیز ظاهرا برای ارائه یک راه حل ملموس در نشست کن افاقه نکرد. به نظر می رسد که توفانی که در راه است و هم اینک اقتصاد جهانی و حوزه یورو را در هم نوردیده، هیچ ساحل امنی را برای امیدواری و نجات کشتی شکستگان در افق نشان نمی دهد. تا زمانی که طرح ها و توافقات حوزه مالی و اقتصادی بر فرماسیون واقعیت "پایان نئولیبرالیسم" بنا نشود تمامی این هشدارها و توصیه های تکراری، هیاهو برای هیچ بوده و دریای پرتلاطم اقتصاد جهانی به دوران آرامش نخواهد رسید.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۵)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست