یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سیاست شتر گاو پلنگی صلح خاورمیانه


اردشیر زارعی قنواتی


• موضوع "صلح خاورمیانه" گره کوری است که قرار نیست به این زودی باز شود، چرا که مولفه های لازم برای این معضل بزرگ یا در دست نبوده یا اینکه بنا به شرایط منطقه یی – بین المللی دستیابی به آن در افق زمانی نزدیک، دور از ذهن به نظر می رسد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۹ تير ۱٣٨۹ -  ۲۰ ژوئيه ۲۰۱۰


موضوع "صلح خاورمیانه" گره کوری است که قرار نیست به این زودی باز شود، چرا که مولفه های لازم برای این معضل بزرگ یا در دست نبوده یا اینکه بنا به شرایط منطقه یی – بین المللی دستیابی به آن در افق زمانی نزدیک، دور از ذهن به نظر می رسد. در مقاطع مختلف بر اساس درک ضرورت و ارتباط ارگانیکی این موضوع با دیگر بحران های منطقه یی در خاورمیانه، الزام حل این مشکل اجتناب ناپذیر می نماید اما به دلیل پیچیدگی های معادله و شرایط درونی ساخت های تاثیرگذار در قضیه، موقعیت "رانشی" بر وضعیت "جذبی" اولویت می یابد. از یک طرف نیروهایی وجود دارند که با اتخاذ سیاست های دوگانه و پارادوکسیکالی برای این بحران و لحاظ امتیاز برای یکی از طرفین منازعه در مذاکرات، میدان بازی را غیردمکراتیک می کنند و از طرف دیگر وجود نیروهایی که "بود" یکی را در "نبود" دیگری تعریف و تحلیل می کنند، شرایط بن بست گونه کنونی را حیات و بقا می بخشند. هم اکنون وضعیت منطقه یی کاملا در جهت خلاف رویای صلح در چرخش است چرا که در اسرائیل دولت راستگرا و تندرو "بنیامین نتانیاهو" حاکم است، در قسمت فلسطینی شکاف بین دولت خودگردان و جنبش حماس هرگونه فرصت برای اجماع ملی برای اقدام را مسدود کرده است و کشورهای منطقه نیز در چنبره ی اختلافات درونی خود اسیر می باشند. گروه ۴ گانه میانجیگران بین المللی صلح متشکل از آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپایی و سازمان ملل متحد نیز بیش از آنچه نگران صلح بین تل آویو – رام الله باشند، به معضلات درونی و روابط دوجانبه بین خود سرگرم شده اند. ایالات متحده به عنوان اصلی ترین بازیگر بیرونی این میدان هم از یک سو درگیر حل بحران افغانستان و عراق بوده و از سوی دیگر به دلیل افول موقعیت دمکرات ها در بین افکارعمومی و انتخابات کنگره در ۴ ماه آینده بیش از حد به آرای لابی قدرتمند یهودی احتیاج دارد. این مجموعه از عوامل ناسازگار برای صلح و مذاکرات منصفانه بیش از آنچه تصور می شود موقعیت بازی و قضاوت عنصر میانجیگر را در حالت انفعال قرار داده است که بتواند بر اسب سرکش بحران و منازعه لگام بزند. به همین دلیل "جورج میچل" فرستاده ویژه آمریکا در خصوص خاورمیانه در طی سفرهای متوالی خود به منطقه هر بار دست از پا درازتر به واشینگتن برگشته است، بدون اینکه هیچ گام مثبتی حتی برای شروع مذاکرات مستقیم بین دو طرف منازعه را برداشته باشد. این جمع اضداد که همواره به تناسب در خصوص صلح خاورمیانه وجود داشته است در وضعیت فعلی بیش از هر زمان دیگری موقعیت رانشی خود را بر ذات موضوع تحمیل کرده است و رسیدن به هرگونه توافقی بین بازیگران ذی نفع را سلب می کند. اصولا فرایند دگردیسی برای تغییر در هر موقعیت سیاسی – اجتماعی به کنش مثبت عوامل و عناصر تاثیرگذاری بستگی دارد که در نتیجه ی صورت مساله بتواند مخرج مشترکی را به دست دهند. معادله یی که در فرایند حل خود به نتیجه ختم نشود یا در اصل صورت مساله دچار مشکل است یا اینکه در طبقه بندی معادلات چندمجعولی قرار می گیرد که حداقل تا به امروز تابع سیکل معکوس معماهای غیرقابل حل، تابع ارزیابی خواهد بود.                                                                  
صلح خاورمیانه در چارچوب مذاکرات دوجانبه و چندجانبه در طی دهه های اخیر همواره با موانع غیرقابل عبوری مواجه بوده است که عبور از آن ها با توجه به عدم تغییرات اساسی در اصل موضوع امکان ناپذیر تلقی می شود. به جهت عدم توازن قدرت بین طرفین منازعه و چیدمان نابرابر بازیگران پیرامونی، همواره میز مذاکره یی آراسته می شود که در یک طرف "قدرت غیر قابل مهار" و در طرف دیگر "ضعف متشتت" با نظارت داورانی که چندان هم بی طرف نیستند، اساس و جایگاه ذاتی مذاکره را نقض می کند. از آنجا که وجود بحران و عدم حل منازعه برای بقا و حیات طیفی از بازیگران درونی و بیرونی به یک اصل خدشه ناپذیر تبدیل شده است، عبور از این وضعیت بدون حذف و مهار زدن بر گروه بحران سازان به هیچ وجه امکان پذیر نخواهد بود. قطعنامه های متعدد شورای امنیت سازمان ملل متحد در خصوص صلح خاورمیانه، طرح پیشنهادی گروه چهار جانبه بین المللی موسوم به "نقشه راه" و طرح صلح عربی مبتنی بر بازگشت به مرزهای قبل از جنگ ۱۹۶۷ در حالی مورد بی اعتناعی تل آویو قرار می گیرد که معمولا میانجیگران بین المللی نسبت به آن ها نظر مساعدی داشته اند. شهرک سازی های یهودی نشین در اراضی فلسطینی با وجود تاکید روشن جامعه بین المللی مبنی بر غیرقانونی بودن آن، هم چنان در حال انجام است و دولت نتانیاهو برای توجیه این اقدام هر بار به قوانین داخلی خود و سابقه ی موضوع در دولت های گذشته متوسل می شود. بر هم زدن میدان بازی متاسفانه در طی سال های اخیر به یک رویه برای دولت های حاکم بر اسرائیل تبدیل شده است و هر بار بعد از سال ها و ماه ها مذاکره، تل آویو میل دارد تا بازی را از صفر شروع کند. در چنین شرایطی وقتی "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در روز شنبه ۱۰ ژوئیه می گوید "در حال حاضر گفت و گوی مستقیم با اسرائیل در شرایط کنونی امری بیهوده خواهد بود" شاید منطقی ترین جواب به تماس تلفنی "باراک اوباما" برای از سرگیری مذاکرات مستقیم بین تل آویو – رام الله بوده باشد. تا زمانی که نگاه به صلح خاورمیانه فارغ از بازی های تکراری و جانبداری های یک طرفه به نفع یکی از طرفین منازعه، تغییر نکند و مکانیزمی تنبیهی جهت تضمین و اعتباربخشی به مذاکرات صلح تعبیه نشود، هیچ چشم اندازی عینی برای حل این مشکل وجود نخواهد داشت. در هم تنیدگی و تداوم معضلات سریالی خاورمیانه بدون حل منصفانه منازعه فلسطینی - اسرائیلی امکان ناپذیر بوده و بنیادگرایی مذهبی یا تروریسم منطقه یی زاده چنین محیط خاکستری است. خاورمیانه مدرن و پایان بنیادگرایی به کارپایه های حداقلی احتیاج دارد که مهم ترین آن تحقق صلح خاورمیانه خواهد بود، بدون دستیابی به این مهم خاورمیانه روی آرامش به خود نخواهد دید.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست