یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

حمله تروریسم به حلقه های ضعیف پیرامونی


اردشیر زارعی قنواتی


• مومبای بدون شک یک اخطار چند باره یی بود که نشان داد، نباید تروریسم کنونی در قالب چند گروه محدود ستیزه جو همچون القاعده، لشکر طیبه، مجاهدین اسلامی و نمونه های دیگر تحلیل و مورد توجه قرار گیرد بلکه باید به عنوان واقعیت وجود یک جنبش ارتجاعی – اعتراضی در شکل بندی های اشتباه نظام نوین بین المللی مورد بررسی و درمان قرار گیرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۱ آذر ۱٣٨۷ -  ۱ دسامبر ۲۰۰٨


حوادث تروریستی مومبای (بمبئی) در هند که شامگاه چهارشنبه ۲۶ نوامبر اتفاق افتاد و چندین روز به طول کشید، با توجه به ابعاد ماجرا، گستردگی تلفات، برنامه ریزی بسیار دقیق عملیات و موفقیت در جلب نظر افکار عمومی جهان که همواره اولویت اول جنبش جهانی تروریسم بوده است، فراتر از برخوردهای احساسی احتیاج به یک بررسی علمی در چارچوب درک درست از شرایط واقعی نظام بین المللی، منطقه یی و ملی خواهد داشت. تاکنون گفته شده است که در این سلسله رخدادهای هم زمان تروریستی در این شهر بیش از ۱۵۰ نفر کشته شده و حدود ٣۰۰ تن نیز مجروع گشته اند و همچنین مراکز مهم سیاحتی و زیرساختی بمبئی از جمله دو هتل مجلل "تاج محل" و "اوبروی تریدنت"، ایستگاه قطار شهری و یکی از مراکز تجمع یهودیان مورد تهاجم تروریست ها قرار گرفته است. حملات تروریستی اخیر یک کار برنامه ریزی شده و حرفه یی بوده است که خارج از توان تروریست های آماتور و محلی می باشد و به احتمال زیاد طراحی آن از سوی شبکه اصلی تروریسم بین المللی (به احتمال زیاد القاعده) با بهره گیری از عوامل و امکانات محلی (گروه مجعول مجاهدین دکن) انجام گرفته است. اظهارات احساسی و خشم آگین "مانموهان سینگ" نخست وزیر هند مبنی بر اینکه عاملین اصلی این رخدادها خارج از کشور و در کشوری همسایه قرار دارند هر چند که اشاره به پاکستان داشته و گویای این حقیقت است که ریشه تروریسم بنیادگرای اسلامی در آسیای جنوب شرقی در بستر هزارتوی این کشور می باشد ولی در درون این حقیقت اشکال متفاوتی از واقعیت قرار دارد که عدم درک درست از موقعیت دیالکتیکی آن می تواند ره به گمراهی برده و عمق فاجعه را ابعاد دو چندانی ببخشد. سخن سینگ به همان اندازه درست است که این سخن منتقدان که ریشه بنیادین تروریسم وافراط گرائی اسلامی را در ساپورت مالی، اطلاعاتی و نظامی جهادیون افغان و عرب توسط ایالات متحده و غرب در دهه ۷۰ میلادی بر علیه شوروی می دانند. به همین دلیل به همان نسبت که ساختار سیاسی – نظامی پاکستان در ایجاد و حمایت از این پدیده نفرت انگیز در گذشته مسئول تلقی می شود، واشینگتن و مجموعه غرب نیز می تواند در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته و اشاره به این واقعیات تنها بازخوانی پرونده های راکد برای ریشه یابی نسبت به این پدیده ضدانسانی می باشد. به جهت تحولاتی که در یک دهه اخیر و پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر در آمریکا به وجود آمده است و همچنین فروپاشی قدرت نظامیان و دولت ژنرال "پرویز مشرف" و حاکمیت احزاب سیاسی در سال ۲۰۰٨ در پاکستان، هرگونه برخورد انتزاعی و اتهام بین دولی در این ماجرا نه تنها راه حل نخواهد بود که حتی می تواند مهر تاییدی بر موفقیت و اهداف تروریستی پشت ماجرا نیز به حساب آید. دولت کنونی پاکستان به رهبری حزب مردم "آصف علی زرداری – یوسف رضا گیلانی" تحت هیچ شرایطی نقش مستقیم و غیرمستقیم در حوادث مومبای نداشته و حتی اثبات ارتباط تروریست های عمل کننده با محافل خاصی در پاکستان هیچ ارتباطی با ساختار سیاسی کنونی نخواهد داشت.                           
جنبش تروریستی کنونی که ریشه در ساختار دوگانه بنیادگرای دینی – استبداد سیاسی در منطقه خاورمیانه، قفقاز، جنوب شرقی آسیا و شاخ آفریقا دارد به این دلیل هم اکنون به سمت حوزه های پیرامونی کشیده شده است که آنان خود را در سطوح یک نهضت جهانی تعریف کرده و متقابلا قدرت های هژمونیک غربی نیز در یک دور باطل به جهت سیاسی و همچنین سلطه گری آشکار کسب منافع غیرمشروع در یک نبرد فیزیکی – ایدئولوژیک با این پدیده قرار گرفته اند. متاسفانه تا به امروز در بین لایه های سیاسی جهانی و فکرانباره های قدرتمند غرب و شرق تحلیل درستی از پدیده تروریسم انجام نگرفته و ارتباط ارگانیکی بنیادگرائی مذهبی و ناسیونالیسم منطقه ای در این خصوص در برخورد با این پدیده لحاظ نشده است. هند به این دلیل می تواند به عنوان یک حلقه ی ضعیف در این ماجرا مورد بررسی قرار گیرد که از یک سو موضوع همیشگی استقلال طلبی کشمیر، نبرد بر سر مسجد بابری مسلمانان یا معبد آیودای هندوها، رقابت منطقه یی این کشور با پاکستان در حوزه ژئوپلتیک افغانستان و تضادهای ماندگار فرهنگی و تمدنی بین این دو کشور همواره هند را درگیر چالش های تروریستی کرده است. حذف بدیل های سیاسی مدرن در مقابل استبداد حاکم، هجوم سلطه گرانه غرب به شرق، نگاه متروپلی نسبت به منابع خام این مناطق، بازآفرینی یک هیولای تحریک کننده افکارعمومی در جوامع غربی توسط محافل مشکوک و صاحبان صنایع تسلیحاتی – نفتی و همچنین ظهور لایه های ستیزه جوئی که از مذهب برای آرایش یک نبرد ایدئولوژیک استفاده می کنند، موجب گردیده تا یک ساخت و بافت نوظهور به وجود آید. ظهور تروریسم بین المللی و ارتباط آن با تفسیر خاصی از دین اسلام و گرایش لایه های ناراضی و جوان در مناطق در برگیرنده این حوزه چندگانه تمدنی در کنار نقش مخرب غرب در طی دهه های اخیر در جهت حمایت از دیکتاتوری های قرون وسطائی محلی و بهره برداری استعماری از منابع انرژی و مواد خام منطقه می بایست در یک مجموعه تحلیلی هم زمان مورد توجه قرار گیرد. برخورد انتزاعی و جزئی نگر به هر کدام از ابعاد متنوع پدیده تروریسم همان گونه که تا به امروز نشان داده است راه به گمراهی خواهد برد و تداوم سیکل معکوس کنونی خواهد بود. دیروز برج های دوقلوی نیویورک، کلوپ شبانه بالی، متروی لندن و مادرید، امروز مراکز سیاحتی – اقتصادی بومبای در هند و فردا که به یقین هر کجا از محیط بین المللی می تواند باشد، معادله چند مجعولی نیست که نتوان برای آن پاسخ منطقی یافت. چنانچه رهبران سیاسی – اقتصادی حاکم بر جهان در کنار قدرت رسانه ای و فرهنگ ساز کنونی در یک بستر تعامل گرا و درک مشروعیت منافع ملی و شخصی درچارچوب به رسمیت شناختن منافع مشروع بین المللی و منطقه یی به نبرد با تروریسم بین المللی اقدام کنند بدون شک نتیجه یی متفاوت تر از شرایط فعلی به دست خواهد آمد. در ضمن در هر دوره تاریخی جابجائی در ساختار قدرت یک الزام و ضرورت اجتناب ناپذیر می باشد و به همین دلیل مسدود کردن راه برای بدیل سازی های مدرن در قالب نبرد استبداد – دمکراسی، دین سیاسی – سکولاریسم، لیبرالیسم – سوسیالیسم و به طورکلی دگرگون سازی های مورد تمایل اکثریت، از سوی ساختار حاکم محلی و هژمون های بین المللی برخلاف هرگونه تلاش و کوشش برای برون رفت از این معضل بزرگ جهانی تلقی خواهد شد. مومبای بدون شک یک اخطار چند باره یی بود که نشان داد، نباید تروریسم کنونی در قالب چند گروه محدود ستیزه جو همچون القاعده، لشکر طیبه، مجاهدین اسلامی و نمونه های دیگر تحلیل و مورد توجه قرار گیرد بلکه باید به عنوان واقعیت وجود یک جنبش ارتجاعی – اعتراضی در شکل بندی های اشتباه نظام نوین بین المللی مورد بررسی و درمان قرار گیرد.   

منبع: کارگزاران


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست