یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

محافظه کاری همزاد سنت و بنیادگرایی


اردشیر زارعی قنواتی


• محافظه کاری سیاسی در جهان مدرن از همان آبشخوری تغذیه می کند که قبل از آن سنت گرایان فرهنگی و بنیادگرایان مذهبی ارتزاق می کرده اند. پیوند و درهم تنیدگی بین این مولفه های سیاسی – اجتماعی بسیار فراتر از یک رویکرد مقطعی و اتحاد تاکتیکی برای رسیدن به اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی به طور تجریدی با دامنه های زمانی و مکانی خاص توسط افراد، احزاب و گرایشات خواهد بود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ٣۰ خرداد ۱٣٨۹ -  ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰


محافظه کاری سیاسی در جهان مدرن از همان آبشخوری تغذیه می کند که قبل از آن سنت گرایان فرهنگی و بنیادگرایان مذهبی ارتزاق می کرده اند. پیوند و درهم تنیدگی بین این مولفه های سیاسی – اجتماعی بسیار فراتر از یک رویکرد مقطعی و اتحاد تاکتیکی برای رسیدن به اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی به طور تجریدی با دامنه های زمانی و مکانی خاص توسط افراد، احزاب و گرایشات خواهد بود. از آنجا که محافظه کاری سیاسی ریشه های ذاتی خود را از دوران های ماقبل مدرنیته به همراه داشته است تجلی اعمال و افعال خویش در شرایط مدرنیته را نیز تحت تاثیر سابقه و ماهیت تاریخی حاکم بر این پدیده بروز می دهد. از طرف دیگر همبستگی تاریخی این سه گانه ی متحد با توجه به بازخوردی که در ثبات بخشی و نهادینه کردن نابرابری های زیستی در تمامی حیطه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد، همواره در مرزهای مقاومت در جهت تغییرات بنیادین قرار می گیرد. هر چند که به لحاظ تقدم و تاخر تاریخی این ٣ موضوع می توان در یک چارچوب کلی، سنت را مقدم بر بنیادگرایی و بنیادگرایی را پیشینی تر از محافظه کاری سیاسی به حساب آورد ولی در شرایط موجود منطقی تر است که سنت و بنیادگرایی را دو بال از پرنده ی در حال انقراضی فرض کرد که در مقابل تولد ققنوس تحول و تکامل به تنه ی سخت جان محافظه کاری چسبیده اند. اینکه هم اکنون حامیان سنت و بنیادگرایان بیشتر در جوامع عقب افتاده و غیردمکراتیک زمینه ی بروز و ظهور تمایالات ایستای خویش را یافته اند و محافظه کاری سیاسی توان تاثیرگذاری و ایفای نقش در مدرن ترین ساختارهای سیاسی – اجتماعی موجود را پیدا کرده است، به عکس تصور اولیه نه ناشی از تفاوت ذاتی این پدیده ها که تنها بازخورد یک تقسیم کار شکلی و پیامد الزامات مکانی و زمانی موجود بوده است. به یقین هر کدام از این پدیده ها با دیگری در جزئیات و تظاهرات بیرونی تفاوت هایی خواهند داشت و یکدست پنداری این مجموعه نیز، خود می تواند موجب مخدوش شدن بعضی از این خطوط مرزی شود. این در صورتی است که جداسازی و تحلیل مجرد هر یک از آن ها بدون در نظرداشت آن دیگری نیز می تواند گمراه کننده به حساب آید. ترسیم مرزهای وحدت و افتراق این سه گانه ی موازی به همان اندازه حایز اهمیت است که تصویر همبسته و سه بعدی آن می تواند مهم و قابل اعتنا باشد. سنت ریشه در اخلاق گرایی فرهنگی دارد و بنیادگرایی یک موقعیت تکلیف مند در آموزه های فرهنگی - دینی است که در وحدت و همسویی با محافظه کاری سیاسی نقاط اشتراکی را پوشش می دهند که توان پرش از دوران ماقبل مدرنیته به دوره ی نوین برای تظاهر و فعالیت هر کدام از ٣ موضوع را مهیا می کند. به همین دلیل زمانی که در آستانه ی هزاره ی سوم تروریست های بنیادگرا از درون غارهای "توره بوره" توانستند در یازدهم سپتامبر با بهره گیری از ابزارهای مدرن حمله به قلب نیویورک و نمادهای قدرت مالی – سیاسی نظام مسلط بر جامعه سرمایه داری لیبرال را سازمان دهند از یک طرف شوق و شعف سنت گرایان در جوامع حاشیه را موجب شدند و از طرف دیگر با این اقدام جنون آمیز بهترین فرصت ممکن را برای تحقق اهداف محافظه کاران سیاسی در کاخ سفید فراهم کردند. این درست قطعه بندی همان پازلی است که وقتی هواپیماهای فوق پیشرفته و سربازان تا بن دندان مسلح به فرمان نئوکان ها و محافظه کاران سیاسی در واشینگتن، خاک دامنه های هندوکش را به توبره کشیدند، فرایند جهانی شدن بنیادگرایی مذهبی و تروریسم بین المللی در هیبت سازمان "القاعده" و "طالبانیسم" را موجب گردیدند.                           
هم اکنون حاملان سنت با تکیه بر اخلاق گرایی تعیینی در دوره ی ماقبل مدرنیته و تابوهای فرهنگی گذشته تبدیل به نگهبانان دروازه ی آهنینی شده اند که ورود هیچ تفکر نوین مبتنی بر حقوق شهروندی و تغییر در مناسبات بشری و قراردادهای اجتماعی را برنمی تابند. بنیادگرایان نیز در وصل و فصل خود با سنت پرستان در تفوق شرع کهن بر عرف مدرن، آموزه های دینی و فرهنگی تکلیف مند را به مسیر مقاومت مدنی و تقابل فیزیکی با تحول و تکامل حقوق عمومی همراه کرده و منازعه ی فکری خود را در شکل جنگ های قومی – مذهبی هم چون "جنگ های صلیبی" به سطح محیط ژئوپلتیک کشانده اند. در میانه ی این پرش کهنه پرستی دنیای قدیم به جهان مدرن، محافظه کاران سیاسی قرار دارند که در قامت نیروهای به روز شده هم چنان با بهره گیری از مفاهیم ذاتی این دو عنصر تاریخی، از عوامل ذهنی و عینی خاص آن دوران جهت دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی در محیط جدید نهایت استفاده را می برند. چنانچه شورای آموزشی ایالت تکزاس در آمریکا که تحت سیطره ی نفوذ محافظه کاران مسیحی قرار دارد اخیرا با تغییر در کتب درسی مدارس با حذف و اضافه ی مبانی و مفاهیم نوین در یک رجعت ایدئولوژیک به گذشته، توانسته است پیوندهای ذاتی سنت، بنیادگرایی و محافظه کاری سیاسی در عرصه ی عینی زیست اجتماعی را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشد. در اصلاحات کتب درسی گفته می شود که ارزش های آمریکایی برای جهانیان سودمند بوده و به همین دلیل سازمان ملل متحد یک تهدید می باشد، با تشریح مزایای اقتصاد بازار گفته می شود که وضع مالیات های جدید از سوی دولت می تواند به توسعه و پیشرفت اقتصادی لطمه بزند و در توصیف چرایی دخالت دین در سیاست تا آنجا پیش می روند که نام "توماس جفرسون" را به دلیل مخالفت با این موضوع از لیست "پدران بنیانگذار" حذف کرده اند. تشابه ماهوی این اصلاحات درسی در تکزاس به عنوان قلب سیاسی – اقتصادی تفکر محافظه کاری سیاسی در جهان صنعتی چنانچه با تفکرات و اعمال سنت پرستان و بنیادگرایان در جهان در حال توسعه مورد مقایسه قرار گیرد واقعیت همزادی و تاثیر این ٣ عنصر متحد در نظم آفرینی محیط ژئوپلتیک مدرن به درستی اثبات و تایید می شود.                                                      

محافظه کاری سیاسی در جهان مدرن از همان آبشخوری تغذیه می کند که قبل از آن سنت گرایان فرهنگی و بنیادگرایان مذهبی ارتزاق می کرده اند. پیوند و درهم تنیدگی بین این مولفه های سیاسی – اجتماعی بسیار فراتر از یک رویکرد مقطعی و اتحاد تاکتیکی برای رسیدن به اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی به طور تجریدی با دامنه های زمانی و مکانی خاص توسط افراد، احزاب و گرایشات خواهد بود. از آنجا که محافظه کاری سیاسی ریشه های ذاتی خود را از دوران های ماقبل مدرنیته به همراه داشته است تجلی اعمال و افعال خویش در شرایط مدرنیته را نیز تحت تاثیر سابقه و ماهیت تاریخی حاکم بر این پدیده بروز می دهد. از طرف دیگر همبستگی تاریخی این سه گانه ی متحد با توجه به بازخوردی که در ثبات بخشی و نهادینه کردن نابرابری های زیستی در تمامی حیطه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد، همواره در مرزهای مقاومت در جهت تغییرات بنیادین قرار می گیرد. هر چند که به لحاظ تقدم و تاخر تاریخی این ٣ موضوع می توان در یک چارچوب کلی، سنت را مقدم بر بنیادگرایی و بنیادگرایی را پیشینی تر از محافظه کاری سیاسی به حساب آورد ولی در شرایط موجود منطقی تر است که سنت و بنیادگرایی را دو بال از پرنده ی در حال انقراضی فرض کرد که در مقابل تولد ققنوس تحول و تکامل به تنه ی سخت جان محافظه کاری چسبیده اند. اینکه هم اکنون حامیان سنت و بنیادگرایان بیشتر در جوامع عقب افتاده و غیردمکراتیک زمینه ی بروز و ظهور تمایالات ایستای خویش را یافته اند و محافظه کاری سیاسی توان تاثیرگذاری و ایفای نقش در مدرن ترین ساختارهای سیاسی – اجتماعی موجود را پیدا کرده است، به عکس تصور اولیه نه ناشی از تفاوت ذاتی این پدیده ها که تنها بازخورد یک تقسیم کار شکلی و پیامد الزامات مکانی و زمانی موجود بوده است. به یقین هر کدام از این پدیده ها با دیگری در جزئیات و تظاهرات بیرونی تفاوت هایی خواهند داشت و یکدست پنداری این مجموعه نیز، خود می تواند موجب مخدوش شدن بعضی از این خطوط مرزی شود. این در صورتی است که جداسازی و تحلیل مجرد هر یک از آن ها بدون در نظرداشت آن دیگری نیز می تواند گمراه کننده به حساب آید. ترسیم مرزهای وحدت و افتراق این سه گانه ی موازی به همان اندازه حایز اهمیت است که تصویر همبسته و سه بعدی آن می تواند مهم و قابل اعتنا باشد. سنت ریشه در اخلاق گرایی فرهنگی دارد و بنیادگرایی یک موقعیت تکلیف مند در آموزه های فرهنگی - دینی است که در وحدت و همسویی با محافظه کاری سیاسی نقاط اشتراکی را پوشش می دهند که توان پرش از دوران ماقبل مدرنیته به دوره ی نوین برای تظاهر و فعالیت هر کدام از ٣ موضوع را مهیا می کند. به همین دلیل زمانی که در آستانه ی هزاره ی سوم تروریست های بنیادگرا از درون غارهای "توره بوره" توانستند در یازدهم سپتامبر با بهره گیری از ابزارهای مدرن حمله به قلب نیویورک و نمادهای قدرت مالی – سیاسی نظام مسلط بر جامعه سرمایه داری لیبرال را سازمان دهند از یک طرف شوق و شعف سنت گرایان در جوامع حاشیه را موجب شدند و از طرف دیگر با این اقدام جنون آمیز بهترین فرصت ممکن را برای تحقق اهداف محافظه کاران سیاسی در کاخ سفید فراهم کردند. این درست قطعه بندی همان پازلی است که وقتی هواپیماهای فوق پیشرفته و سربازان تا بن دندان مسلح به فرمان نئوکان ها و محافظه کاران سیاسی در واشینگتن، خاک دامنه های هندوکش را به توبره کشیدند، فرایند جهانی شدن بنیادگرایی مذهبی و تروریسم بین المللی در هیبت سازمان "القاعده" و "طالبانیسم" را موجب گردیدند.                           
هم اکنون حاملان سنت با تکیه بر اخلاق گرایی تعیینی در دوره ی ماقبل مدرنیته و تابوهای فرهنگی گذشته تبدیل به نگهبانان دروازه ی آهنینی شده اند که ورود هیچ تفکر نوین مبتنی بر حقوق شهروندی و تغییر در مناسبات بشری و قراردادهای اجتماعی را برنمی تابند. بنیادگرایان نیز در وصل و فصل خود با سنت پرستان در تفوق شرع کهن بر عرف مدرن، آموزه های دینی و فرهنگی تکلیف مند را به مسیر مقاومت مدنی و تقابل فیزیکی با تحول و تکامل حقوق عمومی همراه کرده و منازعه ی فکری خود را در شکل جنگ های قومی – مذهبی هم چون "جنگ های صلیبی" به سطح محیط ژئوپلتیک کشانده اند. در میانه ی این پرش کهنه پرستی دنیای قدیم به جهان مدرن، محافظه کاران سیاسی قرار دارند که در قامت نیروهای به روز شده هم چنان با بهره گیری از مفاهیم ذاتی این دو عنصر تاریخی، از عوامل ذهنی و عینی خاص آن دوران جهت دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی در محیط جدید نهایت استفاده را می برند. چنانچه شورای آموزشی ایالت تکزاس در آمریکا که تحت سیطره ی نفوذ محافظه کاران مسیحی قرار دارد اخیرا با تغییر در کتب درسی مدارس با حذف و اضافه ی مبانی و مفاهیم نوین در یک رجعت ایدئولوژیک به گذشته، توانسته است پیوندهای ذاتی سنت، بنیادگرایی و محافظه کاری سیاسی در عرصه ی عینی زیست اجتماعی را به بهترین شکل ممکن به تصویر بکشد. در اصلاحات کتب درسی گفته می شود که ارزش های آمریکایی برای جهانیان سودمند بوده و به همین دلیل سازمان ملل متحد یک تهدید می باشد، با تشریح مزایای اقتصاد بازار گفته می شود که وضع مالیات های جدید از سوی دولت می تواند به توسعه و پیشرفت اقتصادی لطمه بزند و در توصیف چرایی دخالت دین در سیاست تا آنجا پیش می روند که نام "توماس جفرسون" را به دلیل مخالفت با این موضوع از لیست "پدران بنیانگذار" حذف کرده اند. تشابه ماهوی این اصلاحات درسی در تکزاس به عنوان قلب سیاسی – اقتصادی تفکر محافظه کاری سیاسی در جهان صنعتی چنانچه با تفکرات و اعمال سنت پرستان و بنیادگرایان در جهان در حال توسعه مورد مقایسه قرار گیرد واقعیت همزادی و تاثیر این ٣ عنصر متحد در نظم آفرینی محیط ژئوپلتیک مدرن به درستی اثبات و تایید می شود.                                                      

اردشیر زارعی قنواتی         
۴/٣/٨۹


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست