یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

راه پیروزی و درس های شکست


اردشیر زارعی قنواتی


• موفقیت حزب دمکرات و تایید تحویل کلیدهای طلائی کاخ سفید به سناتور باراک اوباما هر چند که در قالب "موج بلند تغییر" به سرانجام رسید ولی واقعیت این تغییر فراتر از شعار تغییر مورد نظر وی خواهد بود. شانس و سرنوشت خوشایند کنونی برای اوباما از آنجا رقم خورد که شاخک های وی خیلی زود فرکانس های واقعی متفاوت از سوی افکار عمومی و الزامات غیرقابل اجتناب جامعه ی آمریکائی را رصد کرد و بر این موج تعیین کننده سوار شد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۶ آبان ۱٣٨۷ -  ۶ نوامبر ۲۰۰٨


روز سه شنبه بزرگ، چهارم نوامبر، از راه رسید و با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده همای پیروزی بر شانه های کاندیدای دمکرات، سناتور " باراک اوباما " که از این پس او را جهانیان پرزیدنت خطاب خواهند کرد، نشست. موفقیت سناتور ایلینوی با ۷/۵۱ درصد کل آرای فدرال در مقابل ۴۷ درصد و ٣۴۹ نماینده در مقابل ۱۴۷ نماینده در الکترال کالج موج تغییر را به یک سونامی تبدیل کرد که خانمان جمهوریخواهان را بر باد داد و پلاژهای ساحلی آنان را از جا کند. اوباما با پیروزی در ایالت های قرمز و خاکستری همچون اوهایو، فلوریدا، ویرجینا و آیوا که در دوره قبلی به جورج بوش رای داده بودند توانست این حقیقت ناخوشایند را به رخ جمهوریخواهان بکشد که از این پس جغرافیای انتخاباتی آمریکا و نقاط به ظاهر امن آنان نیز در معرض آسیب و دستبرد دمکرات ها قرار دارد. این پیروزی و تغییر بزرگ در آمریکا هر چند که به لحاظ ساختاری هیچ تغییر قابل توجهی را موجب نمی شود ولی در سیاست های جاری این کشور در حوزه داخلی و خارجی با توجه به شرایط ویژه کنونی حامل تغییرات روبنائی و تاکتیکی خواهد بود. آنچه در این روز رقم خورد هر چند که به صورت میدانی در چارچوب تبلیغات، شعارها، جنسیت، نژاد و طبقه در نظرسنجی های قبل از انتخابات قابل پیش بینی بود ولی دلیل اصلی بسیار فراتر از این گونه تقسیم بندی می بایست به حساب آید.
مسیر تحولات اجتماعی به طور معمول از منطق علمی تری بهره می برد که دوران های تاریخی و گذارهای بین دوره ای را رقم می زند. در ساختار سیاسی – اجتماعی آمریکا نیز بعد از دو دوره زمامداری جورج بوش و نئوکان های هوادار تز "جهان نوین آمریکائی" که شکست این پروژه در میدان عمل به اثبات رسید و همچنین به گل نشستن کشتی نولیبرالیسم در جریان بحران مالی که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اتفاق افتاد، روند رویدادها در درون این کشور می بایست مسیر تازه یی را حداقل در پوسته ی ظاهری خود به نمایش می گذاشت. همچنین پیروزی دمکرات جوان را باید فراتر از ابعاد سیاسی موضوع نیز مورد توجه قرار داد و آن را از زاویه ی یک تکامل اجتماعی و حقوق مدنی یا برابری نژادی در تحلیل تحولات جدید ایالات متحده هم لحاظ کرد. دیر زمانی نیست که رمان معروف " کلبه عمو توم " انسان را از واقعیت نظام برده داری در آمریکا به وحشت می انداخت و کمتر از نیم قرن نگذشته است که "مارتین لوتر کینگ" رهبر مبارزات جنبش مدنی سیاهپوستان خطاب به حامیانش فریاد برآورد که "من رویائی دارم" ولی طولی نکشید که این فریاد با شلیک گلوله نژادپرستان سفید در گلو خفه شد. اکنون در این جامعه یک سیاهپوست پرزیدنت بزرگترین ابرقدرت جهان می شود و میلیون ها سفید را به تحسین وامی دارد، هرچند که از فردای زمامداری به عنوان رهبر بزرگترین هژمون بین المللی به یقین در مقابل منافع دیگر ساختارها و به خصوص جهان در حال توسعه قرار خواهد گرفت که می بایست از وی به عنوان ساکن کاخ سفید یاد کرد.
اهمیت انتخابات ریاست جمهوری جهارم نوامبر با توجه به هم زمانی آن با انتخابات کنگره و سنای این کشور که موجب تقویت اکثریت شکننده حزب دمکرات در وضعیت جدید شد به این حزب و اوباما فرصت ویژه یی می دهد که به لحاظ سیاسی، اجتماعی و قضائی برای هر گونه تغییر یا رفرمی منحصر به فرد تلقی می شود. به همین دلیل پیروزی باراک اوباما و شکست "جان مک کین" در چارچوب روندهای تازه و تجدیدنظرطلبانه یی قابل فهم است که به مراتب فراتر از مرزبندی معمول تفاوت های فردی بین دو کاندیدا و حتی بین دو حزب دمکرات و جمهوریخواه تلقی خواهد شد.
            
چرا اوباما پیروز شد
موفقیت حزب دمکرات و تایید تحویل کلیدهای طلائی کاخ سفید به سناتور باراک اوباما هر چند که در قالب "موج بلند تغییر" به سرانجام رسید ولی واقعیت این تغییر فراتر از شعار تغییر مورد نظر وی خواهد بود. شانس و سرنوشت خوشایند کنونی برای اوباما از آنجا رقم خورد که شاخک های وی خیلی زود فرکانس های واقعی متفاوت از سوی افکار عمومی و الزامات غیرقابل اجتناب جامعه ی آمریکائی را رصد کرد و بر این موج تعیین کننده سوار شد. اقبال عمومی به سناتور دمکرات که تا درون خانه جمهوریخواهان نیز نمود واقعی پیدا کرد و شخصیت های مهم سیاه و سفید جمهوریخواه از جمله "کالین پاول" وزیر امور خارجه سابق دولت بوش و سناتور "چاک هگل" جمهوریخواه ضدجنگ را به هواداری از اوباما ترغیب نمود، دقیقا در راستای همین خصوصیت منحصر به فرد در این دوره از انتخابات رقم خورده است. در چنین فضائی خواسته و ناخواسته مرزبندی ها و قالب های سنتی بین دو حزب اصلی آمریکا تا حدودی در هم شکست و رقبا با صراحت بیشتری از برنامه های متفاوت خود سخن گفتند تا جائی که برای اولین بار در مبارزات انتخاباتی آمریکا کاندیدای دمکرات رسما از سوی رقیب خود به سوسیالیسم که تا به امروز تابوی بزرگ جامعه ی سیاسی – اجتماعی این کشور است، متهم شد. موج تغییر آن چنان اجتناب ناپذیر می نمود که برای اولین بار مبارزات انتخاباتی توسط جناح رقیب به حوزه های سنتی مبتنی بر جغرافیای سیاسی این کشور به سود دمکرات ها و به زیان جمهوریخواهان نیز کشیده شد. دمکراسی آمریکائی که در حوزه سیاسی بسیار متفاوت تر از نظام های لیبرال اروپائی می باشد و تا قبل از این انتخابات بر اساس تقسیم بندی های جغرافیائی و اقلیمی سامان یافته بود به میزان زیادی در طی این انتخابات موقعیت سنتی خود را مخدوش شده دید. راه پیروزی اوباما برخلاف درک مکانیکی بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران که ساختار سیاسی – اجتماعی ایالات متحده را تا به آن اندازه بسته و یا منجسم می دانند که اهمیت هیچ تغییر و رفرم را برای آن قائل نیستند، دقیقا از میان گسل شکاف های سیاسی – اجتماعی این ساختار که در طی سال های اخیر به جهت مواضع نئوکان های حاکم بر واشینگتن و بحران مالی متاثر از نظام بازار نولیبرالیستی ایجاد شده، گذشته است. به عکس نظر این گروه از کارشناسان، صرف بروز بحران در نظام مستقر در هر جامعه یی و در هر بستری از گذارهای تاریخی و یا تثبیت ساختار، به خودی خود نشاندهنده و اثبات کننده ی ضرورت رفرم و تغییر در آن می باشد که حداقل بعد از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا در حوزه سیاسی و اجتماعی نمود بارزی داشته است. همچنین نوع تبلیغات و اقدامات سناتور اوباما نشان می دهد که وی نسبت به رقیب جمهوریخواه خود درک بهتر و نگاه استراتژیک تری به این قضیه داشته است از جمله اینکه به جای استفاده پوپولیستی از جنسیت که می توانست سناتور "هیلاری کلینتون" را به عنوان معاونت انتخاب کند از سناتور "جو بایدن" با تجربه و منطبق با شعار تغییر مدنظر خود استفاده کرد.                                                                           

چرا مک کین شکست خورد
جمهوریخواهان در این دوره از انتخابات از همان ابتدا بر اساس جایگاه حزبی خود در تقابل با تحولات ضروری و الزام تغییر برای به سامان کردن شکاف های درونی و بیرونی قرار داشتند که به همین دلیل از پیش تا حدود زیادی محکوم به شکست شده بودند. میراث داری حکومت ٨ ساله جورج بوش و بی اعتباری سیاست های جنگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن، پوئن منفی بزرگی برای سناتور آریزونا بود که می بایست بادبان کشتی خویش را در بادهای شرطه و موج های بزرگ مخالف در دریای مشکلات برافرازد و ریسک به گل نشستن و تصادم با صخره ها را در این دریای توفانی به جان بخرد. اتفاقا مک کین تنها مهره یی در جمع جمهوریخواهان بود که تا حدودی شانس رقابت را برای این حزب در مبارزه با دمکرات ها هنوز می توانست زنده نگهدارد و این واقعیت از وضعیت مبارزات مقدماتی انتخابات درون حزبی که از میانه راه به عکس نمونه مشابه در حزب دمکرات، با پیروزی قاطع در مقابل " مت رامنی " و " مایک هاکابی " رقبای وی در این دوره کاملا قابل تشخیص بود. حزب جمهوریخواه برای انتخاب مک کین برای کاندیداتوری ریاست جمهوری نه تنها هیچ اشتباهی را مرتکب نشد که بسیار هم فراتر از جایگاه کنونی خود توان مانور و اقبال برای رقابت را یافت. این شکست بیش از آنچه به شخص سناتور آریزونا مربوط باشد تحت تاثیر موقعیت ناخوشایند حزب جمهوریخواه و دو دوره زمامداری جورج بوش بود که در سایه بحران های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بستر تغییر و گزینه ی بدیل را مهیا کرده بود. در چارچوب تحلیل استراتژیک، شکست مک کین فراتر از موقعیت شخصی و اشتباهات متعدد کمپین وی در عرصه تبلیغات ریاست جمهوری می بایست مورد توجه قرار گیرد. شکاف اجتماعی و گسست طبقاتی که در طی سال های اخیر تا حدود زیاد و ملموسی جامعه ی آمریکائی را به سمت دو قطبی شدن سوق داده است در کنار بروز بحران های مختلف کنونی و به خصوص بحران مالی، مک کین را از همان ابتدا در برزخ اعتبار و در نهایت جهنم شکست قرار داده بود. هر چند که وی به درستی تشخیص داده بود که موقعیت اعتباری حزب جمهوریخواه و دولت بوش به طور وحشتناکی سقوط کرده و می تواند مایه دردسر باشد و به همین دلیل تمام سعی خویش را برای مرزبندی با ساکن کنونی کاخ سفید انجام داد، تا جائی که در مناظره مستقیم با اوباما به صراحت گفت " من جورج بوش نیستم " ولی این مهر نحوست از همان آغاز کار بر پیشانی وی خورده بود. جدا از شکست اجتناب ناپذیر مک کین به لحاظ وضعیت عینی و شرایط تاریخی مقطع خاص کنونی، وی و کمپین جمهوریخواهان نیز دچار اشتباهات فاحشی شدند که تاوان آن را در شامگاه چهارم نوامبر به سختی پرداختند. پیرمرد که همواره رقیب دمکرات خود را به عدم تجربه متهم می کرد در یک تصمیم غافلگیرکننده و کاملا پوپولیستی که نشان از تصمیم گیری های تاکتیکی وی در حوزه تفکرات کلان برای موقعیت ها بزرگ و استراتژیک داشت، خانم " سارا پی لین " فرماندار ۴۴ ساله و بی تجربه آلاسکا را برای معاونت خود معرفی کرد تا شاید بر موج "جنبش فمنیستی "
زنان که در پشت سر سناتور " هیلاری کلینتون" جمع شده بودند، سوار شود. در حالی که وی از درک این نکته ناتوان بود که جنبش فمنیستی زنان نه بر اساس فیزیک بدنی و تنها جنسیت یک نماد وجود عینی دارد، بلکه ناشی از تمایلات، خواست و مطالبات برابری طلبانه یی است که با دیدگاه های حزب محافظه کار وی و تفکرات ماقبل مدرنیته خانم پی لین کاملا ناسازگار بوده است. چهارم نوامبر و حتی نظرسنجی های قبل از آن که در استقبال قابل توجه زنان برای رای دادن به اوباما بروز یافت، نشان داد که این جنبش بر بستر واقعی خود بروز می یابد و یک موجود مجازی و مومی شکلی نیست که هرکس بتواند به آن شکل دلخواه خود را بدهد. با توجه به نزدیکی مک کین به دولت بوش و استفاده از اطلاعات کامل تری نسبت به رقیب دمکرات خود که حداقل پس از ورشکستگی دو غول وام دهنده مسکن یعنی موسسات " فردی مک " و " فنی می " که بروز بحران مالی را حداقل در محافل دولتی حتمی کرده بود، شاید بهترین گزینه در شرایط کنونی آمریکا معرفی مت رامنی برای معاونت ریاست جمهوری بود که به واسطه تبحر در امور اقتصادی می توانست بیشتر نظر رای دهندگان وحشت زده از بحران اقتصادی را جلب کند. نوع تبلیغات انتخاباتی کمپین سناتور مک کین برخلاف کمپین دمکرات ها برمبنای یک سیاست سلبی و نفی گرایانه استوار بود و حملات بی وفقه آنان به شخص اوباما نه تنها نتایج مورد نظر را کسب نکرد که موجب انزجار افکارعمومی و به خصوص درصد قابل توجهی از رای دهندگان مستقل در ایالت های حساس و خاکستری شد. در صورتی که تاکتیک سلبی اوباما فقط در خصوص بوش و سیاست های دولت وی انجام می گرفت که در " آزمون تجربه عینی " بدنه اجتماعی واقعیت ناخوشایند آن را لمس کرده بودند در حالی که دو کاندیدای حاضر تازه در وضعیت امتحان قرار داشته و به خصوص دمکرات جوان منتقد اشتباهات عینی و قابل لمس دولت بوش بوده است. بعد از ٨ سال سیاست های شکست خورده بوش در دنبال کردن یکجانبه گرائی و تهاجم در عرصه سیاست خارجی برخلاف واقعیت های موجود که سناتور دمکرات را به تعامل و تنش زدائی با جهانیان و متحدان اروپائی آمریکا ترغیب می کرد، مک کین در تبلیغات خود چهره یک قهرمان قاطع و دگماتیسم را ارائه می داد در حالی که هنوز باور نداشت که دوران این توهم حداقل در این دوره از انتخابات به سر آمده است.

منبع: کارگزاران


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست