یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

داستان آخرالزمان را در غزه تعبیر می کنند


اردشیر زارعی قنواتی


• هم اکنون موازنه ارزشی در بحران بین حماس – تل آویو شکسته شده است و مشت آهنین دولت "ایهود اولمرت" موقعیت آنان را در داخل تقویت و در خارج تضعیف کرده است و این معادله نیز در مسیر عکس برای حماس اتفاق افتاده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۷ دی ۱٣٨۷ -  ۱۶ ژانويه ۲۰۰۹


خصوصیت بارز بحران های جدید پس از حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر با توجه به ماهیت و ذات اقتصادی آن، عبور از حوزه سیاسی به حوزه ایدئولوژیک می باشد که به همین دلیل راه حل برای آنان را سخت و شرایط بن بست گونه را تحمیل کرده است. این وضعیت نوین زمانی که با برهم خوردن موازنه ی قدیمی در محیط بین المللی که مبتنی بر نظام دوقطبی شرق و غرب بود پیوند می خورد، بی ثباتی موجود را تشدید می کند. یکجانبه گرائی کنونی جدا از تبعات منفی آن در راهبری نظام نوین بین المللی از این جهت که در اندیشه رهبران واشینگتن به خصوص در دوران زمامداری 8 ساله ی "جورج بوش" با گرایش مفرط به سمت کسب منافع اقتصادی کنسرن های بزرگ نظامی، نفتی و مالی و همچنین ایدئولوژیک کردن نظام سیاسی در بزرگترین هژمون بین المللی توام گشته است به این اوضاع ابعاد دوچندانی بخشیده است. نولیبرالیسم کنونی نظام ژئوپلتیک جهانی را در دامان یک پارادوکس مبتنی بر یک نظم یکجانبه که زاینده بحران های ماقبل مدرنیته ی تروریسم بنیادگرا و جنگ های سریالی بود و ژئواکونومیک را در بستر ولنگاری بازار آزاد که هم اینک نتایج آن را می توان در بزرگترین بحران اقتصادی پس از دهه 1930 دید، بی دفاع رها کرد. جنگ های ایدئولوژیک به دلیل اینکه از حوزه محاسبات علمی سود و زیان در چارچوب اختیار انسان مدرن به سمت محاسبات و مناسبات ذهنی و غیرماتریال در قالب جبر و تکلیف انسان مومن سمت یافته است، راه حل برای برون رفت از بن بست و تمایل به سمت صلح را به میزان زیادی کاهش داده است. از طرف دیگر همین خصوصیت ولنگاری اقتصاد نوین در حوزه اکونومیک و ایدئولوژیک شدن بحران های ملی و منطقه ای اخیر در عرصه سیاسی به جهت اینکه ریشه در اعتقادات گروهبندی وسیع تری در یک حوزه تمدنی دارد، فراتر از مرزهای جغرافیائی میدان منازعه، پای بازیگران حاشیه ای را هم به میان می کشد که این نیز خود می تواند به تعمیق بحران عمق بیشتری ببخشد. این وضعیت ماهیت و ذات سلبی خود را در فضای منازعه ای که ریشه در سیاست، اقتصاد، امنیت و فرهنگ دارد در ژئوپلتیک متن و حاشیه به عاریت گرفته است. به همین دلیل برون رفت از چالش های این قبیل بحران ها بسیار سخت و تا حدودی فراتر از حدود و ثغور مکانیزم های مدرن قابل تبیین و تعریف خواهد بود.                                                                                       
حمله ارتش اسرائیل در روز شنبه 27 دسامبر به نوار غزه و دولت تحت امر جنبش حماس هدیه خونین کریسمس رژیم تل آویو به مردم غزه بود که بنا به اخبار معتبر تاکنون بیش از 1050 کشته و 4500 زخمی برجای گذاشته است. عمق و گستردگی این تهاجم نظامی آن چنان ابعاد وحشتناکی داشته است که در طی دهه های اخیر در برخوردهای نظامی بین دو طرف سابقه نداشته است. این تهاجم از آنجا که ظاهرا دولت حماس انتظار وسعت عملیاتی در این ابعاد را نداشته است در طی دو روز اول موجب گردید تا اکثر تلفات از نیروهای شبه نظامی و پلیس دولت "اسماعیل هنیه" نخست وزیر حماس بوده و در کنار آن در روزهای بعد غیرنظامیان، کودکان و زنان طبق معمول جنگ های جنایتکارانه نیز در نهایت بی گناهی و عدم آمادگی تلفات بزرگی را متحمل شوند. بعد از پایان یافتن آتش بس شش ماهه بین اسرائیل و حماس در 21 دسامبر و عدم تمدید آن، انتظار درگیری بین دو طرف می رفت ولی این عکس العمل غیرمتعارف بدون شک فراتر از پیش بینی های معمول بوده است. بهانه همیشگی رهبران تل آویو در مورد موشک پرانی شبه نظامیان حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه هرگز نمی تواند عامل اصلی چنین تهاجم غیرمتعارفی تلقی شود. در این بین عوامل حاشیه ای بسیاری می تواند مدنظر تصمیم گیران اسرائیلی باشد که مهمترین آنان منافع کنسرن های بزرگ نظامی، نفتی و مالی در اوج بحران مالی کنونی، نزدیک شدن به پایان دوران ریاست جمهوری جورج بوش و احتمال تغییر سیاست واشینگتن، برگزاری انتخابات پارلمانی اسرائیل و بخت بیشتر احزاب تندرو برای تصدی پست نخست وزیری، افول قدرت و اعتبار "محمود عباس" و تاثیر گروهبندی های منطقه ای برای رقابت در میدان منازعه خاورمیانه از اهمیت بیشتری برخوردار است. نشست فوق العاده شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد لیبی عضو غیردائم این شورا در روز یکشنبه 28 دسامبر و صدور یک بیانیه غیرالزام آور و خنثی عمق حاشیه نشینی و عدم وجود ابتکار عمل از سوی جامعه بین المللی در این بحران را نشان می دهد. حتی قطعنامه شورای امنیت در روز پنچ شنبه 8 ژانویه که با رای 14 عضو دائم و غیردائم در مقابل رای ممتنع آمریکا به تصویب رسید و با عدم استقبال و التزام رعایت از سوی تل آویو مواجه شد بهترین گواه برای عدم التزام رهبران اسرائیل نسبت به قوانین و منشورهای بین المللی می بایست تلقی شود و هم سنگ قرار دادن این بی توجهی در مقایسه با شعارهای مقابله جویانه و اعلام عدم همکاری حماس هرگز در محاسبات سیاسی در این خصوص قابل قیاس نخواهد بود.
تهاجم به غزه برخلاف تصور بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران نمی تواند یک درگیری محدود به لحاظ فیزیکی و زمانی تلقی شود حتی بیم اینکه به کرانه باختری و حوزه های پیرامونی گسترش پیدا کند نیز وجود دارد. به همان دلیل ایدئولوژیک بودن جنگ بین حماس و اسرائیل هیچ کدام از طرفین در شرایط پرداخت هزینه بدون مطالبه عایدی حاضر به پذیرش آتش بس و میانجیگری برای صلح نخواهند بود. هم اکنون موازنه ارزشی در بحران بین حماس – تل آویو شکسته شده است و مشت آهنین دولت "ایهود اولمرت" موقعیت آنان را در داخل تقویت و در خارج تضعیف کرده است و این معادله نیز در مسیر عکس برای حماس اتفاق افتاده است که به همین دلیل که هنوز موازنه در موقعیت ثبات ساختاری برای طرفین مناقشه بوجود نیامده پذیرش آتش بس سخت و تنها در شرایط فشار همه جانبه بین المللی و منطقه ای قابل تصور خواهد بود. در این وضعیت تل آویو بدون رسیدن به اهداف اعلام شده خود برای عقب نشینی در تنگنای سیاسی قرار داشته و جنبش حماس برای اثبات موقعیت و جایگاه ملی و منطقه ای خود چاره ای به غیر از اقدام نظامی تلافی جویانه نداشته و در روزهای آینده باید در انتظار تحرکات رادیکال آنان بود. در این شرایط عقب نشینی اسرائیل و حماس و همچنین حامیان خارجی آنان از جنگ ایدئولوژیک خود به مفهوم سقوط موقعیت استراتژیک آنان تلقی می شود و تحت هیچ شرایطی رهبران تل آویو و نوار غزه و طیف حامیان به میل خویش این گزینه را انتخاب نمی کنند. حماس که بعد از غافلگیری اولیه هم اکنون تاکتیک عدم تجمع رسمی و تشکیل هسته های مقاومت خیابانی را سازماندهی کرده و همچنین ورود نیروی زمینی اسرائیل به نوار غزه دست هر دو طرف را برای مصالحه تا حدود زیادی به لحاظ موقعیت تسلط حداقلی و رادیکالیسم ایجاد شده تشکیلاتی در بدنه و راس جنبش حماس و آزمون ارزشی یک جنگ گسترده برای ارتش و دولت اسرائیل بعد از ناکامی در جنگ 33 روزه لبنان بسیار سخت و پیچیده تر کرده است. قتل عام کودکان و غیر نظامیان در مدرسه فلسطینی و همچنین درصد یک به هفت میزان تلفات دو سوی مناقشه تا حدود زیادی فراتر از ناز و کرشمه های خودپسندانه کارشناسان، تحلیلگران، سیاستمداران و بازیگران این فاجعه بزرگ می تواند بهترین عیار سنجش آتش بیاران معرکه به حساب آمده و معیاری منصفانه برای قضاوت باشد.   

Ardeshir250250@yahoo.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست